سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ روزگاری که پلتفرمهای نمایش خانگی با شتابی چشمگیر در حال گسترشاند و هر روز بر دامنه نفوذشان در سبد مصرف فرهنگی مخاطبان افزوده میشود، یک پرسش اساسی بیش از پیش خودنمایی میکند، سهم کتاب در این زیستبوم جدید کجاست؟ آنچه امروز در اغلب تولیدات این پلتفرمها دیده میشود، غلبه روایتهای پرتنش، سرگرمیهای زودگذر و الگوهای تکرارشونده است درحالیکه ادبیات، بهعنوان یکی از مهمترین منابع تغذیه فکری و زیباییشناختی تصویر، به حاشیه رانده شده است.
این شکاف نشانهای از یک غفلت فرهنگی است و میتواند در بلندمدت به فقر روایت و سطحیشدن جهان داستانی آثار تصویری منجر شود. در چنین شرایطی، هر نشانهای از حضور کتاب در یک سریال یا برنامه، مثل روزنهای کوچک در دل یک جریان غالب قابل تأمل است.
قراری در کتابفروشی
در سریال «بدنام» به کارگردانی احسان سجادیحسینی، با شخصیت پسر جوانی به نام اسماعیل با بازی سینا مهراد آشنا میشویم که در کنار زندگی تجملاتیاش، به کتاب و هنر علاقه دارد. در نخستین قسمت سریال، پسر را در حال خواندن کتاب «ناتور دشت» سلینجر میبینیم که با تمسخر پدرش نیز همراه میشود.
انتخاب رمان سلینجر نوعی کدگذاری برای معرفی شخصیت اصلی سریال است. کارگردان در طول سریال به شکل مستقیم و غیرمستقیم به دنبال شباهتسازی میان شخصیت پسر سریال و شخصیت اصلی رمان سلینجر بوده است.
در قسمت چهارم سریال هم باز نشانی از کتاب و کتابفروشی دیده میشود. این بار شخصیت دختر و پسر قراری را در خیابان کریمخان میگذارند تا به یکی از کتابفروشیهای این خیابان بروند. پسر با عنوان اینکه این کتابفروشی پاتوق همیشگی اوست، تاکیدی بر کتابخوان بودنش میکند. این قرار عاشقانه که رنگ و بویی فرهنگی گرفته را باید به فال نیک گرفت چون بالاخره در یکی از سریالهای ایرانی، شخصیتهای دختر و پسر به جای رفتن به کافه یا پرسه زدن در خیابان، برای خرید کتاب به کتابفروشی میروند.
کنجکاوی بعدی در مورد این شخصیتها به این برمیگردد که آنها در کتابفروشی، به سمت کدام کتابها میروند و کدام آثار نظرشان را برای خواندن جلب میکند.
کتابی شگفتانگیز از یوسا
اولین کتابی که شخصیت پسر از قفسه کتابها برمیدارد «جنگ آخر زمان» ماریو وارگاس یوسا با ترجمه عبدالله کوثری است که نشر آگه آن را به چاپ رسانیده است. این رمان از زمان انتشارش تا امروز، بهعنوان یکی از آثار برجسته ادبیات آمریکای لاتین شناخته میشود.

یوسا «جنگ آخر زمان» را در سال ۱۹۸۱ منتشر کرد و نقطه عطفی در کارنامه او به شمار میآید. او در این کتاب، از تکنیکهای روایت چندلایه بهره گرفت و شخصیتهایی پیچیده و متنوع را در کنار هم قرار داد. نثر او در این اثر، آمیزهای از گزارش تاریخی، روایت حماسی و تحلیل فلسفی است.
داستان این رمان، ریشه در یکی از تلخترین و در عینحال پرابهتترین رخدادهای قرن نوزدهم آمریکای جنوبی دارد. مردی که خود را منجی خداوند میدانست، در صحرای خشک برزیل پیروانی گرد آورد و امپراتوری مذهبی کوچکی بنیان نهاد. «جنگ آخر زمان» بر پایه شورش معروف «کانیودوس» نوشته شده که در اواخر قرن نوزدهم در شمال شرقی برزیل رخ داد. یوسا پس از سالها پژوهش و با نگاه ریزبین و سبک روایتگری خاص خود، این ماجرا را به اثری تبدیل کرد که مرز میان واقعیت و افسانه را محو میکند.
نگاهی به شاهکار سلینجر
کتاب دیگری که در دست شخصیتها خودنمایی میکند «ناتور دشت» سلینجر است. این کتاب به عنوان یکی از معروفترین و پرفروشترین رمانهای ادبی در ایران و بسیاری از کشورها شناخته میشود و منبع الهام آدمهای زیادی بوده است.
پس از گذشت ۷۰ سال این رمان بوی کهنگی نگرفته و سلینجر برای اولین بار در آن صدای واقعی یک نوجوان را وارد ادبیات کرد. نوجوانی عصبانی و دور افتاده از اجتماع که با کلمات شکسته و تکرار عصبانیتهای صادقانهاش را نشان میداد.
اهمیت «ناتور دشت» بیش از هر چیز به صدایی برمیگردد که وارد ادبیات کرد؛ صدای نوجوانی عصیانگر، صریح و بیپرده که پیش از آن کمتر به این شکل در ادبیات جدی شنیده شده بود. هولدن کالفیلد، شخصیت اصلی رمان، نماینده نسلی شد که از کلیشههای اجتماعی خسته است و بهدنبال معنایی اصیلتر در جهان میگردد. همین صداقت در بیان و نزدیکی به ذهنیت واقعی یک نوجوان، باعث شد کتاب برای نسلهای مختلف قابل لمس و همذاتپندارانه باقی بماند.

