سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: در دهههای اخیر، بحث درباره آینده بشر از محدوده داستانهای علمیتخیلی خارج شده و به یکی از مهمترین حوزههای پژوهش در علوم طبیعی، علوم اجتماعی و سیاستگذاری جهانی تبدیل شده است. تغییرات اقلیمی، گسترش هوش مصنوعی، پیشرفت زیستفناوری، تهدیدهای هستهای و حتی احتمال گسترش حیات انسان به خارج از زمین، همگی موضوعاتی هستند که دیگر صرفاً فرضیههایی دور از ذهن نیستند، بلکه به مسائل واقعی قرن بیستویکم بدل شدهاند. در چنین فضایی، کتاب «درباره آینده؛ چشماندازهای بشریت» نوشته مارتین ریس به ترجمه علیرضا حسنی که به تازگی از سوی انتشارات فرهنگ نشر نو منتشر شده، جایگاهی ویژه پیدا میکند؛ زیرا نویسنده نه فیلسوف است، نه آیندهنگار حرفهای و نه نویسنده داستانهای علمیتخیلی، بلکه یکی از برجستهترین اخترفیزیکدانان معاصر است که با اتکا به دادههای علمی، آینده تمدن انسانی را از زاویهای واقعگرایانه بررسی میکند.

این کتاب که نخستین بار در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، بیش از آنکه بخواهد آینده را پیشبینی کند، تلاش میکند تصویری عقلانی از فرصتها و تهدیدهایی ارائه دهد که بشر در دهههای آینده با آنها روبهرو خواهد شد. ریس مخاطب را دعوت میکند تا به جای شیفتگی یا هراس از فناوری، آن را با نگاهی انتقادی و مسئولانه ارزیابی کند؛ زیرا به باور او، آینده بیش از هر زمان دیگری به تصمیمهای امروز انسان وابسته است.
مارتین ریس؛ دانشمندی که آینده را از منظر کیهان میبیند
مارتین ریس از شناختهشدهترین اخترفیزیکدانان جهان است. او سالها ریاست انجمن سلطنتی بریتانیا را بر عهده داشته و عنوان «ستارهشناس سلطنتی» را نیز کسب کرده است. برخلاف بسیاری از دانشمندان علوم پایه که فعالیت خود را به پژوهشهای تخصصی محدود میکنند، ریس همواره کوشیده است میان علم و مسائل عمومی جامعه پلی برقرار کند.
همین پیشینه سبب شده است که نگاه او به آینده، نگاهی چندرشتهای باشد. او هنگام سخن گفتن از تغییرات اقلیمی، صرفاً از فیزیک جو سخن نمیگوید؛ هنگامی که درباره هوش مصنوعی مینویسد، به پیامدهای اقتصادی و اخلاقی آن نیز توجه دارد و زمانی که از سفرهای فضایی سخن میگوید، آن را با آینده تمدن انسانی پیوند میزند. به همین دلیل، آثار او بیش از آنکه کتابهای تخصصی اخترشناسی باشند، نوعی تأمل فلسفی بر پایه علم محسوب میشوند.
آینده را نمیتوان پیشبینی کرد، اما میتوان برای آن آماده شد
از همان صفحات نخست کتاب، نویسنده مرز خود را با پیشگویان و آیندهبینان روشن میکند. او با نقل خاطرهای طنزآمیز درباره اینکه برخی عنوان «ستارهشناس سلطنتی» را با «طالعبین سلطنتی» اشتباه میگیرند، تأکید میکند که دانشمند وظیفه پیشگویی ندارد؛ بلکه باید روندهای علمی را تحلیل و سناریوهای محتمل را بررسی کند.
این تفاوت، اساس اندیشه کتاب را شکل میدهد. ریس آینده را مجموعهای از احتمالات میداند، نه سرنوشتی از پیش تعیینشده. بنابراین به جای آنکه بگوید در سالی مشخص چه اتفاقی رخ خواهد داد، میپرسد اگر روندهای کنونی ادامه یابند، چه خطرها و چه فرصتهایی پیش روی بشر قرار خواهد گرفت.
این رویکرد، کتاب را از آثار عامهپسند آیندهنگری متمایز میکند. نویسنده نه وعده آرمانشهری فناورانه میدهد و نه آیندهای آخرالزمانی ترسیم میکند، بلکه همواره میان امید و نگرانی تعادل برقرار میسازد.

