به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) در تبریز، در این مراسم، سخنرانان با نگاهی به اهمیت سفرنامهنویسی و نقش آن در شناخت فرهنگهای همسایه، بر ضرورت تداوم چنین روایتهایی تأکید کردند.
مهدی نورمحمدزاده، منتقد ادبی در این نشست با اشاره به جایگاه سفرنامه در ادبیات گفت: امیدواریم «نمک، خرما، توت» مخاطبان خود را پیدا کند. سفرنامه یکی از گونههای مهم ادبی و زیرمجموعهای از زندگینامه است که پیشینهای طولانی دارد. در گذشته، سفر برای عموم مردم امکانپذیر نبود و به همین دلیل سفرنامهها بیش از هر چیز ارزش ثبت و انتقال تجربه را داشتند.
وی افزود: در سفرنامههای کلاسیک، راوی معمولاً مانند یک دوربین عمل میکند؛ متن سرشار از دادهها و مشاهدات بیرونی است و درونیات نویسنده نقش کمتری دارد اما در ادبیات معاصر، نگاه به فردیت انسان و تجربه شخصی اهمیت بیشتری یافته است.
این نویسنده و منتقد با اشاره به تفاوت سفرنامههای امروز خاطرنشان کرد: سفرنامههایی مانند «نیمدانگ پیونگیانگ» به دلیل تجربهای خاص و تکرارنشدنی برای مخاطب جذاب هستند، اما روایت سفر اربعین یا سفر به عراق، از آنجا که برای بسیاری از مخاطبان قابل تجربه است، کار نویسنده را دشوارتر میکند؛ زیرا باید فراتر از گزارش صرف، تجربهای تازه و شخصی ارائه دهد.

نورمحمدزاده ادامه داد: در «نمک، خرما، توت» تلاش برای خودروایتگری و ثبت احساسات و برداشتهای نویسنده دیده میشود، هرچند در برخی بخشها انتظار میرفت نویسنده زمان بیشتری برای پرداخت عاطفی متن صرف کند. با این حال، انتخاب مسیر شمال عراق، توجه به فرهنگ محلی، لهجهها، زبان ترکی رایج در برخی مناطق و تأثیر سفر بر نگاه نویسنده از نقاط قوت کتاب است.
وی همچنین تأکید کرد: زبان نویسنده روان و قابلاعتماد است، اما در بخشهایی همچنان فضای گزارشنویسی و مطبوعاتی بر متن غلبه دارد. استمرار چنین تجربههایی و ادامه مسیر سفرنامهنویسی میتواند به شکلگیری آثار پختهتر و عمیقتر منجر شود.
در ادامه این نشست، روحالله رشیدی، نویسنده و از اعضای جبهه فرهنگی انقلاب نیز با اشاره به تصویر شکلگرفته از عراق در ذهن جامعه ایران گفت: شناخت بسیاری از ما از عراق، بیش از هر چیز تحت تأثیر جنگ هشتساله ایران و عراق بوده است؛ در حالی که این کشور، همچون دیگر همسایگان، دارای لایههای گسترده فرهنگی، اجتماعی و تاریخی است که کمتر شناخته شدهاند.
وی افزود: تصویر ذهنی ما از بسیاری از جوامع پیرامونی در گذر زمان دچار آسیب شده و همین مسئله باعث شده همسایگان خود را آنگونه که شایسته است نشناسیم. سفر و روایتهای مستند و صادقانه میتوانند این فاصله ذهنی را کاهش داده و شناختی واقعیتر از ملتهای همسایه ایجاد کنند.
در بخش دیگری از مراسم، یونس فاتح، فرماندار سابق تبریز نیز با تأکید بر اهمیت گسترش تعاملات فرهنگی میان شهرها و ملتهای منطقه، اظهار کرد: عراق کشوری پیچیده است اما باید گروه های طرفدار ایران را شناسایی و آنها را از طریق مراودات فرهنگی جذب کنیم.
وی سفر اربعین را ظرفیتی بزرگ برای نزدیکی ملت های مسلمان منطقه عنوان کرد و افزود: چنین سفرهایی و روایت آنها میتواند زمینهساز افزایش ارتباطات فرهنگی و انسانی باشد. باید این ظرفیتها را تقویت کنیم تا رفتوآمدها و تعاملات میان تبریز و شهرهایی همچون کرکوک استمرار یابد و رویدادهای مشترک فرهنگی بیش از گذشته برگزار شود.

حامد خسروشاهی، نویسنده این کتاب نیز با بیان اینکه نمک خرما توت حاصل سفر هنرمندان تبریزی در سفر اربعین به عراق است در خصوص دلیل نامگذاری این کتاب گفت: توزخرماطو، برگرفته از «نمک، خرما، توت» یکی از شهرهای نزدیک کرکوک است. از آنجا که این سه نعمت در این شهر فراوان یافت می شود نامش از آن گرفته شده است.
وی با بیان اینکه این شهر شهر تا ۱۹۷۹ بخشی از کرکوک بود و پس از آن برای عربی سازی، به استان صلاح الدین منتقل شد، گفت: این شهر ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارد که ۷۰درصد آن ترکمن و اغلب شیعه هستند.
کتاب «نمک، خرما، توت» روایت سفر جمعی از هنرمندان تبریز به شمال عراق است که حامد حامدی خسروشاهی آن را در قالب سفرنامه به رشته تحریر درآورده است؛ اثری که میکوشد فراتر از روایت مسیر، تصویری انسانیتر از مردم، فرهنگ و زندگی روزمره در آن سوی مرزها ارائه دهد.
نظر شما