سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- مهدی کاموس، نویسنده و پژوهشگر ومنتقد: در دهه ۶۰ وقتی هفتهنامههای مشهور «کیهان ورزشی» و «دنیای ورزش» گزارش حضور ورزشکاران در جبههها را منتشر میکردند؛ کمتر کسی حدس میزد این اخبار، روزگاری اسنادی برای پژوهش در نقش سازمانهای ورزشی در دفاع مقدس باشند.
۵ هزار شهید ورزشکار شاخص در جنگ تحمیلی ۸ ساله، واقعیتی است که هنوز تاریخ معاصر ایران به ابعاد آن توجه نکرده است و ظاهراً ارتباط ورزش با جنگ عراق و ایران در حد ثبت مجموعه ورزشی گلف در اهواز بهعنوان آثار ملی دفاع مقدس؛ فروکاهیده شده است.
شاید در این روزهای جنگی که امریکا و رژیم صهیونیستی به سالن ۱۲هزار نفری ورزشگاه آزادی و سالن ورزشی لامرد حمله کرده است، به خود بیاییم که در جنگهای نسل پنجم هم، ورزش به عنوان نمادی از قدرت و افتخار در سیاست و جنگ محاسبه میشود. گرنه پس از بازسازی این سالنها، با روایتهای گوناگون باری دیگر اصل ماجرای جنایت جنگی یا شهادت ۲۱ دختر نوجوان والیبالیست در لامِرد فراموش میشود یا به قولِ مشهور، در هالهای از ابهام باقی میماند. چنانکه هنوز روشن نیست ایران المپیکهای ۱۹۸۰ (مسکو) و ۱۹۸۴ (لس انجلس) را تحریم کرد یا اینکه بهدلیل محرومیت، موفق به حضور نشد و از آن مهمتر کسی از حمله هوایی عراق در دقیقه ۵۵ مسابقة دوستانه تیم فوتبال جوانان زیر هجده سال ایلام با منتخب بخش چوار در ۲۳ بهمن ۱۳۶۵ یا حملۀ هوایی عراق در ۲۵ مرداد ۱۳۶۶ به استادیوم ورزشی صالح آباد استان ایلام به هنگام برگزاری مسابقه، بهعنوان تجاوز جنگی و سوگ ملی یاد نمیکند.
«ورزش و رزمش» نوشته رضا جهانفر عنوان کتابی است که به رابطه سازمانهای ورزشی و ورزشکاران در نهادهای جنگ و صلح با مطالعه جنگ تحمیلی عراق با ایران میپردازد و روایتی از جنس «ادراک ورزشی» از دوران دفاع مقدس است. این کتاب را مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است.
مشخص نبودن اثرگذاری ورزش و سازمانهای ورزشی در دفاع مقدس، مسئله پژوهشگر است. از نظر محقق نقش نهاد ورزش و ورزشکاران بر نهاد جنگ (اعم از آغاز جنگ، ادامه جنگ و اتمام جنگ و آغاز فرایند صلح) در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به خوبی تبیین نشده است.
«ورزش و رزمش»، پژوهشی با مسئله نقش ورزش در دوران دفاع مقدس است که پیوند سیاست، فرهنگ و جامعه با ورزش را در جنگ تحمیلی ۸ سالۀ عراق با ایران کاویده است.
این کتاب در شش فصل به دنبال پاسخ به سوالاتی درباره نقش ورزشکاران و سازمانهای ورزشی در دروران دفاع مقدس است. سؤالاتی که به علل و کیفیت تشکیل «ستاد جنگ و ورزش»، «جهادِ تربیت بدنی»، شهادت ۵ هزار ورزشکار شاخص، ورزش آزادگان در دوران اسارت، مهاجرت ورزشکاران در جنگ، تخصیص سالن ۱۲ هزار نفری آزادی برای تجهیز و اعزام به سپاه، استادیوم ۳۰ هزار نفری جهان پهلوان تختی برای نگهداری اسرای عراقی، آموزش شنا و غواصی ۲۰ هزار رزمنده در استخرهای کشور، آموزش سوارکاری در فاو و … میپردازد.
جهانفر در این کتاب تاریخچه ورزش در ایران و پیوند ورزش با رزم را از تیراندازی آرش کمانگیر در جنگ ایران و توران برای تعیین مرز ایران تا گزارشهای مورخان یونانی چون هِرودُت، گِزِنِفون و استرابُن و کِتِزیاس درباره ورزش نزد ایرانیان آورده است. سپس تاریخچه شکلگیری ورزش در نیروهای مسلح از ۱۳۴۸ در وزارت جنگ، عضویت در شورای ورزش ارتشهای جهان (سیزم) در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل سازمان تربیتبدنی نیروهای مسلح در ۱۳۶۸ و سپس سازمان تربیتبدنی ارتش در دهه ۸۰ را روایت کرده است.
این پژوهش با رویکرد جامعهشناسی در نقش سازمانهای ورزشی در دوران دفاع مقدس براساس نظریۀ «فرهنگ ملی و سلطه هژمونی» گِرامشی در چارچوب تضاد و نظریه «گروههای مرجع» مِرتون در چارچوب کارکردگرایی عمل کرده است. زیرا، نویسنده «ورزش و رزمش» طبق نظریه نوربرت الیاس اعتقاد دارد که شناخت ورزش کلید شناخت جامعه است و چنانچه سی. رایت میلز در تخیل جامعهشناسی میگفت «ادراک ورزشی» در کنار تاریخی، فرهنگی، ساختاری و انتقادی یکی از انواع ادراک جامعه شناختی است.
مِرتون در هر دوره تاریخی، ورزش را باعث انسجام در ساختار جامعه و گِرامشی ورزش را عامل ترکیب فرهنگ ملی و سلطه از طریق رسانهها میدانست. براساس نظریه گِرامشی، ورزش بهعنوان فرهنگ ملی به واسطه رسانهها میتواند راهبری فرهنگی در متقاعدسازی جامعه برای جنگ، صلح یا دفاع را بر عهده بگیرد. از نظر گِرامشی دو نهاد اجتماعی (رسانه و ورزش) دارای هژمونی هستند. ورزش و رسانه به هم وابسته بوده و با یکدیگر رابطه همزیستی مسالمت آمیزی دارند مثلا ورزش بهعنوان نهاد اجتماعی هژمونیک، به کمک رسانه برتری مردان بر زنان را طبیعی جلوه میدهد.
درواقع، ورزشکاران بهعنوان گروههای مرجع در چارچوب نقشه راه سیاستمداران، تصمیمسازان و تصمیمگیران نقش محوری خود را در راستای تبلیغات و جذب مشارکت مردم در جنگ به ثمر میرسانند.
«ورزش و رزمش» نشان میدهد که در دوران دفاع مقدس با ورزشکارانی مواجهایم که بهعنوان رزمنده وارد جنگ ایران و عراق شدند و اقدام آنها (به عنوان گروه مرجع) منجر به تشویق حضور سایر افراد برای حضور در جبههها شد. همچنین اسطورههای پهلوانی همانند آرش و رستم در تقویت روحیه و توجه به هویت ملی و تاریخی ایرانیان مؤثر بود، اما بیش از همه حمایت و حضور ورزشکاران در جبهه و شهدای ورزشکار همانند شهید سعید طوقانی (قهرمان چرخ باستانی) در تهییج جوانان نقش داشت.
از مصادیق این نظریهها میتوان به نقش تعیینکننده ارتباط امام خمینی(ره) با ورزشکاران اشاره کرد. دیدارهای امام خمینی(ره) و برجستهسازی جملات مشهور ایشان درباره ورزشکاران به نقش آنها در الگو بودن برای دفاع از انقلاب و جبههها، مرجعیت داد.
در سخن آخر، «ورزش و رزمش» به این نتیجه رسیده است که در سالهای دفاع مقدس مهمترین ساختار سازمانی ورزش در ایران، سازمان تربیتبدنی و در کنار آن فدراسیونها و انجمنهای ورزشی در رشتههای مختلف بوده، در حالیکه اثرگذاری سازمانهای ورزشی در دوران دفاع مقدس، کمتر از اثرگذاری ورزشکاران بوده است. در واقع، نقش مرجع ورزشکاران با حضور در جبههها و پیروزیها در مسابقات جهانی از سازمانها مؤثرتر بوده است.
دیگر اینکه برخی از این فدراسیونها هنوز هم آمار دقیقی از میزان حضور ورزشکاران در دفاع مقدس و حتی ورزشکاران شهید مرتبط با فدراسیون را در اختیار ندارند. یکی از دغدغههای وزارت ورزش و جوانان - سازمان تربیتبدنی سابق- و بسیاری از فدراسیونها در این سالها، تشکیل بانک اطلاعات از ورزشکاران شهید و حتی مشخص کردن نقش و عملکرد حضور ورزشکاران در دفاع مقدس است.
نظر شما