یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۳
عظمت عاشورا در بنیان حق انتخاب است

مهدی سیمایی در نشست «چراغی دیگر»؛

عظمت عاشورا در بنیان حق انتخاب است

حماسه عاشورا در خلا تایید جمعی و تنهایی سیاسی-اخلاقی رخ داد

به‌گفته سیمایی: «شکوه حماسه عاشورا در همه اعصار به‌ویژه در دوران معاصر، به دلیل انتخابی‌بودن آن بوده است؛ به این معنا که گروهی، فارغ از هرگونه تحمیل و اجبار از بالا به پایین، تصمیم گرفتند برای وجدان خویش ایستادگی کنند.»

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): سومین جلسه از سلسله نشست‌های «چراغی دیگر» به‌مناسبت ایام شهادت سیدالشهدا(ع) روز دوشنبه 1 تیرماه در کانون رسالت برگزار شد. در این نشست مهدی سیمایی تحت عنوان «عاشورا و شجاعت تنها زیستن» و مهدی فیروزان با موضوع «الهیات جدید و مسأله رنج» به ایراد سخنرانی پرداختند.

جرئت تنهایی، شجاعتی عظیم است

هشدار نسبت به کلیشه‌زدگی در تحلیل عاشورا

مهدی سیمایی در ابتدای سخنان خود با اشاره به موضوع کلیشه‌ای شدن واقعه عاشورا اظهار داشت: »آن‌چه در گفت‌وگو از عاشورا باید مد نظر قرار گیرد، پرهیز از افتادن در دام کلیشه‌هاست. متأسفانه امروزه این واقعه به‌شکلی بسیار کلیشه‌ای مطرح می‌شود. البته باید میان کلیشه‌ای بودن و نادرست بودن تمایز قائل شد، چراکه این دو مقوله هرگز هم‌سان نیستند و تلازمی با یکدیگر ندارند؛ اما نگاه کلیشه‌ای قطعاً مانع از درک نو و چندوجهی یک رویداد خواهد شد. ازاین‌رو، برای فهم حماسه‌ای بزرگ از سوی یک امام معصوم، باید از قید کلیشه‌ها رها شد».

تفاوت نگاه وظیفه‌گرا و فضیلت‌گرا در بازخوانی عاشورا

وی در ادامه به تمایز میان نگاه وظیفه‌گرا و نگاه فضیلت‌گرا اشاره کرد و افزود: «یکی از کلیشه‌های رایج درباره عاشورا، نگریستن به این واقعه از منظر فقه و تکلیف شرعی است. در حقیقت، چنین رویکردی به مخاطب اجازه نمی‌دهد تا دریای ایثار، فضیلت، اخلاق و حماسه را نظاره کند؛ زیرا در این نگاه، تنها می‌توان گفت که امام حسین(ع) به وظیفه شرعی خویش عمل کرده است و بدین‌ترتیب، بحث از فضیلت کنار نهاده می‌شود. این خود یکی از نقاط ضعف نگاه از منظر تکلیف، در مقایسه با نگاه فضیلت‌گرا به شمار می‌رود. درحالی‌که اگر از زاویه فضیلت بنگریم، این انتخاب حسین و یاران حسین است که بایستند. نه وظیفه شرعی یا تکلیفی الهی به شهادت».

عظمت عاشورا در مبتنی بودن بر حق انتخاب

سیمایی عظمت عاشورا را در انتخابی‌بودن آن دانست و تصریح کرد: «شکوه این حماسه در همه اعصار به‌ویژه در دوران معاصر، به دلیل انتخابی‌بودن آن بوده است؛ به این معنا که گروهی، فارغ از هرگونه تحمیل و اجبار از بالا به پایین، تصمیم گرفتند برای وجدان خویش ایستادگی کنند. بنابراین، بنیاد عظمت عاشورا بر حق انتخاب استوار است. اینکه امام حسین به تصریح چندین مرتبه پیش از رسیدن عاشورا و شروع نبرد، به اصحاب می‌گویند من بیعتی بر شما ندارم و می‌توانید بروید، یعنی همین حق انتخاب، یعنی در تعارف گیر نکردن، یعنی کسی از سر وظیفه نماند».

قیام حسینی، نماد ایستادگی در برابر نظام هنجاری جاری

وی افزود: «اگر عمیقاً بنگریم، عاشورا روایت «لحظه»‌ایست که در آن یک نظام هنجاری کهنه و ظالمانه، دیگر نمی‌تواند آدمی را که سوژه این هنجارهای غیراخلاقی است، قانع و رام کند؛ عاشورا وقتی رقم می‌خورد که جمعی در جامعه، توانایی سرسپردگی به نظام هنجاری نهادینه‌شده و سکوت در برابر روایت اموی از دین و پیامبر خدا را ندارند. در روایت عاشورا، یزید صرفاً یک حاکم ستمگر نیست، بلکه نماد نظمی است که با تهدید، زراندوزی و "کالایی‌سازی ارزش‌ها" از جمله تقلیل دین به عبادت‌های فردی، مومنان را به‌سمت سکوت اخلاقی، انفعال یا بی‌طرفی سوق می‌دهد. می‌گوید من به عبادت شما کار ندارم شما هم به حکمرانی من کار نداشته باشید؛ امام حسین یک «نه هستی شناختی» بلند به این نظم غیراخلاقی و غیر الهی گفت؛ گویی به باور امام، مشارکت منفعلانه در نظم غیراخلاقی، خود گناهی اخلاقی است؛ این قیام هرگز از سر جاه‌طلبی سیاسی یا لجاجت نبود، چراکه در موقعیت‌های دیگر، گزینه‌های متعددی در برابر امام وجود داشت؛ اما سرانجام، راه حسین(ع) در ایستادن مقابل جو عومی، به عظمت شهادت و جاودانگی عاشورا انجامید».

نقش بی‌طرفی مردم در تداوم نظم اموی

سیمایی در ادامه بیان کرد: «زمانی که در جامعه، فضایی از بالا به پایین یا حتی برعکس، به وضع قانونی منجر می‌شود، مشارکت افراد همواره فعالانه نیست. در آن دوران، مردم با بی‌طرفی خود، نظم اموی را تقویت می‌کردند؛ نظمی که درصدد بود دین را به امور شخصی فرو بکاهد، اما امام حسین(ع) این گناه اخلاقی را نپذیرفت. در روز عاشورا، پیشنهادهای گوناگونی به ایشان داده شد، اما هرگز تن به بیعت نداد، زیرا می‌دانست که سکوت در برابر آن نظم، تداوم آن را در طول تاریخ به همراه خواهد داشت».

وجدان جمعی و تنهایی سیاسی-اخلاقی اصحاب عاشورا

وی افزود: اصحاب حسین(ع) نه در تنهایی سیاسی و نه در میدان نبرد، بلکه در تنهایی اخلاقی خود به شهادت رسیدند؛ چراکه اکثریت جامعه هوادار آنان نبود. ازاین‌رو، باید تنهایی اخلاقی حسین و یارانش را درک کرد. همراهان امام به‌خوبی می‌دانستند که وجدان جمعی کوفیان، در خوابی عمیق ناشی از فقر اندیشه و فردگرایی فرو رفته است. این در حالی بود که برخی، با وجود آگاهی از پیامدهای نظم اموی، در انتخاب دوگانه مانده بودند و امام نیز حق انتخاب مردم را به رسمیت می‌شناخت.

جرئت تنهایی، شجاعت سیاسی

سیمایی درباره خلأ تأیید جمعی گفت: «در اینجا خلأ تأیید جمعی پدید می‌آید. ما انسان‌ها نیازمند تأیید از سوی اکثریت هستیم، و در عاشورا، در همین خلأ، گروهی جرئت تنها ایستادن یافتند. اگر اکثریت کوفیان با آنان همراه بودند، این ایستادگی نیاز به شجاعت نداشت. باید دانست که جرئت تنهایی، شجاعتی عظیم است؛ زیرا از نظر تکاملی، انسان نمی‌تواند تنها باشد. جرئت خلوت و مواجهه با خویشتن، از اهمیت والایی برخوردار است، درحالی‌که امروزه وابستگی بیمارگونه به هم‌راهی با اکثریت و راستی‌آزمایی اخلاقی مبتنی بر ترندها، ما را از این جرئت دور کرده است؛ اما اصحاب حسین(ع) در آن بایکوت سیاسی، جرئت شکستن فضای حاکم را داشتند.»

نقش اقلیت در شکل‌گیری فهم اصیل اخلاقی

وی با اشاره به فهم اصیل اخلاقی اظهار داشت: «در همه بحران‌های سیاسی، فهم اصیل اخلاقی توسط اقلیت شکل می‌گیرد و در همین بستر است که اخلاق رشد می‌کند؛ زیرا اقلیت‌ها نه مرعوب جمع می‌شوند و نه در پوشش بی‌طرفی باقی می‌مانند. سرانجام نیز مسیر اخلاقی جامعه، ناگزیر از همین اقلیت پیروی خواهد کرد. لازمه تحول و زیست اصیل اخلاقی، تنها بودن است؛ بنابراین اگر کسی از فهم اخلاقی عمیقی برخوردار باشد، از تنهایی عمیق نیز بهره‌مند است. ازاین‌رو امام علی فرمود: در مسیر هدایت، از کم‌بودن اهل این راه نباید وحشت کرد.»

طرفیت اکثریت و تأیید جمعی

در دنیایِ امروز، ما به طرزِ بیمارگونه‌ای به «طرفیتِ اکثریت» وابسته‌ایم. راستی‌آزماییِ اخلاقیِ خود را به «لایک» و «ترند» و «نظرِ قالبِ جامعه» گره زدیم؛ مدام ا « همه میگن»، سخن می گوییم، و وابستهِ این همه ها شدیم. دنیایِ امروز که دنیای الگوریتم‌هاست، بیش از هر زمان دیگری، ما را به سمتِ «تأییدِ جمعی» سوق می‌دهد. الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی، ما را در حباب‌هایی از تأییدِ هم‌فکران محبوس می‌کنند. لایک، بازنشر و کامنت، به معیارهایِ سنجشِ «درستی» تبدیل شده‌اند. در چنین فضایی، جرئتِ تنهایی یعنی تواناییِ بیرون‌زدن از این حباب‌ها؛ یعنی ایستادن در برابرِ طوفانِ نظراتِ هم‌صدا، وقتی که وجدان چیزِ دیگری می‌گوید. مشکل اصلی جامعه مدرن، از قضا همه‌گیر شدنِ تنهایی نیست،-تنهایی بیشتر شده به گواهِ آمار، اما مشکل اصلی این نیست-مشکل اصلی کمبودِ «خلوت» و فرار از تنهایی با خویشتن است.

کی‌یرکگور، فیلسوف دانمارکی، بر این باور بود که ایمان و تعهدِ اخلاقیِ اصیل، اغلب با احساسِ تنهاییِ عمیق همراه است، درحالی‌که جامعه برعکس است، همواره در پیِ هنجارهایی است که جمع را منسجم نگه دارد، - ظاهراً این از یادگارهای تکامل است و بدون فلسفه و توجیه نیست- اما حقیقتِ اخلاقی و اصرار بر ارزش‌ها و نیکی و درستی، گاه آدمی را به جایی می‌کشاند که اکثریت همراهِ او نیست. اینجاست که «جرئتِ تنهایی» معنا پیدا می‌کند: تواناییِ ایستادن بر سرِ حقیقتی که جمع آن را نمی‌پسندد، یا حتی آن را مضحک و معیوب بداند.

تداوم عاشورا به واسطه روایت فعالانه

آیا ما تنها در مقام فاعل اخلاقی عمل می‌کنیم یا مسئولیت راوی اخلاقی را نیز بر دوش می‌کشیم؟ دکتر مهدی سیمایی در پایان تصریح کرد: «اگر عاشورا در دهم محرم به پایان می‌رسید، شکستی محض اما حماسی بود؛ اما داستان عاشورا با دهم محرم خاتمه نمی‌یابد، بلکه توسط کاروان اسرا ادامه می‌یابد و در اینجاست که نقش والای «راوی اخلاقی» نمایان می‌شود. یعنی اگر من نتوانم به کاری کنم، می‌توانم راوی آنچه گذشت باشم؛ نقشی که زینب داغ‌دیده(س) پس از عاشورا ایفا کرد. این روند به صدها قیام دیگر، از جمله قیام مختار انجامید. راوی اخلاقی، منفعل نیست، بلکه فعالانه عمل می‌کند و افسار اخلاقی را در دست می‌گیرد تا به مدد روایتِ شر، بر شر پیروز شود.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها