سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» تالیف کریس لی و ترجمه بهنام جعفرزاده از سوی نشر خوب منتشر شد.

ورزش سیاسی است؛ همیشه بوده است و همیشه خواهد ماند. در سراسر دنیا فوتبال همچنان نمونهای کوچک از تمام طیفهای جامعه است. یک قرن بعد از اینکه فوتبال تبدیل به بستری برای فاشیستها و ضدفاشیستها شد، در قرن بیستویکم همچنان این ورزش میدان مبارزة سیاسی و ایدئولوژیک باقی مانده است. فوتبال برای گردهم آوردن جوامع در ورشو، برلین، اسلو، میلان و بسیاری از شهرهای دیگر استفاده میشود. در حالیکه برای اکثر باشگاهها و هواداران فوتبال، سیاست دلیلی برای درگیر بودن آنها با این ورزش محسوب نمیشود، برای برخی، در هر کجای طیف سیاسی که باشند، این موضوع هسته اصلی هویت آنهاست. سیاستمدارهایی که ترجیح میدهند ورزش و سیاست مخلوط نشوند، هیچ درسی از تاریخ نگرفتهاند. در حالیکه بعضی از سیاستمداران توانستهاند از این ورزش، برای اهداف پوپولیتسی یا تبلیغاتی سوءاستفاده کنند، فوتبال همچنین میتواند ابزار مفیدی باشد برای آموزش، مشارکت، از بین بردن موانع و گردهم آمدن.
نشر خوب در قالب «استادیوم» به بیان رخدادها و ماجراهایی میپردازد که بنمایه آن با ورزش نسبتی دارد، به معنای رقابتی آن منتشر میشود. از سیاسیترین جامهای جهانی تا مرگ یک ابرقهرمان بوکس در کوچههای تاریک. از نوابغی که یکتنه مسیر یک بازی را عوض کردند تا میل یک ملت برای بروز خود در سایه مسابقات یا آدمهایی که از دل ورزش بیرون آمدهاند. بنابراین «استادیوم» فقط درباره فوتبال یا فوتبالیستها نیست اما فوتبال نقش پررنگی در آن دارد.
کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» بعد از مقدمه مجموعه، یادداشت مترجم، پیشگفتار، یادداشت نویسنده، به ورزش ایتالیا، ایبری، اروپای مرکزی و غربی، اروپای شرقی و بالکان، آمریکای لاتین و بریتانیا پرداخته است.
کریس لی اولین بار در دانشگاه درباره فوتبال نوشت، زمانی که پایاننامه سیاسی او نقش این ورزش را در هویت منطقهای اسپانیا بررسی کرد. در سال ۲۰۱۵، او وبسایت و پادکست فرهنگ فوتبال، Outside Write، را تأسیس کرد، جایی که او داستانهای منحصر به فرد فوتبال را با مورخان و نویسندگان برجسته بررسی میکند.
در ابتدای کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» کریس لی در یادداشتی مینویسد: «رابطه بین سیاست و فوتبال همیشه من را مجذوب کرده است. در اواخر دهه ۱۹۹۰، وقتی دانشجو بودم، پایاننامهام را درباره هویت منطقهای در اسپانیا نوشتم که از طریق فوتبال ابراز میشود. نوشتن پایاننامه چشم من را به روی این موضوع باز کرد که سیاست چه تاثیر عظیمی روی فوتبال داشته و اینکه چگونه این ورزش زمینهای برای اظهارنظر، اعتراض و تبلیغ سیاسی بوده است. علاقهام به تاریخ و فرهنگ فوتبال، من را به تحقیق درباره سالهای ابتدایی تاسیس اتحادیه فوتبال سوق داد که سوژه اصلی کتاب اولم شد: داستانهای پیدایش: پیشگامانی که فوتبال را به سراسر دنیا بردند. در طول تحقیقاتم برای داستانهای پیدایش، بیشتر از تاثیر دنیای اجتماعی و سیاسی بر فوتبال در سراسر اروپا و فراتر از آن مطلع شدم. من همچنین معتقدم که فوتبال تحت قوانین اتحادیه از همان ابتدا سیاسی بوده است. درست در همین اثنا بود که ایده کتاب دومم، شکل گرفت؛ میخواستم بیشتر در تاریخ پیچیده فوتبال، سیاست و تبلیغات کاوش کنم.
فوتبال همیشه چیزی بیش از یک رقابت ورزشی صرف بوده است. در بریتانیا، فوتبال بستری برای درگیری طبقاتی بود، بین نجیبزادگان طبقه بالا که قوانین را وضع میکردند و مردان و زنان طبقه کارگر که در نهایت این بازی را از آن خود کردند. وقتی فوتبال تحت قوانین اتحادیه در اواخر دهه ۱۸۷۰ به ایرلند رسید، ورزش به عامل اصلی اختلاف در میان ملیگرایان ایرلندی تبدیل شد که مشتاق حفظ و ترویج ورزشهای ایرلندی مانند فوتبال گیلیک و هورلینگ بودند تا ورزشهای وارداتی بریتانیایی مانند فوتبال، راگبی و کریکت. همچنین فوتبال به بخشی از بیداری ملی در پرتغال، مصر، ترکیه، هند، اروگوئه و بسیاری از دیگر کشورها تبدیل شد.
من در این کتاب با گروههای هواداری، سازمانها، باشگاههای مدرن ملاقات کردم که دنبال مبارزه با چالشهایی هستند که راستگرایان مدرن حول فوتبال ایجاد میکنند: مانند بیگانههراسی، نژادپرستی، یهودستیزی و زنستیزی، هم درون و هم بیرون ورزشگاه. برای گروهی- به ویژه در اروپای دهههای ۱۹۳۰ و ۴۰ و بیشتر کشورهای آمریکای لاتین در طول دوران جنگ سرد- فوتبال علیه فاشیسم و راستافراطی مسئله مرگ و زندگی است. سیاست، فاشیسم و افراطگرایی موضوعات حساسی برای نوشتن هستند. بنابراین مایلم تاکید کنم که این کتاب جستوجویی تاریخی درباره جنبهای ویژه و برجسته از فوتبال است و نه بیانیهای سیاسی یا انعکاسی از دیدگاههای سیاسی شخص خودم.»
«مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» تاریخچهای از نقش فوتبال در مبارزه با فاشیسم و جنبشهای راستگرای افراطی در قرن بیستم است. این کتاب نشان میدهد که فوتبال، فراتر از یک ورزش، بهعنوان ابزاری برای مقاومت در برابر رژیمهای دیکتاتوری و فاشیستی در تاریخ عمل کرده است. کریس لی با استفاده از داستانهای تاریخی مختلف، تلاش کرده تا مبارزات فوتبالیستها و هواداران را که در دوران جنگ جهانی دوم و در برابر دیکتاتورهایی مانند موسولینی، هیتلر و فرانکو مقاومت کردند، شرح دهد.

یکی از بخشهای کلیدی کتاب به ماجرای مقاومت فوتبالی در دوران جنگ جهانی دوم میپردازد، زمانی که بسیاری از کشورهای اشغالشده مانند فرانسه، هلند و یوگسلاوی تحت سلطه نازیها قرار داشتند. لی از داستانهای مقاومتی میگوید که در آن فوتبالیستها و هواداران نه تنها با رژیمهای فاشیستی روبهرو شدند بلکه بعضا جان خود را برای مبارزه با آنها از دست دادند. برای مثال در اوکراین، یک تیم فوتبال از نانوایان در برابر سربازان نازی بازی کردند و با پیروزی در این مسابقه، از انجام سلام نازی خودداری کردند، که در نهایت به بازداشت و مرگ تعدادی از بازیکنان منجر شد.
در بخش پایانی کتاب نویسنده بعد از مروری کلی بر فوتبال کشورهایی همچون ایتالیا، ایبری، اروپای مرکزی و غربی، اروپای شرقی و بالکان، آمریکای لاتین و بریتانیا نتیجهگیری میکند و مینویسد: «کشورهایی که من در این کتاب رویشان تمرکز کردهام، رادیکالترین نمونههای باشگاهها، بازیکنان و هواداران فوتبال را داشتهاند که مقابل فاشیسم و راست افراطی ایستادند. در روزهایی که رژیمهای فاشیست یا راست افراطی بر ملتها حکمرانی میکردند، این مبارزه گاهی به شکل اقدام ساده اما شجاعانه امتناع از اجرای سلام [فاشیستی] بود و گاهی به شکل مبارزات سیاسی فعالانه. در دوران جنگ، مبارزه میتواند به دست گرفتن اسلحه، نجات جان افراد تحت تعقیب یا صرفا زنده ماندن در شرایط وحشتناک ارودگاههایی باشد که برای انسانیتزدایی و کشتار طراحی شدهاند. در عصری که به نظر میرسد راست افراطی و پوپولیسم راست افراطی در حال بازگشت هستند، فوتبال بار دیگر صحنه جنگ فرهنگی در بسیاری از کشورهای سراسر دنیا شده است. مقامات هر کدام تلاش کردهاند که تا حد ممکن نژادپرستی، جنسیتزدگی، بیگانههراسی و دیگر اشکال تبعیض را مهار کنند، اما اغلب این خود هواداران هستند که موثرترین موضع را اتخاذ کردهاند.
فوتبال پیشرو تنها به فرهنگهای سنتی بزرگ، مثلا فوتبال آلمان، اسپانیا یا ایتالیا محدود نمیشود. نروژ در دهه ۱۹۹۰ از موجی از اتفاقات نژادپرستانه در فوتبال داخلی رنج میبرد. در سال ۱۹۹۵، یک هوادار باشگاه والرنگا از اسلو که برای بازی با بران از برگن سفر میکرد، با تیشرتی با شعار «قدرت سفیدان» دیده شد. بنابراین، مسئولان تیم جوانان چندفرهنگی والرنگا تصمیم گرفتند علیه عناصر راست افراطی در درون پایگاه هواداران این باشگاه موضعگیری کنند. ابتکار این باشگاه که فوتبال پایه کودکان را هدف قرار داد حتی حمایت نخستوزیر این کشور را به دست آورد.»
کتاب همچنین به تقاطع فوتبال و سیاست میپردازد و نشان میدهد که چگونه رژیمهای فاشیستی از فوتبال بهعنوان ابزاری برای تبلیغات ایدئولوژیک استفاده میکردند. لی بهویژه به دوران جام جهانی ۱۹۳۴ ایتالیا اشاره میکند، زمانی که موسولینی از این رویداد برای نمایش قدرت فاشیستی خود بهره میبرد. در عین حال فوتبالیستهایی همچون برونو نری از باشگاه فیورنتینا، با عدم اجرای سلام فاشیستی در مقابل هواداران، این تبلیغات را به چالش کشیدند.
این اثر همچنین به تاریخنگاری و سیاستهای فوتبال در دهههای بعد از جنگ جهانی دوم، بهویژه در کشورهای آمریکای لاتین و باشگاههای امروزی فوتبال پرداخته و به مبارزات کنونی در برابر افراطگرایان در دنیای فوتبال اشاره دارد. این اثر نشان میدهد که فوتبال بهعنوان یک پدیده فرهنگی، همواره درگیر سیاستهای اجتماعی و تاریخی بوده و بهعنوان یک ابزار برای مقابله با ظلم و دیکتاتوری عمل کرده است.
کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» برای هر کسی است که میخواهد بداند چگونه در تاریکترین دورانها، انسانها راهی برای ایستادگی مییابند؛ حتی در زمینی که هدف آن ظاهرا فقط بازی کردن است.
کتاب «مبارز: تاریخچه فوتبال علیه فاشیسم» تالیف کریس لی و ترجمه بهنام جعفرزاده با ۲۷۲ صفحه و شمارگان ۱۰۰۰ نسخه از سوی نشر خوب منتشر شد.
نظر شما