به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، «وقتی موشک اول به سمتم شلیک شد، فقط به خودم گفتم: "یخ نزن، سر جایت بنشین، عضلاتت در اختیار خودت باشد، به موشک زل نزن، یک کاری بکن." اما توان حرکت نداشتم؛ مغزم هنگ کرده بود و دچار فلج ذهنی و عضلانی شده بودم؛ درست مثل زمانی که بختک روی آدم میافتد.» ناخدا سعید کیوان شکوهی این لحظه را یکی از مهمترین درسهای جنگ میداند؛ تجربهای که به باور او هر رزمندهای در نخستین مواجهه با مرگ آن را لمس میکند. اندکی بعد، او از شهید محمد همتی میخواهد تنها چند ثانیه فرصت بدهد تا شلیک موشک هارپون را با چشم خود ببیند. همتی میپذیرد. «موشک غرشکنان ناوچه را ترک کرد و ناوچه دوم دشمن روی صفحه رادار متوقف شد. ناوچه سوم آنقدر هراسان گریخت که انگار دو پای دیگر هم قرض کرده بود تا هرچه زودتر به ساحل برسد.» به روایت شکوهی، ناوچه پیکان مأموریت خود را با موفقیت انجام داده بود؛ روایتی که تنها گوشهای از حماسهای است که بعدها با نام عملیات مروارید در تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.
«راز مروارید»؛ روایت ناگفته یک عملیات سرنوشتساز
کتاب «راز مروارید؛ ناوچه پیکان در عملیات مروارید» تالیف مونس عبدیزاده، حاصل بیش از ۲۰ ساعت گفتوگو با ناخدا دوم سعید کیوان شکوهی و مرور خاطرات او از دوران دانشجویی تا بازنشستگی است. شکوهی از طراحان اصلی عملیات مروارید بود و در این کتاب، جزئیاتی از شکلگیری، طراحی و اجرای یکی از مهمترین عملیاتهای دریایی دوران دفاع مقدس را روایت میکند. عملیات مروارید در هفتم آذر ۱۳۵۹، اگرچه تنها چند ساعت به طول انجامید، اما نتیجه آن تا پایان جنگ تعیینکننده بود. در این عملیات، نیروی دریایی ارتش با همکاری نیروی هوایی، بخش عمده توان دریایی عراق در خلیج فارس را نابود کرد؛ هفت ناوچه بزرگ دشمن به اعماق دریا فرستاده شدند و سکوهای البکر و العمیه، که نقش مهمی در دیدهبانی و پشتیبانی عراق داشتند، از مدار خارج شدند. کتاب علاوه بر خاطرات شکوهی، روایت همرزمان او و اسناد و تصاویر کمتر دیدهشدهای را در خود جای داده و تصویری مستند از یکی از درخشانترین برگهای تاریخ نیروی دریایی ایران ارائه میدهد.

ناخدایی که گفت: «طرح را باید خودمان بنویسیم»
سعید کیوان شکوهی با آغاز جنگ تحمیلی، داوطلب حضور در جبهه شد؛ در حالی که هنوز تجربهای از جنگ نداشت: «جنگ که شروع شد، تهران بودم و قصدم این بود که از نیروی دریایی بیرون بیایم. شرایط برای کسانی که به انضباط در ارتش اعتقاد داشتند و سلسله مراتب را امری حیاتی برای دوام و بقای ارتش میدیدند، خیلی مناسب نبود. بنابراین به تهران منتقل شده بودم و قصد داشتم که در مجرای برکناری، بالاخره تصمیم نهایی خودم را بگیرم. در این حال و هوا بود که جنگ شروع شد و حمله هواپیماهای دشمن بعثی به پایگاههای هوایی، فرودگاهها و بهخصوص فرودگاه مهرآباد، نقطه شروع مجددی برای ادامه کارم بود. بنابراین برای اعزام به جبهه داوطلب شدم. اعزام شدم و به عنوان متخصص در ناوشکنها مشغول فعالیت شدم. ماه اول جنگ را در بندرعباس بودم. آنجا با ناوشکنهای سنگین و همراه با فرماندهان تاکتیکی به دریا میرفتم، اما بعد از دو دریانوردی پشت سر هم در همان اولین ماه جنگ، حس من این بود که آثار جنگ به بندرعباس نرسیده و دشمن هم توانایی رسیدن به بندرعباس را نداشت. درخواست کردم که من را به بوشهر بفرستند؛ جایی که حس میکردم به لبه جلویی منطقه نبرد، نزدیکتر است. در آغاز کار در بوشهر برای عملیات ویژه در نظر گرفته شدم.»
او ابتدا در بندرعباس به پست فرماندهی نیروی هوایی اعزام شد، اما احساس میکرد تواناییهایش در جای دیگری به کار خواهد آمد. پس از انتقال به ستاد عملیات، در طراحی مأموریتهای دریایی نقش گرفت. او از روزهای نخست جنگ چنین یاد میکند: «همه چیز به هم ریخته بود. کسی تجربهای از جنگ نداشت.» در یکی از جلسات، وقتی یکی از افسران میگفت «باید کسانی بیایند و طرح عملیات بنویسند»، شکوهی پاسخ داد: «چه کسی باید بیاید؟ ما باید بنویسیم.» جملهای که بعدها با نقش او در طراحی عملیات مروارید معنا پیدا کرد.

پیکان؛ ناوچهای که بازگشت را به جان خرید
شکوهی در بخش دیگری از خاطراتش از شبی میگوید که سرنوشت عملیات در دستان شهید محمد همتی و خدمه ناوچه پیکان قرار گرفت. «شهید همتی گفت من آمادگی دارم همین امشب عملیات را اجرا کنم. او پیش از جلسه با خدمه ناوچه صحبت کرده بود و گفته بود احتمال دارد این مأموریت بازگشتی نداشته باشد. اگر کسی موافق نیست، من از پیشنهاد خودم صرفنظر میکنم؛ اما حتی یک نفر هم مخالفت نکرد.» پیکان در جریان عملیات با سه شناور دشمن همزمان درگیر شد؛ یکی را با توپخانه منهدم کرد، دیگری را با موشک از میان برد و سومی را وادار به فرار کرد. با وجود برتری کامل، همتی از تعقیب شناور سوم صرفنظر کرد، زیرا نیروی دریایی در آغاز جنگ تنها ۱۱ موشک در اختیار داشت و باید مهمات را برای ادامه نبرد مدیریت میکرد. این روایتها امروز، یادآور نسلی از دریادلان است که با ایمان، تخصص و ازخودگذشتگی، امنیت خلیج فارس را تضمین کردند و نام خود را در تاریخ ایران جاودانه ساختند.
نظر شما