چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۹
چرا سینما به داستان‌های کهن حماسی و اسطوره‌ها نیاز دارد؟

نولان به تازگی در گفت‌وگویش بیان کرده که هر کسی که ادیسه را می‌سازد، امیدها و رویاهای مردم برای فیلم‌های حماسی را بر دوش می‌کشد و این مسئولیت عظیمی به همراه دارد. سینما هرچه بیشتر به جلو حرکت کرده، بیشتر فهمیده که بدون اسطوره نمی‌تواند جهان خود را بسازد.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد محمدتبریزی؛ کریستوفر نولان، کارگردان سرشناس هالیوودی، پس از ساخت سه‌گانه‌ تاریکی (بتمن) و آثاری چون تلقین و اوپنهایمر، اقتباسی مدرن از حماسه‌ کهن ادیسه اثر هومر را انجام داده است. اقتباس از ایلیاد توسط نولان موضوعی اتفاقی نیست. سینمای نولان همواره گرایشی آشکار به اسطوره‌سازی داشته است.

قهرمانان او اغلب میان سرنوشت فردی و مسئولیتی بزرگ گرفتارند، از سه گانه بتمن تا شخصیت‌های اوپنهایمر و میان‌ستاره‌ای چنین چیزی را می‌بینیم. نولان بارها به مفاهیم زمان، حافظه، از دست دادن و فداکاری پرداخته است. ادیسه با محوریت یک سفر ۱۰ ‌ساله، خاطره‌ از دست‌رفتن و بازسازی تدریجی هویت، بستری ایده‌آل برای سبک روایت غیرخطی و معمایی نولان فراهم می‌کند. جهان او جهانی است که در آن زمان، تقدیر و فداکاری نقشی محوری دارند. مؤلفه‌هایی که در حماسه‌های یونانی به شکلی پررنگ دیده می‌شوند.

بدون اسطوره‌ها نمی‌توان زندگی کرد

نولان به تازگی در گفت‌وگویش بیان کرده که هر کسی که ادیسه را می‌سازد، امیدها و رویاهای مردم برای فیلم‌های حماسی را بر دوش می‌کشد و این مسئولیت عظیمی به همراه دارد. سینما هرچه بیشتر به جلو حرکت کرده، بیشتر فهمیده که بدون اسطوره نمی‌تواند جهان خود را بسازد.

یکی از مهم‌ترین کارکردهای اقتباس از متون حماسی، ایجاد گفت‌وگو میان گذشته و اکنون است. هر نسل اسطوره‌ها را دوباره تفسیر می‌کند، زیرا هر دوره ترس‌ها و بحران‌های خاص خود را دارد. اگر یونانیان باستان در ایلیاد از خشم و افتخار سخن می‌گفتند، سینمای امروز ممکن است همان داستان را درباره جنگ‌های مدرن، فروپاشی اخلاقی یا بحران قدرت بازخوانی کند.

شاید به همین دلیل است که پروژه تازه نولان تا این اندازه مورد توجه قرار گرفته زیرا بسیاری امیدوارند او بتواند پلی میان شعر باستانی هومر و اضطراب‌های انسان قرن بیست‌ویکم بسازد.

سینما و احیای دوباره اسطوره‌ها

رفتن کارگردانان بزرگ به سمت داستان‌های کهن و حماسی نشانه‌ای از احیای دوباره علاقه سینما به جهان اسطوره‌هاست. جهانی که هزاران سال دوام آورده و هنوز هم توانایی توضیح ترس‌ها، خشونت‌ها، جاه‌طلبی‌ها و بحران‌های انسان معاصر را دارد.

اقتباس از آثار حماسی یکی از پیچیده‌ترین مأموریت‌های سینما محسوب می‌شود، زیرا این متون بر اساس شکوه، استعاره، تقدیر و جهان‌بینی اسطوره‌ای شکل گرفته‌اند. مشکل اصلی این اقتباس‌ها آنجاست که اسطوره‌ها اغلب بر پایه زبان نمادین، شکوه شاعرانه و تخیل جمعی شکل گرفته‌اند، در حالی که سینمای مدرن نیازمند شخصیت‌پردازی روانشناسانه، ریتم دراماتیک و منطق روایی است. به همین دلیل بسیاری از اقتباس‌های اسطوره‌ای یا به دام جلوه‌های بصری صرف می‌افتند یا روح اثر اصلی را از دست می‌دهند.

یکی از نمونه موفق این مسیر را می‌توان در سه‌ گانه ارباب حلقه‌ها دید. آثاری که توانستند جهان اسطوره‌ای تالکین را با دغدغه‌های انسان مدرن پیوند بزنند. اما در مقابل، بسیاری از اقتباس‌های پرهزینه از اساطیر کهن، در حد فیلم‌های اکشن با افراط در جلوه‌های ویژه تقلیل یافتند و عمق فلسفی متن را نادیده گرفتند.

الگوهای بنیادین قصه‌گویی

اسطوره‌ها فقط داستان‌هایی کهن درباره خدایان و قهرمانان نیستند، آنها شکل اولیه فهم انسان از جهان‌اند. پیش از فلسفه، پیش از علوم اجتماعی و حتی پیش از تاریخ‌نگاری مدرن، این اسطوره‌ها بودند که به انسان توضیح می‌دادند جهان چگونه ساخته شده، شر از کجا آمده و انسان چگونه باید زندگی کند.

حماسه‌ها و اسطوره‌ها الگوهای بنیادین داستان و روایت‌اند. بسیاری از ساختارهای دراماتیک امروز، از سفر قهرمان گرفته تا نبرد خیر و شر، ریشه در همین روایت‌های اسطوره‌ای دارند. از این منظر، اقتباس از متونی مانند ادیسه حکم بازگشت به ریشه‌های خودِ قصه‌گویی را دارد.

کتاب‌های حماسی مانند ایلیاد و ادیسه در یونان، شاهنامه در ایران، رامایانا در هند یا بیوولف در انگلستان، روایت‌های بنیادینی هستند که مفاهیم مهم و بنیادینی مثل خود، دیگری، افتخار، وفاداری، خانه و سرنوشت را در فرهنگ یک قوم تعریف می‌کنند. خواندن این متون به انسان معاصر اجازه می‌دهد ریشه‌های نظام ارزشی، اخلاقی و حتی ساختارهای سیاسی و اجتماعی خود را درک کند.

علاقه اسکندر به ادیسه

مارتین پوکنر در کتاب خواندنی «جهان مکتوب» به ارزش و اهمیت کتاب‌های حماسی می‌پردازد و توضیح می‌دهد که حماسه هومر جایگاه یک متن مقدس را برای اسکندر داشت و این کتاب را در لشکرکشی‌ها همراه خود می‌برد. نویسنده در ادامه اهمیت کتاب‌های حماسی را چنین توصیف می‌کند: «آنها (این کتاب‌ها) شیوه نگریستن ما به جهان را تغییر می‌دهند و نیز شیوه تاثیرگذاری ما بر روی جهان را. در مورد اسکندر هم این نکته صادق بود. او ترغیب شده بود که نه تنها این متن (حماسه هومر) را بخواند و بررسی کند، بلکه آن را دوباره اجرا کند. اسکندر در مقام خواننده خود را در داستان قرار می‌داد و زندگی و خط سیر خود را در پرتو آشیل هومر تماشا می‌کرد. اسکندر کبیر به عنوان حکمرانی بزرگ و فوق‌العاده شهرت دارد و اینطور که پیداست بسیار هم اهل مطالعه بوده.»

کارل گوستاو یونگ، از بزرگترین روانشناسان تاریخ نشان داده اسطوره‌ها و حماسه‌ها آکنده از کهن‌الگوهایی هستند که در ناخودآگاه جمعی بشر ریشه دارند. پیرمرد دانا، سایه، آنیما و آنیموس کهن الگوهایی هستند که یونگ به تعریف آنها می‌پردازد. این الگوها در هر عصر و فرهنگی به شکلی بازتولید می‌شوند زیرا به پرسش‌های ماندگار انسان درباره ترس، مرگ، عشق و معنا پاسخ می‌گویند. یونگ اسطوره‌ها و حماسه‌ها را تجلی نمادین کهن‌الگوهای ناخودآگاه جمعی تعریف می‌کند. کهن‌الگوها الگوهای بنیادین روانی‌اند که قابلیت خودآگاه شدن ندارند، اما خود را از طریق تصاویر بنیادین و روایات اسطوره‌ای نشان می‌دهند.

جنگ تروا با درون‌مایه خشم، غارت، غرور، بازگشت اودیسه با درون‌مایه وفاداری، آزمون، انتقام یا رستم و سهراب با درون‌مایه تراژدی تقدیر موقعیت‌هایی هستند که در تاریخ بارها تکرار شده‌اند. این متون ما را با این حقیقت روبه‌رو می‌کنند که تجربۀ بشر، با همه پیشرفت تکنولوژیک، در سطح عواطف و دو راهی‌های اخلاقی دچار دگرگونی بنیادین نشده است.

نیاز انسان مدرن به اسطوره‌ها

اسطوره‌ها اگر بازگو نشوند، به فراموشی سپرده می‌شوند. اقتباس سینمایی از ادیسه می‌تواند مفاهیمی چون نوستالژی برای وطن یا خطر غرور را در قالب تصویر به مخاطب نوجوان و جوان منتقل کند. انسان مدرن برای فهم بحران هویت، جنگ، عشق و سرنوشت همچنان به داستان‌های کهن نیاز دارد.

بازگشت اسطوره‌ها اتفاقی تصادفی نیست. جهان مدرن اگرچه از نظر تکنولوژیک پیشرفت کرده، اما از نظر معنایی دچار بحران شده است. انسان معاصر در میان سرعت اطلاعات، مصرف‌گرایی و فروپاشی روایت‌های کلان، بیش از گذشته احساس بی‌ریشگی می‌کند. در چنین وضعیتی، اسطوره‌ها دوباره اهمیت پیدا می‌کنند؛ زیرا آن‌ها نوعی نقشه معنایی برای فهم جهان ارائه می‌دهند.

به همین دلیل، اسطوره‌ها در دوره‌های بحران تاریخی دوباره احیا می‌شوند. پس از جنگ جهانی دوم، سینما به سمت روایت‌های حماسی و فانتزی رفت. پس از بحران‌های سیاسی و اقتصادی دهه‌های اخیر نیز موج تازه‌ای از اقتباس‌های اسطوره‌ای شکل گرفت. جهان امروز در دل آشوب، دوباره به روایت‌هایی نیاز دارد که بتوانند امید، معنا و امکان مقاومت را بازسازی کنند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها