سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حسین عبدالملکی، پژوهشگر و فعال حوزه خط بریل: بیش از یک قرن از ورود خط بریل به بسیاری از کشورهای اسلامی میگذرد. در تمام این مدت، یکی از مهمترین و ماندگارترین دغدغههای این حوزه، فراهم ساختن امکان دسترسی نابینایان به متن قرآن کریم بوده است.
با وجود این، مرور تجربه کشورهای اسلامی نشان می دهد که هنوز تنها شمار محدودی از آنها توانستهاند به تولید مستقل قرآن بریل دست یابند. بسیاری از کشورها، نیاز نابینایان خود را از طریق نسخههای اهدایی یا وارداتی تأمین کردهاند و برخی دیگر نیز با اقتباس از قرآنهای بریل تولید شده در کشورهای دارای سابقه بیشتر، این نیاز را پاسخ گفتهاند.
حتی در میان کشورهایی که امروز دارای چاپ مستقل قرآن بریل هستند نیز، این وضعیت غالباً پس از سالها تجربه، آزمون و انباشت دانش و ظرفیتهای تخصصی حاصل شده است. این واقعیت، پرسشی اساسی را پیش روی ما قرار میدهد؛ چرا با وجود بیش از یک قرن سابقه حضور بریل در جهان اسلام، تولید مستقل قرآن بریل همچنان دستاوردی محدود و دشوار باقی مانده است؟
پیش از پاسخ به این پرسش، باید به نکتهای بنیادین توجه کرد. مسئله قرآن بریل، صرفاً مسئله دسترسپذیر کردن یک کتاب برای افراد نابینا نیست. در میان همه شیوههای دسترسپذیرسازی، بریل تنها رسانهای است که امکان مواجهه مستقیم فرد نابینا با متن را فراهم میکند. نسخههای صوتی، هرچند نقشی بیبدیل در آموزش، حفظ و فهم قرآن دارند، اما در نهایت، متن را با واسطه در اختیار مخاطب قرار میدهند؛ درحالی که خواندن بریل، همان نسبتی را برای فرد نابینا با متن برقرار میکند که خواندن با چشم برای فرد بینا. اگر چشم ابزار خواندن متن برای فرد بیناست، نوک انگشتان همین نقش را برای فرد نابینا ایفا میکنند. از همین رو، برای نابینایان مسلمان، دسترسی به قرآن بریل صرفاً دسترسی به محتوای قرآن نیست؛ بلکه امکان برقراری ارتباطی مستقیم، مستقل و بیواسطه با متن مقدس است.
همین ویژگی سبب شد که از نخستین دهههای گسترش بریل در کشورهای اسلامی، قرآن به یکی از مهمترین موضوعات این حوزه تبدیل شود. اما به همان میزان که ضرورت تولید قرآن بریل آشکار بود، دشواری تحقق آن نیز خود را نشان داد. به تدریج روشن شد که تبدیل قرآن به بریل، با تبدیل بسیاری از متون دیگر تفاوتی ماهوی دارد.
قرآن صرفاً متنی برای انتقال معنا نیست؛ کتاب مقدسی است که در آن، صحت متن، نحوه نگارش، علائم، ساختار و شیوه بازنمایی آن، همگی اهمیت دارند. از این رو، کوچکترین خطا در فرایند تولید آن، صرفاً یک اشتباه فنی یا چاپی تلقی نمیشود، بلکه میتواند اصل اعتبار نسخه را تحت تأثیر قرار دهد.

در اینجا، لازم است مقصود از «چاپ مستقل قرآن بریل» نیز روشن شود؛ زیرا هر چاپی که در داخل یک کشور انجام شود، لزوماً چاپ مستقل به شمار نمیآید. مراد از چاپ مستقل در این نوشتار، صرف چاپ فیزیکی یک نسخه بریل از قرآن در داخل مرزهای یک کشور نیست، بلکه فرایندی است که در آن، متن قرآن بر پایه مصحف رسمی یا مصحف مورد پذیرش آن کشور، با اتکا به ظرفیتهای علمی، فنی و تخصصی همان کشور آمادهسازی شده باشد؛ فرایندی که در آن، همه مراحل اصلی، از آمادهسازی متن و انطباق آن با الزامات رسمالمصحف و استانداردهای بریل گرفته تا نمونهخوانیهای چندمرحلهای، کنترل کیفیت، بازبینیهای تخصصی، اصلاحات نهایی و نظارت بر فرآیند چاپ، براساس سازوکاری علمی و کارشناسی انجام شده باشد. به بیان دیگر، استقلال در اینجا، پیش از آنکه مفهومی جغرافیایی باشد، مفهومی دانشی، نهادی و تخصصی است.
همین تعریف، پاسخ بخش مهمی از پرسش آغازین را نیز در خود دارد. اگر چاپ مستقل قرآن بریل تنها به داشتن یک چاپگر بریل یا نرمافزار تبدیل متن محدود بود، امروز شمار کشورهای دارای این توانایی بسیار بیشتر از وضع موجود بود. اما واقعیت آن است که تولید مستقل قرآن بریل، همزمان به مجموعهای از دانشها، تخصصها و ظرفیتهایی نیاز دارد که هر یک بخشی از این فرایند را بر عهده میگیرند. آشنایی با بریل، به تنهایی کافی نیست؛ همانگونه که تخصص در علوم قرآنی یا در اختیار داشتن تجهیزات پیشرفته چاپ نیز به تنهایی راهگشا نخواهد بود. در این مسیر، دانش بریل، علوم قرآنی، رسمالمصحف، زبان عربی، استانداردسازی، فناوری، چاپ تخصصی، نمونهخوانی، کنترل کیفیت و تجربه عملی، همگی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
اما حتی حضور همه این ظرفیتها نیز به خودی خود کافی نیست. تجربه پروژههای پیچیده نشان داده است که ارزش واقعی، نه در وجود اجزای مختلف، بلکه در توانایی برقراری ارتباط و همافزایی میان آنهاست.
در تولید مستقل قرآن بریل نیز مسئله اصلی، صرف گرد هم آمدن متخصصان نیست؛ بلکه شکلگیری سازوکاری است که بتواند این تخصصهای گوناگون را در قالب یک فرایند واحد، هماهنگ و هدفمند به کار گیرد. درست در همین نقطه است که مسئله از سطح فناوری و چاپ فراتر میرود و به موضوعی کلانتر تبدیل میشود؛ موضوعی که بدون توجه به آن، چرایی دشواری تولید مستقل قرآن بریل همچنان مبهم باقی خواهد ماند.
در ادبیات معاصر نوآوری، مدیریت و سیاستگذاری، برای توصیف چنین شبکهای از ظرفیتها، از مفهوم «اکوسیستم» استفاده میشود؛ شبکهای متشکل از دانش، فناوری، نیروی انسانی، استانداردها، نهادهای تخصصی، زیرساختها و سازوکارهای همکاری که در تعامل با یکدیگر، امکان تحقق یک دستاورد پیچیده را فراهم میکنند. به نظر میرسد مسئله چاپ مستقل قرآن بریل را نیز تنها در پرتو چنین نگاهی بتوان به درستی فهم کرد؛ نگاهی که موضوع را از سطح یک پروژه چاپ، به سطح توانایی یک کشور در سازماندهی و همافزایی ظرفیتهای تخصصی خود ارتقا میدهد.
تجربه تاریخی کشورهای اسلامی نیز این برداشت را تأیید میکند. اگر تولید مستقل قرآن بریل صرفاً به در اختیار داشتن تجهیزات چاپ یا نرمافزارهای تبدیل متن وابسته بود، انتظار میرفت با گسترش این فناوریها، فاصله میان کشورهای اسلامی در این حوزه به تدریج از میان برود. اما روند تاریخی، روایت دیگری را نشان میدهد.
طی دهههای گذشته، بسیاری از کشورها نیاز نابینایان خود را از طریق واردات، دریافت نسخههای اهدایی یا چاپهای اقتباسی تأمین کردهاند و تنها تعداد محدودی توانستهاند به مرحله تولید مستقل برسند. حتی در میان همین کشورها نیز، استقلال در تولید، غالباً یک دستاورد دفعتی نبوده، بلکه نتیجه سالها تجربه، اصلاح، انباشت دانش و شکلگیری تدریجی ظرفیتهای تخصصی بوده است. این سیر تاریخی نشان میدهد که مسئله اصلی، نه صرف دسترسی به فناوری، بلکه رسیدن به سطحی از آمادگی است که یک کشور بتواند همه اجزای این فرایند را بر پایه ظرفیتهای خود مدیریت کند.
از همین منظر، چاپ مستقل قرآن بریل را نباید صرفاً یک محصول یا حتی یک پروژه موفق تلقی کرد؛ بلکه باید آن را پیچیدهترین آزمون اکوسیستم ملی بریل در کشورهای اسلامی دانست. آزمونی که در آن، نه یک فناوری، نه یک نهاد و نه حتی یک گروه تخصصی، بلکه کل شبکه دانشی و اجرایی کشور به محک گذاشته میشود. در این آزمون، ضعف هر حلقه میتواند کل فرایند را تحت تأثیر قرار دهد.
برخورداری از متخصصان علوم قرآنی، بدون وجود استانداردهای دقیق بریل، همان اندازه ناکافی است که داشتن پیشرفتهترین تجهیزات چاپ، بدون نظام نمونهخوانی و کنترل کیفیت.
همچنین، توسعه نرمافزارهای مناسب، بدون پشتوانه کارشناسی و نظارت مستمر، به تنهایی نمیتواند ضامن تولید نسخهای معتبر از قرآن بریل باشد. در چنین پروژهای، مسئله اصلی، نه وفور امکانات، بلکه کیفیت تعامل میان آنهاست.
در واقع، ارزش چاپ مستقل قرآن بریل، بیش از آنکه در نسخه نهایی آن نهفته باشد، در فرایندی است که به تولید آن منتهی میشود. فرایندی که مستلزم همافزایی میان حوزههایی است که هر یک، منطق، زبان و الزامات خاص خود را دارند. متخصص بریل، متخصص علوم قرآنی، کارشناس رسمالمصحف، متخصص زبان عربی، طراح نرمافزار، کارشناس چاپ، نمونهخوان و ناظر فنی، هر یک بخشی از این زنجیره را تشکیل میدهند؛ اما آنچه این مجموعه را به نتیجه میرساند، صرف حضور این افراد نیست، بلکه وجود سازوکاری است که بتواند دانش و تجربه آنان را در قالب یک نظام منسجم به کار گیرد.
به همین دلیل، چاپ مستقل قرآن بریل را باید آزمون همافزایی دانست؛ آزمونی که در آن، توان واقعی یک اکوسیستم برای تبدیل ظرفیتهای پراکنده به یک دستاورد واحد آشکار میشود.

همین ویژگی، قرآن بریل را از بسیاری دیگر از محصولات حوزه بریل متمایز میکند. در بسیاری از پروژههای این حوزه، ممکن است ضعف در یکی از مراحل، تنها کیفیت محصول را کاهش دهد؛ اما در مورد قرآن، به دلیل جایگاه ویژه آن در فرهنگ اسلامی، کوچکترین خطا نیز قابل اغماض نیست. حساسیت نسبت به صحت متن، ضرورت انطباق با رسمالمصحف، دقت در بازنمایی علائم و نشانهها، نمونهخوانیهای مکرر، کنترل کیفیت مستمر و نظارت چندلایه، همگی سبب میشوند که تولید قرآن بریل، از سطح یک فعالیت فنی فراتر رود و به پروژهای با ابعاد علمی، دینی، فناورانه و نهادی تبدیل شود. شاید بتوان گفت کمتر محصولی در حوزه بریل وجود دارد که این حجم از الزامات را به طور همزمان مطالبه کند.
البته تأکید بر این موضوع، به معنای آن نیست که چاپ مستقل قرآن بریل، تنها شاخص ارزیابی وضعیت بریل یک کشور است یا نبود آن، به معنای ضعف همهجانبه اکوسیستم بریل تلقی میشود. توسعه آموزش، تولید کتابهای درسی، فناوریهای کمکی، استانداردسازی، خدمات کتابخانهای و بسیاری از حوزههای دیگر نیز هر یک بیانگر بخشی از توان یک کشور در این عرصهاند.
با این حال، دشوار است بتوان نمونهای را در میان کشورهای اسلامی یافت که همانند چاپ مستقل قرآن بریل، این گستره از ظرفیتهای علمی، تخصصی، فناورانه، نهادی و اجرایی را به طور همزمان به کار گیرد. از همین رو، اگرچه چاپ مستقل قرآن بریل را نباید معیار مطلق ارزیابی اکوسیستم ملی بریل دانست، اما میتوان آن را یکی از روشنترین نمودهای بلوغ آن به شمار آورد.
این نگاه، در عین حال، زاویه دید ما را نسبت به خودِ بریل نیز تغییر میدهد. بریل را نباید صرفاً مجموعهای از نشانههای برجسته برای خواندن و نوشتن دانست. آنچه آینده این حوزه را رقم میزند، کیفیت اکوسیستمی است که پیرامون آن شکل میگیرد؛ اکوسیستمی که در آن، دانش، آموزش، پژوهش، فناوری، استانداردها، نهادهای تخصصی و سازوکارهای همکاری، در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. هر اندازه این پیوندها عمیقتر و منسجمتر باشند، امکان تحقق پروژههای پیچیدهتر نیز افزایش خواهد یافت.
شاید از همین رو باشد که ارزش واقعی چاپ مستقل قرآن بریل را نباید تنها در انتشار یک مصحف بریل جستوجو کرد. این دستاورد، پیش از آنکه محصول یک چاپخانه باشد، حاصل بلوغ تدریجی شبکهای از دانش، تخصص، تجربه، فناوری، نهادسازی و مسئولیتپذیری است که توانسته است پیچیدهترین مسئله خود را به شکلی مستقل مدیریت کند. از این منظر، هر مصحف مستقل بریل، تنها یک نسخه از قرآن نیست؛ بلکه روایتی از مسیری است که یک کشور برای رسیدن به بلوغ اکوسیستم ملی بریل پیموده است.
نظر شما