به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یاسوج، نشست پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی با حضور پژوهشگران و دوستداران فرهنگ و ادب فارسی به همت انجمن شاهنامه یاسوج برگزار شد. در این نشست، سخنرانان با نگاهی تاریخی و ادبی به جایگاه شاهنامه در فرهنگ ایرانی، نقش فردوسی در استواری زبان فارسی و اهمیت پژوهشهای معاصر در حوزه شاهنامهپژوهی پرداختند و بر پیوند عمیق این اثر با هویت فرهنگی ایرانیان تأکید کردند.
فعالیتهای انجمن شاهنامه یاسوج
فیروز حسنی، رئیس انجمن شاهنامه یاسوج، در آغاز این برنامه با اشاره به پیشینه فعالیتهای این انجمن گفت: انجمن شاهنامه یاسوج در سال ۱۳۹۴ به ثبت رسید و از آن زمان تاکنون با برگزاری نشستهای شاهنامهخوانی، برنامههای فرهنگی و گفتوگوهای علمی، تلاش کرده است زمینه آشنایی بیشتر علاقهمندان با شاهنامه فردوسی و میراث فرهنگی ایران را فراهم کند.
او با اشاره به مقدمه شاهنامه ابومنصوری افزود: در این مقدمه تأکید شده است که این کتاب برای شناخت فرهنگ شاهان، بزرگان و آیینهای نیکوی گذشتگان فراهم آمده است. از همین رو شاهنامه تنها مجموعهای از روایتهای حماسی نیست، بلکه گنجینهای از تجربه تاریخی، اخلاق، داوری و خردورزی است که میتواند برای نسلهای امروز نیز الهامبخش باشد.
در ادامه این نشست نیز برنامه شاهنامهخوانی برگزار شد و بخشهایی از داستانهای شاهنامه برای حاضران خوانده شد.
پرسش تاریخی در شکلگیری شاهنامه
منوچهر سیفالسادات، عضو انجمن شاهنامه یاسوج، در بخش دیگری از این نشست به ساختار اندیشهای شاهنامه پرداخت و گفت: این اثر بزرگ با «آفرین» آغاز میشود و با «آفرین» نیز به پایان میرسد. به گفته او، در پس سرایش شاهنامه پرسشی تاریخی نهفته است؛ اینکه چگونه سرزمینی که روزگاری در اوج شکوه و دانش قرار داشت، در دورهای دیگر دچار دگرگونی شد.
وی با اشاره به نقش ابومنصور محمد بن عبدالرزاق در گردآوری شاهنامه ابومنصوری در سده چهارم هجری افزود: در آن زمان موبدان و دانایان ایران گرد آمدند تا از گذشته ایران، سرگذشت شاهان و پهلوانان و تاریخ این سرزمین سخن بگویند؛ میراثی که بعدها دستمایه سرایش شاهنامه فردوسی شد.
او تأکید کرد که فردوسی با بهرهگیری از این میراث، تاریخ، اسطوره و حماسه ایران را در قالب شعری استوار بازآفرید و در پایان کار خود نیز از ماندگاری آن سخن گفت: پی افکندم از نظم کاخی بلند/که از باد و باران نیابد گزند».
زمینههای تاریخی شکوفایی شاهنامه
علیسینا برقک، دیگر عضو انجمن شاهنامه یاسوج، با اشاره به شرایط تاریخی عصر فردوسی گفت: برای درک اهمیت کار فردوسی باید به بستر تاریخی آن دوره توجه کرد. پیش از فردوسی شاعرانی چون رودکی و مسعودی مروزی به زبان فارسی شعر سروده بودند و در عرصه سیاسی نیز حکومتهایی مانند صفاریان و سامانیان در تقویت و گسترش زبان فارسی نقش داشتند.
وی افزود: مورخانی همچون طبری و حمزه اصفهانی نیز روایتهایی از تاریخ ایران ارائه کرده بودند، اما بسیاری از این آثار به زبان عربی نوشته شده بود. اهمیت کار فردوسی در این است که او این میراث تاریخی و اسطورهای را در قالب شعری فاخر و منسجم و به زبان فارسی بازآفرینی کرد و تلاشهای پراکنده پیش از خود را به اثری کامل و ماندگار تبدیل ساخت.
فردوسی و هویت فرهنگی ایرانیان
سید ساعد حسینی، عضو انجمن شاهنامه یاسوج، در ادامه فردوسی را یکی از ستونهای هویت فرهنگی ایران دانست و گفت: شاهنامه اثری است که هم از نظر حجم و انسجام کمنظیر است و هم در استواری زبان فارسی نقشی بنیادین داشته است.
به گفته او، حضور نامهایی چون رستم، سهراب، فریدون، کیومرث، فرنگیس و منیژه در فرهنگ عمومی نشان میدهد که شاهنامه چگونه در حافظه تاریخی و فرهنگی ایرانیان جای گرفته و به بخشی از هویت جمعی این سرزمین تبدیل شده است.
پیوند متقابل فردوسی و زبان فارسی
در بخش دیگری از این نشست، قدرتالله رسم، دکترای ادبیات حماسی، با اشاره به نامگذاری ۲۵ اردیبهشت به عنوان روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت فردوسی گفت: این نامگذاری در فرهنگستان زبان و ادب فارسی انجام شده و انتخاب آن کاملاً سنجیده و مبتنی بر نقش بنیادینی است که فردوسی در تاریخ فرهنگ ایران ایفا کرده است.
وی با تأکید بر رابطه متقابل فردوسی و زبان فارسی، افزود: زبان فارسی، فردوسی را بر قله ادبیات ایران نشاند و فردوسی نیز با سرایش شاهنامه به استحکام و تداوم این زبان یاری رساند. این تعامل متقابل، یکی از درخشانترین فصلهای تاریخ فرهنگی ایران به شمار میآید.
رسم همچنین با اشاره به جایگاه مفاخر فرهنگی در هویت ملتها،گفت: بسیاری از کشورها در جهان با نام چهرههای فرهنگی خود شناخته میشوند؛ همانگونه که آلمان با گوته و یونان با هومر شناخته میشود. ملتها به واسطه مفاخر فرهنگی خود در حافظه تاریخی جهان، ماندگار میشوند و ایرانیان نیز با چهرههایی چون فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی شناخته میشوند.
او با اشاره به دیدگاه برخی پژوهشگران درباره شاهنامه، افزود: علامه محمد قزوینی معتقد بود هر ایرانی بخشی از هویت ملی خود را مدیون فردوسی است. جلال خالقیمطلق نیز بر این باور بود که ما بخشی از ملیت خود را مدیون زبان فارسی هستیم و زبان فارسی نیز تا اندازهای وامدار شاهنامه است. حتی در نامهای که از سوی آتاترک به محمدعلی فروغی نوشته شده، شاهنامه «سند هویت ایرانیان» خوانده شده است.
این پژوهشگر ادبیات حماسی، در عین حال یادآور شد که زبان فارسی، پیش از فردوسی نیز مسیر بالندگی خود را پیموده بود و تلاشهای صفاریان و سامانیان، ترجمه تفسیر طبری و نگارش آثار علمی به فارسی نشان میدهد که این زبان پیش از فردوسی نیز به مرحلهای از بلوغ رسیده بود. با این حال، شاهنامه به این زبان عظمت و استحکامی بخشید که توانست طی هزار سال در حفظ هویت فرهنگی ایرانیان نقش مهمی ایفا کند.
به گفته او، شاهنامه، افزون بر ارزش ادبی، کتابی سرشار از خرد و اخلاق است و میتوان آن را یکی از مهمترین منابع اندیشه و فرهنگ ایرانی دانست.
خالقیمطلق و تصحیح علمی شاهنامه
سخنران آخر این نشست، فرزانه آرامش، به نقش جلال خالقیمطلق در شاهنامهپژوهی معاصر پرداخت و گفت: تصحیح انتقادی شاهنامه به کوشش این پژوهشگر برجسته، نقطه عطفی در مطالعات شاهنامه به شمار میآید.
وی توضیح داد که خالقیمطلق با بررسی دهها نسخه خطی شاهنامه و سالها پژوهش، متنی علمی و نزدیکتر به زبان و زمان فردوسی فراهم آورد. این تصحیح بر پایه روشهای دقیق نسخهشناسی و نقد متون انجام شد و به گفته بسیاری از پژوهشگران، مطالعات شاهنامه را میتوان به دو دوره «پیش از خالقی» و «پس از خالقی» تقسیم کرد.
در مجموع، سخنرانان این نشست تأکید کردند که شاهنامه تنها یک اثر ادبی نیست، بلکه گنجینهای از تاریخ، فرهنگ، خرد و هویت ایرانی است؛ اثری که با گذشت بیش از هزار سال همچنان زنده و الهامبخش مانده است.
در پایان این نشست که به همت معاونت فرهنگی و هنری ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برگزار شده بود، جلیل بهشتی، معاون فرهنگی و هنری ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان، ضمن قدردانی از شرکتکنندگان و سخنرانان، ابراز امیدواری کرد که برگزاری چنین برنامههایی در آینده نیز تداوم داشته باشد و زمینه آشنایی هرچه بیشتر علاقهمندان، بهویژه نسل جوان، با شاهنامه فردوسی و میراث ادبی ایران فراهم شود.
نظر شما