یکشنبه ۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۸
پینوکیو؛ داستانی که هرچه بزرگ‌تر می‌شویم، تلخ‌تر می‌شود

در حالی که بسیاری «پینوکیو» را داستانی اخلاقی درباره عواقب دروغ‌گویی می‌دانند، اوم مالک، نویسنده و تحلیلگر فقید حوزه فناوری، معتقد بود این برداشت تنها بخش کوچکی از پیام اصلی اثر است. به باور او، نسخه اصلی رمان کارلو کلودی تصویری تاریک از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن فریب، کلاهبرداری و بی‌مسئولیتی به امری عادی تبدیل شده و حقیقت جای خود را به نمایش و هیاهو داده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوئینگ، بیشتر ما «پینوکیو» را با یک تصویر ساده به یاد می‌آوریم؛ عروسکی چوبی که هر بار دروغ می‌گوید، بینی‌اش بلندتر می‌شود. سال‌ها این تصویر چنان بر ذهن مخاطبان سایه انداخته که گویی تمام پیام اثر کارلو کلودی در همین چند سانتی‌متر رشد بینی خلاصه شده است. اما شاید این مشهورترین نماد کتاب، کم‌اهمیت‌ترین بخش آن باشد.

نسخه اصلی «پینوکیو» که کارلو کلودی در سال ۱۸۸۱ نوشت، بیش از آنکه قصه‌ای برای کودکان باشد، روایتی تلخ از جهان بزرگسالان است؛ جهانی که در آن دروغ فقط یک رفتار فردی نیست، بلکه به بخشی از ساختار جامعه تبدیل شده است. در این جهان، فریبکاران با اعتمادبه‌نفس سخن می‌گویند، قربانیان مجازات می‌شوند، حقیقت در هیاهوی نمایش گم می‌شود و سرگرمی، جای اندیشیدن را می‌گیرد.

روباه و گربه‌ای که پینوکیو را متقاعد می‌کنند سکه‌هایش را در «مزرعه معجزه‌ها» دفن کند تا یک‌شبه چند برابر شود، صرفاً دو شخصیت داستانی نیستند. آن‌ها نماد همان وعده‌های اغواکننده‌ای هستند که در هر دوره‌ای لباسی تازه بر تن می‌کنند؛ گاهی در قالب رؤیای ثروت آسان، گاهی با چهره فناوری‌های معجزه‌آسا، گاهی پشت تبلیغات پرزرق‌وبرق و گاهی در سخنان کسانی که بیش از آنکه حقیقت بفروشند، امید واهی عرضه می‌کنند.

بیشتر مردم «پینوکیو» را با یک تصویر مشهور به یاد می‌آورند؛ عروسک چوبی‌ای که هر بار دروغ می‌گوید، بینی‌اش بلندتر می‌شود. اما اوم مالک، نویسنده شناخته‌شده حوزه فناوری، در مقاله‌ای که پیش از درگذشتش منتشر شد، تاکید کرده بود که این برداشت، پیام واقعی داستان را نادیده می‌گیرد.

در حالی که بسیاری «پینوکیو» را داستانی اخلاقی درباره عواقب دروغ‌گویی می‌دانند، «اوم مالک»، نویسنده و تحلیلگر فقید ادبیات داستانی، معتقد بود این برداشت تنها بخش کوچکی از پیام اصلی اثر است. به باور او، نسخه اصلی رمان کارلو کلودی تصویری تاریک از جامعه‌ای ارائه می‌دهد که در آن فریب، کلاهبرداری و بی‌مسئولیتی به امری عادی تبدیل شده و حقیقت جای خود را به نمایش و هیاهو داده است.

مالک با اشاره به نسخه اصلی «پینوکیو» که کارلو کلودی نخستین‌بار در سال ۱۸۸۱ به‌صورت پاورقی منتشر کرد، نوشت این اثر در اصل نه یک قصه کودکانه، بلکه تمثیلی تلخ از جامعه‌ای است که در آن فریبکاری همه‌جا حضور دارد و دروغ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.

او معتقد بود در دنیای پینوکیو، ساختارهای اجتماعی و نهادهای رسمی نیز گرفتار همین چرخه هستند؛ دادگاه‌ها به‌جای حمایت از قربانیان، آن‌ها را مجازات می‌کنند، صاحبان دانش و کارشناسان نقش مؤثری در تصمیم‌گیری ندارند و جامعه بیش از آنکه به حقیقت و مسئولیت‌پذیری اهمیت بدهد، مجذوب نمایش، هیجان و سرگرمی است.

به گفته مالک، شخصیت‌های «روباه» و «گربه» که پینوکیو را متقاعد می‌کنند سکه‌هایش را در «مزرعه معجزه‌ها» دفن کند تا یک‌شبه چند برابر شوند، نمونه‌ای از تمام شیادانی هستند که با وعده سودهای غیرواقعی مردم را فریب می‌دهند. او این الگو را با بسیاری از پدیده‌های عصر حاضر، از تبلیغات اغراق‌آمیز برخی رمزارزها و موج‌های هیجانی پیرامون هوش مصنوعی گرفته تا اینفلوئنسرهایی که در شبکه‌های اجتماعی محصولات مختلف را با وعده‌های غیرواقعی تبلیغ می‌کنند، مقایسه کرده است.

مالک همچنین «سرزمین اسباب‌بازی‌ها» را یکی از نمادهای مهم کتاب می‌داند؛ جایی که کودکانی که تنها به دنبال تفریح و سرگرمی بی‌پایان هستند، به‌تدریج به الاغ تبدیل می‌شوند. از نگاه او، این بخش از داستان شباهت زیادی به سازوکار شبکه‌های اجتماعی و خوراک‌های الگوریتمی امروز دارد که کاربران را در چرخه‌ای بی‌پایان از سرگرمی و مصرف محتوا گرفتار می‌کنند.

او در پایان تاکید می‌کند که مشهورترین نماد کتاب، یعنی بلند شدن بینی پینوکیو هنگام دروغ گفتن، در واقع کم‌اهمیت‌ترین بخش پیام اصلی این اثر است و می‌نویسد: «بینی پینوکیو کم‌اهمیت‌ترین دروغ این کتاب است.»

به باور مالک، راز ماندگاری «پینوکیو» در این است که هشدارهای آن تنها به دروغ‌های فردی محدود نمی‌شود، بلکه درباره جامعه‌ای است که در آن فریب، وعده‌های توخالی و سرگرمی‌های بی‌پایان، جای حقیقت، مسئولیت‌پذیری و تفکر انتقادی را گرفته‌اند.

از سوی دیگر، «سرزمین اسباب‌بازی‌ها» نیز فقط مکانی برای بازی کودکان نیست. کلودی با نگاهی شگفت‌آور نشان می‌دهد جامعه‌ای که لذت بی‌پایان را جایگزین مسئولیت می‌کند، سرانجام انسان را از هویت انسانی‌اش تهی می‌سازد. امروز، بیش از یک قرن پس از نگارش این کتاب، کافی است نگاهی به دنیای شبکه‌های اجتماعی، جریان بی‌پایان محتوا و سرگرمی‌های الگوریتمی بیندازیم تا ببینیم این هشدار تا چه اندازه به زمانه ما نزدیک است.

شاید راز ماندگاری «پینوکیو» همین باشد که هر نسل، تصویری از جهان خود را در آن پیدا می‌کند. کودکان داستان پسربچه‌ای بازیگوش را می‌خوانند که می‌خواهد آدم واقعی شود؛ اما بزرگ‌ترها جامعه‌ای را می‌بینند که در آن مرز میان حقیقت و فریب، هر روز باریک‌تر می‌شود.

به همین دلیل، پینوکیو فقط داستان دروغ گفتن نیست؛ داستان زندگی در جهانی است که در آن گاه دروغ آن‌قدر عادی می‌شود که دیگر کسی متوجه حضورش نیست. شاید به همین خاطر است که اگر امروز دوباره این کتاب را بخوانیم، دیگر بیش از همه به بینی پینوکیو خیره نمی‌شویم؛ بلکه به جامعه‌ای نگاه می‌کنیم که کلودی بیش از ۱۴۰ سال پیش با نگاهی تیزبینانه پیش‌بینی کرده بود؛ جامعه‌ای که در آن حقیقت، برای دیده شدن، بیش از همیشه باید مبارزه کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها