به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دومین رمان شیما عرشیان درباره زنی است که میتواند خود را از یاس و ناامیدی حاصل از رنجها و ناکامیها نجات دهد و دوباره برخیزد.
شخصیت اصلی داستان میعاد است، دختری جنوبی که در خردسالی و در دهه ۶۰ همزمان با پایان جنگ تحمیلی قربانی تعرض میشود و اعضای خانواده با وجود اینکه میخواهند از او حمایت کنند اما وقتی با انتظاری بی پایان برای بازگشت برادر بزرگ میعاد از جنگ و مفقودالاثر شدنش مواجه میشوند زیر فشار همزمان هر دو بار کمرشکنی که ناگهان در زندگی بر آنها آوار میشود کمر خم میکنند.
میعاد بعد از تجربهای که پشت سرگذاشته، احساس رهاشدگی دارد، تنهاست، افسرده، فراموش شده و خشمگین؛ با این وجود عاشق میشود، شکست میخورد و هنگامی که به نقطه انفجار میرسد به دام تصمیمات اشتباه میافتد اما ذره ذره خودش را پس میگیرد و برمیخیزد.
در این رمان با وجود استفاده از چند راوی، اما رشته داستان حفظ شده و خواننده با پیچیدگی و سردرگمی مواجه نمیشود و این امکان را مییابد تا با نگاه شخصیتهای داستان رویدادها را دنبال کند و همراه با شخصیت اصلی به پرسشهای بنیادینی پیرامون چرخه مرگ و زندگی برسد تا در نهایت آگاهانه در مسیر صلح با خویشتن و هستی قدم بردارد.
در بخشی از «میعاد» میخوانید: «از شیشه جلو، نگاهت به روبهرو است با دقتی که انگار شماره پلاک ماشینها را از بر میکنی و قرار است روز بعد از همین شمارهها آزمون بدهی. بعد شروع میکنی به تعریف کردن. فقط حدود ده دقیقه طول میکشد تا خلاصه داستان زندگیت را بگویی. ماجراهای زندگیت را یکییکی میگویی و میگذری انگار که تپههای شنی خنکی بودند که فقط رویشان سُر خوردهای. حالا لحنت خشک و خونسرد است یا شاید اگر بگویم راحت و بیدستانداز توصیف بهتری باشد. ولی باعث میشود احساس سردرگمی کنم. با هر جمله که میگویی حس میکنم استخوانهایم شکافته شدند و روی مایع لزج مغز استخوانم فلفل پاشیدند. از خودم میپرسم حالا ادامه داستان را من باید رقم بزنم؟ آیا با قطاری مواجه شدهام که از ریل خارج شده و باید برگردانمش به مسیر؟ کدام مسیر؟....»
انتشارات عبارت بهتازگی رمان میعاد را در ۲۰۵ صفحه روانه بازار کرده است.
نظر شما