در بخشی از سریال شخصیت پسر با اشاره به شخصیت هولدن کالفیلد میگوید که من در این شهر شبیه هولدن کالفیدم در نیویورک. چنین دیالوگی نشان میدهد کارگردان نگاهی ویژه به شخصیت اصلی رمان داشته و میخواسته شخصیت اصلی سریالش به هولدن کالفیلد نزدیک باشد.
نیمنگاهی و عرفان ایرانی و شرقی
در کنار رمانهای اشاره شده، سریال به سراغ کتابهای عرفانی ایرانی و شرقی هم رفته است. کتاب «سیبی و دو آینه» قاسم هاشمینژاد یکی از این کتابهاست که در چهار بخش با عنوانهای سرنگاشت، روایتها، کمینهها و گزیدهگوییها به شرح زندگی، آثار و عقاید عارفان بزرگی همچون حسین منصور حلاج، بایزدید بسطامی، ابراهیم ادهم، رابعه ادویه، ابوسعید ابیالخیر و ابوبکر بلخی پرداخته است.

کتاب دیگر «ذن، هنر ساده زیستن» شون میو ماسه یو و ترجمه گلی نژادی که توسط نشر ثالث منتشر شده است. کتاب ذن، هنر ساده زیستن نوشتهی شون میو ماسهیو اثری کوتاه و کاربردی در حوزهی زیستِ آگاهانه و آرام است که بر پایه آموزههای ذن شکل گرفته. نویسنده که خود یک راهب ذن است، در این کتاب تلاش میکند با زبانی ساده و دور از پیچیدگیهای فلسفی، راهکارهایی عملی برای رسیدن به آرامش ذهن، نظم در زندگی روزمره و رهایی از آشفتگیهای ذهنی ارائه دهد.
این کتاب بیشتر از آنکه به بحثهای نظری بپردازد، بر عادتهای کوچک اما مؤثر تمرکز دارد؛ از نحوهی چیدمان خانه و مراقبت از اشیا گرفته تا مدیریت افکار، سکوت، و حضور در لحظه. «ذن، هنر ساده زیستن» یادآوری میکند که آرامش، نتیجه تغییرات بزرگ نیست، بلکه از توجه به جزئیات ساده و بازگشت به یک ریتم متعادل در زندگی بهدست میآید.

شخصیت پسر در بخشی دیگر اشارهای به کتاب ترانههای باب دیلن میکند. دیلن با شعرها و ترانههای نمادین و روایی خود، مرز بین ادبیات و ترانه را محو و مفاهیمی چون صلح، عدالت، اعتراض و عشق را به زبانی تازه و تأثیرگذار بیان کرد. دریافت جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۶ تأییدی بر این حقیقت بود که آثار دیلن برای تمام زمانها حرفی تازه و عمیق دارند. او به موسیقی عامهپسند عمق فلسفی و اعتراضی بخشید و نشان داد یک ترانه میتواند مانند یک شعر بزرگ، جهان را تغییر دهد.
آنچه در «بدنام» میبینیم، چند پلان محدود درباره کتاب است و در این شرایطِ بیتفاوت به کتابها همین جرقه محدود امیدوارکننده است. استفاده از کتابها و ارجاعات ادبی، زمانی میتواند به یک روند اثرگذار تبدیل شود که از سطح نشانهگذاری و تزئین عبور کند و به لایههای عمیقتر روایت و شخصیتپردازی راه یابد. پلتفرمهای نمایش خانگی، اگر بهدنبال ماندگاری و ارتقای کیفیت آثار خود هستند، ناگزیرند به ادبیات بهعنوان یک منبع الهام جدی بازگردند و مشخص نیست چه زمانی دل در گروی این تصمیم میدهند.
نظر شما