از زمین تا کیهان
فهرست کتاب نشان میدهد که نویسنده آینده بشر را در پنج سطح بررسی میکند: نخست، بحرانهای زیستمحیطی و عصر آنتروپوسن؛ دوم، فناوریهای نوینی مانند زیستفناوری و هوش مصنوعی؛ سوم، جایگاه بشر در مقیاس کیهانی؛ چهارم، محدودیتهای علم؛ و در پایان، رابطه علم، سیاست و جامعه.
این ساختار نشان میدهد که کتاب صرفاً درباره فناوری نیست، بلکه کوششی برای ترسیم تصویری جامع از آینده تمدن انسانی است؛ تصویری که از محیط زیست آغاز میشود و تا فلسفه علم و آینده کیهان امتداد مییابد.
آنتروپوسن؛ عصری که انسان به نیرویی زمینشناختی تبدیل شده است
فصل نخست با مفهوم «آنتروپوسن» آغاز میشود؛ اصطلاحی که امروزه برای توصیف دورهای به کار میرود که فعالیت انسان به یکی از مهمترین عوامل تغییرات سیاره زمین تبدیل شده است. انتخاب این مفهوم در ابتدای کتاب کاملاً هدفمند است، زیرا ریس معتقد است مهمترین ویژگی دوران کنونی، افزایش بیسابقه قدرت انسان در تغییر محیط پیرامون خود است.
او یادآوری میکند که میلیونها سال طبیعت بدون دخالت انسان مسیر خود را طی کرده است، اما اکنون گونهای از موجودات زنده پدید آمده که میتواند سرنوشت کل زیستکره را تغییر دهد. همین قدرت، هم بزرگترین فرصت تاریخ بشر است و هم بزرگترین تهدید آن.
بزرگترین تهدیدها، ساخته خود انساناند
یکی از مهمترین استدلالهای کتاب آن است که برخلاف تصور رایج، خطرناکترین تهدیدهای آینده الزاماً طبیعی نیستند. ریس توضیح میدهد که احتمال برخورد سیارکها یا وقوع برخی بلایای طبیعی بسیار اندک است و حتی برای برخی از آنها، مانند برخورد اجرام آسمانی، فناوریهای هشدار و پیشگیری نیز در حال توسعه است. اما تهدیدهایی مانند جنگ هستهای، تخریب محیط زیست، گسترش کنترلنشده فناوریهای زیستی یا سوءاستفاده از هوش مصنوعی، خطرهایی هستند که خود انسان ایجاد میکند و احتمال وقوع آنها نیز به تصمیمهای سیاسی و اجتماعی بستگی دارد.
این دیدگاه، پیام اصلی کتاب را آشکار میکند: آینده بشر بیش از آنکه قربانی طبیعت باشد، محصول انتخابهای خود او خواهد بود.
خوشبینی محتاطانه؛ ویژگی متمایز اندیشه ریس
یکی از جذابترین ویژگیهای کتاب، پرهیز نویسنده از افراط و تفریط است. در سالهای اخیر بسیاری از آثار آیندهپژوهی به دو دسته تقسیم شدهاند؛ گروهی فناوری را راهحل همه مشکلات میدانند و گروهی دیگر آن را منشأ نابودی بشر معرفی میکنند. اما ریس هیچیک از این دو مسیر را انتخاب نمیکند.
او ضمن اشاره به الهام گرفتن از نویسندگانی مانند اچ. جی. ولز، توضیح میدهد که علم فرصتهای بیسابقهای در اختیار انسان قرار داده است، اما همین فرصتها اگر بدون نظارت اخلاقی و سیاسی گسترش یابند، میتوانند بقای تمدن را نیز تهدید کنند. به تعبیر او، علم نه ذاتاً نجاتبخش است و نه ذاتاً ویرانگر؛ آنچه اهمیت دارد، شیوه استفاده از آن است.
با وجود آنکه نویسنده یکی از برجستهترین دانشمندان جهان است، زبان کتاب تا حد زیادی روان و قابل فهم است. او به جای استفاده از فرمولها و مباحث تخصصی، از مثالهای تاریخی، روایتهای شخصی و تجربههای علمی بهره میگیرد تا مفاهیم پیچیده را برای مخاطب عمومی توضیح دهد.
آغاز کتاب نمونه خوبی از این شیوه نگارش است. داستان اشتباه گرفتن «ستارهشناس» با «طالعبین» در همان صفحات نخست، فضایی صمیمی ایجاد میکند و سپس نویسنده به آرامی وارد مباحث جدی آیندهپژوهی میشود.
مهمترین نقطه قوت اثر، اتکا به شواهد علمی به جای گمانهزنی است. ریس تلاش میکند هر ادعا را بر پایه روندهای شناختهشده علمی مطرح کند و از پیشبینیهای هیجانزده فاصله بگیرد. ویژگی ارزشمند دیگر، نگاه میانرشتهای کتاب است. نویسنده نشان میدهد که آینده را نمیتوان فقط با اقتصاد، فقط با سیاست یا فقط با علوم طبیعی فهمید، بلکه باید همه این حوزهها را در کنار یکدیگر دید. همچنین کتاب از نظر اخلاق علم نیز اهمیت فراوانی دارد. نویسنده بارها یادآوری میکند که توسعه فناوری بدون مسئولیتپذیری اجتماعی میتواند به بحرانی جهانی تبدیل شود.
با وجود ارزش علمی فراوان، کتاب خالی از کاستی نیست. نخست آنکه بسیاری از مباحث کتاب به دلیل اختصار، بیشتر حالت طرح مسئله دارند تا تحلیل عمیق. موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری یا اقتصاد آینده هر یک میتوانستند کتابی مستقل باشند، اما نویسنده ناگزیر آنها را بهصورت فشرده بررسی کرده است.
دوم آنکه نگاه کتاب عمدتاً از منظر کشورهای توسعهیافته شکل گرفته است. دغدغههای جهانی بهخوبی مطرح میشوند، اما تفاوت ظرفیت کشورها برای مواجهه با این چالشها کمتر مورد توجه قرار میگیرد. برای مثال، تأثیر تغییرات اقلیمی یا هوش مصنوعی بر کشورهای در حال توسعه میتوانست با جزئیات بیشتری بررسی شود.
سوم آنکه ریس بیش از آنکه وارد مباحث فلسفی شود، بر تحلیل علمی تکیه دارد. بنابراین خوانندگانی که انتظار دارند درباره معنای پیشرفت، عدالت یا نسبت فناوری و آزادی بحثهای فلسفی گستردهای ببینند، ممکن است کتاب را تا حدی محافظهکارانه بیابند.
جایگاه کتاب در ادبیات آیندهپژوهی
«درباره آینده» را میتوان در کنار مهمترین آثار آیندهپژوهی معاصر قرار داد، اما تفاوت اساسی آن با بسیاری از این آثار در روش نویسنده است. اگر یووال نوح هراری آینده را از منظر تاریخ و انسانشناسی روایت میکند و استیون پینکر با رویکردی خوشبینانه به دادههای اجتماعی مینگرد، مارتین ریس آینده را از جایگاه یک دانشمند علوم پایه و متخصص کیهانشناسی تحلیل میکند.
به همین دلیل، کتاب بیش از آنکه درباره «آینده فناوری» باشد، درباره «مسئولیت انسان در برابر آینده» است. ریس بارها یادآور میشود که پیشرفت علمی به خودی خود تضمینکننده سعادت بشر نیست؛ آنچه اهمیت دارد، توانایی جوامع در مدیریت پیامدهای این پیشرفتهاست.
«درباره آینده؛ چشماندازهای بشریت» کتابی است درباره مسئولیت، نه پیشگویی. مارتین ریس تلاش نمیکند آینده را با قطعیت ترسیم کند، بلکه نشان میدهد انسان امروز در نقطهای ایستاده است که تصمیمهایش میتواند مسیر تمدن را برای قرنهای آینده تعیین کند. از همین رو، کتاب بیش از آنکه اثری درباره فردا باشد، هشداری درباره امروز است.
بزرگترین ارزش این اثر در آن است که خواننده را از دو دام رایج میرهاند: خوشبینی سادهلوحانه به فناوری و بدبینی آخرالزمانی. نویسنده با تکیه بر دانش علمی و نگاهی متوازن، نشان میدهد که آینده نه تقدیری گریزناپذیر است و نه رؤیایی تضمینشده، بلکه نتیجه انتخابهایی است که انسان در زمان حال انجام میدهد.
برای علاقهمندان به آیندهپژوهی، فلسفه علم، سیاست علم و فناوری، محیط زیست و چالشهای تمدن معاصر، این کتاب اثری خواندنی و تأملبرانگیز است؛ اثری که مخاطب را وادار میکند بیش از آنکه بپرسد «آینده چگونه خواهد بود؟»، از خود بپرسد: «ما امروز چه میکنیم که آینده چنین خواهد شد؟»
نظر شما