چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۳
گذری بر کتاب «مُدهای موسیقی دستگاهی ایران»

نویسندگان کتاب، هدف از تألیف این اثر را در چند نکته خلاصه می‌کنند. نخست، آسیب‌شناسی تئوری‌های قبلی و سپس ارایۀ تئوری جدید برمبنایِ ردیف میرزا عبدالله – برومند به روایت داریوش طلایی. درواقع نویسندگان اثر تلاش دارند تا رسالتی را که خسرو جعفرزاده برای پایان دادنِ مسیرِ نظریه‌اش بر گردن داشت ولی با فقدان او به سرانجام نرسید، به انجام برسانند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مهتاب خسروشاهی؛ «امروز بیش از یک قرن از نگارش «دستورِ جدیدِ تار» علینقی وزیری می‌گذرد. کتابی که در ابتدای آن، تئوری پیشنهادی وزیری معرفی شده است. پس از انتشار تئوری وزیری، بارها و بارها موسیقی‌شناسانِ ایرانی، سعی در تئوریزه کردن «موسیقی ایرانی» یا به عبارتی درست‌تر، «موسیقیِ ثبت شده در ردیف»، کرده‌اند. از این گروه، بعضی سعی در آنالیزِ کلی ردیف و بعضی دیگر، فقط مُدال محتوای ردیف را تحلیل کرده‌اند. » مُدهای موسیقی دستگاهی ایران، کتابی است که چندی پیش، انتشارات بنیاد فرهنگی هنری رودکی، آن را منتشر کرده است. این کتاب که براساس ردیف موسیقی ِ دستگاهی میرزا عبدالله- برومند، تألیف شده، نوشتۀ سجاد پورقناد و پوریا نصیری است.
جنس از مُد تفکیک نشده است

در بخش دیگری از مقدمه می‌خوانید: «دو تئوریسین بعنی علینقی وزیری و شاگردش روح‌الله خالقی که از قضا، از نخستین تئوریسین‌های موسیقی دستگاهی ایران محسوب می‌شوند، نسبت به تئوریسین‌های نسل بعد، بیشتر به ایدۀ استخراج مُدهایی از ردیف- به جای تحلیل ردیف- نزدیک شده بودند، ولی مهمترین اشکال هردو آن‌ها، تفکیک نکردن مسألۀ «جنس» از مفهوم «مُد» و همینطور تفکیک نکردن مُدها از بستر دستگاهی است.»

با اینکه ظاهراً تئوریسین‌هایی که به شناسایی مدهای مورد استفاده در ردیف پرداخته‌اند، سعی داشته‌اند تا یک سیستم مُدال را بدون توجه به خصوصیات ویژه در «ارتباطات مدال ردیف» بیابند، ولی درنهایت همگی پایۀ تئوریک خود را براساس همان «ارتباطات مدالِ ردیف» بنا کردند؛ ارتباطاتِ مدالی که گاهی مبنا و منطق قویِ موسیقایی نداشته‌اند، ولی طبق سنتِ موسیقی ایرانی، مرتبط دانسته شده‌اند.

این دیدگاه، موجب مشکلات عمیقی در آموزش موسیقی ایرانی شده است؛ چراکه ردیف موسیقیِ دستگاهی، یک سیستم موزائیک‌وار از مِدهایی است که با مدولاسیون‌هایی پی‌درپی، به هم پیوسته‌اند.

مُدهای موسیقی دستگاهی ایران، در چهار فصل تدوین شده است. فصل نخست کتاب به «اصل تجزیه و تحلیل» پرداخته است. در این بخش مفاهیمی مانند؛ نگاه به ردیف، مُد مادر، کنار گذاشتن «ایست» و «خاتمه»، کنار گذاشتن «سیرِ نغمگی»، شکل نمایش مدها و... مورد بررسی قرار گرفته است.

فصل دوم به بررسی «تجزیه و تحلیل ردیف و بررسی مُدها» پرداخته و مُد در دستگاه‌ و آوازهای مختلف موسیقی ایرانی مانند دستگاه شور، دستگاه سه گاه، دستگاه همایون، آواز بیات تُرک، آواز افشاری، آواز ابوعطا و... را بررسی کرده است.

فصل سوم کتاب به «تحلیل بسترهای مُدال کمتر از یک اُکتاو» پرداخته و مفاهیمی چون «مُدهای هگزاتونیک در دستگاه شور»، «مُدهای هگزاتونیک در دستگاه همایون»، «گوشه‌های بحث‌انگیز در آواز افشاری» و... را تحلیل کرده است.

در فصل چهارم نیز مُدهای موسیقی دستگاهی ایران در یک نگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در پایان کتاب نیز بخشی به مفاهیم و اصطلاحات موسیقی اختصاص دارد.

به خاطر سه هدف

نویسندگان کتاب، هدف از تألیف این اثر را در چند نکته خلاصه می‌کنند. نخست، آسیب‌شناسی تئوری‌های قبلی و سپس ارایۀ تئوری جدید برمبنایِ ردیف میرزا عبدالله – برومند به روایت داریوش طلایی. درواقع نویسندگان اثر تلاش دارند تا رسالتی را که خسرو جعفرزاده برای پایان دادنِ مسیرِ نظریه‌اش بر گردن داشت ولی با فقدان او به سرانجام نرسید، به انجام برسانند.

هدف دوم از تألیف این کتاب نیز، ارایۀ بسترهای مدالِ مورد استفاده در ردیف موسیقی دستگاهی ایران با محوریت ردیف میرزا عبدالله- برومند به روایت داریوش طلایی است که از سایر ردیف‌های آوازی و سازی نیز برای رفع برخی ابهامات، استفاده شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها