یکشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
«خانوادهٔ تیبو» در آیینهٔ نگاه رهبر شهید

رمان «خانوادهٔ تیبو» نوشتهٔ روژه مارتن دوگار، با ترجمهٔ فاخر ابوالحسن نجفی، در ایران سرگذشتی دارد که آن را از یک اثر ادبی صرف فراتر برده است. این کتاب که در مقطعی توقیف شد، با دستور مستقیم رهبر معظم انقلاب از توقیف خارج شد و ایشان در طول سال‌ها، بارها در محافل مختلف از آن سخن گفته‌اند. نگاه رهبر انقلاب به این اثر، از یک سو ستایش ترجمه‌ای ممتاز و از سوی دیگر نقد عمیق جهان‌بینی اومانیستی حاکم بر آن است. نوشته پیش‌رو، با تکیه بر بیانات و خاطرات مستند، به بررسی این مواجههٔ منحصربه‌فرد می‌پردازد.

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - رمان «خانواده تیبو» نوشته روژه مارتن دوگار، نویسنده فرانسوی و برنده جایزه نوبل ادبیات (۱۹۳۷)، از جمله آثاری است که در ایران سرگذشتی منحصربه‌فرد یافته است. این کتاب که با ترجمه استاد ابوالحسن نجفی و توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد، افزون بر جایگاه ادبی والای خود، به دلیل توجه ویژه رهبر معظم انقلاب و نقش مستقیم ایشان در رفع توقیف آن، به پدیده‌ای فرهنگی در تاریخ معاصر ایران بدل شده است.

نکته شایان‌تأمل آنکه رهبر انقلاب در بازه‌ای کوتاه (مهر و آذر ۱۳۷۰) دست‌کم سه بار در محافل مختلف از جمله جلسه تفسیر سوره بقره، دیدار با مجمع نویسندگان مسلمان و نشست با اعضای شورای عالی ویرایش از این کتاب سخن گفته‌اند. این اشارات مکرر، از یک سو بیانگر ستایش ایشان از کیفیت ترجمه و توصیف آن به عنوان یکی از ترجمه‌های ممتاز فارسی است، و از سوی دیگر نشان‌دهنده نقد عمیق محتوایی بر جهان‌بینی حاکم بر رمان، یعنی اومانیسم بی‌پشتوانه دینی است.

نوشته پیش رو می‌کوشد با تکیه بر اسناد و بیانات موجود در پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبر معظم انقلاب، نخست به معرفی این رمان و ترجمه فاخر آن بپردازد، سپس چهار محور اصلی نگاه رهبر انقلاب به این کتاب را بررسی کند: ستایش ترجمه و ساختار اثر، نقد جهان‌بینی اومانیستی، دغدغه تأثیرگذاری بر مخاطب جوان، و اشاره به استقبال عمومی از آن. در ادامه، خاطرات مستند از مواجهه ایشان با این کتاب در سه نوبت جداگانه (۱۳۷۰، ۱۳۷۰، ۱۳۹۷) بازگو می‌شود و در نهایت، نشان داده خواهد شد که چگونه یک رمان خارجی، در آیینه نگاه رهبر انقلاب، از یک اثر داستانی صرف فراتر رفته و به ابزاری برای نقد یک جهان‌بینی و همچنین نمونه‌ای از ترجمه فاخر فارسی تبدیل شده است که شایسته تأمل و بررسی عمیق‌تر است.

«خانوادهٔ تیبو» در آیینهٔ نگاه رهبر شهید

ستایش ترجمه و ساختار اثر

نخستین و برجسته‌ترین نکته‌ای که در بیانات رهبر انقلاب به چشم می‌خورد، ستایش از ترجمه ابوالحسن نجفی است. ایشان در دیدار با اعضای شورای عالی ویرایش زبان فارسی (۱۸ آذر ۱۳۷۰)، با اشاره‌ای صریح به مترجم کتاب، فرمودند: «من ضمناً یک نکته‌ای به جناب آقای نجفی عرض بکنم. آن کتاب ترجمه جنابعالی ـ خانواده تیبو ـ این کتاب بسیار ترجمه خوبی است؛ واقعاً از آن ترجمه‌های ممتاز فارسی است. من البتّه، هم فرانسه نمی‌دانم، هم ندیده‌ام متن را، امّا خود ترجمه، آن استواری ترجمه و رسایی ترجمه خودش را نشان می‌دهد. با اینکه کتاب سختی هم هست، یعنی جزو کتاب‌هایی است که سخت است و مفصّل هم هست؛ خوب حوصله کرده‌اید.»

رهبر شهید، ترجمهٔ ابوالحسن نجفی از «خانوادهٔ تیبو» را «واقعاً از آن ترجمه‌های ممتاز فارسی» دانسته و بر استواری و رسایی آن تأکید کرده‌اند

ایشان همچنین به تفاوت ساختاری جلدهای کتاب اشاره کرده و ارزش تاریخی جلدهای پایانی را ستوده‌اند: «از جلد سوّم به بعدش ـ جلد سوّم و چهارمش ـ ارزش تاریخی خیلی قیمتی‌ای هم دارد؛ خب تمام اوضاع و احوال جنگ را نشان می‌دهد؛ جنگ بین‌الملل و مقدّمات و مانند اینها را؛ جلدهای اوّل و دوّم آن اصلاً در آن مقوله نیست، یعنی یک سبک دیگری است.»

نکته جالب توجه آنکه رهبر انقلاب برای این کتاب تقریظ نیز نوشته‌اند: «من هر کتابی که می‌خوانم، یک تقریظی می‌نویسم. برای این کتاب ترجمه شما هم تقریظ نوشتم؛ هم بعد از جلد اوّل، هم بعد از جلد آخر یا سوّم ـ یکی از این دو جلد ـ جلد اوّل را که خواندم، پشت جلد نوشتم که بعید است من جلد دوّم این کتاب را بخوانم؛ چون باب ذهنیّات ما نیست، [امّا] برداشت من بعد از خواندن آن جلد سوّم به بعد، بکلّی از این کتاب عوض شد.»

نقد جهان‌بینی اومانیستی

در کنار ستایش از ترجمه، رهبر انقلاب به‌طور مکرر بر نقد محتوایی جهان‌بینی حاکم بر رمان تأکید کرده‌اند. ایشان در جلسه هشتم تفسیر سوره بقره (۲۴ مهر ۱۳۷۰)، با اشاره به رویکرد اومانیستی نویسنده، فرمودند: «من یک کتابی را از روژه مارتین دوگار نویسنده فرانسوی که رمانی نوشته بنام خانواده‌ی تیبو خوانده‌ام... این ظاهراً از اومانیست قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است. این انسانیت‌گراها که معتقد بودند عشق به انسان و انسانیت و علاقه و وجدان انسانی می‌تواند پرکننده خلأ اندیشه مذهبی و ایمان مذهبی و جاذبه مذهبی باشد، اینها قبل از رواج مارکسیسم خیلی کتاب می‌نوشتند و این روژه‌مارتین هم جزو آنهاست که خیلی خوب در کتابش قضیه را تشریح می‌کند.»

ایشان سپس با تحلیل یکی از صحنه‌های کلیدی رمان، پوچی نهفته در این جهان‌بینی را به تصویر کشیدند: «البته نه اینکه بخواهد این را بگوید، بلکه از زبان قهرمان داستانش که در هنگام یک بیماری لاعلاج با خودش فکر می‌کند فایده تلاش من چه بود و یادداشت‌هایش را می‌نویسد حقایقی را که تفکر اومانیستی به انسان می‌دهد و آن احساس ناگزیر این تفکر اومانیستی را کاملاً مشخص می‌کند و آنجا کاملاً می‌شود این را فهمید. او می‌گوید فایده زندگی کردن همین است که تو لذت ببری! واقعاً طبق تفکر جهان‌بینی مادی جز این هم چیز دیگری نیست.»

در دیدار با مجمع نویسندگان مسلمان (۲۸ مهر ۱۳۷۰)، ایشان با صراحت بیشتری به نقد محتوای کتاب پرداختند: «این چهار جلد کتاب، البته با همان گرایش‌های اومانیستی قرن نوزدهمی و اوایل قرن بیستمی است؛ با یک قضاوت‌های خیلی قاطع و مطلق و تعصب‌آمیز ضد مذهبی و البته ضد جنگ. گرایش عمده‌اش، ضد جنگ بین‌الملل اول است.»

دغدغه تأثیرگذاری بر مخاطب جوان

با وجود ستایش از ترجمه و حتی توصیه به خواندن کتاب برای جوانان، رهبر انقلاب نگرانی جدی از تأثیر محتوای اومانیستی آن بر مخاطب دارند. ایشان در دیدار با شورای عالی ویرایش (۱۸ آذر ۱۳۷۰) این دغدغه را چنین بیان کردند: «من این کتاب را خیلی دوست می‌دارم؛ چون زبان خوبی دارد، اطّلاعات زیادی دارد، دوست می‌دارم توصیه کنم که بخوانند جوانها ـ حالا یک جایی هم یک چیزی نقل کردم از آن در یک مجمعی ـ لکن به خاطر این جهت می‌ترسم.»

رهبر شهید انقلاب با نقد جهان‌بینی اومانیستیِ حاکم بر رمان، آن را نمادِ تفکری می‌دانند که در آن «فایدهٔ زندگی کردن همین است که تو لذت ببری» و این نگاه را به چالش کشیده‌اند

ایشان با اشاره به یکی از گفت‌وگوهای رمان، نگرانی خود را از غلبه استدلال‌های شخصیت اومانیست بر کشیش کاتولیک چنین تشریح کردند: «یعنی مثلاً فرض کنید وقتی که آن کشیش با آن جوان صحبت می‌کنند و استدلالات همدیگر را پاسخ می‌دهند، آخر سر کشیش از میدان استدلال درمی‌رود! خب حرفی هم نداریم؛ واقعاً بُرد استدلال یک کشیش کاتولیک بیش از این اصلاً نیست؛ شکّی نیست که ذهنیّت آن جوان اوّل قرن بیستم بر ذهنیّت او غلبه خواهد داشت، امّا تقصیر ذهنیّت اسلامی و جهان‌بینی اسلامی ما امروز چیست که بایست قربانی ذهنیّت محدود آن کشیش مثلاً فرض کنید که اوّل قرن بیستم بشود؟»

ایشان برای رفع این نگرانی، پیشنهادی عملی نیز مطرح کردند: «اگر در یک چنین ترجمه‌هایی بشود بدون اینکه به ترجمه لطمه‌ای وارد بیاید ـ یعنی به‌اصطلاح صداقت کتاب از بین نرود ـ حالا یا با پاورقی‌ای یا با یک تعبیرات خاصّی بشود یک مقداری از زور این حالت را گرفت، من خیال می‌کنم، خیلی خیلی خوب خواهد بود.»

«اگر در این‌جور ترجمه‌ها بشود این خلأ را یک جوری جبران کرد، اینها منابع بسیار خوبی هستند برای استفاده صوری و معنوی جوان‌های ما.»

«خانوادهٔ تیبو» در آیینهٔ نگاه رهبر شهید

اشاره به استقبال عمومی

رهبر انقلاب در دیدار با مجمع نویسندگان مسلمان (۲۸ مهر ۱۳۷۰)، با اشاره به چاپ دوم این کتاب چهارجلدی بیش از دو هزار صفحه‌ای، از استقبال چشمگیر مخاطبان ابراز شگفتی کردند و آن را با وضعیت کتاب‌های دیگر مقایسه نمودند: «حدود سال 69 یک رمان فرانسوی به نام «خانواده‌ی تیبو» منتشر شد... این رمان چهار جلدی که بیش از دو هزار صفحه است، در ظرف مدت کوتاهی دو بار چاپ شد - که من چاپ دومش را دارم - لابد جاذبه داشته است که برای بار دوم چاپ می‌شود. ما باید برای کتاب مثلاً صدوبیست صفحه‌یی کلی تلاش بکنیم، تا یک مشتری پیدا بشود!»

خاطرات و وقایع مرتبط

ماجرای «خانواده تیبو» در ایران، افزون بر بیانات تحلیلی رهبر انقلاب، با دو خاطره مستند و شنیدنی نیز گره خورده است که هر یک به‌نوبه خود، ابعاد تازه‌ای از نگاه ایشان به این کتاب را آشکار می‌سازد. این خاطرات که در بازه‌ای بیست‌وپنج‌ساله (از ۱۳۷۰ تا ۱۳۹۷) روی داده‌اند، نه‌تنها نشان‌دهنده اشاراف کامل رهبر انقلاب بر متن اثر هستند، بلکه از نقش مستقیم ایشان در رفع مانع نشر این کتاب نیز حکایت دارند.

خاطره نخست: دیدار شورای عالی ویرایش و رفع توقیف (آذر ۱۳۷۰)

پیش‌تر، بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضای شورای عالی ویرایش زبان فارسی (۱۸ آذر ۱۳۷۰) نقل شد. اما پشت‌صحنه این دیدار، خاطره‌ای ناشنیده وجود دارد که در یادداشت‌های مهندس مهدی فیروزان (رئیس هیئت مدیره شهر کتاب) به‌تفصیل ثبت شده است.

به‌گفته فیروزان، در آن جلسه که جمعی از بزرگان ادبیات و ویرایش از جمله دکتر علی‌اشرف صادقی، ابوالحسن نجفی، اسماعیل سعادت، رضا سیدحسینی، احمد سمیعی گیلانی، موسی اسوار، محمود گلزاری و خود او حضور داشتند، جلسه‌ای بسیار شیرین و صمیمی برگزار شد. هر یک از حاضران درباره اهمیت زبان فارسی سخن گفتند و رهبر انقلاب در میان صحبت‌ها جمله‌ای فرمودند که در خاطر فیروزان مانده است: «هرگاه غلطی از صداوسیما پخش می‌شود، انگار سوزنی در تن من فرو می‌رود.»

در دیدار با شورای عالی ویرایش، رهبر انقلاب با اشراف کامل بر محتوای کتاب و جزئیات صحنه‌های آن، شخصاً دستور رفع توقیف رمان «خانواده تیبو» را صادر کردند

اما نقطه اوج این دیدار، هنگامی رخ داد که رهبر انقلاب به استاد نجفی رسیدند و از ترجمه کتاب «خانواده تیبو» با تحسینی ویژه یاد کردند. استاد نجفی که از شرم حضور نمی‌توانست بگوید کتاب توقیف شده است، نگاهی به مهندس فیروزان انداخت. فیروزان در آن لحظه واسطه شد و عرض کرد: «آقا، خانواده تیبو توقیف شده است.»

رهبر انقلاب بلافاصله به آقای حجازی (رئیس وقت صداوسیما) دستور دادند که مجوز انتشار آن صادر شود. پس از آن، ایشان درباره جزئیات بعضی صحنه‌های کتاب با استاد نجفی گفت‌وگو کردند و دقت و حافظه شگفت‌انگیزشان همه حاضران را متعجب ساخت.

این خاطره از آن جهت حائز اهمیت است که نشان می‌دهد رهبر انقلاب با اشراف کامل بر محتوای کتاب، شخصاً زمینه انتشار دوباره آن را فراهم کردند.

این خاطره و خاطرات دیگر مهدی فیروزان از رهبر شهید را در این لینک بخوانید

خاطره دوم: بازدید از غرفه نیلوفر در نمایشگاه کتاب تهران (اردیبهشت ۱۳۹۷)

نزدیک به سه دهه پس از آن دیدار، در صبح روز جمعه ۲۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷، رهبر انقلاب از سی‌ویکمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بازدید کردند. ایشان به مدت یک ساعت و نیم از ۵۰ غرفه دیدن کردند و ضمن گفت‌وگو با ناشران و شنیدن نکات و دغدغه‌های آنان، در جریان تازه‌های نشر قرار گرفتند.

در این بازدید، رهبر انقلاب به غرفه انتشارات نیلوفر رفتند. کتابی نظرشان را جلب کرد و پرسیدند: «این همان چهارجلدی قدیمی است؟» پاسخ شنیدند: بله. پرسیدند: «مترجمش چه کسی بود؟» گفتند: «ابوالحسن نجفی.»

ایشان در پاسخ، خاطره‌ای شنیدنی از دیدار سال‌های پیشین خود با مترجم نقل کردند:

«سال‌ها قبل ابوالحسن نجفی با آقای مرحوم حبیبی و چند نفر دیگر از بزرگان ادبیات آمدند پیش ما. من پرسیدم «شما مترجم «خانواده تیبو» هستید؟» آقای نجفی از اینکه من اسم این رمان را بلدم تعجب کردند. بعد که نشستیم من از رمان تعریف کردم و نقدی هم به ترجمه ایشان گفتم. آقای نجفی با تعجب بیشتر پرسید: «شما واقعا هر چهار جلد را خوانده‌اید؟ من اصلا فکرش را نمی‌کردم شما حتی اسمش را شنیده باشید!»

ایشان با خنده ادامه دادند: «گفتم حالا خوانده بودم دیگر... خدا آقای ابوالحسن نجفی را بیامرزد. کتاب خانواده تیبو رمان خیلی خوبی بود که متأسفانه در حد قدرش معروف نشد.»

پس از این بازدید، رهبر انقلاب در سخنان کوتاهی، کتاب و کتابخوانی را یکی از ضرورت‌های زندگی آحاد مردم به‌ویژه جوانان دانستند و افزودند: «نقش کتاب یک نقش بی‌بدیل است، البته بهترین کتاب‌ها، کتابی است که انسان را به سمت خداوند و ارزش‌های والا و انقلابی هدایت کند، و امیدواریم کتاب جایگاه حقیقی خود را در جامعه بیابد.»

اشارات دیگر

افزون بر دو خاطره تفصیلی فوق، رهبر انقلاب در مناسبت‌های دیگری نیز به این کتاب اشاره داشته‌اند. برای نمونه، در تاریخ ۱۹ اردیبهشت‌ماه ۱۳۸۴، در دیدار با جمعی از دانشجویان استان کرمان، از این رمان با صفت «قوی» یاد کرده و آن را در کنار آثار بالزاک و ویکتور هوگو ارزیابی کرده بودند: «چند سال قبل، از یک نویسنده قوی فرانسوی رمانی خواندم به نام «خانواده تیبو». البته آن نویسنده، معروف نیست؛ اما این رمان خیلی قوی است.»

ایشان در ادامه به تصویر هنرمندانه واقعیت‌های زندگی در این رمان اشاره کرده بودند. این نشان می‌دهد که توجه رهبر انقلاب به این کتاب، محدود به یک بازه زمانی خاص نبوده و در طول سال‌ها، بارها مورد تأکید و اشاره قرار گرفته است.

بازتاب‌های رسانه‌ای وقایع مرتبط با کتاب «خانواده تیبو»، به‌ویژه خاطره بازدید رهبر انقلاب از غرفه انتشارات نیلوفر، تأثیری شگرف بر جایگاه و اقبال عمومی این رمان در ایران برجای نهاد. بررسی سرگذشت رمان «خانواده تیبو» در ایران، از نخستین ترجمه آن توسط استاد ابوالحسن نجفی تا بازتاب خاطرات مستند از مواجهه رهبر معظم انقلاب با این اثر، نشان‌دهنده پیوندی عمیق و چندلایه میان یک اثر ادبی خارجی و فضای فرهنگی ایران معاصر است. آنچه در این مسیر به‌روشنی نمایان می‌شود، از یک سو ارزش ادبی و ترجمه‌ای والای این کتاب و از سوی دیگر نگاه دقیق، نقّادانه و مسئولانه رهبر انقلاب نسبت به آن است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها