یکشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۰
از جنگ همه علیه همه تا صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه

حسین امامی نوشت:‌«نویسنده در این کتاب در دو طرفِ یک طیف، دو وضعیت «صلح سرد» و «صلح گرم» را برای جوامع بشری تصویر می کند و به تبیین ویژگی های هر کدام می پردازد. او سپس تلاش می کند راه های  گذارِ جامعه از صلح سرد به صلح گرم را نشان دهد.»

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- سید حسین امامی؛‌ کتاب «صلح گرم؛ نظریه ای برای گذار از صلح سرد»، آخرین اثر پژوهشی علی اکبر علیخانی استاد دانشگاه تهران و نظریه پرداز صلح و حل منازعه منتشر شد. صلح گرم را می توان یک نظریۀ ایرانی و بومی دانست که متناسب با شرایط ایران و کشورهای مشابه پرداخته شده است.

از جنگ همه علیه همه تا صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه

نویسنده در این کتاب در دو طرفِ یک طیف، دو وضعیت «صلح سرد» و «صلح گرم» را برای جوامع بشری تصویر می کند و به تبیین ویژگی های هر کدام می پردازد. او سپس تلاش می کند راه های گذارِ جامعه از صلح سرد به صلح گرم را نشان دهد. «صلح گرم» نظریه‌ای است که با تمرکز بر علل و عوامل داخلی با رویکرد سیاسی، در صدد برآمده وضعیت جوامع را از نظر میزان و کیفیتِ صلح نشان دهد. در یک طرف وضعیت ‌«صلح سرد» قرار دارد که بسیاری از ‌«خشونت‌های بی‌صدا» در آن دیده می‌شود و هم مرز با خشونت‌های آشکار است و در طرفِ دیگر وضعیت ‌«صلح گرم» واقع شده است. هر کدام از این دو وضعیت، ویژگی‌ها و پیامدهای علّی خاص خودشان را در تمامی ابعاد از جمله زندگی مردم و رشد و توسعهٔ کشور دارند و جامعه روی یک طیف به هر سمتی حرکت کند پیامدها به ضرر طرف دیگر خواهد بود.

مسئلهٔ اصلیِ ‌«نظریهٔ صلح گرم» این است که وضعیت جاریِ جوامعِ دارای ‌«صلح سرد» را به عنوان جوامع هدف بشناسد، در مرحله بعد وضعیت ‌«صلح گرم» را که یک شرایط مطلوبِ دست یافتنی است تصویر کند و در مرحلهٔ سوم در جهت گذار از وضعیت ‌«صلح سرد» به وضعیت ‌«صلح گرم»؛ مبانی، اصول و راهبردهایی ارائه دهد.

نویسنده کتاب که دبیرخانه دائمی همایش بین المللی صلح و حل منازعه را نیز از سال ۱۳۹۷ در دانشگاه تهران بنیانگذاری کرده، کتاب «نظریه صلح گرم» را در سه بخشِ کلی تدوین کرده و هر بخش دارای سه فصل است.

بخش اولِ کتاب وضعیتِ یک جامعۀ دارای صلح سرد را در سه فصل تصویر می کند و به بیان ویژگی ها، مؤلفه ها و روابط علّی بین آن ها می پردازد و آثار و پیامدهای هر کدام از مؤلفه ها و وضعیت صلح سرد را نشان می دهد.

فصل نخست در بخش اول به ساخت نظام مفهومیِ نظریه اختصاص دارد و سازه‌ها، مفاهیم، مؤلفه‌ها، و خُرده ‌پدیده‌های ایجادکننده و تقویت‌کنندهٔ صلح سرد را تعریف کرده و روابط علّی، هم‌افزایی و کارکرد آن‌ها را روشن کرده است.

نویسنده در این فصل چهار دسته ویژگی ها و مؤلفه های جوامع دارای صلح سرد بر می شمارد و به تعریف آن ها می پردازد که عبارتند از:

۱. مفاهیم و مؤلفه‌های ذاتی شامل: ایدئولوژی‌زدگی، توهّم‌زدگی، عوام‌زدگی، دشمن‌زدگی، تهدیدزدگی، نفرت‌زدگی، منازعه‌زدگی، سیاست‌زدگی، تنزّل‌زدگی، کوتوله‌زدگی و ...

