به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، این کتاب به بررسی ساخت روایی متون منثور عیاری ـ پهلوانی فارسی در نسبت با بسترهای تاریخی، فرهنگی و معرفتی آنها میپردازد. نویسنده با انتخاب شماری از مهمترین متون این سنت (از جمله سمک عیار، دارابنامۀ بیغمی، تحریرهای قدیم و جدید حمزهنامه، اسکندرنامههای منثورو ابومسلمنامه)، کوشیده است این آثار را نه بهصورت منفرد و گسسته، بلکه در قالب یک شبکۀ روایی و بینامتنی مطالعه کند. از این منظر، مسئلۀ اصلی کتاب صرفاً توصیف ویژگیهای صوری این متون نیست؛ بلکه تبیین سازوکارهایی است که از خلال آنها، روایت به عرصۀ تبلور ایدههای پیشینی، الگوهای آگاهی جمعی و صورتبندیهای فرهنگی و اجتماعی بدل میشود.
عبور از روساخت متن با ابزار روایتشناسی
یکی از وجوه ممتاز این پژوهش، نگاه آن به «روایتشناسی» بهمثابۀ ابزاری برای عبور از سطح روساختی متن و دستیابی به لایههای عمیقتر معناست. مؤلف بهجای آنکه الگوهای روایتشناختی را بهشکل مکانیکی بر متن تحمیل کند، میکوشد از رهگذر تحلیل فرم روایت، به مناسبات میان پیرنگ، شخصیت، کنش، سفر، جابهجاییهای مکانی، کشمکشهای قدرت و افقهای ایدئولوژیک نهفته در این آثار دست یابد. بدین ترتیب، روایت در این کتاب نه یک چارچوب صرفاً فنی، بلکه مجرایی برای فهم نسبت میان فرم ادبی و ساختهای ذهنی و اجتماعی تلقی میشود.
«عیّار»؛ نماد کنشِ مرزی میان مردم و قدرت
از حیث نظری، کتاب بر این پیشفرض استوار است که متون عیاری ـ پهلوانی حامل نوعی «نظام آگاهی مشترک» هستند؛ نظامی که در آن عناصر ظاهراً متکثر و گوناگون این سنت روایی (از عیار و پهلوان گرفته تا شاه، زن، سفر، مذهب، نبرد، عشق و تدبیر)، در قالب یک منطق فرهنگی نسبتاً منسجم به یکدیگر پیوند میخورند. در این چارچوب، «عیّار» جایگاهی محوری مییابد و از سطح یک شخصیت فرعی یا صرفاً ماجراجو فراتر میرود تا بهعنوان یکی از عوامل اصلی پیشبرندۀ پیرنگ و نماد نوعی کنشِ مرزی میان «مردم و قدرت»، «اخلاق رسمی و اخلاق موقعیتی» و «نظم تثبیتشده و نیروی جابهجایی» ظاهر شود.
سیر تحول تاریخی و ایدئولوژیک روایتها
این کتاب همچنین نشان میدهد که این سنت روایی در سیر تاریخی خود چگونه دچار تحول و بازآرایی میشود. اگر در برخی متون، عناصر عیاری و ماجرایی پررنگترند، در برخی دیگر، تخیل روایی بیش از پیش در مدار مذهب، مشروعیت سیاسی، حافظۀ تاریخی و قهرمانسازی ایدئولوژیک سازمان مییابد. از این حیث، پژوهش حاضر فقط مطالعۀ چند متن نیست؛ بلکه کوششی برای ترسیم یک روند تاریخی در درون سنت عیاری ـ پهلوانی است؛ روندی که در آن نسبت میان روایت، قدرت، مذهب، تاریخ و فرهنگ مردمی بهتدریج دگرگون میشود.
اثری راهگشا در مطالعات ادبیات روایی
در مجموع، این اثر را میتوان سهمی قابلاعتنا در حوزۀ مطالعات ادبیات روایی فارسی، روایتپژوهی، فرهنگ عامه و تاریخ فرهنگی ایران دانست. اهمیت کتاب در آن است که متون عیاری ـ پهلوانی را از حاشیه بیرون میآورد و آنها را بهمثابۀ متونی تاریخمند بازمیخواند. از این منظر، اثر پیش رو نه فقط در فهم ساخت و کارکرد این متون، بلکه در بازاندیشی جایگاه آنها در سنت ادبی و تخیل تاریخی ایرانی نیز کتابی راهگشاست.
کتاب حاضر برای دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی (گرایش ادبیات روایی)، در مقطع کارشناسی ارشد به عنوان منبع اصلی درس «تحلیل و بررسی داستانهای عیّاری و پهلوانی فارسی» به ارزش 2 واحد و به عنوان منبع کمکی دروس «شاهنامه و ادبیات عامیانه» و «مبانی نظری و تطبیقی نوع ادبی حماسی» در مقطع دکتری زبان و ادبیات فارسی (گرایش ادبیات حماسی) هر کدام به ارزش 2 واحد تدوین شده است. امید است علاوه بر جامعه دانشگاهی، سایر علاقهمندان نیز از آن بهرهمند شوند.
نظر شما