سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: کتاب «تاریخ چیست؟» نوشته نوشته ادوارد هالت کار (ای.اچ.کار) با ترجمه حسن کامشاد از سوی انتشارات خوارزمی منتشر شد. چاپ نخست این کتاب دیماه ۱۳۴۹ بهچاپ رسیده است و اکنون به چاپ هشتم رسیده است.
یکم خرداد سالروز درگذشت حسن کامشاد است که سال گذشته در سن ۱۰۰ سالگی در لندن چشم از جهان فروبست. او نویسنده، مترجم و پژوهشگر در زمینه ادبیات بود و بهعنوان استاد زبان فارسی در دانشگاههای معتبری مثل دانشگاه کمبریج نیز فعالیت میکرد. کامشاد شخصیتی برجسته و یکی از چهرههای مهم ادبیات معاصر ایران بود که با آثار خود تأثیر بسیاری روی نسل جدید نویسندگان ایرانی گذاشت و با سبک و قلمی که در آثار خود به کار برد، باعث رواج بیشتر سادهنویسی در دنیای ادبیات فارسی شد. به همین مناسبت به معرفی کتاب «تاریخ چیست؟» نوشته ای. اچ. کار با ترجمه حسن کامشاد پرداختهایم که در ادامه میخوانید:

تاریخ صرفا مجموعهای از «وقایع گذشته» نیست
کتاب تاریخ چیست؟ اولین بار در سال ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد، به بررسی ماهیت و روششناسی تاریخ میپردازد و از نظریات و رویکردهای مختلف تاریخنگاری بحث میکند. نویسنده در این کتاب به چالش کشیدن ایدههای مرسوم و سنتی درباره تاریخ و تاریخنگاری را هدف قرار داده و به خوانندگان یک درک جدید و عمیقتر از تاریخ ارائه میدهد. این متن کلاسیک و تأثیرگذار در حوزه فلسفه تاریخ و درباره ماهیت تاریخنگاری است و جان کلامش این است که تاریخ صرفا مجموعهای از «وقایع گذشته» نیست، بلکه رابطهای است پویا میان مورخ و واقعیت و گفتوگویی است بیپایان میان حال و گذشته.
ادوارد هالت کار در «تاریخ چیست؟» به مفاهیمی مانند نسبیگرایی تاریخی، اهمیت درک زمینه و بافت تاریخی، و نقش مورخ به عنوان مترجم و تفسیرکننده تاریخ میپردازد. او تأکید میکند که تاریخ نه یک حقیقت ثابت و غیرقابل تغییر، بلکه یک رشته پویا و تحت تأثیر دیدگاهها و فرضیات مختلف است. نویسنده توضیح میدهد که هر انتخاب مورخ-اینکه کدام واقعه را مهم بداند و آن را چگونه روایت کند و با چه مفاهیمی تحلیلش کند-خود بخشی از فرایند پیدایش تاریخ است که متناسب با زمان حال و برای فهم امکانات آینده اتفاق میافتد: «امور واقع فقط موقعی لب به سخن میگشایند که مورخ سراغ آنها برود: اوست که تصمیم میگیرد به کدام یک از امور واقع، به چه ترتیب یا در چه مضمون، اجازه صحبت بدهد.»
این کتاب در قالب فصول مختلف به بررسی موضوعات کلیدی در تاریخنگاری میپردازد. ای. اچ. کار خاطرهای شخصی، پیشگفتار نویسنده بر ویرایش دوم، مورخ و واقعیات او، جامعه و فرد، تاریخ، علم و اخلاق، علیت در تاریخ، تاریخ به منزله پیشرفت، افق گسترنده، یادداشتهای ویرایش دوم، یادداشتها، عناوین انگلیسی آثار عمده ای. اچ. کار از جمله سرفصلهای کتاب را تشکیل میدهد. کار با استفاده از نمونههای تاریخی و تحلیل نظریههای مختلف، به مسائلی چون تأثیر ارزشها و تعصبات شخصی مورخان بر تاریخنگاری، نقش شواهد و منابع در شکلگیری تفسیرهای تاریخی، و تفاوتهای بین «تاریخ» به عنوان رویدادهای گذشته و «تاریخ» به عنوان ثبت و تفسیر این رویدادها میپردازد.
تأثیر عمیق بر نحوه درک ما از تاریخ و تاریخنگاری
تاریخ چیست؟ به عنوان یک اثر مرجع در زمینه فلسفه تاریخ شناخته میشود و تأثیر عمیقی بر نحوه درک ما از تاریخ و تاریخنگاری داشته است. کار در این کتاب به چالشهای موجود در تاریخنگاری میپردازد و بر اهمیت تحلیل انتقادی و درک چندوجهی تاریخ تأکید میکند. این کتاب به خوانندگان یادآوری میکند که تاریخ نه تنها داستانهایی از گذشته، بلکه یک فرایند فکری پیچیده است که در آن مورخان نقش فعالی در شکلگیری تفسیرها دارند.
این اثر مجموعهای از سخنرانیهای نویسنده در دانشگاه کمبریج است که به یکی از بنیادیترین پرسشهای علوم انسانی میپردازد: تاریخ چیست و مورخ چه نقشی در شکلدادن به آن دارد؟ کار با نگاهی انتقادی و تحلیلی، مفاهیم رایج دربارهی تاریخ، واقعیت تاریخی، نقش مورخ، جامعه و فرد، اخلاق و علیت در تاریخ را به چالش میکشد و تلاش میکند تصویری روشنتر از ماهیت تاریخ و فرایند تاریخنگاری ارائه دهد. این کتاب نهتنها برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ، بلکه برای علاقهمندان به اندیشه و فلسفه نیز جذابیت دارد.
ادوارد هالت کار در این کتاب، با رویکردی تحلیلی و انتقادی، به بررسی چیستی تاریخ، نقش مورخ و رابطه میان واقعیتهای تاریخی و تفسیرهای مورخان میپردازد. ساختار کتاب تاریخ چیست؟ بهگونهای است که هر فصل به یکی از جنبههای اساسی تاریخنگاری اختصاص یافته: از تعریف واقعیت تاریخی و جایگاه مورخ، تا نسبت جامعه و فرد، اخلاق و علم در تاریخ، و مفهوم علیت و پیشرفت تاریخی. نویسنده با مثالهای متنوع و ارجاع به آثار مورخان و فیلسوفان مختلف، نشان داده است که تاریخ صرفاً مجموعهای از وقایع نیست، بلکه فرایندی پویا و تفسیرپذیر است که همواره تحت تأثیر نگرشها و شرایط زمانه قرار دارد. کار در این اثر، ضمن نقد دیدگاههای سنتی و پوزیتیویستی، بر اهمیت انتخاب، تفسیر و ارزشگذاری مورخ تأکید کرده است و تاریخ را امری زنده و وابسته به ذهن و جامعه میداند.
جهانبینی مورخ منبعث از محیط اجتماعی اوست
کار در کتاب، با طرح این پرسش که تاریخ چیست؟ به نقد دیدگاههای رایج درباره تاریخ میپردازد. او نشان میدهد که تاریخ صرفاً مجموعهای از وقایع گذشته نیست که بهطور عینی و بیطرفانه ثبت شده باشند، بلکه محصول انتخاب و تفسیر مورخان است. مولف کتاب معتقد است که جهانبینی مورخ منبعث از محیط اجتماعی اوست و انتظار نداشت در بریتانیای دهه هفتاد کسی جز یک اقلیت از مورخان تندرو با ناراضی به حرف او گوش بدهد. او بر این باور است که نخست واقعیات تاریخ هرگز «خالص» به ما نمیرسد، زیرا بهصورت خالص نه وجود داشته و نه میتواند وجود داشته باشد. واقعیات تاریخ همواره از مغز وقایعنگار ترشح میکند. در نتیجه هر وقت کتاب تاریخی را بهدست میگیریم، توجهمان باید ابتدا معطوف مورخی باشد که آن را نوشته است، نه امور واقع مندرج در آن.
بررسی رابطه مورخ و واقعیات تاریخ ما را در موقعیتی خطیر قرار میدهد، از یک طرف مواجهیم با نظریه ناموجه تاریخ بهمنزله مجموعه عینی واقعیات، و رجحان کامل امر واقع بر تفسیر، و از طرف دیگر با نظریه دومی بههمان درجه ناموجه که تاریخ را مولود ذهنی مغز دانسته معتقد است مورخ با تفسیر و تاویل امور واقع تاریخ را تقریر میکند و بر آنها چیره میشود. یکی مرکز ثقل را در گذشته میپندارد و دیگری در زمان حال و بر ماست که بادقت و ظرافت راه خود را در میان این دو قطب متغایر بیابیم و پیش برویم.
انتقادهای وسیع و ارزیابی روی هم رفته منفی کار از وضع امروزی مطالعات تاریخی همراه است با بیانی مثبت درباره اهمیت رشته تاریخ نیاز به تاریخ عمومی را لازم میشمارد. سپس میگوید: «من قبول دارم که بسیاری از مورخان کنونی مردهاند. چون نظریه ندارند. اما نظریه مورد نیاز آنها نظریه تاریخ است، نه یک نظریه از خارج آمده، بهآمد و رفت دوطرفه نیاز است... مورخ باید از کارشناسان اقتصادی، جمعیتشناسی، نظامی و غیره بیاموزد. وای اقتصاددان، جمعیتشناس و... هم خواهند مرد مگر اینکه در الگوی تاریخی گستردهتری کار کنند و این را فقط مورخ عمومی میتواند فراهم آورد. مشکل آن است که نظریههای تاریخ بالطبع نظریه تغییرند و ما در جامعهای بسر میبریم که تعادل تاریهی استوار دارد و تنها خواستار یا به اکرهپذیری، تغییرات فرعی یا اختصاصی است.»
واقعیات تاریخی براساس شرایط اجتماعی زمانه انتخاب میشوند
به باور کار، مورخ نهتنها وقایع را ثبت میکند، بلکه با گزینش و تفسیر آنها، به گذشته معنا میبخشد. او با مثالهایی از تاریخنگاری قرن نوزدهم و بیستم، نشان داده است که حتی واقعیات تاریخی نیز براساس ارزشها، دغدغهها و شرایط اجتماعی زمانه انتخاب و برجسته میشوند. در فصلهای بعدی، کار به رابطه میان جامعه و فرد در تاریخ میپردازد و تأکید میکند که هیچ رویدادی را نمیتوان صرفاً به کنش فردی یا ساختار اجتماعی نسبت داد.
مورخ در عمل میکوشد رویدادهای تاریخی را در درازمدت، بهطور کلی با برحسب علل مهم توضیح بدهد. این بیدرنگ مساله نقش تصادف در تاریخ را پیش میآورد. کار در تاریخ چیست؟ قبول میکند که تصادف میتواند مسیر تاریخ را تغییر دهد اما دلیل میآورد که تصادفها نباید وارد سلسله مراتب مورخ از علل مهم شود. تصادف مرگ نابهنگام لنین در دهه بیست در تاریخ اتحاد شوروی نقشی بازی کرد، اما علت «حقیقی» آنچه که پیشآمد نبود یعنی نمیتوان آن را توضیحی عقلی و از لحاظ تاریخی مهم و واجد کاربرد در موقعیتهای تاریخی دیگر انگاشت. این اندیشه را پس از انتشار تاریخ چیست؟ باز دنبال میکند و در یادداشتهایش مینویسد «تاریخ در واقع تابع آنقدر قاعده هست که بتوان آن را مطالعهای جدی خواند، اگر چه گاهگاه رویداهای بیگانه و بیربط این قواعد را برهم میزند.»
تاریخنگاری همواره با پرسشهای ارزشی و تبیینی همراه است
نویسنده نقش اخلاق، علم و علیت را در تاریخ بررسی میکند و نشان میدهد که تاریخنگاری همواره با پرسشهای ارزشی و تبیینی همراه است. کار با نقد نگاه جزماندیشانه به علیت، بر پیچیدگی روابط علّی در تاریخ و ضرورت توجه به زمینههای اجتماعی و فکری تأکید میکند. در بخشهایی از کتاب، نویسنده به مفهوم پیشرفت در تاریخ میپردازد و با نگاهی انتقادی، خوشبینی سادهانگارانه به پیشرفت خطی و بیوقفه را به چالش میکشد.
او معتقد است که تاریخ نهتنها بازتاب گذشته، بلکه بازتاب دغدغهها و امیدهای زمان حال است و مورخ ناگزیر است از منظر اکنون به گذشته بنگرد. در نهایت، کار نتیجه میگیرد که تاریخنگاری فرایندی پویا، انتخابمحور و تفسیرپذیر است که همواره در تعامل با جامعه و ذهن مورخ شکل میگیرد.
کتاب تاریخ چیست اثری است که با رویکردی انتقادی و تحلیلی، بسیاری از پیشفرضهای رایج درباره تاریخ و تاریخنگاری را به چالش میکشد. این کتاب فرصتی فراهم میکند تا خواننده با ماهیت پیچیده تاریخ، نقش فعال مورخ در انتخاب و تفسیر وقایع و تأثیر شرایط اجتماعی و فکری بر روایتهای تاریخی آشنا شود. کار با مثالهای متنوع و ارجاع به آثار مورخان و فیلسوفان مختلف، نشان داده است که تاریخ صرفاً بازتاب گذشته نیست، بلکه بازتاب دغدغهها و ارزشهای زمان حال نیز هست. مطالعه این کتاب به درک عمیقتر از فرایند تاریخنگاری، نقد منابع تاریخی و پرهیز از سادهانگاری در مواجهه با گذشته کمک میکند. همچنین، برای کسانی که به فلسفه، علوم اجتماعی و نقد اندیشه علاقه دارند، این اثر میتواند الهامبخش و چالشبرانگیز باشد.
مجموعهای که کار برای نوشتنش ۳۰ سال وقت صرف کرد
ادوارد هالت کار (Edward Hallett Carr) (۲۸ ژوئن ۱۸۹۲–۳ نوامبر ۱۹۸۲) مورخ، دیپلمات، روزنامهنگار و نظریهپرداز روابط بینالملل انگلیسی، و یکی از مخالفان تجربهگرایی در تاریخنگاری بود. او تحصیلات عالی خود را در رشته تاریخ و ادبیات کلاسیک در دانشگاه کمبریج به انجام رسانید. در سال ۱۹۱۶ به وزارت خارجه انگلستان پیوست و در ۱۹۱۹ جزو هیات نمایندگی بریتانیا به کنفرانس صلح پاریس رفت و تا ۱۹۲۵ در آنجا ماند. از ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹ در سفارت انگلستان در ریگا خدمت کرد. او پس از ۲۰ سال خدمت دیپلماتیک در ۱۹۳۶ وزارت خارجه را ترک گفت و استاد سیاست بینالمللی در دانشگاه ویلز شد و به نوشتن یک رشته کتاب درباره مسائل سیاسی روز پرداخت. روابط بینالمللی پس از معاهدات صلح و چاپ تجدید نظرشده و مفصلتری از آن تحت عنون روابط بینالمللی در فاصله دو جنگ جهانی، بحران بیستساله، بریتانیا: بررسی سیاست خارجی، شرایط صلح از جمله آثار اوست. کار بیشتر به خاطر نوشتن یک مجموعه چهارده جلدی درباره تاریخ شوروی از ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۹ شناخته میشود.
کار در ۱۹۴۷ دست از همه فعالیتهای رسمی خود کشید و بیشتر وقتش را صرف نوشتن اثر بزرگ خود تاریخ روسیه شوروی کرد. این کتاب از مهمترین کارهای مورخان انگلیسی در قرن حاضر و جامعترین بررسی سیاسی در چگونگی تحکیم قدرت بلشویکها خوانده شده است. بر روی هم ۶ هزار صفحه است و نگارش آن نزدیک به سی سال طول کشیده و بین سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۷۸ در ۱۴ جلد منتشر شد. به گفته کار هدف اصلی این کتاب «نوشتن تاریخ نه خود انقلاب، بلکه تاریخ نظم سیاسی و اجتماعی و اقتصادی پیامد انقلاب» بود. برای کسانی که مایلند بدانند که در خلال سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۹ در روسیه چه اتفاق افتاده این مرجعی اساسی است و خواهد بود... کاری بزرگ است که با مهارت حرفهای شگرفی انجام گرفته است.
اندیشههای کار که امروزه در نظر بسیاری عادی و معقول است، سالهای سال برای محافل انگلیسی، انقلابی و افراطی بود. کتاب تاریخ چیست؟ بهویژه سروصدای زیادی راه انداخت و با اینکه بیش از نیم قرن از انتشار آن میگذرد هنوز موضوع بحث و جدل روشنفکران و همکاران دانشگاهی نویسنده است. او در سال ۱۹۸۲ در ۹۰ سالگی درگذشت. روزنامه تایمز در سوگ او نوشت: «نوشتههایش بسان رفتارش اکثر تند و نافذ بود. با خونسردی جراحی ماهر، کالبد گذشته متاخر را میشکافت... بیگمان بر نسلهای پیاپی مورخان و اندیشمندان اجتماعی تاثیر ژرف بر جای نهاد.
حسن کامشاد و دلبستگیاش به درس و مدرسه
حسن کامشاد، با نام اصلی سیدحسن میرمحمد صادقی، در ۴ تیر سال ۱۳۰۴ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، حاج سید علی میرمحمد صادقی، در بازار کار میکرد و تاجر پوست و روده بود. زمانی که حسن کامشاد دوره دبستان را به پایان رساند و مدرک کلاس ششم خود را دریافت کرد، پدرش قصد داشت که او را نیز وارد تجارت پوست و روده کند. حسن کامشاد، هیچ علاقهای به انجام این کار نداشت. او از بوی روده و پوست متنفر بود و نمیتوانست آن را تحمل کند و هنگامی که فهمید پدرش قصد دارد او را از ادامه تحصیل محروم کند بهشدت وحشت کرد و ناراحت شد. کسی که در آن زمان به کمکش آمد، داییاش بود. او تنها فردی بود که در خانواده تا لیسانس درس خوانده بود و سردبیر نشریهای در اصفهان بود. ازاینرو، نزد همه اعضای خانواده مورد احترام بود و همه از او حساب میبردند. حسن کامشاد که میدانست خودش نمیتواند بهتنهایی پدرش را راضی کند، تصمیم گرفت تا از دایی خود کمک بگیرد و دست به دامان او شود. خوشبختانه، داییاش به درس و تحصیل اهمیت زیادی میداد و حتی بیشتر از خود حسن کامشاد از تصمیم پدر او به خشم آمد. تنها با حرف خاندایی بود که پدر حسن کامشاد راضی شد مانع او برای ادامه تحصیل نشود و از آوردن او به مغازه منصرف شد.
پس از آن، حسن کامشاد تحصیلات دوره متوسطه خود را در هنرستان صنعتی آغاز کرد. هنرستانی که وی در آن درس خواند، به دست آلمانیها ساخته شده بود و با انضباط آلمانیها هم اداره میشد. تمامی دانشآموزان موظف بودند که لباس فرم به تن کنند و باید نظم و مقررات را بهخوبی رعایت میکردند تا تنبیه نشوند. حسن کامشاد را در رشته نجاری ثبتنام کرده بودند؛ ولی او نه به این کار علاقهای نداشت و نه از پس انجامدادن کارهای مدرسه برمیآمد. همیشه حین انجام فعالیتهای مدرسه خودش را زخمی میکرد و در چشم بقیه، دانشآموز بینظم و بیاستعدادی به نظر میآمد.
آنقدر از هنرستان بدش میآمد که وقتی هنگام رفتن به مدرسه همکلاسیهای سابقش را میدید که با لباسهای مرتب و شیک به مدارس انگلیسی میروند، خودش را از آنها پنهان میکرد تا از سوی آنها مورد تمسخر قرار نگیرد. باوجوداین، در یکی از روزها بالاخره با یکی از همکلاسیهای سابقش روبهرو شد و اتفاقاً این دیدار به سود او تمام شد. مدیر دبیرستان ادب از اقوام نزدیک این همکلاسی بود. او زمانی که متوجه نارضایتی کامشاد از مدرسهاش شد، تصمیم گرفت تا با مدیر برای ثبتنام او در آن مدرسه صحبت کند. باوجوداینکه چند ماهی از سال تحصیلی گذشته بود، آنها راضی شدند که حسن کامشاد را در مدرسه خود ثبتنام کنند.
تغییر مسیر زندگی و آشنایی با شاهرخ مسکوب
مدرسه ادب، باعث ایجاد تغییر و تحولات بسیاری در شخصیت حسن کامشاد شد و او در آنجا چیزهای مختلفی یاد گرفت. او در آن مدرسه برای اولینبار یادگیری زبان انگلیسی را شروع کرد، هرچند اکثر معلمها با زبان انگلیسی آشنایی چندانی نداشتند و روش تدریسشان غلط بود. آنها بهخصوص در تلفظ کلمات خوب عمل نمیکردند. کامشاد خود میگفت که او زمانی را انگلیسی را بهصورت درست یاد گرفت که به دانشگاه کمبریج رفت. در مدرسهی ادب، حسن کامشاد دوستان ارزشمند زیادی پیدا کرد که اکثرشان اهل کتاب بودند. آنها دستهجمعی به کتابفروشیهای اصفهان سر میزدند و ازآنجاییکه پول خرید کتاب نداشتند، یا همان جا به کتابها نگاه میکردند یا آنها را شبی ده شاهی کرایه میکردند. حسن کامشاد در آن زمان کتابهای بسیاری از نویسندگان بزرگ جهان خواند و ذوق و روحیهی ادبی خود را پرورش داد. او همچنین آثار فرانسوی افرادی مثل لامارتین و شاتوبریان را میخواند تا توانایی خود را در انشانویسی تقویت کند.
شاهرخ مسکوب کسی بود که باعث آشنایی حسن کامشاد با ادبیات کلاسیک ایران شد. او خود بهواسطه پدرش که مردی فاضل و سردبیر مجلهای سرشناس در اصفهان بود با این کتابها آشنایی پیدا کرده بود. مسکوب، کامشاد را تشویق کرد تا کتابهایی مثل تاریخ بیهقی، سیاستنامه و شاهنامه را بخواند و بسیاری از روزها او را برای کتابخواندن یا انجام درسهای مدرسه به خانه خود یا کتابخانه میبرد. حسن کامشاد و شاهرخ مسکوب هر دو در سال ۱۳۲۴ در دانشکدهی حقوق تهران پذیرفته شدند. دوستی آنها ۶۱ سال و تا زمان مرگ شاهرخ مسکوب ادامه یافت و پس از آن، کامشاد کتاب «حدیث نفس» را به دوست عزیزش تقدیم کرد.
نظر شما