سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است

محمدسرور مولایی گفت: اگرچه امروز طالبان کمر به دشمنی با زبان فارسی بسته‌اند و بر رسانه‌ها و مکتوبات مسلط شده‌اند، اما من هرگز ناامید نیستم. شاهنامه شاهد تاریخی ماست؛ ما از این وقایع عبور خواهیم کرد، چرا که ریشه‌های این فرهنگ عمیق‌تر از آن است که با این تندبادها از جا کنده شود.

به گزارش خبرنگار سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، نهصد و چهل و ششمین شب بخارا با عنوان «شب سپهر فرهنگی شاهنامه» با اجرای علی دهباشی، فرصتی بود برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین پرسش‌های فرهنگی امروز؛ اینکه شاهنامه و ادب فارسی چگونه از مرزهای جغرافیایی ایران عبور کرده و در پهنه‌ای وسیع از جهان، از فلات ایران گرفته تا چین، حضور یافته‌اند. در این نشست، محمدجعفر یاحقی، محمدسرور مولایی، ماندانا تیشه‌یار و محمدامیر جلالی از زاویه‌های مختلف به این موضوع پرداختند و در پایان نیز شاهنامه‌خوانی یارا حقیقی، رنگی تازه به فضای برنامه بخشید.

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
شب سپهر فرهنگی شاهنامه

شاهنامه به‌مثابه فرهنگ

در آغاز نشست، محمد سرور مولایی با یادکردی از دوران همکاری با استاد مجتبی مینوی، به تداوم مسیر پژوهش در حوزه شاهنامه اشاره کرد و خود را فرزند مشترک این جغرافیا خواند. او با تأکید بر اینکه ۶۰ سال زندگی در ایران، این سرزمین را به میهن اصلی او بدل کرده است، به تحلیل نسبت متن و هویت پرداخت.

مولایی با انتقاد از برخی دیدگاه‌ها که افغانستان را به‌دلیل تکثر قومی فاقد یک متن واحد هویتی می‌دانند، تصریح کرد: «در شگفتم که چرا برخی بر این باورند که افغانستان متن هویتی ندارد. بیش از نیمی از جمعیت افغانستان فارسی‌زبان هستند و شاهنامه برای آن‌ها دقیقاً همان کتاب مرجعی است که هویت خود را در آن بازمی‌یابند. شاهنامه این قابلیت را دارد که هر فارسی‌زبانی، در هر کجای جهان، شناسنامه خود را در آن پیدا کند.»

وی در ادامه با اشاره به قرابت‌های زبانی افزود: «تداوم سنت زبان فارسی در افغانستان مستقیماً از چشمه‌ی بیت‌بیتِ شاهنامه نشأت می‌گیرد. با قاطعیت می‌گویم که زبان امروز مردم در بسیاری از مناطق افغانستان، به زبان فردوسی نزدیک‌تر است تا زبانی که امروز در کلان‌شهرهایی مثل تهران با آن سخن می‌گویند.»

مولایی همچنین به نقد شیوه‌های نوین تدریس ادبیات در دانشگاه‌ها و مدارس پرداخت و گفت: «به جان شاهنامه سوگند که ادبیات فارسی فقط لغت و معنی نیست! ما معلمان، ادبیات را به درسی خشک و بی‌روح تبدیل کرده‌ایم، درحالی‌که ادبیات متنِ زندگی است. ادبیات فارسی پناهگاهی آدم‌ساز است که در روزگار پراکندگی حال و گرفتاری‌های اجتماعی، هیچ مأمنی بهتر از آن برای بازگشت به خویشتن وجود ندارد.»

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
شب سپهر فرهنگی شاهنامه

او همچنین از نقش هنرمندانی چون محمدرضا شجریان در زنده نگه‌داشتن پیوند مردم با شعر کلاسیک یاد کرد و موسیقی را پلی برای نفوذ به لایه‌های عمیق معرفتی در اشعار حافظ و سعدی دانست.

بخش پایانی سخنان محمد سرور مولایی به وضعیت کنونی فرهنگ و زبان فارسی در افغانستان اختصاص داشت. وی با اشاره به محدودیت‌های اعمال شده توسط طالبان، بر پایداری فرهنگ تأکید کرد و اظهار داشت: «اگرچه امروز طالبان کمر به دشمنی با زبان فارسی بسته‌اند و بر رسانه‌ها و مکتوبات مسلط شده‌اند، اما من هرگز ناامید نیستم. شاهنامه شاهد تاریخی ماست؛ ما از این وقایع عبور خواهیم کرد، چراکه ریشه‌های این فرهنگ عمیق‌تر از آن است که با این تندبادها از جا کنده شود.»

مولایی در پایان با ذکر خاطره‌ای از سفر همسر ایرانی‌اش به شهر غزنه، خاطرنشان کرد که در «ایران شرقی»، تاریخ صرفاً در کتاب‌ها نیست، بلکه در کوچه و بازار و در میان مردم، قابل لمس و زنده است.

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
علی دهباشی

ضرورت بازخوانی فرهنگی شاهنامه

در ادامه، پیام تصویری محمدجعفر یاحقی پخش شد. او در این پیام بر اهمیت خوانش فرهنگی شاهنامه تأکید کرد. او فردوسی را پاسدار زبان و حافظ حافظه تاریخی ایرانیان دانست و افزود: «اگر از شاهنامه فقط به‌عنوان متن حماسی یاد کنیم، بخشی از ظرفیت آن را نادیده گرفته‌ایم. شاهنامه باید به‌عنوان یک نظام فرهنگی دیده شود؛ نظامی که در آن هر واژه تاریخ دارد و هر روایت، لایه‌ای از تجربه تاریخی ملت ایران را حمل می‌کند.»

او ادامه داد: «فردوسی با زبان خود، راهی برای تداوم هویت ایرانی گشوده است؛ راهی که به‌ویژه در روزگار امروز، بیش از هر زمان دیگر باید بازخوانی شود.»

یاحقی تأکید کرد که بازخوانی شاهنامه «فقط یک کار ادبی نیست، بلکه اقدامی فرهنگی و تمدنی است.»

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
ماندانا تیشه‌یار

منطقه‌گرایی نوین و ایران فرهنگی

ماندانا تیشه‌یار نیز با نگاهی نظری‌تر به مفهوم «منطقه‌گرایی نوین» پرداخت. او توضیح داد که در جهان امروز، منطقه دیگر فقط بر پایه مرزهای جغرافیایی و دولت-ملت‌ها تعریف نمی‌شود، بلکه نهادهای مدنی، دانشگاه‌ها، انجمن‌های علمی، هنرمندان و حتی شبکه‌های ارتباطی و فضای مجازی نیز می‌توانند در شکل‌گیری مناطق فرهنگی تازه نقش داشته باشند.

وی افزود: «در منطقه‌گرایی نوین، بازیگران اصلی دیگر فقط دولت‌ها نیستند. نهادهای جامعه مدنی هم می‌توانند منطقه بسازند؛ انجمن‌های علمی، دانشگاهیان، فرهنگیان و هنرمندان، با استفاده از ارتباطات جمعی و فضای مجازی، می‌توانند مناطق نوینی شکل بدهند.»

این پژوهشگر گفت: «مفهوم منطقه دارد منعطف‌تر از قبل می‌شود. منطقه دیگر فقط چیزی نیست که روی نقشه جغرافیا به‌صورت کلاسیک تعریف شده باشد. ما مناطق جدیدی را در گوشه‌وکنار جهان می‌بینیم که بر پایه ایده‌ها و هویت‌های مشترک شکل می‌گیرند.»

تیشه‌یار در ادامه، به الگوهای تاریخی زیست جمعی در حوزه تمدنی ایران اشاره کرد و گفت: «این الگوی زیست فرهنگی مشترک برای صدها سال، و شاید هزاران سال، در منطقه ما وجود داشته است. از سده نوزدهم به‌تدریج کنار گذاشته شد و جای آن را گفتمان ناسیونالیسم گرفت؛ گفتمانی که از غرب آمد و با دولت‌ملت‌سازی مدرن گره خورد.»

او توضیح داد که پیش از شکل‌گیری مرزهای سیاسی جدید، مردمان این حوزه تمدنی «در عین داشتن لایه‌های هویتی مختلف، با هم زندگی می‌کردند» و مرزها به این شکل پررنگ نبودند. به گفته او، بازگشت به این الگو می‌تواند برای فهم دوباره روابط فرهنگی منطقه سودمند باشد.

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
محمدامیر جلالی

رد پای فارسی در چین

بخش دیگری از نشست به سخنرانی محمدامیر جلالی اختصاص داشت؛ او سخنان خود را با قطعه‌ای شاعرانه آغاز کرد و سپس به نقش شاهنامه و ادب فارسی در چین پرداخت. جلالی گفت: «شاهنامه سرمایه یک حوزه تمدنی است. در درازنای تاریخ، همیشه بزرگانی بوده‌اند که نگاهبان هویت ملی و فرهنگی ایران بوده‌اند؛ از فردوسی تا خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی، از سعدی تا برادران جوینی.»

جلالی با اشاره به تجربه تدریس در دانشگاه پکن گفت: «من سه سال فرصت داشتم که در دانشگاه پکن زبان و ادبیات فارسی تدریس کنم و از نزدیک ببینم که شاهنامه و دیگر متون فارسی چه‌قدر در چین شناخته شده‌اند. ارتباط ایران و چین از مسیر جاده ابریشم زمینی و دریایی شکل گرفته و همین ارتباط، نسخه‌های خطی، کتیبه‌ها و اشعار فارسی را به شرق دور رسانده است.»

او افزود: «در تورفان و دون‌هوانگ، اسناد ختنی، بودایی، مانوی و مسیحی پیدا شده است. حتی بر دیوار برخی غارها، ابیاتی فارسی نوشته شده که نشان می‌دهد زبان فارسی در آنجا فقط زبان ارتباط نبوده، بلکه زبان معنا و تفسیر هم بوده است.»

محمدسرور مولایی: ادبیات پناهگاهی برای روزهای پریشانی است
اجرای نقالی یارا حقیقی

جلالی با اشاره به نمونه‌هایی از آثار موزه‌ای گفت: «در موزه‌های چین، ظروف و اشیایی دیده می‌شود که بر آنها اشعار سعدی، رباعیات منسوب به خیام و نقش‌مایه‌های فارسی وجود دارد. این‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ ایرانی در چین حضوری واقعی و تاریخی داشته است.»

او در بخش دیگری از سخنانش تأکید کرد: «ما به این بزرگان گذرنامه‌های امروزی داده‌ایم و گفته‌ایم هرکدام مال کدام کشور هستند؛ درحالی‌که آنان متعلق به همه مردمانی بودند که آثارشان را می‌خواندند و می‌فهمیدند.»

جلالی در ادامه، از جایگاه دانشگاه پکن و استادان ایران‌شناس چینی نیز سخن گفت. او یادآور شد که پژوهش‌های ایران‌شناسی در چین، به‌ویژه در زمینه نسخه‌های خطی، کتیبه‌ها و متون کلاسیک فارسی، با جدیت دنبال شده است. به گفته او: «در چین، موزه‌ها و مراکز علمی بسیاری وجود دارند که آثار فارسی را حفظ کرده‌اند. این نشان می‌دهد که علاقه به شاهنامه و ادب فارسی تنها در ایران نیست، بلکه در شرق آسیا نیز ریشه‌دار است.»

او همچنین توضیح داد که ردپای فارسی در چین، از تورفان و دون‌هوانگ تا پکن، نشان می‌دهد فرهنگ ایرانی بخشی از تاریخ تمدنی آسیاست، نه فقط بخشی از تاریخ ملی ایران.

این نشست، با شاهنامه‌خوانی یارا حقیقی پایان یافت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها