به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انتشار مجموعه دو جلدی «نوجوان ایرانی» را میتوان یکی از مهمترین اتفاقات پژوهشی سالهای اخیر در حوزه نوجوان دانست؛ اثری که با تکیه بر پیمایشهای گسترده میدانی، تلاش کرده تصویری واقعی از زیست جهان نوجوانان امروز ایران ارائه دهد.
احمد امینفرد، خبرنگار حوزه کودک و نوجوان خبرگزاری صداوسیما و مدرس دانشگاه، انتشار این مجموعه را نقطه عطفی در پژوهش این حوزه میداند و معتقد است، شناخت نسل جدید، بدون رجوع به چنین آثاری ممکن نیست.
به گفته او، در کنار معرفی این مجموعه، در سالهای اخیر، پژوهشهای دیگری هم منتشر شدهاند که هر کدام بخشی از واقعیت زندگی نوجوان ایرانی را آشکار میکنند و میتوانند برای پژوهشگران، برنامهسازان و سیاستگذاران فرهنگی، نقشهراهی برای تصمیمگیری برای این گروه سنی در جامعه باشند.
تصویری بدون پیشداوری از نوجوان امروز
به اعتقاد امینفرد، یکی از مهمترین اتفاقاتی که طی این سالها در حوزه مطالعات نوجوان افتاده، انتشار مجموعه دوجلدی «نوجوان ایرانی» است؛ اثری که عباس جواهری و مطهره وکیلی آن را بر پایه یک کلانپروژه پیمایشی تدوین کردهاند؛ از نگاه او، اهمیت این کتاب بیش از هر چیز در این است که به جای روایتهای کلی و قضاوتهای رایج درباره نسل جدید، به سراغ دادههای میدانی رفته و تصویری مستند از وضعیت نوجوانان ایران ارائه میدهد.
او توضیح میدهد: این پژوهش، برخلاف بسیاری از آثار مشابه، تنها به یک شهر یا یک گروه اجتماعی محدود نشده و با دربر گرفتن تنوع قومی، فرهنگی، طبقاتی و جغرافیایی کشور، تلاش کرده تصویری نزدیکتر به واقعیت ارائه دهد؛ همین ویژگی باعث شده بتوان تفاوتهای میان نوجوانان شهرهای بزرگ، مناطق کمبرخوردار و اقلیمهای مختلف را نیز در آن مشاهده کرد.
جلد نخست این مجموعه بر هویت و نظام ارزشی نوجوانان تمرکز دارد؛ اینکه نوجوان امروز خود، خانواده، مذهب، هویت ملی و آینده را چگونه میبیند و چگونه میان سنتهای خانوادگی و الگوهای جهانی در حال انتخاب و بازتعریف هویت خویش است.
جلد دوم هم از زاویهای متفاوت به زندگی نوجوان ایرانی نزدیک میشود و سبک زندگی، الگوی مصرف فرهنگی، چگونگی استفاده از فضای مجازی، موسیقی، فیلم، تفریح و روابط با همسالان را بررسی میکند؛ یکی از مهمترین دستاوردهای این جلد، نشان دادن جایگاه فضای دیجیتال به عنوان یکی از مهمترین میدانهای هویتسازی نوجوانان امروز است.
از «نوجوان مسئلهدار» تا «نوجوان کنشگر»
به باور این مدرس دانشگاه، ارزش واقعی «نوجوان ایرانی» تنها در حجم اطلاعات آن خلاصه نمیشود، بلکه زاویه نگاه کتاب هم اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از پژوهشها و تحلیلهای گذشته، نوجوان را اغلب به عنوان یک «مسئله» میدیدند؛ نسلی که باید درباره آسیبهایش سخن گفت؛ اما این مجموعه تلاش کرده نوجوان را به عنوان یک «کنشگر اجتماعی» معرفی کند؛ فردی که در حال تعامل و مذاکره با خانواده، مدرسه، رسانه و جامعه است و تلاش میکند جایگاه خود را در جهان امروز پیدا کند.
یکی دیگر از نقاط قوت این پژوهش، اتکا به دادههای آماری است. بسیاری از بحثهایی که امروز درباره شکاف نسلی یا تغییر ارزشها مطرح میشود، بر پایه برداشتهای شخصی است، اما این کتاب نشان میدهد که این تحولات را میتوان با استناد به دادههای واقعی مطالعه کرد.
یافتههای این پژوهش نشان میدهد شکاف نسلی، دیگر تنها یک تعبیر رسانهای نیست، بلکه واقعیتی است که در رفتار، نگرش و سبک زندگی نوجوانان دیده میشود.
