شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۷
ثبت میراث عاشورایی یک دیار در قاب پژوهش/ عزاداری در سایه فرهنگ بومی

مازندران - عاشورا در مازندران تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگ بومی مردمی است که آیین‌های سوگواری را نسل به نسل حفظ کرده‌اند. کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» با تکیه بر پژوهش‌های میدانی و منابع مکتوب، تصویری از این میراث ارائه و نشان می‌دهد چگونه باورها، نذرها، آیین‌ها و رسوم عزاداری در این خطه، در گذر زمان به بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی مردم تبدیل شده‌اند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): عشق به خاندان اهل‌بیت (ع) مرز نمی‌شناسد و فراتر از تصور ما، نه تنها در گوشه و کنار شهرهای کوچک و بزرگ در دل مردم ریشه دوانیده است، بلکه در جوامع کوچک روستایی از گذشته‌های دور به میراث گذاشته شده و اکنون جزئی از فرهنگ مردم آن مناطق شده است.

بی‌تردید رمز ماندگاری و تأثیر ژرف واقعه عاشورا را باید در کیفیت این حادثه و شخصیت‌های درگیر آن جست‌وجو کرد. جایی که یک‌سوی آن یزید و لشکرش، نماد شر و در سمت دیگر امام حسین(ع) و یارانش، نماد خیر قرار دارند. این تقابل خیر و شر و روشنی و سیاهی که در نهایت به ظاهر باعث خاموشی چراغ خوبی‌ها می‌شود، در ادامه و طی سال‌های بعد به صورت مراسم، اعتقادها و آیین‌هایی در سوگ امام سوم شیعیان و همراهان و خاندانش بروز می‌یابد. حادثه کربلا هیچ‌گاه فردی و قبیله‌ای تلقی نشد و با اجرای شعائر مذهبی به سرعت اجتماعی و عاطفی، سپس جاودانه و ماندگار شد. در این گزارش آئین‌ها و سنت‌های محرمی مردم مازندران از زاویه دید پژوهش‌های مکتوب و کتاب‌ها بررسی شده است.

کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» نوشته علی صادقی ریکنده، اثری است که تلاش دارد با بهره‌گیری از منابع معتبر و بررسی‌های میدانی، پیوندی میان گذشته و حال آیین‌های سوگواری در مازندران ایجاد کند و هویتی استوار از فرهنگ مذهبی مردم این دیار به تصویر بکشد.

علی صادقی ریکنده در مقدمه کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» به رمز ماندگاری واقعه عاشورا و سوگ می‌پردازد. او در بخش‌های دیگری از مقدمه این کتاب می‌نویسد: «واقعه خونین کربلا در رده‌ آیین‌های سوگ دینی و مذهبی قرار می‌گیرد. آیین‌ها و مراسم سوگ به دلیل طبیعت خاصی که دارند در بیشتر مناطق جهان به سه دسته تقسیم می‌شوند: آیین‌های سوگ فردی و خانوادگی، آیین‌های سوگ دینی و مذهبی و آیین‌های سوگ ملی، میهنی و حکومتی.»

او ادامه می‌دهد: «در مذهب تشیع ۱۰ روز اول محرم، نیز بیستم صفر به‌عنوان چهلمین روز شهادت امام حسین (ع)، از جمله روزهای مشخصی است که مراسم سوگواری عمومی به یاد سالار شهیدان و ۷۲ تن از یارانش برگزار می‌شود.» نویسنده کتاب با مقدمه مفصلی که نوشته، در بخشی از آن مبارزه سیدالشهدا (ع) علیه یزید و شهادت او و یارانش را از جنبه‌های عقیدتی، سیاسی، آزادمنشی، مبارزه با ظلم، احترام به انسانیت، حق‌طلبی، پایداری بر اصول و اعتقادات و... از مهم‌ترین حوادث تاریخی شیعه و جزئی از اعتقادات و فرهنگ شیعیان می‌داند.

