سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - کوروش دیباج: در دورهای که نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عملا به یکی از اصلیترین نقاط تمرکز فروش، دیدهشدن و توزیع کتاب در ایران تبدیل شده و سهمی تعیینکننده در تنظیم موقت بازار نشر پیدا کرده است، پرسش از نسبت این رویداد با زیستبومهای فرهنگی خارج از پایتخت، دیگر یک بحث حاشیهای یا صنفی صرف نیست؛ بلکه به مسئلهای راهبردی در سیاستگذاری فرهنگ مکتوب بدل شده است.
بخش پایانی میزگرد تخصصی «اصفهان در ویترین نشر ایران؛ نمایشگاه کتاب تهران فرصت یا حاشیهنشینی؟» که با حضور مهرانگیز بیدمشکی مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان، محمد احمدینژاد مدیرمسئول نشر خاک، مالک شیخی نویسنده و مدرس دانشگاه، فرزانه امین مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، آرمین بهرامیان مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان و محمدرضا رهبری منتقد ادبی در دانشگاه هنر اصفهان برگزار شد، دقیقا در چنین افقی شکل گرفت؛ افقی که در آن، نمایشگاه کتاب نه فقط به عنوان یک رویداد فروش، بلکه به مثابه نشانهای از نحوه تنظیم نسبت میان مرکز و استان، میان بازار و فرهنگ، و میان ویترین ملی و زیرساخت محلی مورد بحث قرار گرفت.
اهمیت این بخش پایانی از آن جهت دوچندان است که بر شانههای مباحثی ایستاد که در بخش نخست میزگرد(مشروح میزگرد را از اینجا مطالعه کنید) طرح شده بود. در آن بخش، مهرانگیز بیدمشکی با نقد سیاستهای کلان حمایتی، حذف یارانههای بیمه ناشران در برنامه هفتم توسعه را نشانهای از تضعیف امنیت حرفهای فعالان نشر دانست و بر این نکته تاکید کرد که نمایشگاه نباید جای شبکه توزیع و بازار مستمر کتاب را بگیرد. همزمان، در همان بخش، بر ضرورت همافزایی ناشران و کتابفروشیهای اصفهان برای ساختن چرخهای پایدار و بومی تاکید شد؛ چرخهای که بتواند در برابر تمرکز فروش در یک رویداد محدود مقاومت کند و حیات مداوم کتاب را در شهر حفظ کند. از همینجا، مسیر بحث بهطور طبیعی به بخش دوم و سپس بخش پایانی کشیده شد؛ یعنی از سطح هشدار درباره اختلال در سیاستهای حمایتی و توزیع، به سطحی عمیقتر که در آن، مسئله معنا، مصرف فرهنگی، شبکه پخش، ساختار آموزش و حرفهایسازی تولید فرهنگی به میان آمد.
اگر بخش نخست، بیشتر بر این پرسش متمرکز بود که چه سیاستهایی اقتصاد نشر و امنیت صنفی را مورد تاثیر ثرار دادهاند، بخش میانی و پایانی میزگرد کوشیده روشن کند این تاثیرات در سطح شهر و در تجربه واقعی ناشر، کتابفروش، نویسنده و کتابخانه چگونه خود را نشان میدهد. به بیان دیگر، بحث از حمایت و ساختار، در ادامه به بحث از پیامد و راهحل رسید.
همچنین این موضوعات مورد بحث قرار گرفت که از کتاب چگونه به کالایی نمادین تبدیل میشود، چه نسبتی میان بحران نشر و ساختار آموزش برقرار است و اصفهان برای آنکه در ویترین نشر ایران صرفا دیده نشود، بلکه به یک قطب فرهنگی مستقل و پایدار تبدیل شود، به چه نوع بازآرایی در زنجیره کتاب نیاز دارد.
نمایشگاه بهتنهایی نمیتواند بار یک غفلت ساختاری را به دوش بکشد
مهرانگیز بیدمشکی، مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان و مدیرمسئول نشر نهفت، در این نشست با طرح این پرسش که «سهم واقعی اصفهان از نمایشگاه کتاب تهران در یک افق بلندمدت چه بوده است؟»، بحث را از سطح ارزیابیهای مقطعی و رویدادمحور فراتر برد.
او با اشاره به اینکه معمولا از نمایشگاه بهعنوان فرصتی برای خریدهای دانشگاهی و نهادی یاد میشود، گفت: این نوع توصیفها تا زمانی که به سنجش دقیق دستاوردهای ماندگار برای نشر استانها منتهی نشود، نمیتواند تصویر روشنی از واقعیت ارائه کند.
مدیرعامل تعاونی ناشران اصفهان یادآور شد: اگر در سالهای گذشته از بعضی دورههای نمایشگاه بهعنوان دورههای موفق یاد میشود، باید بتوان اثر این موفقیت را در زیست حرفهای ناشران استانی مشاهده کرد؛ حال آنکه در عمل، بسیاری از ناشران با فشار اقتصادی، تضعیف بنیه تولید، دشواری توزیع و کاهش امکان بقا روبهرو هستند.
او تصریح کرد: اگر نمایشگاه واقعا توانسته بود بهطور پایدار در تقویت زیرساخت نشر نقشآفرینی کند، اکنون باید در اصفهان چندین بنگاه نشر با ثبات اقتصادی بیشتر، امکان سرمایهگذاری در تولید و امنیت حرفهای بالاتر وجود میداشت.
بیدمشکی ریشه این مسئله را در سطحی کلانتر جستوجو کرد و گفت: مشکل اصلی آن است که در ساختار سیاستگذاری کشور، کتاب هنوز بهعنوان ابزار توسعه دیده نمیشود.
به گفته او، تا زمانی که کتاب و مطالعه در منظومه تصمیمگیریهای دولت، جایگاه واقعی خود را پیدا نکند، نمیتوان انتظار داشت یک نمایشگاه، هرچند ملی و پرمخاطب، به تنهایی گرهی از مشکلات مزمن نشر باز کند.
مدیرمسئول نشر نهفت با اشاره به روندهای جاری در حوزه سیاستهای حمایتی افزود: همین نگاه حداقلی به کتاب، در حذف یا کاهش حمایتهای رسمی نیز خود را نشان میدهد.
او در توضیح این مسئله به یارانه بیمه ناشران اشاره کرد و گفت: یکی از حمایتهایی که تا پیش از این برای ناشران وجود داشت، پرداخت یارانه بیمه تا سقف مشخصی بود، اما اکنون همان حمایت محدود نیز حذف شده است.
به باور بیدمشکی، این اتفاق در شرایطی رخ داده که هنوز در زمینه ترویج مطالعه، تقویت کتابخوانی، تثبیت اقتصاد نشر و ایجاد تقاضای پایدار برای کتاب، اقدام موثری صورت نگرفته است.
او گفت: ناشر در همه مراحل تولید کتاب، از اخذ مجوز تا انتشار و پاسخگوییهای بعدی، با چارچوبها، ضوابط و مسئولیتهای متعدد روبهرو است و در واقع، هم در برابر دستگاه رسمی و هم در برابر جامعه، مسئول شناخته میشود. با این حال، هنگامی که نوبت به پشتیبانی از ناشر در برابر بحرانهای اقتصادی، هزینههای تولید یا آسیبهای بازار میرسد، همین ساختار حمایتی بسیار حداقلی و گاه غایب است.

نمایشگاه کتاب تهران بیتردید در سطح فرهنگی، موقعیتهای مهمی ایجاد میکند
بیدمشکی گفت: نمایشگاه کتاب تهران بیتردید در سطح فرهنگی، موقعیتهای مهمی ایجاد میکند و نمیتوان این وجوه را نادیده گرفت. به گفته بیدمشکی، نمایشگاه برای اهل دانشگاه، مترجمان، نویسندگان، پژوهشگران و حتی مخاطبان عمومی، فضایی برای ارتباط، گفتوگو، کشف ناشران تازه، پیگیری ارتباطات حرفهای و در مواردی یافتن مسیرهای همکاری با ناشران خارجی فراهم میکند.
او اضافه کرد: از منظر اجتماعی نیز نمایشگاه میتواند به شکلگیری نوعی شور فرهنگی در جامعه کمک کند و همین شور، در ذات خود امری ارزشمند است.
او همچنین تاکید کرد: این کارکرد فرهنگی، زمانی میتواند ماندگار باشد که به سازوکارهای واقعی اقتصاد نشر و نظام توزیع متصل شود. او در عین حال متذکر شد: اگر نمایشگاه صرفا به یک نقطه اوج موقت برای فروش، دیده شدن یا هیجان اجتماعی تبدیل شود، بدون آنکه استمرار آن در طول سال در کتابفروشیها، شبکه پخش و بازار کتاب دیده شود، نمیتوان از موفقیت طولانی مدت و پایدار سخن گفت.
او با اشاره به گزارشهای سالانه درباره کتابهای پرفروش نمایشگاه گفت: باید سازوکار روشنی برای تقویت نشر حرفهای و حمایت از آثار جدی وجود داشته باشد. اگر چنین نباشد نمایشگاه ممکن است ناخواسته به بازتولید سلیقههای زودگذر، آثار شتابزده و بازار کتابسازی دامن بزند.
بیدمشکی در تشریح این وضعیت گفت: بارها دیده شده است که یک عنوان کتاب به هر دلیل در بازار موفق میشود و به فاصلهای کوتاه، موجی از ترجمههای مشابه، آثار تقلیدی یا تولیدات کمکیفیت با هدف بهرهبرداری از همان ذائقه روانه بازار میشود.
به گفته او، نمایشگاه در چنین شرایطی میتواند به ویترینی برای عرضه همین انبوه تولیدات نیز بدل شود؛ آثاری که نه حاصل کار پژوهشی یا نشر حرفهای، بلکه محصول شتابزدگی و سودجوییاند.
ناشران در برابر نسخههای سرقتی و غیرمجاز آثارشان حمایت شوند
مدیرمسئول نشر نهفت در بخش دیگری از سخنان خود، از زاویه حقوقی به مسئله نگاه کرد و گفت: یکی از تناقضهای آشکار در وضعیت موجود این است که ساختار رسمی در حوزه نظارت محتوایی، حضوری پررنگ دارد، و در در عین حال باید در حوزه صیانت از حقوق ناشر و جلوگیری از سرقت کتاب نیز همان قدرت و حساسیت ایجاد شود.
او توضیح داد: ناشران بارها با مسئله تکثیر غیرمجاز، چاپ غیرقانونی، استفاده بدون مجوز از محتوا و عرضه نسخههای سرقتی در فضای مجازی یا بازار غیررسمی روبهرو شدهاند.
او پرسید وقتی ناشری با نسخه جعلی یا تکثیرشده کتاب خود مواجه میشود، دقیقا کدام نهاد باید وارد عمل شود و از حق او دفاع کند؟
کتاب وقتی از کارکرد واقعی خود جدا میشود، به کالایی نمادین و بیاثر بدل میشود
در ادامه میزگرد محمد احمدینژاد، مدیرمسئول نشر خاک، بر ضرورت بازنگری در تلقی عمومی از کتاب تاکید کرد و گفت: یکی از مسائل اصلی آن است که در سالهای اخیر، کتاب در بسیاری از موقعیتها از کارکرد حقیقی خود فاصله گرفته و به شیئی نمادین تبدیل شده است.
او توضیح داد:کتاب قرار نیست صرفا نشانهای از فرهیختگی ظاهری باشد یا در سطح یک ابزار تزئینی و پرستیژ فرهنگی فروکاسته شود، از طرفی آنچه به کتاب معنا میدهد، توان آن در ایجاد فهم، پاسخ دادن به مسئله، برانگیختن اندیشه و ورود به زندگی واقعی فرد و جامعه است.
احمدینژاد با اشاره به برخی رفتارهای فرهنگی رایج گفت: در مواردی کتاب بیشتر از آنکه خوانده شود، نمایش داده میشود؛ گویی وجود آن در قفسه یا در قاب تصویر، خود بهتنهایی حامل منزلت است.
او این رویکرد را یکی از نقاط آغاز بحران دانست و تصریح کرد: بزرگترین آسیب به کتاب از همان جایی وارد میشود که برای آن ارزشگذاری غیرواقعی و نمایشی شکل میگیرد. از نگاه او، وقتی کتاب از کارکرد اصلی خود جدا شود، دیگر نمیتوان انتظار داشت که مخاطب رابطهای واقعی و ماندگار با آن برقرار کند.
احمدینژاد افزود: بر همین اساس نیز وقتی رویداد فرهنگی بیش از آنکه بر تقویت زیست روزمره کتاب در جامعه متمرکز باشد، به یک نماد بزرگ و مقطعی تبدیل شود، طبیعی است که تصویر آن از واقعیت بازار کتاب بزرگتر به نظر برسد.

مدیرمسئول نشر خاک در بخش دیگری از سخنان خود گفت: در یک میدان فرهنگی کارآمد، ناشر باید بتواند با اتکا به تخصص، کیفیت کار و استمرار حرفهای خود رشد کند، اما وقتی سازوکارهای اداری بیش از اندازه پیچیده و مبهم باشد، کار حرفهای ممکن تحت تاثیر قرار گیرد.
کاهش احساس نیاز اجتماعی به آگاهی
احمدینژاد در ادامه به مسئلهای بنیادیتر اشاره کرد و آن کاهش احساس نیاز اجتماعی به آگاهی بود. او گفت: در دورههایی نهچندان دور، بخش مهمی از دانشجویان، استادان، معماران، پژوهشگران و افراد فعال در حوزههای تخصصی، به روشنی احساس میکردند که کتاب میتواند به ارتقای حرفهای و فکری آنان کمک کند. اما امروز، در شرایطی که هزینه دسترسی به آگاهی افزایش یافته و در عین حال، بازده اجتماعی و اقتصادی آن برای بسیاری کاهش پیدا کرده، این احساس نیاز نیز تضعیف شده است.
مدیرمسئول نشر خاک ادامه داد: وقتی جامعه به این جمعبندی برسد که آگاهی ضرورت فوری ندارد یا لزوما به بهبود موقعیت منجر نمیشود، کتاب نیز به طور طبیعی از اولویت خارج میشود.
او این وضعیت را برای ناشر اصفهانی بسیار جدیتر دانست و گفت: ناشری که خارج از مرکز فعالیت میکند، علاوه بر دشواریهای عمومی نشر، با مسئله دیده نشدن، کمرنگ بودن مزیت رقابتی و نداشتن دسترسی برابر به فرصتها نیز مواجه است.

رشد برخی شکلهای تازه کتابفروشی
مدیرمسئول نشر خاک گفت: در سالهای اخیر، همزمان با سختتر شدن بقا برای کتابفروشیهای کوچک، مستقل و هویتمند، نوعی رشد ظاهری در برخی شکلهای تازه کتابفروشی نیز به چشم میآید که باید با دقت بیشتری تحلیل شود. از نگاه او، هر رشد ظاهری در بازار کتاب گاه ممکن است با ورود سرمایههایی همراه باشد که پیوندی مستقیم با منطق واقعی اقتصاد نشر ندارند.
او تصریح کرد: کتابفروشیهایی که بر پایه علاقه، هویت فرهنگی و ارتباط واقعی با مخاطب شکل گرفتهاند، سرمایههای فرهنگی شهر هستند و حذف یا تضعیف آنها به معنای از دست رفتن یک لایه مهم از حیات فکری جامعه است.
به گفته او، این روند برای شهری مانند اصفهان که سنت کتابفروشی و ارتباط فرهنگی چهرهبهچهره در آن اهمیت دارد، خطری جدیتر به شمار میرود.
نمایشگاه باید نمایشگاه بماند
در ادامه میزگرد مالک شیخی، نویسنده و مدرس دانشگاه، بحث را از سطح نقد به سمت پیشنهادهای عملی سوق داد. او با تاکید بر اینکه صداها و ظرفیتهای فرهنگی خارج از تهران باید در نقشه نشر کشور به رسمیت شناخته شوند، گفت: اکنون زمان آن رسیده است که کارکرد نمایشگاه کتاب تهران بهطور جدی بازتعریف شود.
از نظر او، نمایشگاه نباید به بازاری فشرده برای فروش مستقیم بدل شود، بلکه باید در معنای دقیق کلمه نمایشگاه باقی بماند؛ محلی برای دیده شدن، معرفی شدن، شناختن و برقراری ارتباط.
شیخی توضیح داد: کتاب در نمایشگاه باید در معرض دید مخاطب قرار گیرد، درباره آن اطلاعرسانی شود، امکان مقایسه و آشنایی فراهم شود و مخاطب با ناشر، نویسنده و جریانهای مختلف نشر آشنا شود، اما این لزوما به آن معنا نیست که کل فرآیند خرید نیز همانجا و به شکلی منفک از زیست طبیعی بازار انجام شود.
او معتقد است: اگر نمایشگاه به محل اصلی خرید سالانه کتاب تبدیل شود، کارکرد طبیعی کتابفروشیها تضعیف خواهد شد.
الگوهای هوشمند برای پیوند دادن نمایشگاه به شبکه فروش محلی تدوین شود
این نویسنده در ادامه یکی از مشخصترین پیشنهادهای خود را مطرح کرد و گفت: میتوان از الگوهای هوشمند برای پیوند دادن نمایشگاه به شبکه فروش محلی استفاده کرد. به گفته شیخی، این امکان وجود دارد که مخاطب در نمایشگاه کتاب را ببیند، انتخاب کند و حتی از طریق یک شناسه یا کد مشخص، خرید خود را ثبت کند، اما فرآیند تحویل یا تسویه از مسیر کتابفروشیها و شبکههای متصل به ناشر انجام شود.
او توضیح داد: چنین الگویی چند مزیت همزمان دارد؛ هم ناشر میداند اثرش در کجا و چه میزان مورد توجه قرار گرفته، هم نویسنده از سرنوشت کتابش آگاه میشود و هم کتابفروش از چرخه اقتصادی کنار گذاشته نمیشود.
شیخی این پیشنهاد را صرفا یک ایده فنی ندانست، بلکه آن را بخشی از یک بازاندیشی مهمتر در نسبت میان نمایشگاه و بازار کتاب توصیف کرد. از نظر او، تا زمانی که نمایشگاه به عنوان یک استثنای عظیم و منفک از بقیه سال عمل کند، آثار جانبی آن بر کتابفروشیها و شبکه توزیع ادامه خواهد داشت. اما اگر در دل نمایشگاه، سازوکاری برای امتداد یافتن خرید و ارتباط به فضای طبیعی نشر طراحی شود، این رویداد میتواند به جای رقیب، به تقویتکننده بازار کتاب بدل شود.

کتاب نیازمند بازاریابی فرهنگی است و این بازاریابی از آموزش و مواجهه آغاز میشود
این نویسنده و مدرس دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، به مسئلهای اشاره کرد که کمتر در سیاستگذاری رسمی نشر مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه کتاب نیز مانند هر محصول فرهنگی دیگر، نیازمند معرفی، بازاریابی و طراحی مسیر مصرف است.
او گفت: در ایران هنوز در بسیاری از مواقع فرض بر این است که اگر کتابی خوب باشد، خودبهخود راهش را به مخاطب پیدا میکند، حال آنکه در عمل، چنین اتفاقی بهندرت رخ میدهد.
شیخی ادامه داد:حتی بهترین کتابها نیز اگر به درستی معرفی نشوند، اگر در محیطهای آموزشی و فرهنگی در معرض مخاطب قرار نگیرند و اگر برای مواجهه نخست با آنها برنامهای وجود نداشته باشد، ممکن است نادیده بمانند.
او با اشاره به تجربههای خود در دانشگاه افزود: گاهی اقداماتی به ظاهر کوچک، مانند بردن کتاب به کلاس، معرفی مستقیم آن به دانشجویان، تشویق آنان به حضور در کتابفروشی یا ایجاد موقعیتهای گفتوگو پیرامون کتاب، میتواند اثری بسیار بیشتر از بسیاری سیاستهای پرهزینه اما بیمخاطب داشته باشد.
از نگاه این نویسنده، مواجهه مستقیم و زنده با کتاب یکی از مهمترین گامها در شکلگیری عادت مطالعه است و این مواجهه باید از مدرسه، دانشگاه و فضاهای فرهنگی محلی آغاز شود.
شیخی در همین چارچوب تاکید کرد: اصفهان از این منظر ظرفیت ویژهای دارد. او گفت شهری که از مدارس، دانشگاهها، حوزههای علمی، فضاهای هنری و ذخیره تاریخی فرهنگی برخوردار است، بالقوه میتواند دوباره به یکی از کانونهای جدی کتاب و نشر در کشور تبدیل شود. اما تحقق این ظرفیت، مستلزم آن است که نگاه مرکزگرا تعدیل شود و امکان دیده شدن و تقویت زنجیره محلی نشر فراهم آید.
غیاب شبکه پخش منظم/ اختلال در معماری توزیع کتاب
فرزانه امین، مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، در ادامه این میزگرد از زاویه تجربه عملی کتابفروشی سخن گفت و تاکید کرد: نباید هر تحول تازهای در فضای فروش کتاب را به معنای حذف کتابفروشی تعبیر کرد.
او گفت: حضور پلتفرمهای آنلاین، کتاب الکترونیک یا حتی برگزاری نمایشگاه، به خودی خود به معنای کنار رفتن کتابفروشی نیست. با این حال، این گزاره زمانی درست است که کتابفروشی در یک شبکه سالم توزیع، پخش و ارتباط با ناشر قرار نداشته باشد همچنین مسئله اصلی دقیقا از همین جا آغاز میشود؛ جایی که کتابفروشی در اصفهان و دیگر شهرها، از یک ساختار توزیع منظم و حرفهای برخوردار نیست.
امین توضیح داد: در بسیاری موارد، حتی برای دسترسی به آثار ناشران اصفهانی نیز باید از مسیر پخشکنندگان مستقر در تهران عبور کرد و این مسئله به روشنی نشان میدهد که اختلال صرفا در سطح فروش نیست، بلکه در کل معماری توزیع کتاب وجود دارد.
او گفت: وقتی کتابفروش نتواند از طریق یک شبکه مشخص، با اطلاعات روشن درباره موجودی، امکان سفارش، زمان تامین و شرایط توزیع، کتاب مورد نیاز خود را تهیه کند، طبیعی است که بخش مهمی از ظرفیت ویترین او از میان میرود. در چنین وضعیتی، نه فقط کتابفروش آسیب میبیند، بلکه ناشر نیز از دیده شدن در شهر و استان خود محروم میشود.
مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان تاکید کرد: کتابفروشی برای آنکه بتواند کار حرفهای انجام دهد، نیازمند سیستمی منظم، دادهمحور و پاسخگو است؛ سیستمی که در آن روند سفارش و تامین کتاب بهصورت شفاف و قابل پیشبینی انجام شود، نه اینکه کتابفروش برای یافتن هر عنوان، ناچار به پیگیریهای پراکنده و زمانبر باشد. از نگاه امین، این نابسامانی یکی از دلایل مهم آن است که آثار ناشران اصفهان نیز گاه در خود اصفهان به اندازه کافی در دسترس نیستند.

گرانی کتاب، چالش کاغذ و محدودیت نقش ترویجی کتابفروشیها
او سپس به مسئله قیمت کتاب پرداخت و گفت: افزایش هزینههای تولید، بهویژه در حوزه کاغذ و چاپ، فشار سنگینی بر کل بازار وارد کرده است. او توضیح داد که وقتی قیمت تمامشده کتاب بهطور مداوم بالا میرود، دامنه انتخاب مخاطب محدود میشود و سبد خرید فرهنگی خانوادهها کوچکتر از گذشته میشود.
به گفته امین، در این وضعیت، حتی علاقهمندان جدی کتاب نیز ناچارند خریدهای خود را کاهش دهند یا با وسواس بیشتری انتخاب کنند و این مسئله مستقیما بر فروش کتابفروشیها و توان برنامهریزی ناشران اثر میگذارد.
او افزود: نمایشگاه کتاب، در چنین شرایطی، شاید برای بخشی از مخاطبان به فرصتی برای خرید با تخفیف تبدیل شود، اما این به آن معنا نیست که مسئله اصلی حل شده است.
از نظر مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان، گرانی کتاب و بحران تولید، مشکلی بنیادیتر از آن است که با یک رویداد چندروزه برطرف شود.
او تاکید کرد: تا زمانی که زیرساخت تولید و توزیع کتاب ثبات نیابد، فشار اقتصادی بر حلقههای مختلف زنجیره نشر باقی خواهد ماند.
امین همچنین به وجه فرهنگی و ترویجی کار کتابفروشیها اشاره کرد و گفت: کتابفروشی فقط محل فروش کالا نیست، بلکه در بسیاری از شهرها، بهویژه در اصفهان، نقش یک پایگاه فرهنگی را نیز ایفا میکند.
او یادآور شد: کتابفروشیها بارها کوشیدهاند با برگزاری نشست، دیدار، گفتوگو و رویدادهای مرتبط با کتاب، فراتر از فروش عمل کنند و مخاطب را به فضای زنده فرهنگی پیوند بزنند.
مدیر داخلی پردیس کتاب اصفهان در جمعبندی سخنانش گفت: اگر قرار است نمایشگاه کتاب تهران به اکوسیستم محلی نشر کمک کند، باید بیشتر به یک شو روم ملی شباهت داشته باشد؛ فضایی که در آن مخاطب با ناشران، کتابها، جریانها و ظرفیتهای فرهنگی شهرهای مختلف آشنا شود، اما چرخه اصلی فروش و تداوم ارتباط از مسیر کتابفروشیها و شبکه محلی ادامه یابد. تنها در چنین صورتی است که میتوان میان نمایشگاه، ناشر، کتابفروش و مخاطب نوعی رابطه تکمیلی و نه مخرب برقرار کرد.
چالش نشر فقط در نشر شکل نگرفته، ریشه آن در ساختارهای آموزشی و اجتماعی است
آرمین بهرامیان، مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان، در این بخش از میزگرد تلاش کرد مسئله نشر را از چارچوب محدود صنفی خارج کند و آن را در بستر وسیعتری از ساختارهای اجتماعی و آموزشی توضیح دهد.
او با تاکید بر اینکه افت کتابخوانی و فرسایش بازار کتاب، صرفا محصول عملکرد ناشران یا کتابفروشان نیست، گفت: بخشی از این چالش در جاهایی تولید میشود که در نگاه اول، ظاهرا ارتباط مستقیمی با نشر ندارند.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان با اشاره به نقش نظام آموزشی در شکلگیری الگوی مصرف فرهنگی، گفت: وقتی آموزش به جای پرورش فهم، پرسشگری و مواجهه خلاق با متن، به بازتولید رقابتهای فشرده، حافظهمحوری و مسیرهای مبتنی بر اضطراب سوق پیدا میکند، طبیعی است که کتاب نیز از یک ابزار فهم و رشد، به حاشیه رانده شود.
بهرامیان تصریح کرد: چنین ساختاری، آنچه تقویت میشود نه میل به مطالعه آزاد، بلکه تمایل به مصرف متونی است که صرفا در خدمت عبور از یک مانع آموزشی یا کسب موقعیت اجتماعی قرار دارند.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان با اشاره به پدیده کنکور و شبکه اقتصادی گستردهای که پیرامون آن شکل گرفته است، این حوزه را یکی از نمونههای روشن اختلال در سیاستگذاری فرهنگی و آموزشی دانست.
او گفت: در شرایطی که منافع کلانی در تداوم یک نظام آموزشی نابرابر و پرتنش جریان دارد، کتاب به معنای فرهنگی و معرفتی آن، بهتدریج از مرکز توجه کنار میرود از طرفی تا زمانی که آموزش رسمی به کتاب به عنوان ابزار اندیشیدن و زیستن نگاه نکند، نمیتوان انتظار داشت بازار نشر نیز بهطور طبیعی احیا شود.

برای فهم مسئله کتاب باید جامعهشناسان هم وارد میدان شوند
بهرامیان در ادامه سخنان خود تاکید کرد: تحلیل مسئله نشر، بدون مداخله جدی علوم اجتماعی، به سطحینگری میانجامد.
او گفت: مسئله کتاب فقط مسئله تولید و فروش نیست، بلکه مسئله تغییر در عادتهای فرهنگی، ساختار منزلت، اولویتهای طبقاتی، تجربه زیسته نسلها و جایگاه آگاهی در زندگی امروز است. از این رو، به اعتقاد او، جامعهشناسان باید در کنار فعالان نشر، اقتصاددانان فرهنگ و سیاستگذاران حضور داشته باشند تا روشن شود چرا در جامعهای با این حجم از تولید نمادهای فرهنگی، کتاب تا این اندازه در تنگنا قرار گرفته است.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان تصریح کرد: اگر قرار باشد تنها در سطح برگزاری نمایشگاه، تخصیص یارانه یا حمایتهای مقطعی درباره نشر تصمیمگیری شود، بخش مهمی از مسئله نادیده خواهد ماند.
او افزود: بحران کتاب زمانی قابل فهم و حل است که به عنوان نشانهای از یک اختلال بزرگتر در سامان فرهنگی و آموزشی کشور دیده شود؛ اختلالی که هم در الگوی آموزش رسمی ریشه دارد، هم در ساختارهای اقتصادی و هم در تغییرات سبک زندگی.
مدیر کتابخانه مرکزی دانشگاه هنر اصفهان در بخش دیگری از سخنانش، با بازگشت به موضوع اصلی نشست، تاکید کرد:نمایشگاه کتاب تهران هرچند یک ظرفیت مهم ملی است، اما نباید از آن انتظار معجزه داشت.
او گفت: نمایشگاه، حتی در بهترین حالت، یک بزنگاه است و نه یک زیستجهان. به همین دلیل، هر اندازه هم که در مدت کوتاهی شور ایجاد کند، اگر نتواند به شبکههای واقعی مطالعه، کتابفروشی، کتابخانه، آموزش و گفتوگوی فرهنگی در شهرها متصل شود، اثر آن زودگذر خواهد بود.
بهرامیان این نکته را بهویژه درباره اصفهان مهم دانست و گفت: شهری با پیشینه تاریخی، دانشگاهی و هنری اصفهان، اگر بخواهد در نقشه نشر کشور جایگاه درخوری پیدا کند، باید بر ظرفیتهای بومی خود تکیه کند و نمایشگاه را به عنوان ابزار کمکی ببیند، نه محور اصلی حیات فرهنگی. او تاکید کرد: استقلال فرهنگی استانها تنها زمانی تقویت میشود که زیرساختهای روزمره کتاب در آنها فعال باشد و نه فقط حضورشان در یک رویداد ملی.
کتابفروشیها ریههای شهر هستند
محمدرضا رهبری، نویسنده و منتقد ادبی، دیگر سخنران این بخش از میزگرد بود که با زبانی صریح و تصویری، نسبت میان نمایشگاه و حیات فرهنگی شهر را توضیح داد.
او نمایشگاه کتاب را به فوارهای تشبیه کرد؛ رویدادی که در زمانی محدود جهشی از توجه و تحرک ایجاد میکند، اما اگر این انرژی به جریان مداوم فرهنگی شهر بازنگردد، به سرعت فروکش خواهد کرد.
رهبری در مقابل، کتابفروشیها را ریههای شهر خواند و گفت: نفس فرهنگی هر شهر از مسیر همین فضاهای مداوم، زنده و روزمره جریان پیدا میکند. او تاکید کرد: اگر کتابفروشی تضعیف شود، حتی پرشکوهترین رویدادها نیز در نهایت نمیتوانند جای آن را بگیرند، زیرا حیات کتاب به فضاهایی نیاز دارد که در آنها، رابطه میان مخاطب و متن به صورت مستمر، محلی و انسانی شکل بگیرد.
نویسنده اصفهانی باید بتواند محصول فرهنگی را به کالای اقتصادی تبدیل کند
این نویسنده و منتقد ادبی در ادامه، بحث را به نقش نویسنده و تولیدکننده فرهنگی کشاند و گفت: بخشی از مسئله نشر در اصفهان، به نسبت خودِ اهل قلم با مفهوم حرفهایگری نیز بازمیگردد.
او تاکید کرد: نویسنده، اگرچه در حوزه فرهنگ کار میکند، اما محصولی تولید میکند که باید امکان حضور در بازار را نیز داشته باشد همچنین تا زمانی که میان تولید فرهنگی و فهم اقتصادی آن شکاف وجود داشته باشد، بخش مهمی از ظرفیتهای محلی بالفعل نخواهد شد.
او تصریح کرد: نویسنده اصفهانی باید بتواند اثر خود را نه فقط به عنوان یک دستاورد فرهنگی، بلکه به عنوان کالایی دارای قابلیت عرضه، معرفی، تداوم و گردش اقتصادی ببیند.
رهبری، این نگاه را در تقابل با شأن فرهنگی اثر ندانست، بلکه آن را شرط بقای آن در فضای واقعی جامعه توصیف کرد. از نظر او، اگر تولیدکننده فرهنگی نسبت خود را با مخاطب، بازار، رسانه و سازوکار عرضه روشن نکند، حتی آثار ارزشمند نیز ممکن است در چرخه محدود دیده شدن گرفتار بمانند.

اصفهان برای تبدیل شدن به قطب فرهنگی، به پیوستگی نیاز دارد
این منتقد ادبی با اشاره به ظرفیت تاریخی و فرهنگی اصفهان گفت: این شهر همچنان میتواند یکی از کانونهای مهم تولید و مصرف کالای فرهنگی در ایران باشد، اما این جایگاه فقط با اتکا به پیشینه یا تکرار نام اصفهان احیا نمیشود.
او افزود: اصفهان زمانی میتواند به یک قطب فرهنگی مستقل تبدیل شود که میان نویسنده، ناشر، کتابفروش، رسانه، دانشگاه و مخاطب، نوعی پیوستگی واقعی برقرار شود؛ پیوستگیای که در آن، هر حلقه از زنجیره به تقویت حلقه دیگر کمک کند.
رهبری تاکید کرد: اگر نمایشگاه کتاب تهران بتواند در خدمت چنین پیوستگیای قرار گیرد، آنگاه برای اصفهان فرصت خواهد بود.

نمایشگاه، فرصت است اگر جایگزین زیستبوم فرهنگی نشود
جمعبندی بخش پایانی این میزگرد حاکی از آن است که مسئله اصلی در نسبت اصفهان با نمایشگاه کتاب تهران، نه پذیرش یا رد اصل نمایشگاه، بلکه تعیین جایگاه واقعی آن در منظومه نشر و فرهنگ است. در این چارچوب، حاضران بهصراحت بر این نکته تاکید داشتند که نمایشگاه زمانی میتواند برای اصفهان فرصت باشد که به تقویت زیرساختهای محلی بینجامد؛ زیرساختهایی مانند کتابفروشی، شبکه توزیع، آموزش، کتابخانه، معرفی حرفهای کتاب و امنیت اقتصادی و حقوقی فعالان نشر.
از دل این میزگرد، یک مطالبه روشن بیرون آمد: اصفهان برای بازیابی جایگاه خود در نشر ایران، بیش از هر چیز به بازسازی زنجیره فرهنگی خود نیاز دارد؛ زنجیرهای که در آن، نمایشگاه نه جایگزین، بلکه تسهیلگر باشد؛ نه مرکز توزیع، بلکه یکی از ابزارهای تقویت یک زیستبوم فرهنگی مستقل، حرفهای و پایدار.
نظر شما