نوجوان امروز بیش از گذشته با فناوری، تجربههای فردی و منطق کارآمدی زندگی میکند، در حالی که بسیاری از ساختارهای رسمی همچنان بر الگوهای سنتی استوارند؛ موضوعی که شناخت آن برای سیاستگذاران فرهنگی، نظام آموزشی و حتی برنامهسازان رسانه اهمیت زیادی دارد و به عبارتی میتواند نقشهراه برنامهسازی و برنامهریزی برای نوجوان را در اختیار آنها قرار دهد.
اگر قرار است نوجوان را بشناسیم...
شناخت نوجوان ایرانی به مطالعه یک کتاب محدود نمیشود. در سالهای اخیر آثار پژوهشی ارزشمند دیگری هم منتشر شدهاند که هر کدام بخشی از این پازل را کامل میکنند.
گزارشها و مجموعه آثار «نوجوان ایرانی و زیستجهان دیجیتال» (مجموعه مقالات و گزارشها) را که توسط مرکز تحقیقات صداوسیما و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شدهاند، از مهمترین منابع برای شناخت مصرف رسانهای نسل جدید است و این پژوهشها نشان میدهند که نوجوان ایرانی چگونه از رسانههای سنتی فاصله گرفته و شبکههای اجتماعی، بازیهای رایانهای و زیست دیجیتال را به بخش مهمی از زندگی روزمره خود تبدیل کرده است؛ این گزارشها، سند ملی ما برای فهم این نسل هستند.
از دیگر آثاری که امینفرد بر مطالعه آن تأکید دارد، کتاب «جامعهشناسی جوانان ایران» نوشته محمدرضا طالبان است؛ اثری که به جای پرداختن به نمودهای ظاهری تفاوت نسلها، ریشههای اجتماعی و ساختاری تغییر ارزشها را بررسی میکند و نشان میدهد چگونه فردگرایی، استقلالخواهی و تغییر نظام ارزشی، روابط نوجوان با خانواده و جامعه را دگرگون کرده است.
این کتاب، تغییرات هویتی نوجوانان و جوانان را در نسبت با تغییرات ساختاری کلان جامعه ایرانی تحلیل میکند و تلاش کرده از شعارزدگی پرهیز کند.
او همچنین کتاب «کودکی، نوجوانی و مدرنیته در ایران» نوشته افسانه کمالی را از دیگر آثار قابل توجه این حوزه میداند؛ کتابی که به این پرسش پاسخ میدهد که نوجوان ایرانی چگونه میان الزامات جامعه مدرن و ساختارهای سنتی قرار گرفته و همین وضعیت، تجربهای متفاوت از نوجوانی را برای او رقم زده است. این کتاب، به تحلیل تعلیق در زندگی نوجوان ایرانی میپردازد و توضیح میدهد که چرا نوجوانان ما باوجود دسترسی به تکنولوژیهای جهانی، در محیط آموزشی و ساختارهای حقوقی سنتی، همچنان احساس محدودیت میکنند و این تضاد، منبع اصلی خشم یا انفعال آنهاست.
در کنار این آثار، کتاب «پدیده جوانان؛ مطالعاتی در هویت و فرهنگ» نوشته مجید کوهی هم یکی از منابع مهم برای شناخت نقش گروههای همسال، فرهنگ عامه و فضاهای مجازی در شکلگیری هویت نوجوانان است؛ اثری که نشان میدهد نوجوانان چگونه در نبود بسیاری از فضاهای عمومی، قلمروهای تازهای برای ساختن هویت خود ایجاد میکنند.
نویسنده، در این کتاب بررسی میکند که نوجوان ایرانی چگونه در گروههای همسالان، خرده فرهنگیهای خاص خود را ایجاد میکند تا از فشارهای بزرگسالان (مدرسه و خانواده) فرار کند.
به دلیل محدود بودن فضاهای عمومی برای نوجوانان، این کتاب به خوبی نشان میدهد که نوجوانان چگونه فضاهای نیمه پنهان یا مجازی را به قلمروهای هویتسازی خود تبدیل کردهاند.
اگر این آثار در کنار یکدیگر مطالعه شوند، تصویری جامعتر از نوجوان ایرانی شکل میگیرد؛ تصویری که در آن، پژوهشهای پیمایشی واقعیتهای آماری را روایت میکنند، آثار جامعهشناختی چرایی این تحولات را توضیح میدهند و مطالعات فرهنگی، تجربه زیسته نسل جدید را به نمایش میگذارند.
هر برنامهساز، پژوهشگر یا سیاستگذاری که میخواهد برای نوجوان ایرانی تصمیم بگیرد، پیش از هر چیز باید این نسل را بر اساس دادههای معتبر بشناسد؛ زیرا بدون شناخت دقیق، سیاستگذاری نیز بیش از آنکه بر واقعیت استوار باشد، بر حدس و گمان تکیه خواهد داشت.
نظر شما