سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «فاجعه چرنوبیل» با عنوان فرعی تاریخچهای از آغاز تا پایان تالیف گروه مولفان یک ساعت تاریخ و ترجمه نیلی انصار از سوی نشر سفیر منتشر شد.

در ۲۶ آوریل ۱۹۸۶، در شهر پریپیات، واقع در اوکراین، که در آن زمان بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود، فاجعهبارترین حادثه هستهای تاریخ در نیروگاه هستهای چرنوبیل رخ داد. در ظاهر امر، علت فاجعه این بود که وقتی میخواستند عملیات اضطراری نیروگاه را به بوته آزمایش بگذارند، دچار اشتباه وحشتناکی شدند. اما در واقع، مشکلاتی بنیادی و داخلی بودند که موجب وقوع این رویداد فاجعهبار شدند.
در ضمن، چندین سال پس از وقوع این حادثه، شواهدی به دست آمد که نشان میداد دولت اوکراین و سیستم نظارتی شوروی منابع و ابزار کافی برای خنثی کردن این فاجعه را در اختیار نداشتند. این فاجعه لحظه به لحظه وضعیت بغرنجتری پیدا میکرد و بیکفایتی در مدیریت به ابعاد این فاجعه دامن زد. فقط چند روز فرصت داشتند که کل شهر پریپیات را تخلیه دائمی کنند و سپس زمین، پوشش گیاهی و تمام حیواناتی را که اطراف نیروگاه بودند از بین ببرند.
فاجعه چرنوبیل پیامدهای سیاسی گستردهای نیز داشت. زمان وقوع این رویداد به اواخر جنگ سرد بین ایالات متحده و متحدانش و قدرتهای بزرگ کمونیستی، بهخصوص اتحاد جماهیر شوروی، برمیگردد. چرنوبیل موجب سرافکندگی شوروی شد و کاری کرد که این کشور در چشم جهانیان به کشوری ناتوان و زبون تقلیل بیابد. آخرین تحقیقاتی که درباره چرنوبیل انجام شد. پرده از ابعاد وخیمتری برداشت. علاوه بر این، خطر سلاحهای هستهای خطری بود که طی جنگ سرد همواره نگرانی همه را برمیانگیخت. همه میدانستند که شوروی سلاحهای هستهای بسیاری در اختیار دارد، به همین علت این سوال پیش آمد که اگر شوروی از پس کنترل انرژی هستهای هم برنمیآید، آیا از پس سلاح هستهای برمیآید؟
تحقیقات اولیه نشان داد که این ترسها هیچ نابهجا نبودند. پس از اولین دور تحقیقات بینالمللی اعلام شد که علت فاجعه چرنوبیل این بوده است که نیروگاه سلسله مراتب ایمنی درستی نداشته است. اشتباهات مقامات هستهای در آن روز منجر به آتشسوزی و بحران شد. طی تحقیقات بعدی، اعلام شد که در واقع طراحی ناکارآمد رآکتور علت اصلی وقوع فاجعه بوده است و ضعف سلسلهمراتب ایمنی تنها به فاجعه اصلی دامن زده است.
پس از وقوع فاجعه چرنوبیل در اتحاد جماهیر شوروی، این نگرانی به جان مردم سراسر جهان افتاد که آیا نیروگاههای هستهای امن هستند. مردم تصاویری از مردم پریپیات را میدیدند که از خانههای خودشان فرار میکردند و مجبور میشدند بیشتر اموالشان را پشت سر رها کنند. همچنین نگرانی مردمی را شنیدند که در مجاورت پریپیات زندگی میکردند، حتی کییف، پایتخت اوکراین، تنها ۱۰۰ کیلومتر با پریپیات فاصله داشت. سازمانهای مردمی در ایالات متحده، انگلستان و سایر کشورهای جهان دست به دست هم دادند تا قوانین سفت و سختتری وضع کنند و یا به کلی تمام نیروگاههای هستهای را تعطیل کنند.
دولتهای سراسر جهان دست به کار شدند و تلاش کردند تا در کشورهای خود تحقیقاتی صورت بدهند و از سازوکار ایمنی نیروگاههای هستهای اطلاعات بیشتری کسب کنند. پیش از این فاجعه، بسیاری امید داشتند که انرژی هستهای جایگزین پاکتری برای سوختهای فسیلی خواهد بود، اما تمام این امیدها پس از حوادث ۲۶ آوریل ۱۹۸۶ بر باد رفت. تصورات غلط بسیاری درباره چرنوبیل وجود دارد؛ تا جایی که در بعضی موارد به شکل داستانی افسانهای درآمده است. روایت این کتاب بناست چهره واقعیت را از افسانه بشوید، اما برای کشف واقعیت ابتدا لازم است پیشزمینهای تمام و کمال از نیروگاه هستهای چرنوبیل داشته باشیم.
کتاب «فاجعه چرنوبیل» بعد از مقدمه در نه فصل به پیشزمینه فاجعه چرنوبیل، نیروگاه هستهای چرنوبیل، ۲۵ و ۲۶ آوریل: عملیات اضطراری آزمایشی با شکست مواجه میشود، ۲۶ و ۲۷ آوریل: فاجعه رخ میدهد، پاکسازی و تصفیه، واکنش جهانی، تحقیقات درباره فاجعه چرنوبیل، پیامدهای فاجعه چرنوبیل و یادبود چرنوبیل پرداخته است.
فصل ششم این کتاب با جملهای از میخائیل گورباچف شروع شد؛ «فاجعه نیروگاه هستهای چرنوبیل عواقب وحشتناکی برای مردم شوروی و جامعه جهانی در بر داشت. اولین بار است که با نیروی واقعی انرژی هستهای رو در رو میشویم، نیرویی واقعی و افسارگسیخته.
مقامات شوروی و اوکراین در تلاش بودند تا خسارات فاجعه را جبران و هرگونه فاجعه احتمالی دیگر را مهار کنند و هر چه میگذشت مردم جهان نیز اطلاعات بیشتری از فاجعه چرنوبیل به دست میآوردند، آن هم علیرغم اینکه دولت شوروی بسیار تلاش کرد تا حرفی از وخامت وضعیت نزند و جامعه جهانی را در بیخبری نگه دارد. ابعاد حقیقی فاجعه زمانی مشخص شد که دانشمندها، صدها کیلومتر آن طرفتر از چرنوبیل، متوجه میزان بسیار زیاد تشعشعات شدند.
عموم مردم- به خصوص مردم کشورهای اصطلاحا «جهان اول»- شک برده بودند که مسئولان واقعیت ماجرا را به آنها نگفتهاند، رسانهها نیز به این طرز تفکر دامن میزدند، به خصوص در ایالات متحده که روزنامهنگاران فرض را بر این گذاشته بودند که شوروی دروغ میگوید و مدام در تلویزیون، رادیو و روزنامه این فرضیه را تکرار میکردند.
درست است که حرف رسانهها بیراه نبود و اتحاد جماهیر شوروی حقیقتا هیچ تلاشی در راستای شفافسازی نمیکرد، اما رسانهها کاری کردند که مردم بیش از حد لازم به وحشت بیفتند. بسیاری از اطلاعاتی که رسانهها در اختیار مردم قرار میدادند نیز ناقص بود. مثلا رسانهها گزارش کردند که رآکتور شماره ۳ هم آسیب زیادی دیده است، اما این حرف درست نبود. در ضمن، این فاجعه در هالهای از ابهامات و رمز و راز فرو رفت و همین موضوع باعث شد مردم جهان اعتماد خود را به دولت و همچنین قدرت هستهای از دست بدهند.
در ضمن نباید فراموش کنیم که خود ایالات متحده هم درگیر فاجعهای داخلی بود. در مارس ۱۹۷۹، یکی از رآکتورهای نیروهای هستهای تری مایل آیلند در پنسلوانیا دچار مشکل شد و چیزی نمانده بود که دچار ذوب هستهای شود. خوشبختانه این فاجعه تا حدودی مهار شد، اما همچنین باعث شد که همه به انرژی هستهای بدبین شوند. وقتی فاجعه چرنوبیل اتفاق افتاد، این بدبینی شدت بیشتری هم گرفت.
به این ترتیب، پس از فاجعه چرنوبیل، انرژی هستهای در سرتاسر جهان زیر ذرهبین رفت. در نتیجه بدبینی مردم صدها پروژه ساختوساز هستهای متوقف یا به کلی لغو شد. در ضمن، فاجعه چرنوبیل موجب شد کشورهای سراسر جهان مقررات جدیدی تصویب کنند و همین موضوع کاری کرد که اداره نیروگاههای هستهای کاری بسیار هزینهبر شود. بنابراین، استفاده از انرژی هستهای در تمام جهان با رکود مواجه شد.
فاجعه چرنوبیل باعث شد مردم جهان اتحاد جماهیر شوروی و توانایی آنها را در بهرهبرداری صحیح از نیروگاههای هستهای زیر سوال ببرند. در گزارشهای اولیه دلیل ذوب هستهای روشن نبود، اما چیزی نگذشت که مشخص شد علت اصلی فاجعه خطای انسانی بوده است. در ضمن، رسانهها به ذکر این موضوع پرداختند که طراح اصلی رآکتور مذکور خود شوروی بوده و چنین رآکتوری با چنین طرحی در هیچ کجای دیگری در جهان مورد استفاده قرار نمیگیرد. تمام مردم، به خصوص مردمی که در همسایگی شوروی زندگی میکردند، ترس از این داشتند که مبادا شوروی بخواهد باز هم از نیروگاههای هستهای، به ویژه نیروگاههایی که طراحی آربیامکی دارند، استفاده کنند. در تحقیقات ثانویه مشخص شد که این ترس هیچ جا بیجا نبوده است. مردم سراسر اروپای شمالی میخواستند بدانند مواد آلوده تا کجا قدرت پیشروی دارند. مناطق داخل اوکراین که نزدیک پریپیات بودند تخلیه شدند، اما مردم در نواحی دورتر هنوز نمیدانستند که عواقب این فاجعه تا کجا پیش خواهد رفت. جامعه جهانی حق داشت که نگران گسترش آلودگی هستهای باشد. ذرات رادیواکتیو که برای گذر از مرزها نیازی به مجوز ندارند. شواهد بسیاری مبنی بر آلودگی رادیواکتیو پیدا شد، در اکثر موارد نیز آلودگی توسط باد یا پدیدههای آبوهوایی دیگر گسترش یافته بود و این موضوع تا هفتهها و ماهها پس از بروز فاجعه ادامه داشت.»
کتاب «فاجعه چرنوبیل» در پایان نیز نتیجه میگیرد؛ «چرنوبیل از چند جهت اهمیت فراوانی دارد. یکی اینکه تصور مردم جهان را از انرژی هستهای تغییر داد و باعث شد اعتماد مردم خدشهدار شود. همچنین اعتبار علمی و فنی اتحاد جماهیر شوروی را زیر سوال برد. فاجعه چرنوبیل یکی از دو حادثهای است که در مقیاس بینالمللی حادثه هستهای رتبه هفت(یعنی حداکثر شدت) را دارد. بعید است که مردم به این زودیها این حادثه و پیامدهای آن را از یاد ببرند.»
نظر شما