۲. مفاهیم و مؤلفه های عَرَضی شامل: شعارزدگی آرمان‌زدگی، قدرت‌زدگی، مافیا زدگی، ملکیّت‌زدگی، تقدس‌زدگی و ...

۳. مفاهیم و مؤلفه های کمکی شامل: کنترل‌زدگی، خواص‌زدگی، افراط ‌زدگی، مدرک‌زدگی، زمان‌زدگی، حیرت‌زدگی و...

۴. مفاهیم و مؤلفه های فرهنگی شخصیتیِ شامل: ایدئآل‌زدگی، تملّق‌زدگی، نفاق زدگی، ریازدگی، شرارت‌زدگی، ظاهرزدگی، جوّزدگی، و ...

فصل دوم در تبیین ابعاد دیگری از وضعیت صلح سرد، طی دو بحث جداگانه به تحلیل علّی مبانیِ ‌«فکری- معرفت‌شناختی» و ‌«فرهنگی-شخصیتیِ» بازیگرانِ صلح سرد پرداخته و سازوکار تأثیرگذاریِ آن‌ها را بر صلح سرد نشان می دهد.

از جنگ همه علیه همه تا صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه
علی‌اکبر علیخانی

قسمت بعدی در این فصل، به تحلیل علّی مبانی فرهنگی‌شخصیتیِ بازیگرانِ صلح سرد می پردازد.

نویسنده معتقد است فرهنگ عمومی که انسان‌ها در آن می‌بالند جوهرهٔ شخصیت آن را شکل می‌دهد و این ویژگی‌های شخصیتی عمدتاً به صورت ناخودآگاه و پنهان، در نگرش‌ها، اندیشه‌ها و عملکردِ سیاستگذاران، تصمیم‌گیران و بازیگرانِ اصلیِ صلح سرد وجود دارد که کتاب از آن با عنوان مبانی فرهنگی-شخصیتی نام می برد.

از جمله مهمترین مبانی فرهنگی شخصیتیِ صلح سرد که به آنها پرداخته شده عبارتند از: فرهنگ اقتدارگرایی، فرهنگ قدرت‌محور، فرهنگ دوقطبی‌سازیِ جزم‌اندیشانه، فرهنگ قبیله‌گراییِ فکری و سیاسی، فرهنگ علمِ بدون عمل، فرهنگ پنهان‌کاری، فرهنگ توجیه‌گری، فرهنگ بی‌ثباتی و روزمرّگی، تقدم آبروداری بر عدالت، اخلاق و حقیقت، کینه‌توزی، انتقامجویی، فرهنگ کنترل‌گری و ...

فصل سوم از بخش اول کتاب، با تحلیل تأثیرات و پیامدهای علّیِ صلح سرد، بر نشان دادن کارکرد درونیِ سازه‌ها و مفاهیم و مبانیِ هر کدام از آن‌ها، و عملیاتی‌سازی نظریه تمرکز دارد در عین حال گاهی به تناسب، مفهوم‌سازی جدید نیز صورت گرفته است.

نویسنده بخش دوم کتاب را به تبیین صلح گرم اختصاص می دهد و وضعیتِ یک جامعۀ دارای صلح گرم را به تصویر می کشد. این بخش از کتاب به بیان ویژگی ها، مؤلفه ها و روابط علّی بین آن ها می پردازد و آثار و پیامدهای هر کدام از مؤلفه ها و وضعیت صلح گرم را تبیین می کند.

نویسنده برای توصیف وضعیت صلح گرم از پسوند «محوری» به عنوان «سازۀ منتظر» استفاده می کند.

فصل نخست در این بخش به ساخت نظام مفهومی پرداخته و سازه‌ها، مفاهیم، مؤلفه‌ها، و خرده‌پدیده‌های ایجادکننده و تقویت‌کنندهٔ صلح گرم را تعریف کرده و روابط علّی، هم‌افزایی و کارکرد آن‌ها را روشن کرده است و یک بحث را هم به پیچیدگی‌های فرهنگی-شخصیتی و خلق و خوی کنشگران اختصاص داده است.

نظریه پردازِ صلح و حل و منازعه چهار دسته ویژگی ها و مؤلفه های جوامع دارای صلح گرم را به شرح زیر بر می شمارد و به تعریف آن ها می پردازد.

۱.مفاهیم و مؤلفه های ذاتی شامل: خردمحوری، شایسته‌محوری، تخصص‌محوری، ساختارمحوری، ثبات محوری، واقعیت‌محوری، فرهیخته‌محوری، سیستم محوری، کارکرد محوری، کارآمدمحوری، شفافیت محوری و ...

۲.مفاهیم و مؤلفه های عَرَضی شامل: منافع ملی‌محوری، عدالت ساختاری ‌محوری، استقلال قضائی‌محوری، مردم محوری، رفاه محوری، و ...

۳.مفاهیم و مؤلفه های کمکی شامل: قانون محوری، جهانی محوری و غنی محوری

۴. مفاهیم و مؤلفه های فرهنگی شخصیتی شامل: صداقت محوری، اخلاق محوری، کمک محوری، خردگرایی، پیشرفت گرایی، علم گرایی، جهان گرایی و ...

از جنگ همه علیه همه تا صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه
حسین امامی

در فصل دوم «بنیان‌های فکری و معرفت‌شناختی»، و «بنیان های فرهنگی-شخصیتیِ» عاملان و بانیان صلح گرم بحث شده و سازوکار تأثیرگذاریِ آن‌ها بر صلح گرم نشان داده شده است.

مقصود از مبانی فکری و معرفت‌شناختی این است که چارچوب‌های فکری و نگرشیِ سیاستگذاران، تصمیم‌گیران و بازیگرانِ اصلیِ صلح گرم در چه فضاهای فکری و معرفت‌شناختی و چه گفتمان‌های اندیشه‌ای بالیده و شکل گرفته است. از جمله مبانی فکری و معرفت شناختی صلح گرم که در کتاب بحث شده عبارتند از:

۱. خردگرایی، که آثار و پیامدهای علِّیِ آن عبارتند از: شناخت واقع‌بینانه از مسائل و منافع، ایجاد گفتگو و درک متقابل، توسعه تفکر منطقی و انتقاد، تقویت تحمل و مدارا، آگاهی به هزینه‌های سنگینِ خشونت و افراطی‌گری و ...

۲. پیشرفت گرایی که آثار و پیامدهای علِّی آن عبارتند از: نشاندن نگاه سازنده به جای نگاه تخریبی، اصالت علم، آموزش و آگاهی، ایجاد انگیزه برای همکاری و همزیستی، ایجاد فرصت‌های شایسته‌سالارانهٔ اشتغال، کاهش فقر، نابرابری و احساس محرومیت، مدیریت منابع، افزایش تحمل و مدارا نسبت به تفاوت‌ها، تقویت همکاری‌های بین‌الملل و...

۳. علم گرایی که آثار و پیامدهای علِّیِ آن عبارتند از: حل ریشه‌ایِ منازعات و بحران‌ها، توانمندسازی جوامع برای توسعه پایدار و صلح گرم، افزایش سطح آگاهی عمومی و کاهش جهل، تقویت عقلانیت و تفکر انتقادی، ترویج ارزش‌های انسانی و جهانی، نفی استفادهٔ ابزاری از دین، و ...

۴. مشورت گرایی که آثار و پیامدهای علِّی آن عبارتند از: جلوگیری از تصمیم‌های فردمحور، افزایش حس مشارکت و مسئولیت‌پذیری جمعی، تقویت مشروعیت و پذیرش تصمیمات، افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد و …

۵. تجربه گرایی: که آثار و پیامدهای علِّی آن عبارتند از: شناخت علل تجربیات موفق، پرهیز از تکرار خطاهای تاریخی، تقویت آگاهی تاریخی و بین‌المللی،تقویت دیپلماسی و چندجانبه‌گرایی در سیاست خارجی و ...

۶. جهان گرایی که آثار و پیامدهای علِّی آن عبارتند از: تقویت هویت انسانی مشترک، گسترش همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، مبارزه با چالش‌های جهانی به‌صورت جمعی، کاهش خودمحوری سیاسی و فرهنگی، کاهش تعصب، بیگانه‌هراسی و نژادپرستی و ...

در فصل سوم از بخش دوم، ضمن نشان دادن کارکرد درونیِ سازه‌ها و مفاهیم و مبانیِ هر کدام از آن‌ها و عملیاتی‌سازی نظریه، به صورت تحلیلی و عملیاتی‌تر، تأثیرات، آثار و پیامدهای علّی، نظام‌مند و پیچیدهٔ مؤلفه‌ها و خرده پدیده‌های صلح گرم در شش حوزه تبیین شده است.

نویسنده در بخش سوم کتاب ابتدا با یک رویکرد فلسفهٔ سیاسی مباحث خود را پی می گیرد و سپس وارد مباحث کاملا کاربردی می شود. بیشترین و مهمترین گزاره‌های حُکمیِ نظریه در این بخش صادر شده‌اند.

بخش سوم تلاش کرده مبانی، اصول و راهبردهای گذار از صلح سرد به صلح گرم و راه های نهادینه کردن صلح گرم را نشان دهد. این بخش تلاش کرده مبانی، اصول، راهبردها و راهکارهایی برای گذار از صلح سرد به صلح گرم ارائه ‌دهد که به‌طور نسبی منافع و رضایت تمام طرف‌های ذی‌نفع در جامعه تأمین شود و آن‌ها قانع شوند که با چشم‌پوشیِ مقطعی از بخش کوچکی از منافع و خواسته‌های خود در وضعیت صلح سرد، از طریق صلح گرم به منافع بیشتر و پایدارتری دست یابند.

تمرکز این بخش بر عملیاتی‌سازی نظریه بوده است و البته دارای وجوه هنجاری و تجویزیِ پررنگ نیز هست، البته در تمام مباحث کتاب وجوه هنجاری و تجویزی قابل مشاهده بود ولی این بخش مبانی، اصول و راهبردهای عینی‌تر و عملی‌تری برای گذار از صلح سرد به صلح گرم مطرح می‌کند. ضمن اینکه به ضرورت و تناسب مباحث، به تعریف سازه‌ها و مفاهیم جدید نیز پرداخته است.

بخش سومِ کتاب نیز در سه فصل سامان یافته است. فصل نخست به مبانیِ گذار به صلح گرم می‌پردازد و چهار دسته از مبانی گذار به صلح را بحث می‌کند که عبارتند از:

۱. مبانی حق‌گرایانه؛ به موجب مبانی حق گرایانه؛ هیچ کس حق ندارد به جان، مال، سرنوشت، آینده، احساسات، منافع و زندگی انسان‌ها به هر صورتی تعرّض کند یا آن را در جهت منفی تحت تأثیر قرار دهد.

۲. مبانی واقع‌گرایانه؛ با توجه به: «هزینه‌های زیادِ صلح سرد، شاخص‌هایِ منفیِ صلح سرد، صلح سرد به عنوان یک خُسران همگانی برای: صلح سرد ورزان، صلح سرد گیران، صلح سرد بینان، صلح سرد ستیزان»؛ واقع‌گرایی ایجاب می‌کند نظام سیاسی و جامعه به سرعت از صلح سرد گذر کند.

۳. مبانی منفعت‌گرایانه؛ مبانی منفعت گرایانه روشن می کند که دستاوردهای صلح گرم در همه حال و تحت هر شرایطی، برای مسبّبان و بازیگران صلح سرد به مراتب بیشتر از وضعیت صلح سرد است که آن‌ها به دنبالش هستند. ۴. مبانی نخبه‌گرایانه؛ براساس مبانی نخبه گرایانه؛ مهم‌ترین علت بروز وضعیت صلح سرد حاکمان و نخبگان سیاسی هستند همچنان که نخبگان سیاسی با همکاری نخبگان علمی و فرهنگی می‌توانند جامعه را از وضعیت صلح سرد به صلح گرم عبور بدهند. برای گذار به صلح گرم باید تمرکز بر تغییر نگرش و رفتارِ بازیگرانِ صلح سرد باشد.

فصل دوم در صدد برآمده اصولی عقلی برای گذار از صلح سرد به صلح گرم ارائه، و نشان دهد که شرایط صلح گرم به نفع همگان با هر عقیده و اعتقاد و خواسته‌ای است و در شرایط صلح گرم حتی منافع و مطالبات بازیگرانِ صلح سرد بهتر و بیشتر تأمین می‌شود. نویسنده چهار دسته بازیگران و کارگزاران جامعه را بر می شمارد و شاخص های هر کدام را بیان می کند، این چهار دسته عبارتند از:

۱. قدرت‌طلبان و برتری‌جویان

۲. عدالت‌طلبان و حق‌جویان

۳. قدرت‌طلبان در پوشش عدالت‌جویان

۴. عدالت‌طلبان مستحیل در قدرت‌طلبان

نویسنده سپس اصولی را طراحی می کند که جامعه بتواند با عمل به آن ها از صلح سرد گذر کند.

مباحثِ فصل سوم در بخش سوم کاملاً کاربردی می‌شود و هفت دسته راهبردهای عملی برای ایجاد تحول در نظام سیاسی و نظام اداری به منظور گذار به صلح گرم و نجات از عقب‌ماندگی ارائه می‌شود. این راهبردها عبارتند از:

۱. راهبردهای بنیادینِ تعیین صلاحیت عامل-کارگزار شامل: آزمون ضریب هوشی (IQ)، استعداد و خلاقیت؛ آزمون هوش اجتماعی (SIQ)، مهارت‌های ارتباطی و سعهٔ صدر؛ آزمون هوش هیجانی (EIQ)؛ آزمون ضریب شرافت (DQ)؛ آزمون سلامت روانی و شخصیتی؛ آزمون حس نسبت

۲. راهبردهای بنیادینِ ساختاری شامل: طراحی نظام جامع گزینش شایسته‌سالارانه که سه اقدام را شامل می شود، نخست تعیین شاخص‌های گزینش کارمندان دوم تعیین شاخص‌ها و سامانه تعیین مدیران سوم الزام مدیران به گذراندن دوره‌های تخصصی؛ طراحی نظام ارزیابیِ مستمر عملکرد که دو اقدام را در بر می گیرد: نخست استقرار نظام نظارت و پاسخگویی درون سیستمی، ایجاد بانک اطلاعات ارزیابی مستمر عملکرد کارمندان و مدیران

۳. راهبردهای جامع قانونی شامل: تصویب قانون جامع ضد فساد؛ تصویب قانون جامع شفافیت؛ تصویب قانون جامع جریان آزاد اطلاعات؛ تصویب قانون جامع نظارت و پاسخگویی؛ تصویب قانون جامع تکریم ایثارگران و حمایت از آسیب مندان

۴. راهبردهای مدنی –مردمی شامل: تقویت نهادهای مدنی با ساختارهای محکم قانونی؛ دادن اختیارات و مصونیت‌های قانونی به نهادهای مدنی

۵. راهبردهای سیاستگذاری شامل: بازنگری در نظام حقوقی، قضایی و قوانین؛ جهت‌دهیِ فضای فکریِ سیاستگذاران؛ تغییر بازیگران؛ تغییر مسئله‌ها؛ تغییر اهداف و اولویت‌ها؛ تغییر فضای رسانه‌ای؛ تغییر شیوه‌ها و الزاماتِ صلح سرد

۶. راهبردهای آموزشی، تربیتی و فرهنگی شامل: بازنگری در برنامه‌های آموزشی در تمام سطوح؛ بازنگری در برنامه‌های فرهنگی و هنری؛ بازنگری در باورها، اعتقادات و خوانش ادیان

۷. راهبردهای معرفت‌شناختی برای حاکمان شامل: شناخت ماهیتِ سیاست و اجتماع؛ فهم ماهیت و معادلات نظام بین‌الملل؛ شناخت ماهیتِ صلح و منازعه

نویسنده در پایان کتاب بحث تقریبا مفصلی با عنوان ‌«به‌مثابهٔ نتیجه» مطرح می کند. در این بحث سه وضعیت برای جوامع تصویر شده که عبارتند از:

نخست ‌«وضعیت نیمه طبیعی» که معادل وضعیت صلح سرد است، به این معنی که جامعه از یک ‌«وضعیتِ طبیعیِ جنگ همه علیه همه» یا یک ‌«وضعیت بَدَوی قبیلگی» گذر کرده ولی به یک وضعیت رشدیافتهٔ انسانی و متعالیِ متناسب باشان انسان امروز نرسیده است. تداوم چنین وضعیتی برای گروهایی منفعت دارد و بخش عمدهٔ مردم و فرهیختگان جامعه هزینه‌های سنگین آن را می‌پردازند. در این وضعیت بازیگران مختلفی به شیوه‌های گوناگون ایفای نقش می‌کنند و هرگونه تغییر وضعیت و گذار منوط به شناخت آن‌ها و تعامل مناسب است. این بازیگران عبارتند از: بازیگران ساختاری و مافیایی؛ بازیگران توده‌ای و بازیگرانِ بین‌المللی صلح سرد.

دوم ‌«وضعیت نیمه مطلوب»، که گذار مقطعی و موقت به وضعیت صلح گرم است و جامعه در ‌«حیطهٔ چرخش» قرار می‌گیرد. قبل از وارد شدن به ‌«وضعیت نیمه مطلوب» یا دوره گذار، جامعه باید از موقعیت صلح سرد ‌«جا کن» شده و حرکتش را با فراز و نشیب به سوی صلح گرم آغاز کرده باشد. در ‌«وضعیت نیمه مطلوب»، جامعه بسته به میزان و سرعت پیشرفتش، روی طیف از مراحلی از ‌«صلح سرد» عبور کرده و به همان نسبت به مراحل اولیه‌ای از ‌«صلح گرم» رسیده و همچنان در حال حرکت است. اگر در مرحلهٔ حیطهٔ چرخش موفقیتِ قابل‌توجهی حاصل نشود یا بازیگران صلح سرد موانع جدی ایجاد کنند و نخبگانِ سیاسیِ صلح‌جو و توسعه‌گرا در رفع موانع موفق نشوند و زورشان به بازیگرانِ ساختاری و مافیایی صلح سرد نرسد، از عبور جامعه به وضعیت صلح گرم جلوگیری می‌شود و ‌«گذارْناموفق» و ‌«مولود نارس» خواهد بود.

سوم؛ وضعیت مطلوب؛ در چرخش دوم، جامعه از حیطهٔ چرخش گذر می‌کند و وارد وضعیت مطلوب می‌شود. زیر ساخت‌سازی از اولین مراحل ضروری در ‌«وضعیت مطلوب» است که اگر به خوبی و با موفقیت در حوزه‌های فکری، فرهنگی، هنری، قانونی و ساختاری انجام شود به تدریج صلح گرم را به مرحلهٔ ‌«جا افتادگی» می‌رساند. ‌«جا افتادگی» همان ‌«صلح گرم نهادینه شدهٔ چند پایه» است که امکان بازگشت به شرایط صلح سرد -به آسانی- وجود ندارد. نویسنده صلح را از جهت ماهیت و مبانی‌ای که بر اساس آن‌ها شکل گرفته به سیزده نوع دسته‌بندی وتعریف کرده که عبارتند از: صلح معرفت پایه، صلح فضیلت پایه، صلحِ اخلاق پایه، صلحِ فرهنگ پایه، صلح دین پایه، صلح مذهب پایه، صلح توسعه پایه، صلح قرارداد پایه، صلح تهدیدپایه، صلح منفعت پایه، صلح شخصیت پایه، صلح قوم پایه و صلح چندپایه.

کتاب «صلح گرم؛ نظریه ای برای گذار از صلح سرد» توسط مؤسسه نشر نگاه معاصر در ۵۸۰ صفحه منتشر شده و در دسترس علاقمندان قرار دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها