سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: اصفهان در تاریخ فرهنگ و اندیشه ایران، تنها به واسطه آثار معماری و میراث ملموس خود شناخته نمیشود؛ این شهر در طول سدههای گذشته یکی از مهمترین خاستگاههای تولید دانش، شکلگیری سنتهای علمی، پرورش عالمان، ادیبان و پژوهشگرانی بوده است که بخش مهمی از حافظه مکتوب ایران را شکل دادهاند. شناخت این چهرهها و بررسی دقیق آثار، روش علمی و تأثیرگذاری آنان، راهی برای بازخوانی بخشی از تاریخ اندیشه ایرانی و شناخت نقش اصفهان در تداوم جریانهای علمی و فرهنگی کشور است.
پرونده «چهرههایی که اصفهان را نوشتند» در هر شماره با هدف معرفی و واکاوی زندگی، آثار و اندیشههای یکی از مفاخر برجسته اصفهان، به سراغ صاحبنظران، پژوهشگران و اندیشمندان حوزههای تخصصی مرتبط میرود تا تصویری فراتر از روایتهای معمول و شناختهشده از این شخصیتها ارائه کند. این پرونده تلاش دارد با تکیه بر نگاه پژوهشی، ابعاد کمتر دیدهشده میراث علمی و فرهنگی بزرگان اصفهان را بررسی کند و نسبت میان آثار آنان با تاریخ اجتماعی، ادبی و علمی این شهر را مورد توجه قرار دهد.
هشتمین شماره این پرونده به جلالالدین همایی اختصاص دارد؛ ادیب، شاعر، مصحح، نسخهشناس و پژوهشگری که نام وی با بخش مهمی از مطالعات ادبی، تاریخی و اصفهانشناسی معاصر پیوند خورده است. همایی از معدود چهرههایی بود که در دوره گذار از سنت آموزشی حوزههای علمی قدیم به نظام دانشگاهی جدید، توانست سرمایه دانشی گذشته را با روشهای پژوهشی دوران جدید همراه کند. آثار وی، بهویژه در حوزه تاریخ رجال، تصحیح متون، شرح احوال بزرگان، تاریخ ادبیات و شناخت لایههای مختلف فرهنگی اصفهان، همچنان از منابع مهم پژوهشگران به شمار میرود. در همین زمینه و برای بررسی جایگاه علمی و ابعاد کمتر شناختهشده شخصیت جلالالدین همایی، با حسین مسجدی، اصفهانپژوه و دانشیار ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، به گفتوگو نشستیم.
جلالالدین همایی را معمولاً به عنوان ادیب، شاعر و مصحح متون میشناسند، اما به نظر میرسد ابعاد شخصیت علمی وی بسیار گستردهتر از این عناوین است. برای آغاز گفتوگو، اگر بخواهیم جایگاه همایی را در تاریخ فرهنگی ایران و بهویژه اصفهان تعریف کنیم، از چه منظری باید به این شخصیت نگاه کنیم؟
برای سخن گفتن درباره جلالالدین همایی، باید ابتدا به یک نکته مهم توجه کنیم و آن پیوند عمیق شخصیت علمی وی با اصفهان است. سخن گفتن درباره همایی بدون توجه به بستر فرهنگی و علمی اصفهان تقریباً امکانپذیر نیست؛ زیرا او محصول یک سنت علمی چندصدساله است. اگر چنین شخصیتی در محیط دیگری غیر از اصفهان متولد میشد، شاید بخشی از این ویژگیهای علمی و فرهنگی که در وجود وی شکل گرفت، به این صورت پدید نمیآمد.
اصفهان یک شهر تاریخی معمولی نیست. بارها درباره این شهر گفته شده که یکی از ویژگیهای مهم آن، توانایی پیوند دادن دوره سنتی با دوره جدید است. اصفهان در دورهای که نظام آموزشی قدیم در حال گذار به ساختارهای جدید دانشگاهی بود، توانست بخشی از سرمایه علمی گذشته خود را به دوران جدید منتقل کند. به باور من، جلالالدین همایی نماینده تمامعیار همین پیوند است؛ یعنی شخصیتی که هم ریشه در حوزههای علمی سنتی، مدرسههای قدیم، نسخههای خطی و علوم کلاسیک داشت و هم در فضای دانشگاه جدید حضور پیدا کرد.
امروز شاید کمتر بتوان شخصیتی را یافت که چنین جامعیتی داشته باشد. همایی تنها یک استاد ادبیات نبود؛ او در فقه، اصول، فلسفه، منطق، تاریخ، رجال، عرفان، نجوم، ریاضیات قدیم و علوم ادبی صاحب مطالعه عمیق بود. این جامعیت البته محصول یک اتفاق نبود، بلکه حاصل سالها تلاش، ممارست و یک شیوه زندگی علمی متفاوت بود.

یکی از نکاتی که درباره همایی کمتر مطرح شده، سختکوشی و ریاضت علمی او است. این ویژگی چگونه در شکلگیری شخصیت علمی وی تأثیر گذاشت؟
وقتی درباره استاد همایی صحبت میکنیم، باید به دورهای توجه کنیم که دانشمند شدن نیازمند سالها ممارست و تحمل سختی بود. او در مدرسه نیماورد و دیگر مراکز علمی اصفهان نزد استادان بزرگی تعلیم دید و در طول بیش از دو دهه از محضر استادان برجسته زمان خود بهره برد.
نکته مهم این است که همایی صرفاً به حضور در کلاس درس اکتفا نمیکرد. شیوه زندگی او بر مطالعه مستمر و کار شبانهروزی علمی استوار بود. از خود وی نقل شده که نزدیک به بیست سال هیچ شبی را در رختخواب نخوابیده است، مگر شب عید غدیر، و بسیاری از شبها تا زمانی که توان جسمیاش اجازه میداد، مشغول مطالعه و تحقیق بوده است.
این موضوع را باید در کنار حجم عظیم یادداشتها، حاشیهنویسیها و کارهای پژوهشی وی دید. بخش قابل توجهی از نسخههای خطی که امروز در کتابخانهها وجود دارد، دارای یادداشتها و حواشی علمی همایی است. او فقط نسخه را نمیخواند، بلکه با آن زندگی میکرد؛ نکتهبرداری میکرد، مقایسه میکرد و تلاش داشت ارتباط میان منابع مختلف را پیدا کند.
به همین دلیل است که وقتی آثار همایی را مطالعه میکنیم، با نویسندهای مواجه میشویم که پشت هر صفحه آن، سالها ممارست و تجربه علمی وجود دارد. این ویژگی یکی از تفاوتهای مهم همایی با بسیاری از پژوهشگران پس از خود است.

همایی علاوه بر پژوهشگر و استاد دانشگاه، شاعر نیز بود و با تخلص سنا شعر میسرود. جایگاه شعر او در کارنامه علمی وی چگونه ارزیابی میشود؟
شاعری همایی بخشی جداییناپذیر از شخصیت فرهنگی او است. بسیاری او را بیشتر با آثار پژوهشی و علمیاش میشناسند، اما نباید فراموش کرد که وی شاعر صاحبدیوانی بود و تخلص «سنا» داشت.
شعر همایی در ادامه سنت بازگشت ادبی قرار میگیرد؛ جریانی که در اصفهان شکل گرفت و سپس در فضای ادبی تهران نیز گسترش پیدا کرد. او در غزل و قصیده، به ویژه در پیوند با زبان و ساختار شعر کلاسیک، توانایی قابل توجهی داشت.
یکی از ویژگیهای برجسته او، مهارت در سرودن ماده تاریخ است. همایی در این زمینه از شاعران توانمند زمان خود بود و نمونههای ارزشمندی از این هنر ادبی از وی باقی مانده است. حتی شعری که بر سنگ مزار او حک شده، نمونهای از همین توانایی است؛ شعری که به نوعی به پایان زندگی خود نیز اشاره دارد.
درباره پیشبینی مرگ وی نیز روایتهایی وجود دارد. برخی از نزدیکان و شاگردان او نقل کردهاند که همایی در سالهای پایانی عمر خود برای هر سال ماده تاریخی میسرود و آخرین آن همان شعری بود که بعدها بر سنگ مزارش نقش بست. فارغ از درستی یا نادرستی این روایت، اهمیت موضوع در این است که نشان میدهد ماده تاریخ و نگاه شاعرانه، بخشی از زیست فرهنگی همایی بوده است.
در میان آثار جلالالدین همایی، مجموعه پژوهشهای رجالی و بهویژه کتاب تاریخ اصفهان جایگاه ویژهای دارد. بسیاری معتقدند این اثر تنها یک کتاب رجال نیست، بلکه تصویری گسترده از تاریخ فرهنگی و اجتماعی اصفهان ارائه میدهد. شما این ویژگی را چگونه تحلیل میکنید؟
به اعتقاد من، یکی از مهمترین وجوه شخصیت علمی استاد همایی همین است که آثار او را نمیتوان در قالبهای محدود دستهبندی کرد. اگر بخواهیم تاریخ اصفهان یا دیگر آثار رجالی وی را صرفاً یک کتاب رجال بدانیم، بخش بزرگی از ارزش واقعی آن را نادیده گرفتهایم. این آثار در واقع نوعی دانشنامه فرهنگی هستند؛ زیرا در کنار معرفی رجال، اطلاعات بسیار گستردهای درباره محلات اصفهان، خاندانهای علمی، جریانهای فکری، مدارس، تکایا، بقاع، علوم رایج، آداب اجتماعی و حتی تحول نامهای جغرافیایی شهر در اختیار پژوهشگر قرار میدهند.
استاد همایی در این آثار صرفاً به دنبال آن نیست که بگوید فلان شخصیت چه زمانی متولد شد، نزد چه استادانی تحصیل کرد و چه آثاری داشت؛ بلکه تلاش میکند آن شخصیت را در فضای تاریخی و اجتماعی خودش قرار دهد. یعنی وقتی درباره یک عالم، شاعر، عارف یا خاندان علمی سخن میگوید، در حقیقت شبکهای از روابط فرهنگی و اجتماعی پیرامون آن فرد را نیز بازسازی میکند.
برای نمونه، وقتی درباره خاندانهای علمی اصفهان سخن میگوید، فقط یک سلسله نسب یا فهرست اسامی ارائه نمیکند، بلکه جایگاه آن خاندان را در تحولات علمی و فرهنگی شهر نشان میدهد. همین نگاه است که باعث شده آثار او برای پژوهشگران حوزههای مختلف، از تاریخ و ادبیات گرفته تا جامعهشناسی فرهنگی و مطالعات شهری، اهمیت داشته باشد.
به همین دلیل من معتقدم اگر بخواهیم عنوانی برای این بخش از آثار همایی انتخاب کنیم، تعبیر «دانشنامه فرهنگی اصفهان» تعبیر دقیقتری از «کتاب رجال» است؛ زیرا دامنه اطلاعاتی که در اختیار ما قرار میدهد بسیار فراتر از یک اثر رجالی معمول است.

یکی از ویژگیهای برجسته روش همایی در نگارش شرح حال بزرگان، پرهیز از نگاه صرفاً ستایشگرایانه است. این موضوع چه اهمیتی در مطالعات رجال دارد؟
این نکته از ویژگیهای بسیار مهم و البته کمتر دیدهشده کار استاد همایی است. در بسیاری از آثار رجالنگاری معاصر، گاهی با نوعی رویکرد تنزیهی مواجه هستیم؛ یعنی نویسنده تلاش میکند فقط فضایل، موفقیتها و جنبههای مثبت زندگی یک شخصیت را روایت کند و بخشهای دیگر زندگی او کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
اما استاد همایی نگاه متفاوتی دارد. او انسان را همانگونه که هست میبیند؛ یعنی حتی درباره بزرگان علمی و دینی نیز تلاش میکند تصویری واقعیتر ارائه دهد. این به معنای تخریب یا کاستن از جایگاه شخصیتها نیست، بلکه به معنای وفاداری به حقیقت تاریخی است.
انسانهای بزرگ نیز انسان هستند و با همه ویژگیهای انسانی خود زندگی کردهاند. اگر قرار باشد در بررسی یک شخصیت، فقط نقاط مثبت را ببینیم و از فراز و فرودهای زندگی او عبور کنیم، در واقع تصویری غیرتاریخی ارائه دادهایم. یکی از ارزشهای مهم کار همایی این است که در حد امکان تلاش کرده است شخصیتها را در بستر واقعی زمانه خود معرفی کند.
برای مثال، در شرح احوال برخی رجال اصفهان، همایی نه تنها به مقام علمی آنان اشاره میکند، بلکه شرایط اجتماعی، اختلافات، روابط خانوادگی و فضای فرهنگی دوره زندگی آنان را نیز مورد توجه قرار میدهد. همین موضوع باعث شده آثار او برای پژوهشگران امروز همچنان قابل استفاده باشد.

در این زمینه میتوان گفت همایی علاوه بر تاریخنگاری، نوعی روایتپردازی تاریخی نیز داشته است. نثر و شیوه روایت او چه جایگاهی دارد؟
یکی از بخشهایی که متأسفانه کمتر درباره آن کار شده، نثر استاد همایی است. معمولاً وقتی درباره او سخن میگوییم، بیشتر به وجه علمی، تصحیح متون یا پژوهشهای تاریخی وی توجه میکنیم، اما قلم او نیز ارزش مطالعه مستقل دارد.
اگر بخواهیم با مفاهیم جدید نقد ادبی صحبت کنیم، در برخی آثار همایی نوعی حضور تجربه زیسته نویسنده را میبینیم. البته منظور این نیست که او با قصد و آگاهی از نظریههای جدید روایتشناسی مینوشته، زیرا چنین بحثهایی در دوره فعالیت علمی او مطرح نبوده است، اما در عمل شیوهای از روایت را به کار گرفته که برای خواننده امروز نیز جذاب و قابل تأمل است.
برای نمونه، در برخی بخشهای کتابهای او، ناگهان از یک گزارش تاریخی صرف عبور میکنیم و با خاطره، مشاهده شخصی یا توضیحی درباره زمانه نویسنده مواجه میشویم. این حاشیهها در نگاه اول شاید خارج از موضوع اصلی به نظر برسند، اما اتفاقاً بخشی از ارزش تاریخی اثر را شکل دادهاند.
این شیوه باعث شده آثار همایی فقط مجموعهای از اطلاعات خشک تاریخی نباشد، بلکه نوعی روایت زنده از یک شهر، یک دوره تاریخی و یک جهان فرهنگی باشد. خواننده هنگام مطالعه آثار او احساس میکند با نویسندهای مواجه است که صرفاً اسناد را کنار هم نچیده، بلکه با موضوع پژوهش خود ارتباط زیسته داشته است.

یکی از نمونههای قابل توجه در آثار همایی، توجه او به جزئیات تاریخی و حاشیههایی است که شاید در نگاه نخست کماهمیت به نظر برسند. آیا این جزئیات در پژوهشهای امروز ارزش دارند؟
قطعاً همین جزئیات است که ارزش آثار همایی را دوچندان کرده است. گاهی یک یادداشت کوتاه یا یک توضیح حاشیهای که شاید برای خواننده زمان خودش موضوعی فرعی بوده، امروز تبدیل به سندی تاریخی شده است.
برای مثال، در آثار همایی اطلاعاتی درباره نامهای قدیمی محلات، خاندانها، مشاغل، آرامگاهها و روابط میان شخصیتهای مختلف وجود دارد که در بسیاری از منابع دیگر پیدا نمیشود. این اطلاعات حاصل همان دقت و وسواسی است که همایی در پژوهش داشت.
او از کنار موضوعات به ظاهر کوچک عبور نمیکرد. اگر به یک نام خانوادگی، یک سنگنوشته، یک بقعه یا یک روایت محلی میرسید، تلاش میکرد ریشه آن را پیدا کند و ارتباط آن را با تاریخ عمومی شهر نشان دهد.
به همین دلیل آثار او امروز فقط برای ادیبان و مورخان ادبی مهم نیست، بلکه برای هر پژوهشگری که درباره اصفهان تاریخی کار میکند، منبعی ارزشمند به شمار میرود.
در آثار جلالالدین همایی، بهویژه در پژوهشهای مربوط به رجال اصفهان، با حجم زیادی از اطلاعات درباره خاندانها، محلات، عالمان و جریانهای فکری مواجه میشویم. آیا میتوان گفت همایی نوعی نقشه علمی از حافظه تاریخی اصفهان ارائه کرده است؟
دقیقاً همینطور است. یکی از ویژگیهای مهم آثار استاد همایی این است که او تنها به ثبت نامها و شرح حال افراد نپرداخته، بلکه یک شبکه تاریخی و فرهنگی از اصفهان ترسیم کرده است. وقتی آثار او را مطالعه میکنیم، متوجه میشویم که اصفهان برای وی فقط یک مکان جغرافیایی نیست؛ بلکه یک موجود زنده تاریخی است که در طول قرنها با حضور عالمان، هنرمندان، خاندانها و جریانهای فکری شکل گرفته است.
همایی در معرفی رجال، به ریشهها و زمینههای شکلگیری شخصیتها توجه میکند. او نشان میدهد که یک عالم یا ادیب در چه محیطی رشد کرده، چه استادانی داشته، چه خاندان علمی پشتوانه او بودهاند و چه ارتباطی با دیگر جریانهای فرهنگی شهر داشته است. این نگاه شبکهای باعث شده آثار او ارزش فراتر از یک کتاب شرح حال داشته باشد.
برای مثال، وقتی درباره برخی خاندانهای علمی اصفهان سخن میگوید، فقط به چند نسل از آن خاندان اشاره نمیکند، بلکه جایگاه آنان را در تاریخ علم، هنر، خوشنویسی، معماری و حتی تحولات اجتماعی شهر بررسی میکند. این همان چیزی است که باعث میشود آثار همایی برای پژوهشگران تاریخ اجتماعی نیز اهمیت پیدا کند.
به تعبیر دیگر، همایی فقط زندگی افراد را ثبت نکرده، بلکه تاریخ روابط فرهنگی میان افراد، خاندانها و نهادهای علمی اصفهان را نیز روایت کرده است. این ویژگی، آثار او را به یکی از منابع مهم برای بازسازی تاریخ فرهنگی شهر تبدیل کرده است.
یکی از موضوعات قابل توجه در آثار همایی، توجه او به ریشهشناسی نامها و اصطلاحات جغرافیایی اصفهان است. این بخش از کار او چه اهمیتی دارد؟
این موضوع یکی از جنبههای بسیار ارزشمند کار استاد همایی است که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته است. او در خلال معرفی رجال و تاریخ شهر، گاهی وارد حوزههایی مانند نامشناسی، ریشهشناسی واژهها و تحول اسامی جغرافیایی میشود.
نامهای یک شهر، بخشی از حافظه تاریخی آن شهر هستند. وقتی نام یک محله، روستا، خاندان یا مکان تاریخی بررسی میشود، در واقع بخشی از گذشته اجتماعی و فرهنگی آن جامعه بازخوانی میشود. همایی به این موضوع توجه داشت و تلاش میکرد نشان دهد یک نام چگونه در طول زمان تغییر کرده، چه ریشهای داشته و در دورههای مختلف تاریخی چگونه به کار رفته است.
این نگاه برای پژوهشگران امروز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بسیاری از نامهای تاریخی در اثر تغییرات شهری، دگرگونیهای اجتماعی و گذر زمان در معرض فراموشی قرار گرفتهاند. آثاری مانند پژوهشهای همایی میتوانند بخشی از این حافظه از دسترفته را بازسازی کنند.
نکته مهم این است که همایی این مباحث را جدا از تاریخ رجال نمیدید. از نظر او، شناخت یک شخصیت تاریخی بدون شناخت محیط فرهنگی و جغرافیایی که در آن زندگی کرده، شناختی ناقص است. بنابراین، معرفی یک فرد برای او بهانهای بود تا یک جهان فرهنگی گستردهتر را روایت کند.
با توجه به اینکه بخش زیادی از آثار همایی بر پایه نسخههای خطی، اسناد و منابع قدیمی شکل گرفته، روش پژوهشی او چه ویژگیهایی داشت؟
یکی از پایههای اصلی کار علمی همایی، ارتباط عمیق او با نسخههای خطی بود. او از نسلی از پژوهشگران بود که نسخه خطی را صرفاً یک متن قدیمی نمیدانستند، بلکه آن را یک سند تاریخی میدیدند.
همایی در مواجهه با نسخهها بسیار دقیق و وسواسمند بود. حاشیههایی که بر نسخهها مینوشت، نشان میدهد که او تنها به خواندن متن اکتفا نمیکرد، بلکه به مقایسه نسخهها، بررسی اختلاف روایتها و یافتن ارتباط میان منابع مختلف میپرداخت.
این شیوه باعث شد تصحیحات و پژوهشهای او از استحکام علمی بالایی برخوردار باشد. او در دورهای فعالیت میکرد که امکانات امروز برای دسترسی به منابع وجود نداشت و پژوهشگر باید با تلاش فراوان نسخهها را پیدا، بررسی و تحلیل میکرد.
به همین دلیل، بخشی از ارزش علمی همایی به همان پشتوانه نسخهشناختی و کتابخانهای او بازمیگردد. او حاصل یک سنت علمی بود که در آن پژوهشگر باید سالها با کتاب، نسخه و متن مأنوس باشد.

برخی معتقدند آثار همایی هنوز ظرفیتهای پژوهشی استفادهنشده بسیاری دارند. مهمترین حوزههایی که نیازمند مطالعه بیشتر درباره میراث اوست، کدام است؟
به نظر من آثار استاد همایی هنوز از زوایای مختلف نیازمند بررسی جدی هستند. ما معمولاً بیشتر درباره شخصیت علمی او صحبت کردهایم، اما هنوز بسیاری از جنبههای آثار او نیازمند پژوهش مستقل است.
برای نمونه، نثر همایی، شیوه روایت تاریخی او، روش رجالنگاری، نگاه او به تاریخ اجتماعی اصفهان، حاشیههای نسخهشناختی، تحلیل منابع مورد استفاده و حتی نگاه او به مفهوم شهر و حافظه تاریخی اصفهان، هر کدام میتواند موضوع پژوهشهای دانشگاهی مستقل باشد.
در میان آثار او، بهویژه کتابهای مربوط به تاریخ اصفهان، ظرفیت چندین پایاننامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری وجود دارد؛ زیرا این آثار فقط اطلاعات گردآوریشده نیستند، بلکه یک روش فکر کردن درباره تاریخ و فرهنگ را نیز به ما آموزش میدهند.
به باور من، بازخوانی همایی فقط تجلیل از یک شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه فرصتی است برای بازشناسی یک شیوه پژوهش که امروز بیش از گذشته به آن نیاز داریم؛ شیوهای که در آن مطالعه عمیق، صبر علمی و ارتباط نزدیک با منابع اصیل اهمیت اساسی دارد.
نظر شما