شیوا مقانلو در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نمایشگاه مجازی را فرصتی مناسب برای خرید و مطالعه آثار ارزشمند ایرانی و خارجی دانست و عنوان کرد: یکی از آثاری که بهتازگی مطالعه کردهام و خواندن آن را به دیگران هم پیشنهاد میکنم رمان کوتاه «کلنل خواب ندارد» نوشته امیلیین ملفتو از نشر نیماژ است که ترجمه آن را آمنه کرمی انجام داده است.

وی افزود: این کتاب، اثری کوتاه اما تکاندهنده است که در مرز میان ادبیات، گزارش و تاریخ حرکت میکند؛ متنی فشرده که با زبانی شاعرانه تجربه خشونت ساختاری و زخمهای یک جامعه گرفتار در چرخه قدرت و سرکوب را روایت میکند. این رمان نه بهدنبال داستانگویی کلاسیک با فرازوفرودهای متعارف است و نه به آرامش خواننده تن میدهد؛ برعکس، با ضرباهنگی سرد و حسابشده، خواننده را به دل شبهایی میبرد که در آن کلنل هرگز نمیخوابد، زیرا نظامی که او نمایندگی میکند، لحظهای از مراقبت و کنترل دست نمیکشد.
مقانلو با اشاره به اینکه یکی از مضامین محوری این کتاب، عادی شدن خشونت است، گفت: در جهانی که رمان ترسیم میکند، بازداشت، ناپدید شدن و مرگ، بخشی از زندگی روزمرهاند. مردم یاد گرفتهاند چگونه با این واقعیت کنار بیایند، چگونه سکوت کنند، چگونه نگاهشان را بدزدند. این عادی شدن، شاید هولناکتر از خود خشونت باشد؛ زیرا نشان میدهد قدرت چگونه نهتنها بدنها، بلکه وجدانها را نیز تسخیر میکند. سرهنگ، در این معنا، فقط عامل خشونت نیست؛ او نماد سیستمی است که افراد را وادار میکند به بهای بقا، انسانیت خود را قطعهقطعه کنند.
وی همچنین خرید و مطالعه رمان «دستگاه جهنم دانته» نوشته امیری باراکا با ترجمه علیرضا عامری را پیشنهاد کرد و افزود: «دستگاه جهنم دانته» رمانی تجربی و تکاندهنده از امیری باراکا است که نخستینبار در سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات گروو منتشر شد. این اثر در مرز میان داستان، شعر، بیانیه سیاسی و مراقبه وجودی حرکت میکند و همین ویژگی آن را به اثری شاخص در ادبیات آفریقایی-آمریکایی دههی شصت بدل کرده است.

مقانلو همچنین گفت: این رمان بهطور آزاد و تمثیلی از «دوزخ» دانته آلیگیری الهام میگیرد، اما باراکا این الگوی کلاسیک را از جهان پس از مرگ به واقعیت زمینی آمریکا منتقل میکند. «دوزخ» در اینجا نه مکانی متافیزیکی، بلکه زیستجهان روزمره یک مرد جوان سیاهپوست است؛ جهانی ساختهشده از نژادپرستی ساختاری، فقر، خشونت، بیگانگی و فروپاشی روانی و باراکا بهجای بازسازی دقیق ساختار نهدایرهای دوزخ دانته، از ایده «دستگاه» استفاده میکند؛ دستگاهی اجتماعی و روانی که فرد را در خود میبلعد. از نظر مضمونی، میتوان گفت این اثر بیانیهای صریح علیه نژادپرستی آمریکایی است و باراکا نشان میدهد که چگونه تبعیض نژادی نه فقط یک مسئله سیاسی یا اقتصادی، بلکه وضعیتی وجودی است که ذهن، بدن و عاطفه را شکل میدهد.
نظر شما