به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از اسپکتور، در سالی که تئاترهای مهم جهان بار دیگر به سراغ آثار آرتور میلر رفتهاند، بسیاری از منتقدان از «بازگشت میلر» سخن میگویند. نمایشنامه «مرگ فروشنده» این روزها در برادوی با استقبال گسترده منتقدان و نامزدیهای متعدد جوایز تونی روی صحنه است. همزمان، برایان کرانستون نیز اجرای موفقی از نقش جو کلر در نمایش همه پسران من در لندن به پایان رسانده است.
این موج تازه تنها به این دو اثر محدود نمیشود. تولیدهای جدیدی از مرگ فروشنده در لندن و کانادا در راه است و دستکم ۹ اجرای بینالمللی از نمایشنامه ساحرهسوزان (The Crucible) در سال جاری برنامهریزی شدهاند. حتی برخی آثار کمتر شناختهشده میلر نیز دوباره مورد توجه کارگردانان قرار گرفتهاند.
به باور منتقدان، دلیل ماندگاری آثار میلر در توانایی او برای نقد بیپرده رویای آمریکایی نهفته است. نمایشنامههایی مانند همه پسران من و مرگ فروشنده تصویری تلخ از جامعهای ارائه میکنند که در آن موفقیت اقتصادی و اجتماعی، اغلب به بهای از دست رفتن کرامت انسانی به دست میآید.
اگرچه میلر در طول زندگی خود آثار ناموفقی نیز خلق کرد و برخی نمایشنامههای متاخر او با شکست مواجه شدند، اما شاهکارهایش همچنان جایگاه ویژهای در تاریخ تئاتر دارند. منتقدان معتقدند قدرت این آثار در ترکیب واقعگرایی، روانشناسی و تراژدی نهفته است؛ عناصری که شخصیتهایی مانند ویلی لومن در مرگ فروشنده را به چهرههایی فراموشنشدنی تبدیل کردهاند.
میلر علاوه بر جایگاه ادبی خود، شخصیتی پیچیده و چندوجهی نیز بود. او که زمانی همسر مونرو بود، در آثارش از تجربههای شخصی، دغدغههای سیاسی و انتقادهای اجتماعی بهره میگرفت. مخالفت او با فضای ضدکمونیستی دوران مککارتیسم الهامبخش نگارش ساحرهسوزان شد، هرچند بعدها خود نیز به دلیل مواضع سیاسیاش با محدودیتهایی روبهرو شد.
نویسنده مقاله معتقد است که آثار ماندگار میلر از ترکیبی از خشم نسبت به ارزشهای آمریکایی و در عین حال احترام به فرصتهایی شکل گرفتهاند که جامعه آمریکا در اختیار او قرار داد؛ نویسندهای که از خانوادهای معمولی برخاست و با کار و تحصیل توانست به یکی از مهمترین نمایشنامهنویسان قرن بیستم تبدیل شود.
به اعتقاد بسیاری از منتقدان، بازگشت امروز آثار آرتور میلر تنها یک نوستالژی فرهنگی نیست. در دورانی که آمریکا و جهان با بحرانهای هویتی، اقتصادی و سیاسی روبهرو هستند، تراژدیهای او درباره شکست رویاها، توهم موفقیت و بهای سنگین جاهطلبی، همچنان برای مخاطبان معاصر معنا و جذابیت دارند.
نظر شما