نگاه جهانگردان اروپایی به سوگواری شیعیان

او همچنین بر این موضوع تأکید دارد که آیین‌های محرم از چشم غیرمسلمانان هم پنهان نمانده است. لذا می‌نویسد: «دوره صفویه آغاز رفت و آمد سفیران، نویسندگان و جهانگردان اروپایی به ایران است. آن‌ها شرح مسافرت‌های خود را نگاشته و به مراسم عزاداری شیعیان ایران، به‌ویژه به نوحه‌خوانی، سینه‌زنی و زاری پرداختند.» آنتونیو روگو، کشیش اسپانیایی، اولیاء چلبی (جهانگرد عثمانی)، اولئاریوس، تاورنیه، شاردن، تونو، استرویس، بلدیک، لوبرن، فرانکلین، گاسپار درویل، الکساندر خوچکو، کنت دوگوبینو و پیتر چلکوفسکی اروپاییانی هستند که به ایران آمدند و از مراسم سوگواری ماه محرم گزارش‌ها و یادداشت‌هایی تهیه کردند. ویلیام فرانکلین که در دوره زندیه به ایران آمد، در کتاب خود نوشته است که در روز بیست و هفتم ماه قبل از محرم که ذی‌الحجه نام دارد، در مساجد منبرهایی برپا می‌کنند و دیوارهای مسجد را با پارچه‌های سیاه می‌پوشانند. از روز اول محرم آخوندها و پیش‌نمازها به منبر می‌روند، به ذکر واقعه می‌پردازند و مصیبت وارده بر امام حسین را بازگو می‌کنند. عزاداری با صدای موقر و آرام و محزونی شروع می‌شود و حقیقتاً روی انسان تأثیر عمیقی می‌گذارد. هنگام نوحه‌خوانی، مردم با دست‌های خود محکم به سینه‌هایشان می‌کوبند و در عین حال گریه می‌کنند و جملاتی نظیر «وای حسین» را ادا می‌کنند.» در کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» نویسنده به بررسی مهم‌ترین آداب و رسوم، آیین‌ها و اعتقادات مردم مازندران در ماه محرم پرداخته است.

ثبت میراث عاشورایی یک دیار در قاب پژوهش/ عزاداری در سایه فرهنگ بومی

بر پایه آنچه که در مقدمه کتاب آمده، مبنای کارش در این اثر بر پژوهش کتابخانه‌ای و میدانی استوار بوده و منابع و مأخذ مورد استفاده در این کتاب دو دسته‌اند: منابع کمکی که نگاهی به آن‌ها شده، اما موضوعی از آن‌ها به کار این مجموعه نیامد؛ نیز منابع اصلی که نام آن‌ها در فهرست مطالب و پایان کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» آمده است. صادقی ریکنده می‌گوید: «موضوع و محتوای کتاب به صورت جسته و گریخته و پراکنده در منابع و متون مختلف آمده، اما نبود کاری مستقل و اختصاصی درباره محرم در مازندران ضرورت اجرای پژوهش حاضر بوده است.» به گفته نویسنده، مهم‌ترین سوگواری مذهبی در مازندران برای شهیدان واقعه کربلاست که با شروع محرم هر سال آغاز شده و به مدت ده شبانه‌روز ادامه می‌یابد.

در برخی مناطق مازندران عزاداری‌ها بعد از شب دهم و حتی تا اربعین نیز ادامه می‌یابد. شب‌های نخست تحرک کمتر است و از شب‌های پنجم و ششم، شور و حال عزاداری به تدریج بیشتر می‌شود و در تاسوعا و عاشورا به اوج می‌رسد. نوحه‌خوانی، تدارک شام، دسته‌روی، سینه‌زنی، زنجیرزنی و سیاه‌پوشیدن از جمله رسم‌ها و برنامه‌های دهه اول محرم است. مرکز تجمع مردم نیز حسینیه‌ها، تکیه‌ها و هیئت‌های عزاداری است. در روزهای تاسوعا و عاشورا مردم از نقاط مختلف به زادگاه خود رفته و در مراسم سوگواری شرکت می‌کنند. در برخی مناطق مازندران مراسم عزاداری ماه محرم یک روز مانده به آغاز این ماه برپا می‌شود و تا سه روز پس از عاشورا هم ادامه دارد. اطعام، نذری، خدمت‌گزاری و پذیرایی از عزاداران به‌صورت خودجوش و مردمی است و هرکس می‌کوشد حتی با جفت و ردیف کردن کفش عزاداران هم نقشی در این اجتماع بزرگ داشته باشد و ثواب ببرد. کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» در هشت بخش گردآوری شده: مازندران و محرم، استقبال از محرم، ابزارها و وسایل، آیین‌های محرم در مازندران، تاسوعا و عاشورا و شام غریبان، محرم در فرهنگ عامه و هنر و ادبیات مازندران، آیین‌ها و اعتقادات و مراسم بعد از دهه اول محرم.

استقبال از محرم و نمادهای عاشورایی

در بخش استقبال از محرم آمده است: «مکان‌های برگزاری مراسم محرم یکی از مراکز فرهنگی مشخص مثل تکیه، میدان، حسینیه، مسجد و امامزاده است. یکی از وجه‌های مشترک آیین‌های سوگواری محرم در ایران و مازندران، مکان برپایی است. این مکان بار فرهنگی و معنوی جداگانه‌ای از سایر مکان‌ها دارد (جانب‌اللهی، ۱۳۷۹).» در سال‌های اخیر برپایی خیمه در پیاده‌روها و گوشه خیابان‌ها نیز از سوی هیئت‌های عزاداری مرسوم شده است. در برخی مناطق، پدیده موسوم به حیدری و نعمتی، میل به محله‌گرایی را در مردم تشدید کرد و رقابتی را برای هرچه بهتر برگزار کردن مراسم پدید آورد که در انتخاب و تزیین مکان، انتخاب نوحه‌خوان خوش‌صداتر و... متجلی شده است. نویسنده در کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» پس از مقدمه و شرحی بر آداب و استقبال از محرم، به ابزار و وسایل مربوط به عزاداری‌های ماه محرم می‌پردازد و هرکدام را نمادی از واقعه عاشورا می‌داند. وسایل و اشیای گوناگون مانند اسب، گهواره، طبل، سنج، کرب، شمشیر، سپر، زنجیر، قمه، علم، علامت، شیپور و... مهم‌ترین آن وسایل را او در کتابش شامل؛ مشعل، علم، علامت، وسایل و ابزار صوتی، نخل، اسب (ذوالجناح)، کتیبه، چهل‌چراغ، گهواره، حجله و زنجیر می‌داند.

نخل‌گردانی: نماد تابوت امام حسین(ع)

او پس از شرحی بر این وسایل و نحوه کاربرد آن در مراسم عزاداری ماه محرم، به سراغ آیین‌های محرم در مازندران می‌رود. آیین و سنت‌هایی از قبیل؛ نخل‌گردانی، ذوالجناح، سینه‌زنی، زنجیرزنی و دسته‌روی که نویسنده دسته گردانی (شامل سینه‌زنی، زنجیرزنی، روضه‌خوانی و تعزیه‌خوانی) را به عنوان اصلی‌ترین آیین‌های محرم معرفی می‌کند. سپس به شاخص‌ترین سنت‌ها و آیین‌های محرم می‌پردازد. لذا از «نخل‌گردانی» آغاز می‌کند و می‌نویسد: در برخی مناطق مازندران نخل‌گردانی در روزهای تاسوعا و عاشورا مرسوم است. سیروس طاهباز در تک‌نگاری یوش اشاره‌ای کوتاه به نخل این روستا کرده است: پرشکوه ترین تظاهرات مذهبی در محرم‌هاست خاصه دهه‌ی اولش.

هر محله دسته‌ای راه می‌اندازد و علم و کتل و بیرق و گاهی هم «نخل» (طاهباز، ۱۳۶۲: ۵۹).» نخل نمادی از تابوت امام حسین است که از چوب ساخته شده، مخروطی شکل است، جلوی آن پهن و انتهایش باریک است و بلندی آن به سه تا چهار متر می‌رسد. «نخل» یازده ماه در تکیه قرار دارد و از شب هفتم محرم به آن جامه می‌پوشانند؛ به این ترتیب که یک پارچه سیاه سراسری روی آن کشیده، قسمت جلوی آن را با آینه و اشیای قیمتی تزیین و در روز عاشورا به محله‌های مختلف حمل می‌کنند. در منطقه دماوند در روز عاشورا هنگامی که نخل را از تکیه بیرون می‌بردند، ابتدا به آن سلام می‌دادند؛ به این ترتیب که چند نفر جوان قوی‌هیکل به کمک حمل‌کننده‌های نخل می‌آمدند و از اطراف به اصطلاح هوای آن را داشتند.

سپس جمعیت راه را باز می‌کردند، این افراد نخل را به‌سرعت به طرف قبله حرکت می‌دادند و مردم صلوات می‌فرستادند؛ این عمل سه بار اجرا می‌شد و هر بار یک نفر به قاتلان کربلا و چشم بد لعنت می‌فرستاد. در بخش بعدی شرح نخل‌گردانی او به آیین نخل‌گردانی در برخی شهرها و روستاهای استان مازندران می‌پردازد و می‌نویسد: «در روستای نوای آمل روز هفتم مردم به کنار نخل می‌روند و به آن سلام می‌دهند؛ در روز هشتم هم نخل را بیرون آورده در محله‌ها می‌گردانند و مردم نیز همراه نخل می‌روند. در روستاهای تیله‌بن ساری، گنگرج‌کلای آمل، نوا، کنارانجام، بلیران و اسپیاری آمل، اورتشتِ معلم‌کلا و عبدالله‌آباد محمودآباد و برخی روستاهای شهمیرزاد، علی‌آباد کتول و کجور هم نخل‌گردانی رایج است.»

بیشتر نخل‌گردانی‌ها تحت تأثیر روستاهای مجاور یا تیره‌های مهاجر ایجاد شده‌اند. در آمل و محمودآباد حضور طایفه نوایی باعث رواج آن شده است. نخل‌گردانی در گنگرج‌کلای آمل به «نخل‌راه انداختن» معروف است که آن را تمثیلی از عماری یا کجاوه امام سوم شیعیان می‌دانند. اعتقاد اهالی آن است که نخل را کسی نساخته، از عرش آمده؛ سه نخل داریم که یکی در کربلا و دو دیگر در نوا و گنگرج‌کلای آمل موجود است. رخت دکردن نخل در گنگرج‌کلا در ماه غیر محرم و یک روز مانده به بیست‌وشش نوروزماه تبری اجرا می‌شد. بعد از ظهر این روز بعد از نخل‌آرایی، به نیت درگذشتگان برنج، آش، باقلا و نان محلی پخش می‌کردند. غروب همین روز مشعلی را بر سر در خانه‌ها روشن می‌کردند، سپس به زیارت اهل قبور می‌رفتند.

در کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» نویسنده تلاش کرد با بهره‌گیری از منابع معتبر و بررسی میدانی، به‌صورت مجمل هم شده به سنت‌ها و آیین‌های محرم در شهرها و روستاهای مختلف مازندران اشاراتی داشته باشد. به عنوان مثال یکی دیگر از این آیین‌ها، «آیین منبرکشی» است. او در این خصوص نوشت: آیین منبرکشی، نهم محرم هر سال برخی ساروی‌ها در مراسم منبرکشی شرکت می‌کنند؛ رسمی که اجرای آن چند روز پیش از تاسوعا با بیرون آوردن منبر و قراردادن یک پارچه سبز روی آن شروع می‌شود و خادمان این آیین را از خانه‌های سادات آغاز می‌کنند. در ساری این منبر به همراه دو علم، در خانه خاندان «علمدار» نگهداری و صبح تاسوعا برای مراسم آماده و تزیین می‌شود. خادمان منبر از صبح تاسوعا آن را همراه با دو علم در اتاقی قرار داده، یک سینی بزرگ (مجمعه یا تشت) پر از گل را روی منبر می‌گذارند.

روز تاسوعا غذای نذری پای منبر پخته می‌شود و عزاداران با رد شدن از کنار منبر، بستن دخیل و روشن کردن شمع، روا شدن حاجتشان را طلب می‌کنند. حضور زنان در این مراسم پررنگ‌تر از مردان است. این آیین عاشورایی در فهرست آثار معنوی ملی به ثبت رسیده است. برخی افراد نیز برای روا شدن حاجاتشان با پای برهنه خود را به منبر می‌رسانند. منبرکشی در غرب و مناطق سرحدی مازندران به «مینبره پیراهن دئون» به معنای پوشاندن پیراهن به منبر معروف است. در برخی مناطق مازندران فرهنگی و تبرستان کهن مانند شهمیرزاد، بانوان در «آیین شمبونی» (شمع‌بانی) شمع را در شب عاشورا به روش سنتی درست می‌کنند. در باور عامه، چشم ناپاک نباید این شمع‌ها را ببیند یا به آن دست بزند، در غیر این صورت شمع خوب درست نشده و کامل نمی‌سوزد. هنگام ساختن شمع صلوات می‌فرستند و زیارت عاشورا و دعای توسل می‌خوانند. این شمع‌ها را شب عاشورا پای نخل روشن می‌کنند.

مرثیه‌های شب عاشورا بیشتر در سوگ سیدالشهدا (ع) و مصیبت حضرت زینب است: «شب عاشورا است، امشب کربلا غوغاست امشب... کس ندیده در عالم این چنین گرفتاری، شه رود به میدان و زن کند جلوداری... فردا حسین سر می‌دهد، با شش برادر می‌دهد، شش ماهه اصغر می‌دهد، هم عون و جعفر می‌دهد.» در سورک شب عاشورا چند کودک دختر و پسر را در جمع عزاداران وارد می‌کنند. آن‌ها در حالی که در حلقه ریسمان به بند کشیده شده‌اند، با دست‌های کاه بر سر خود می‌زنند و «بابا حسین» می‌گویند و گاهی می‌خوانند: «رقیه جان عمه به قربان تو، گم شدی در خرابه، عمه به قربان تو.» انتهای ریسمان در دست سواری سرخ‌پوش در نقش شمر است که کودکان را با خود می‌کشد.

نویسنده در بخش دیگری از کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» به آیین‌های روز عاشورا اشاره می‌کند و به طور مفصل به آن می‌پردازد و می‌گوید: صبح عاشورا دسته‌های عزادار، سینه‌زن و زنجیرزن با هماهنگی و برنامه‌ریزی قبلی در محله و خیابان به راه می‌افتند. حرکت دادن ذوالجناح و نخل‌گردانی هم مرسوم است. نوحه‌خوانان و جوشی‌خوان‌ها شعر می‌خوانند و مردم دَم می‌گیرند و سینه و زنجیر می‌زنند. آن‌ها که نذری دارند جلوی دسته‌ها قربانی می‌کنند. در برخی مناطق همراه دسته، شبیه‌خوان حضرت سجاد که به غل و زنجیر بسته سوار بر اسب حرکت می‌کند، نیز اشخاصی که در نقش شمر، حضرت زینب، طفلان مسلم و... همراه دسته‌های عزاداری روز عاشورا دیده می‌شوند.» آتش زدن خیمه و خیمه‌سوزان هم بخشی از مراسم است که بسته به سنت و برنامه‌ریزی محلی، پیش از ظهر یا عصر عاشورا اجرا می‌شود. خیمه‌ها را از گونی‌های کهنه درست کرده، در آن مقداری کاه می‌ریزند و آتش می‌زنند. پیش از آتش زدن خیمه‌ها، نقش شمر شعرهایی را می‌خواند و سپس خیمه‌ها را به آتش می‌کشد: «کنون ببین در این مکان چه آتشی به پا کنم / نه حرفی از بشر مرا نه ترسی از خدا کنم / اگر خدا قیامتش به روز واپسین بود / قیامت مرا ببین به کربلا به پا کنم.»

ثبت میراث عاشورایی یک دیار در قاب پژوهش/ عزاداری در سایه فرهنگ بومی

پلک/پیلک‌کشی (پیلک‌اسکندی) آیینی است که روز عاشورا در «اساس» و برخی روستاهای سوادکوه برگزار می‌شود. اهالی اساس برای انتقام‌گیری از یزید و به نشانه‌ خجالت آب دبه‌ها و کوزه‌های آب را از درخت ریخته با سنگ یا تفنگ نشانه می‌گیرند و می‌شکنند. این مراسم با تعزیه امام حسین پایان می‌یابد. در «اسرم» بر سر یزید تیراندازی می‌کنند؛ در این منطقه کوزه‌ای بالای چوب آویزان می‌کنند و تیراندازان با تفنگ خود نشانه می‌گیرند و آن را به نیت از بین بردن پلیدی و زشتی که مظهر آن یزید است، مورد اصابت قرار می‌دهند (برزگر اسرمی، ۱۳۸۳: ۷۰). در «آهنگرکلای بابل» روز عاشورا حدود بیست پسربچه شش تا دوازده ساله کفن‌پوش میان جمعیت راه می‌روند در حالی که به پیشانی خود گل مالیده‌اند.

شام غریبان؛ تکمله سوگواری عاشورا

«شام غریبان»: از دیگر موضوعاتی است که در کتاب «محرم در فرهنگ مردم مازندران» به آن پرداخته شده است.

در کتاب این چنین آمده است: شام غریبان تکمله مراسم روز عاشورا است؛ رسمی که غروب عاشورا اجرا می‌شود. یکی از رایج‌ترین مرثیه‌های شام غریبان چنین است: «امشب به صحرا بی‌کفن جسم شهیدان است، شام غریبان است. امشب به دشت کربلا نالان یتیمان‌اند، خوابیده عریان‌اند. امشب به بالین حسین زینب عزادار است، در غم گرفتار است. امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است، تا صبح بیدار است.» در سوادکوه بعد از خواندن نماز مغرب و عشا مردم در مکان‌های مذهبی تجمع می‌کنند و در حالی که فانوس یا شمع روشن در دست دارند، از آنجا به سمت کوچه و خیابان‌های تاریک می‌روند. آنان با یک دسته کوچک علف خشک یا ساقه گندم و شالی بر سر خود می‌زنند و نوحه شام غریبان را سر می‌دهند و عزاداری می‌کنند (یوسفی، ۱۳۸۰: ۱۸۴). در «بالاجاده کردکوی» شام غریبان پس از نوحه‌سرایی و سینه‌زنی به منزل طعام‌دهندگان می‌روند؛ برخی غذاهای خود را در منزل پخت کرده، به تکیه می‌برند تا به صرف عزاداران و نیازمندان برسد (قائمی، ۱۳۷۸: ۴۲۸).

