شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۲
مدرسه‌ای برای دخترانی که «بی‌اجازه» بزرگ می‌شوند

در ادبیات نوجوان، مدرسه معمولاً یکی از آشناترین مکان‌ها برای شکل‌گیری داستان است؛ جایی برای دوستی، رقابت، درس و تجربه‌های نخستین اجتماعی. اما مجموعه رمان‌های «#بی-اجازه» از این فضای آشنا استفاده‌ای متفاوت می‌کند. این مجموعه که انتشارات قدیانی منتشر کرده، جهانی داستانی مشترک دارد و رمان‌های آن به‌صورت گروهی و توسط نویسندگان مختلف نوشته شده‌اند. در این جهان، مدرسه فقط محل وقوع داستان نیست؛ جامعه‌ای کوچک است که زندگی دختران نوجوان در آن به یکدیگر گره می‌خورد.

به گزارش سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، قهرمانان مجموعه، دخترانی هستند که هرکدام با مسئله‌ای واقعی و گاه سنگین دست‌وپنجه نرم می‌کنند. یکی دختر معاون مدرسه است و با مادرش رابطه خوبی ندارد؛ دیگری ورزشکاری است که دوست صمیمی‌اش سرطان گرفته و هم‌زمان باید برای مسابقات و کنکور آماده شود. دختری با اعتیاد مادرش درگیر است، دختری درونگرا آرزو دارد عروسک بسازد و دختری دیگر رد یک کودک‌ربایی را دنبال می‌کند و به معلم مدرسه مشکوک می‌شود. دختری رؤیای گوینده رادیویی شدن دارد و برای تحقق آن تلاش می‌کند. گروهی از دختران نیز برای گریز از فشارهای زندگی شخصی، کافه‌ای در مدرسه راه می‌اندازند و به درس و ادبیات پناه می‌برند. در میان این شخصیت‌ها، دختری نیز با مرگ خواهر دوقلویش و مسئله اهدای اعضای او مواجه می‌شود.

این تنوع نشان می‌دهد «#بی-اجازه» نوجوانی را به یک تجربه واحد تقلیل نمی‌دهد. اعتیاد، بیماری، سوگ، اختلاف با والدین، رؤیاهای شغلی، تنهایی، دوستی، ازدواج و کنجکاوی، بخشی از مسائل ذهنی، اجتماعی و رشدی شخصیت‌های این مجموعه‌اند. دختران این داستان‌ها صرفاً مخاطب نیستند؛ صاحبان داستان‌اند: تصمیم می‌گیرند، اشتباه می‌کنند، می‌ترسند، اعتراض می‌کنند، رؤیا می‌سازند و می‌کوشند درباره زندگی خودشان تصمیم بگیرند.

از این منظر، مدرسه به عنصری روایی تبدیل می‌شود، نه صرفاً یک «لوکیشن». نوجوان مشکلات خانه‌اش را پشت در مدرسه نمی‌گذارد؛ بیماری دوست، اعتیاد مادر، اختلاف با والدین یا ترس از آینده نیز همراه او به کلاس می‌آیند. حضور شخصیت‌ها در یک جهان مشترک نیز به مجموعه امکان می‌دهد خواننده به‌جای ورود به جهان‌های کاملاً جدا، بخش‌های مختلف یک مدرسه و زندگی آدم‌های آن را دنبال کند.

البته نوشتن یک جهان داستانی مشترک برای چند نویسنده، چالش‌هایی مانند حفظ انسجام شخصیت‌ها و فضای داستان را به همراه دارد، اما تفاوت نگاه نویسندگان می‌تواند به مجموعه تنوع ببخشد.

عنوان «#بی-اجازه» نیز معنایی فراتر از سرپیچی از مقررات دارد. شاید «بی‌اجازه» بودن این دختران، تلاش آنها برای عبور از مرزهایی باشد که دیگران برایشان تعیین کرده‌اند و پیدا کردن صدای خودشان؛ اینکه پیش از آنکه دیگران درباره زندگی‌شان تصمیم بگیرند، خودشان حرف بزنند.

در شرایطی که بخش قابل توجهی از آثار نوجوان موجود در بازار ترجمه‌اند، انتشار چنین مجموعه‌ای توسط ناشری شناخته‌شده مانند قدیانی و با همکاری نویسندگان نام‌آشنا در ادبیات کودک و نوجوان ایران، می‌تواند نشانه‌ای امیدوارکننده برای ادبیات تألیفی نوجوان باشد؛ مجموعه‌ای که می‌کوشد دختر نوجوان را نه فقط به‌عنوان مخاطب، بلکه به‌عنوان قهرمان و صاحب روایت به رسمیت بشناسد.

عناوین و نویسندگان این مجموعه عبارتند از: تاکردن گوساله/ معصومه یزدانی- عروسک‌ساز/ زهرا شاهی- رادیو ترانه، موج ممنوعه/ شهرزاد شهرجردی- مچ پوینت/ زهرا جلایی‌فر- کافه بام/ سمیرا قیومی- من مادر مادرم بودم/ سمیه سیدیان- راز عروسک یک چشم/ مهسا تکاپومنش.

نکته قابل توجه دیگر در مورد این مجموعه قیمت‌ مناسب آن‌ها نسبت به آثار مشابه چاپ شده است که به دلیل نگاه ویژه ناشر برای امکان تهیه کتاب برای نوجوانان در شرایط اقتصادی امروز انجام شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها