سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برخی شغل و حرفهها را آدمها انتخاب میکنند اما بعضی مشاغل، آدمهای خودشان را پیدا میکنند. برای مدیر انتشارات دارالکتبالاسلامیه، فعالیت در حوزه چاپ و نشر کتاب از نوع دوم است. راهی که از کودکی با آن بزرگ شده و در میان قفسههای کتاب نفس کشیده.
«خوشحالم که ناشرم»، خلاصه زندگی مردی ۸۴ ساله است که نه فقط یک ناشر، بلکه وارث یک سنت فرهنگی چند نسلی است. مرتضی آخوندی، پس از دههها فعالیت، اگر قرار بود دوباره زندگی را از نو شروع کند، باز هم همین مسیر را انتخاب میکرد.

ریشه انتشارات «دارالکتبالاسلامیه» به نجف اشرف بازمیگردد؛ جایی که پدربزرگ خانواده، کتابفروشی داشت و با کتاب روزگار میگذراند. پدر این راه را بنا نهاد و سپس نوبت به مرتضی، فرزند ارشد خانواده رسید تا بار این میراث فرهنگی را بر دوش بگیرد. پسر مرتضی آخوندی، مصطفی نیز در کنار پدر فعالیت دارد اما مدیریت انتشارات لوح محفوظ را نیز عهدهدار است.
سالها پیش کتابفروشی و انتشارات «دارالکتبالاسلامیه» در بازار سلطانی تهران قرار داشت. پس از درگذشت پدر و تقسیم ارث میان فرزندان، برادرانش هرکدام مسیر دیگری را انتخاب کردند اما مرتضی در میان کتابها ماند.
شرایط تقسیم میراث موجب شد، کتابفروشی قدیمی بازار سلطانی فروخته شود، اما فعالیت فرهنگی خانواده متوقف نشد. امروز کتابفروشی دارالکتبالاسلامیه در خیابان انقلاب و دفتر انتشارات در پامنار به فعالیت خود ادامه میدهند.
حفظ این انتشارات هرگز کار آسانی نبوده است. آخوندی معتقد است، نشر از ابتدا هم یک فعالیت اقتصادی محسوب نمیشد. اگر کسی به دنبال سود مالی باشد، راههای بسیار سادهتر و پربازدهتری پیش روی خود میبیند. آنچه یک ناشر را در این مسیر نگه میدارد، عشق به فرهنگ، دانش و انتقال میراث فکری به نسلهای بعد است.
برای توصیف وضعیت کتاب، خاطرهای را در دهه ۴۰ به یاد میآورد که دکتر رودلف ماخ، رئیس کتابخانه دانشگاه پرینستون به ایران میآمد و با بودجهای که ایران در اختیار او گذاشته بود برای کتابخانه پرینستون بخش شرقشناسی که کتابخانه بزرگی است کتاب تهیه میکرد. او میگفت: «کتاب را معمولاً دو گروه میخرند؛ استادان و دانشجویان، و هر دو بیپول هستند.»
شاید همین جمله، سرنوشت صنعت نشر را در همه جای دنیا توضیح دهد؛ صنعتی که بیش از آنکه بر پایه اقتصاد استوار باشد، بر پایه علاقه و دغدغه فرهنگی بنا شده است.
انتشارات دارالکتبالاسلامیه، در طول دهههای فعالیت خود، صدها عنوان اثر در حوزه حدیث، تفسیر، فقه و معارف اهلبیت(ع) منتشر کرده است. بسیاری از پژوهشگران، طلاب و دانشجویان علوم اسلامی با آثار این انتشارات آشنا هستند. با این حال، شرایط امروز نشر با گذشته تفاوت بسیاری دارد.
روزگاری کتابهای این انتشارات در شهرهای مختلف کشور توزیع میشد. از قم و مشهد گرفته تا شهرهای کوچکتر، کتابفروشیها و مراکز فرهنگی برای تهیه آثار جدید سفارش میدادند. اما در چند سال اخیر بسیاری از کتابفروشیها تعطیل شدهاند و سفارش تهیه کتاب بسیار کم شده است.
این ناشر با نگرانی از تعطیلی گسترده کتابفروشیها و کاهش مخاطبان کتاب سخن میگوید؛ پدیدهای که به باور او، فقط یک مشکل صنفی نیست، بلکه زنگ خطری برای فرهنگ جامعه است.
کاهش شمارگان کتاب نیز یکی دیگر از نشانههای این تغییر است. کتابهایی که زمانی در ۵هزار نسخه منتشر میشدند و بارها به چاپ مجدد میرسیدند، امروزه گاهی تنها در چند صد نسخه چاپ میشوند. در برخی موارد نیز ناشران ناچارند براساس تعداد سفارشها به چاپ اقدام کنند. تغییرات تنها در شبکه توزیع کتاب رخ نداده است.
کاهش خرید، گرانی کاغذ و هزینههای تولید نیز فشار سنگینی بر این ناشر تحمیل کرده است. میگوید: در سالهای گذشته حمایتهایی برای تأمین کاغذ وجود داشت، اما به تدریج این حمایتها کاهش یافت و اکنون بسیاری از ناشران با بحران جدی سرمایه روبهرو هستند.
نتیجه این شرایط را میتوان در انبار انتشارات «دارالکتبالاسلامیه» دید؛ جایی که صدها عنوان کتاب با تیراژهای هزاران جلد چیده شده است؛ حدود ۵۰ جلد کتاب نیز آماده انتشار دارند؛ برخی آثار جدید و برخی کتابهایی که دوباره تصحیح و ویرایش شدهاند اما سرمایه لازم برای انتشار آنها وجود ندارد. سالها برای آمادهسازی این کتابها وقت صرف شده اما فعلاً امکان رسیدن به دست مخاطب را ندارند.

مشکلات اقتصادی شرایطی ایجاد کرده که این انتشارات، سال ۱۴۰۵ حتی یک عنوان کتاب هم منتشر نکرده است. اتفاقی که برای ناشری با این سابقه، بیش از هر چیز نشانه دشواری شرایط امروز در صنعت نشر است.
با وجود همه این مشکلات، آنچه بیش از مسائل اقتصادی ذهن این ناشر را درگیر کرده، دور شدن نسل جدید از کتاب است.
به اعتقاد او، تغییر سبک زندگی و گسترش رسانههای جدید موجب شده کتاب دیگر جایگاه گذشته را در زندگی روزمره مردم نداشته باشد. زمانی کتاب، روزنامه و رادیو مهمترین منابع آگاهی بودند، اما فضای مجازی و رسانههای متعدد، بخش بزرگی از زمان مخاطبان را به خود اختصاص دادهاند. «فضای مجازی میتواند مسکنی موقت باشد. هیچ رسانهای نمیتواند جای کتاب را بگیرد».
«فضای مجازی میتواند اطلاعات بدهد، اما آنچه انسان را عمیق میکند کتاب است. کتاب مکتوب چیز دیگری است».
سالها فعالیت در عرصه نشر، خاطرات تلخ و شیرین بسیاری برای آخوندی به همراه داشته است. تلخترین روزها زمانی بوده که کتابی پس از ماهها تلاش و صرف هزینه فراوان آماده انتشار میشد اما به دلایل مختلف متوقف میماند یا امکان عرضه پیدا نمیکرد. میگوید قبل از انقلاب کتاب نشر مییافت سپس جلوی پخش و انتشار گرفته میشد. پس از انقلاب هم در موارد معدودی، برخی کارشناسان که آشنایی کافی با محتوای کتاب را ندارند دستور به حذف برخی مطالب میدهند که در نهایت به ضرر کتاب است.
در مقابل، شیرینترین لحظات را روزهایی میداند که مخاطبان با اشتیاق به دنبال کتاب میآمدند، نسخهها به سرعت تمام و حتی نایاب میشد و به چاپهای بعدی میرسید.
همین لحظهها بوده که چراغ امید را در دل او روشن نگه داشته است. وقتی میخواهد از مهمترین درسی که از فعالیت در عرصه نشر آموخته، بگوید، لبخند میزند و به یک ضربالمثل قدیمی اشاره میکند: «قدیمیها میگفتند ناشر باید گنج قارون، صبر ایوب و عمر نوح داشته باشد». شاید هیچ جملهای بهتر از این نتواند وضعیت امروز ناشران را توصیف کند.
با وجود همه این دشواریها، او همچنان مسئولیت ناشر را فراتر از یک فعالیت اقتصادی میداند. «وظیفه ناشر این است که بهترین کتابها را منتشر کند، با مؤلفان و محققان همکاری داشته باشد و زمینه انتشار آثار ارزشمند را فراهم کند. نباید از این مسیر دست کشید، حتی اگر مشکلات زیاد باشد».
وقتی از مهمترین میراث خود و انتشارات دارالکتب الاسلامیه سخن میگوید، نه از ساختمانها و نه از تیراژ کتابها حرف میزند؛ بلکه به آثار ماندگاری اشاره میکند که طی دههها منتشر شدهاند.
دغدغه اصلی این ناشر، فاصله گرفتن از کتاب است و تاکید دارد باید کاری کرد مردم دوباره به کتاب نزدیک شوند. «باید دقت کرد، سبک نشر و گرایش مردم به کتاب تغییر کرده است».
به باور آخوندی، توسعه کتابخانههای عمومی، حمایت واقعی از ناشران و تشویق مردم به مطالعه، ضرورتی فرهنگی است. «کتابخانهها باید توسعه پیدا کنند. کتاب باید به مدارس، حوزهها، پادگانها، زندانها، بیمارستانها و همه مکانهایی برسد که مردم ساعتها در آنها وقت میگذرانند».
«کتاب ماندگار است. ممکن است بسیاری از چیزها مصرف شوند و از بین بروند، اما کتاب میتواند صدها و حتی هزاران سال باقی بماند. امروز اگر کتابی از قرنهای گذشته پیدا شود، ارزش زیادی دارد و اهمیت کتاب را نشان میدهد. زمان و وقت زیادی بیهوده از بین میرود، در حالی که کتاب میتواند وسیله رشد فکری و فرهنگی انسان باشد».
نظر شما