در «شهیدآباد بهشهر» مراسم شام غریبان در شامگاه عاشورا، بعد از اذان مغرب انجام می‌گیرد. عزاداران مرد در دو دسته و پشت سرشان زن‌ها در یک دسته از بالامحله حرکت می‌کنند و طی مسیر، عزاداران «کماس‌محله» نیز به آن‌ها می‌پیوندند. دسته اول مردها در طول مسیر می‌گویند: «شام غریبان است» و دسته دوم می‌گویند: «نعش حسین مظلوم اندر بیابان است.» زن‌ها نیز با دسته دوم هم‌نوایی می‌کنند تا به حسینیه پایین‌محله برسند. جمعیت عزادار پس از مداحی و روضه‌خوانی به منازل خود بازمی‌گردند. مدت برنامه شام غریبان کوتاه و سرعت برگزاری آن زیاد است و عزاداری در هنگام تکرار اشعار گاهی بر سر و گاهی بر سینه خود می‌زنند و تعدادی از افرادی نیز با مقداری پوشال گندم بر سر خود می‌زنند. پس از شام غریبان، در ساعت‌ها و شب‌های بعدی مراسم عزاداری کم‌رنگ‌تر و کوتاه‌تر می‌شود. با اجرای مراسم شام غریبان شور و هیجان سوگواری و عزاداری‌های ماه محرم به تدریج کاهش می‌یابد، اما تا چند شب بعد از عاشورا و به اصطلاح تا هفتمِ آقا و در برخی مناطق تا اربعین، مراسم روضه‌خوانی و سینه‌زنی کم‌وبیش برپا می‌شود.

واکاوی آیین نخل‌گردانی

عین‌الله آزموده، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ عامه، درباره آیین نخل‌گردانی در گفت‌وگو با ایبنا گفت: عزاداری بر مصیبت‌های وارد شده به ائمه اطهار (س) به‌ویژه حضرت اباعبدالله‌الحسین (ع) و یارانش در روز عاشورا برای مسلمانان و خاصه شیعیان از جایگاه مهمی برخوردار است. اعتقاد به زنده نگهداشتن عاشورا در طول تاریخ تشیّع، خلق مراسم آیینی گوناگونی را به دنبال داشته که مراسم نخل‌گردانی از جمله آن‌هاست.

ثبت میراث عاشورایی یک دیار در قاب پژوهش/ عزاداری در سایه فرهنگ بومی

وی افزود: تاریخ ورود نخل در عزاداری به پیش از اسلام و مرگ سیاوش مرتبط است و در متون ادبی ایرانی نیز اشاراتی شده است؛ اما ورود نخل به مراسم آیینی و عزاداری مذهبی شیعیان، معاصر با دوره حکومت صفویه (حدود ۴۵۰ سال قبل) بوده که حکومتی شیعی بر ایران حکمرانی داشت. مراسم نخل‌گردانی در کشورهای دیگر نیز رواج داشته و در کشور ایران از جمله استان‌های یزد و مازندران رواج بیشتری دارد و در استان مازندران به خاطر حکومت شیعی مرعشیان نیز مراسم نخل‌گردانی رواج پیدا کرد و هنوز هم در چند شهر و روستای مازندران در ایام دهه اول محرم به‌ویژه در مراسم روز عاشورا برپا می‌شود و روستای تیله‌بن بخش چهاردانگه ساری یکی از این روستاهاست که همه‌ساله مراسم آیینی نخل‌گردانی روز عاشورا در آن برگزار می‌شود.

قدمت تاریخی و جایگاه امامزاده میرافضل در آیین‌ها

این پژوهشگر ابتدا درباره قدمت روستای تیله‌بن و قدمت نخل این روستا و شجره‌نامه امامزاده‌ای که نخل‌گردانی در آن برگزار می‌شود، گفت: قدمت این روستا که در منطقه دوسرشمار (شامل شش روستای بالاده، پایین‌ده، تیله‌بن، قلعه، میرافضل و واوسرنو) بخش کوهستانی چهاردانگه شهرستان ساری واقع شده، بیش از ۷۰۰ سال قبل یعنی زمان حکومت علویان در مازندران می‌دانند و شواهد و قرائن نشان از سکونت اقوام دیگری دارد که قبل از اسلام و در دوره گبری‌ها در این دیار زندگی می‌کردند. روستای تیله‌بن در میان دره‌ای بنا شده و تمامی مردم ساکن در آن از سادات بوده و در فاصله ۳۰۰ متری غرب روستا نیز مقبره و بارگاه امامزاده میرمیکائیل معروف به امامزاده میرافضل در تراس طبیعی کنار رودخانه و دره وجود دارد که زیارتگاه اهالی منطقه است و مراسم عزاداری اهالی منطقه دوسرشمار در روز عاشورا و هم‌چنین مراسم روز بیست و یکم ماه رمضان (شهادت حضرت علی علیه‌السلام) در محوطه بیرونی آن انجام می‌شود.

آزموده ادامه داد: «در کتاب «شجره‌المجاد فی تاریخ میرعماد» نوشته سیدحسین بنافتی مختصری از زندگینامه میرعماد پدر امامزاده میرافضل نگاشته شده است و آنچه از این کتاب و دیگر کتب تاریخی مازندران برمی‌آید، امامزاده میرافضل و غلام همراهش در حدود سال ۸۰۰ هجری قمری در این منطقه کشته و در مکان فعلی دفن شدند و آنچه کهنسالان روستای تیله‌بن و منطقه نقل می‌کنند این است که حدود ۲۰۰ سال پیش، نجارانی از منطقه پریم بخش دودانگه ساری و نیز شهر دامغان و با همکاری نجاران منطقه و با حمایت مالی میرعبدالله میرعمادی معروف به حاجی‌خان (پدربزرگ میرعباس عمادی معروف به میرزا عباس‌خان عمادی) اقدام به ساخت مقبره برای امامزاده میرافضل و نخل و مقبره چوبی مشبک ضریح و در و پنجره بنا نمودند. داخل بنا که قبر میرافضل در وسط آن واقع شده با چوب درخت اِزدار و تخته تزیین شده و زیبایی خاصی دارد و زیارتگاه اهالی است.

وی گفت: مقبره به سبک معماری امامزادگان مازندران در دوره سلجوقی و قبل از آن ساخته شده و شامل بنای مقبره و گنبد کلاه درویشی است. چند سال قبل جهت حفاظت و جلوگیری از تخریب بیشتر گنبد، آن را زیر پوششی فلزی قرار دادند. بنای این امامزاده در اداره ثبت اسناد مازندران و سمنان و اداره اوقاف ساری و میراث فرهنگی مازندران ثبت شده است و چنانچه گنبد این بنای قدیمی ترمیم گردد تا آب به داخل مقبره نذوف نکند، می‌تواند به عنوان یکی از بناهای قدیمی و صاحب‌سبک، به جاذبه‌ای مذهبی تبدیل گردد. وی با بیان اینکه درخت اِزدار (آزاد) بومی منطقه بوده و معمولاً در کنار اماکن مذهبی کاشته می‌شود، افزود: «چوب درخت ازدار بسیار سخت ولی قابل تراش و خوش‌دست برای کارهای هنری و تزیینی می‌باشد.»

آزموده درباره قدمت نخل روستای تیله‌بن بیان کرد: یقیناً نخل فعلی تیله‌بن همان نخل حدود ۲۰۰ سال پیش نیست و چندین بار بعلت شکستگی و پوسیدگی چوب، بازسازی و تعمیر شده است. وزن نخل تیله‌بن حدود ۴۰ کیلوگرم است و شکل آن بصورت مکعب بوده که قسمت بالایی بصورت هلال و طاق گهواره‌ای بوده و جلوی آن از قسمت عقبش کمی پهن‌تر است و در ابعاد زیر ساخته شده: جلوی نخل حدود یک متر و ۲۰ سانتی‌متر و قسمت عقبی آن تنگ‌تر بوده و حدود یک متر است. ارتفاع نخل حدود یک متر و ۴۰ سانتی‌متر که در قسمت کف به‌صورت پلان تخت بوده و هر چه به طرف بالا امتداد می‌یابد به طاق گهواره‌ای تغییر شکل می‌دهد. طول آن هم حدود یک متر و ۶۰ سانتی‌متر است.

وی ادامه داد: بیرون نخل را با پارچه‌های سبز رنگ و نیز پارچه‌های منقوش به نام‌های ائمه (س) می‌پوشانند. در عین حال سید عقیل ساداتی از اهالی روستای تیله‌بن و فعال فرهنگی درباره نخل این‌گونه توضیح می‌دهد و می‌گوید: در بالای قسمت جلوی نخل، پارچه‌ای به شکل عمامه از پارچه سبز رنگ درست شده که نمادی از عمامه رسول اکرم (ص) و امام حسین (ع) می‌باشد و در وسط عمامه نیز چوبی شاخ‌مانند در حدود ۲۰ سانتی‌متر که نوک آن کمی تیز شده، قرار دارد و یکی از این چوب‌های شاخ‌مانند در قسمت عقبی بالای نخل قرار دارد و هشت تای دیگر که کوچکتر هستند در دو طرف جلویی نخل تعبیه شده است که در نخل‌گردانی بر روی این شاخ‌ها میوه‌هایی نظیر سیب زده شده و به هر سیب چند پر قرقاول فرو شده است که این سیب‌ها به عنوان تبرک و تیمن توسط حاجت‌مندان برداشته می‌شود تا حاجت‌شان روا گردد.

در عین حال آزموده پژوهشگر فرهنگ عامه درباره فلسفه ساخت نخل و اجرای مراسم آن گفت: آیین نخل‌گردانی شبیه‌سازی نمادین تابوت پیکر پیامبر اسلام (ص) و امام حسین (ع) است. این مراسم به‌ویژه برای امام حسین (ع) که پیکر ایشان و یارانش پس از واقعه روز عاشورای سال ۶۱ هـ. ق بر زمین کربلا مانده و تشییع نشده و به‌خاک سپرده نشده بود، بسیار بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. بیشترین استفاده از نخل در مراسم روز عاشوراست که عزاداران روستاهای مذکور پس از راهپیمایی همراه با عزاداری، در محوطه مزار امامزاده میرافضل جمع می‌شوند و با به گردش درآوردن نخل به دور امامزاده و سینه‌زنی و زنجیرزنی به عزاداری می‌پردازند.

وی گفت: البته به‌ندرت دیده شده که نخل در روز و یا مراسمی به غیر از عاشورا استفاده شود. از دیگر کارکردهای مهم نخل تیله‌بن این است که در حین سینه‌زنی عزاداران و تا پایان مراسم و ادای نماز ظهر عاشورا که عَلم‌ها باید در جایی قرار گیرند، نخل در محوطه شمال شرقی امامزاده در فضای قبرستان قرار داده می‌شود و علم‌ها به آن تکیه داده می‌شوند تا بر زمین نباشند و یا علم‌گردانان از سرپا نگهداشتن آن خسته نشوند. گاهی نیز دردمندان و حاجت‌مندان، نخل را وسیله‌ای برای درخواست حاجت و شفای بیماران از خداوند قرار داده و داستان‌هایی نیز از روا شدن حاجت پس از متوسل شدن به نخل در بین عموم مردم نقل می‌شود.

آزموده در شرح مراسم ویژه نخل‌گردانی در روز عاشورا، گفت: ساعت ۱۰ صبح نخل را از حسینیه روستای تیله‌بن بیرون می‌آورند و یک نفر اذان سر می‌دهد و با کمک عزاداران نخل را به داخل حیاط حسینیه آورده و عزاداران با فریاد «یا حسین یا حسین» به طرف نخل می‌روند و چند بار از زیر نخل عبور می‌کنند. سپس نخل در پیشاپیش عزاداران به سوی امامزاده میرافضل حرکت می‌کند و هم‌زمان با دسته‌های عزاداری سایر روستاها به محوطه امامزاده می‌رسد. نخل بر دوش نخل‌گردانان که دو نفر در جلو و یک نفر در عقب آن را بر دوش می‌گیرند و با همراهی تعدادی از مردم و سه بار بر گرد مقبره امامزاده میرافضل می‌گردد.

وی اضافه کرد: در این مرحله چون دسته عزاداران در حال خواندن مرثیه و سینه‌زنی هستند، نخل‌گردانان، اشعار و یا نوحه‌ای نمی‌خوانند و یا به‌آرامی نوحه‌سرایی می‌کنند. بعد از این مرحله نخل را به محوطه شمال شرقی امامزاده برده و بر زمین می‌گذارند تا عَلم‌ها را به آن تکیه دهند و مردم نیز با فرو کردن سیب و تبرک کردن آن به شاخک‌های چوبی نخل، بر گرد آن بر روی زمین می‌نشینند. سه نفر نخل‌گردان نیز در کنار نخل مراقب آن هستند. پس از پایان مراسم عاشورا، نخل‌گردانان به‌یک‌باره نخل را بر دوش گرفته و با حالت تند در حالی که علمداران کمی جلوتر از آن حرکت می‌کنند، بر سینه می‌زنند و فریاد «وای حسین کشته شد / نور دو عین کشته شد» سر داده به دور امامزاده می‌گردند و با آن وداع می‌کنند.

چنان‌که در پژوهش علی صادقی ریکنده آمده است، بسیاری از این مناسک، ریشه در باورهای کهن و عشق عمیق مردم به سیدالشهدا (ع) دارند که در طول قرن‌ها صیقل خورده‌اند. با این حال، هشدار نسبت به «بدعت‌ها» و تأثیرات مدرنیسم که در سال‌های اخیر از خلوص و سادگی این مراسم کاسته است، نکته‌ای است که نباید نادیده گرفته شود. معرفی دقیق این آیین‌ها—مانند آنچه در پرونده نخل‌گردانی تیله‌بن مشاهده شد—نه تنها به حفظ میراث معنوی و جلوگیری از فراموشی این سنت‌ها کمک می‌کند، بلکه ظرفیت‌های فرهنگی و گردشگری مذهبی استان مازندران را نیز به شایستگی نمایان می‌سازد. مستندسازی این رسوم، گامی ضروری برای پاسداشت هویت آیینی ایران و انتقال این فرهنگ غنی به نسل‌های آینده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها