به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، خاطرات برجایمانده از دوره پهلوی نشان میدهد که کنترل جزایر ایرانی خلیج فارس و تنگه هرمز، بهعنوان یک خط ثابت و تغییرناپذیر در سیاست دفاعی و خارجی دنبال میشد. این رویکرد حتی در شرایطی که رژیم پهلوی روابط بسیار نزدیک، وابستگی نظامی و نفوذ گسترده ایالات متحده را پذیرفته بود، حفظ شد.
هرچند فرامتن این خاطرات حکایت از تلاشهای رژیم پهلوی برای خرید تجهیزات نظامی از آمریکا و دریافت سهم نفتی بیشتر از شرکتهای انگلیسی با کارت تنگه هرمز و خلیج فارس دارد.
نگرانی نسبت به امنیت جنوب خلیج فارس
در یادداشت روز یکشنبه ۲۰ دی ۱۳۴۹، اسدالله علم مینویسد که شاه در پیام شفاهی به سفیر آمریکا درباره نفوذ شوروی در منطقه و بیتوجهی ایالات متحده برای نیازهای نظامی ایران هشدار داد. او درباره شبه جزیره مسندم (در مدخل خلیج فارس و روبهروی بندرعباس) ابراز نگرانی کرد. شاه به علم گفت که اگر این شبه جزیره به دست «یمن جنوبی» بیفتد — که در آن سالها حکومتی چپگرا و نزدیک به نیروهای کمونیستی داشتند — شیخنشینهای جنوب خلیج فارس مانند مسقط و رأسالخیمه توانایی دفاع نخواهند داشت. او تأکید کرد که ایران از غرب «جز تقویت معنوی چیزی نمیخواهد، شما هم که غیر از ما کسی را ندارید»، اما در عین حال هشدار داد که اگر جنبشهای چپگرا در جنوب تنگه هرمز فعال شوند، ایران «شبه جزیره مسندم را اشغال خواهد کرد.»
این موضع نشان میدهد که موضوع حفاظت از مدخل خلیج فارس در محاسبات آن دوره بهعنوان یک خط قرمز تعریف شده بود، هرچند شاه برای تامین امنیت آن از آمریکاییها کمک میخواست.
تأکید بر نقش جزایر در نظارت بر تنگه هرمز
سه روز بعد، در چهارشنبه ۲۳ دی ۱۳۴۹، علم گزارش میدهد که شبی را در منزل سفیر آمریکا در تهران سپری کرده و در آنجا با سفیر آمریکا در لندن نیز ملاقات داشته است. در این نشست سهنفره، علم چند موضوع را مطرح کرد.
او ایران را در برابر نفوذ «اخلالگران» (اشاره به نیروهای کمونیستی و چپگرا) توصیف کرد و گفت این ایستادگی مستقیماً به نفع منافع غرب است. سپس گلایه کرد که آمریکا کمک نظامی خود به ایران را کاهش داده، در حالی که ایران با پول خود اسلحه میخرد تا منافع غرب را نیز حفظ کند.
در بخش بعدی گفتوگو، موضوع جزایر ابوموسی و تنب مطرح شد. علم گفت: «از جزایر نمیتوان گذشت. در مدخل خلیج فارس است و اگر در دست اشخاص ناباب باشد، منافع همه در خطر است.»
برای اثبات اهمیت موضوع، علم به آمار ترافیک دریایی اشاره کرد و گفت: «از تنگه هرمز بهطور متوسط هر ۱۲ دقیقه یک کشتی میگذرد و جزایر ابوموسی و تنب کاملاً این تنگه را نظارت میکنند.»
در این گفتوگو، جزایر ابوموسی و تنب بهعنوان نقاط نظارتی بر تنگه هرمز معرفی شدند و واگذاری یا از دست دادن تسلط بر آنها مساوی با از دست دادن کنترل بر مسیر اصلی عبور نفت تلقی شد. این موضع در شرایطی بیان میشد که حکومت پهلوی وابستگی نظامی و سیاسی گستردهای به ایالات متحده داشت.
مخالفت با حضور نظامی قدرتهای بزرگ در خلیج فارس
در چهارشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۵۲، علم از دیدار با ریچارد الینگورت (وزیر مختار انگلیس) گزارش میدهد. الینگورت نامهای از سفیر انگلیس آورده بود که در آن نگرانی دولت بریتانیا درباره اعلامیه احتمالی ایران و کشورهای خلیج فارس برای «خروج قدرتهای بزرگ از منطقه» مطرح شده بود. در این نامه تأکید شده بود که بسیاری از پرسنل نظامی انگلیس در عمان و امارات مستقیماً زیر نظر دولت ملکه کار میکنند و اگر چنین اعلامیهای صادر شود، وضعیت حقوقی این افراد دچار ابهام خواهد شد.
پاسخ شاه که علم آن را به الینگورت منتقل کرد این بود که پرسنل انگلیسی باید دقیقاً مانند مستشاران نظامی آمریکایی در ایران عمل کنند. یعنی بهعنوان مشاور و حقوقبگیر دولتهای محلی شناخته شوند، نه بهعنوان نیروی پایگاهدار. شاه سپس یک تمایز جغرافیایی ایجاد کرد و گفت: «از تنگه هرمز به طرف مشرق که خلیج فارس نیست، پس در عمان و مسقط که برای آنها مشکلی تولید نمیشود. در خلیج فارس اگر وضعیت مشابه ما با مستشاران آمریکایی را در نظر بگیرند، دیگر اشکالی پیش نمیآید.» در پایان تأکید کرد: «من مکرر گفتهام که باید قدرتهای بزرگ از خلیج فارس خارج شوند».
این موضع نشان میدهد که حتی در چارچوب روابط نزدیک با غرب، رژیم پهلوی حاضر به پذیرش حضور نظامی مستقیم قدرتهای بزرگ در محدوده خلیج فارس نبود و بر حفظ کنترل خود در این منطقه اصرار داشت.
اعلام آمادگی برای جنگ بر سر تنگه هرمز
در یکشنبه ۸ تیر ۱۳۵۴، علم در گفتوگویی با شاه از مطالعه تاریخ ناپلئون سخن گفت و او را با ناپلئون مقایسه کرد. علم گفت ناپلئون «مرد جنگ» بود، اما شاه «مرد صلح» است. شاه در پاسخ به سیاست خود در قبال عراق و بحرین اشاره کرد، اما بلافاصله یک استثنا مطرح نمود: «اگر برای امنیت تنگه هرمز که یک قضیه حیاتی و مماتی برای کشور است، جنگ لازم باشد، میکنم.»
او برای نشان دادن جدیت این موضع، به دو اقدام نظامی اشاره کرد: تصرف جزایر ابوموسی و تنب که آن را «جنگی نبود» توصیف کرد، اما نشاندهنده عزم برای کنترل تنگه دانست؛ و دخالت نظامی در مسقط و عمان که آن را «جنگ دفاعی» خواند و گفت این اقدام برای جلوگیری از نفوذ شوروی به اقیانوس هند صورت گرفته است.
در این گفتوگو، موضوع تنگه هرمز بالاتر از اختلافات با عراق یا مسئله بحرین قرار گرفت و هر هزینه نظامی برای حفظ کنترل بر آن توجیهپذیر شمرده شد.
تشریح خطرات منطقهای برای آمریکاییها
در پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۵۴، علم از دیدار با یک نماینده جوان کنگره آمریکا گزارش میدهد. این نماینده نگرانی کنگره را درباره خرید تسلیحات فراوان توسط ایران ابراز کرد و گفت کنگره میترسد این سلاحها برای «تهاجم» به کار رود. علم در پاسخ تحلیلی از اوضاع منطقه ارائه داد.
او به خطر نفوذ «همسایه شمالی» (شوروی) در افغانستان و پاکستان اشاره کرد و گفت اگر استقلال پاکستان خدشهدار شود، روسها افغانستان را پشت سر گذاشته و خود را به خلیج فارس خواهند رساند. سپس اهمیت خلیج فارس، تنگه هرمز و نفت عبوری از آن را تشریح کرد و نتیجه گرفت که ایران برای حفظ خود و «حفظ این نقطه از عالم» اسلحه میخرد و این اقدام تهاجمی نیست، بلکه تدافعی است.
در این بخش نیز حفظ کنترل بر تنگه هرمز و خلیج فارس بهعنوان دلیل اصلی خرید تسلیحات مطرح شد؛ موضوعی که در شرایط وابستگی نظامی گسترده به ایالات متحده بیان میگردید.
آخرین اظهارات شاه در جلسه نظامی کاخ نیاوران
بر اساس خاطرات دریادار کمال حبیباللهی آخرین فرمانده نیروی دریایی ارتش شاه، در جلسهای که با حضور شاپور بختیار (نخستوزیر)، ارتشبد قرهباغی، سپهبد ربیعی و دیگر فرماندهان در کاخ نیاوران برگزار شد، شاه پس از تأکید بر اطاعت فرماندهان از نخستوزیر، ناگهان به مصاحبه بختیار درباره «نخواستن نقش ژاندارمی خلیج فارس» اشاره کرد و با لحنی صریح گفت: «دفاع از مرزهای آبی مملکت در مرزهای آبیاش انجام نمیشود، در عمق در بعد مسافت در دریاها انجام میشود و این ژاندارمی نیست که ما میکنیم، دفاع از سواحل خودمان میکنیم منتهی در سرتاسر خلیج فارس و آنطرف شمال اقیانوس هند.»
این اظهارات در واپسین روزهای رژیم پهلوی نشان میدهد که حتی در آن مقطع نیز موضوع حفظ کنترل بر خلیج فارس و جزایر بهعنوان یک اصل ثابت مطرح بود.
مجموعه خاطرات یادشده نشان میدهد که حفظ کنترل بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک و نیز تنگه هرمز، بهعنوان یک خط ثابت در سیاست آن دوره دنبال میشد. این مواضع اگرچه برای گرفتن امتیازات بیشتر بود اما در گفتوگوهای دیپلماتیک با آمریکاییها و انگلیسیها، محاسبات نظامی و آخرین دستورهای نظامی تکرار میشد.
نظر شما