به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از روابطعمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، چهلوهشتمین نشست «صد کتاب ماندگار قرن» به بررسی کتاب «شرح حال رجال ایران» اثر مهدی بامداد و واکاوی جایگاه آن در تاریخنگاری ایران اختصاص یافت. نشست بررسی کتاب «شرح حال رجال ایران در قرن دوازدهم، سیزدهم و چهاردهم هجری» نوشته مهدی بامداد در سالن همایشهای ساختمان آرشیو ملی ایران با حضور مجید تفرشی، پژوهشگر تاریخ سیاسی و دیپلماسی، و جمشید کیانفر، پژوهشگر متون تاریخی، برگزار شد. دبیری نشست را سید محمود سادات، عضو هیئت علمی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران و معاون پژوهش و منابع دیجیتال این سازمان، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست سید محمود سادات، دبیر نشست، به معرفی کتاب و مؤلف آن پرداخت و گفت: «کتاب شرح حال رجال ایران یک دستنامه است که همه پژوهشگران تاریخ، بهویژه کسانی که در حوزه اسناد یا تاریخ معاصر فعالیت میکنند، از آن بهره میبرند. در این کتاب حدود ۱۹۰۵ شخصیت مورد بررسی قرار گرفتهاند و تصاویر متعدد کتاب، این اثر را بهعنوان مرجعی برای تصاویر رجال ایران تبدیل کرده است. از مزیتهای این اثر میتوان به نثر بیطرفانه آن اشاره کرد؛ هرچند سوگیریهای بسیار محدودی در آن به چشم میخورد.»
در ادامه نشست، جمشید کیانفر، پژوهشگر متون تاریخی، در مورد شیوه تدوین کتاب «شرح حال رجال ایران» توضیح داد: «این کتاب در ابتدا قرار بود در ده جلد منتشر شود، اما به دلایلی تعداد آن به چهار جلد کاهش یافت. بامداد در این اثر تلاش کرده است تا شرح رجال را بر اساس نام کوچک تنظیم و ارائه کند. برخی معتقدند این روش باعث ایجاد مشکلاتی در شناخت شخصیتها میشود، به ویژه در مورد افرادی که ممکن است تنها با القابشان شناخته شوند. بامداد تصور کرده است که اگر این اطلاعات بر اساس نام کوچک آورده شود، میتوان نقیصه را در فهرست اعلام جبران کرد. اما این نقیصه در فهرست اعلام کتاب نیز مشاهده میشود، چرا که گاهی اوقات القاب آمدهاند ولی بدون جزئیات، و در مواردی دیگر، نامهایی ذکر شدهاند که پس از مراجعه به صفحه، این اسامی یافت نمیشوند. این نشان میدهد که اعلامها بدون دقت کافی انجام شده است.»
کیانفر در پاسخ به نقدهایی که به مولف کتاب وارد شده، اظهار داشت: «برخی بر این باورند که مؤلف کتاب بیشتر از حافظه استفاده کرده و منابع مورد استفاده خود را معرفی نکرده است. به نظر من، مؤلف از حافظه و ارتباطات خود بهره برده است؛ آنچه که امروزه به آن تاریخ شفاهی میگوییم. با این حال، در جایجای کتاب، مؤلف از منابع خود نام میبرد، اما به شیوه قدما. به عنوان مثال، در تاریخ «روضهالصفا» میبینید که میگوید «طبری گوید»، چرا که مانند امروز، دسترسی به کتابهای چاپشده و ارجاعهای دقیق ممکن نبوده است. اما نقلقولهایی که میآورد، دقیقاً مستند از طبری یا هر شخص دیگری است. بامداد نیز تقریباً به همین شیوه عمل کرده است؛ او میگوید «مخبرالسطلنه گوید»، اما در واقع از کتاب خاطرات و خطرات بهره برده است.»
این پژوهشگر تاریخ در ادامه و با اشاره به نحوه بهرهمندی بامداد از منابع گفت: «مؤلف از منبعی نام میبرد که تا آن روزگار چاپ نشده و در واقع او آن را به اهل تحقیق معرفی میکند. این منبع، روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه است که در جایجای کتاب که مربوط به دوره ناصری است، ذکر میشود. وقتی به این کتاب نگاه میکنید، میبینید که میگوید «اعتمادالسلطنه گوید»، و این «گوید» در حقیقت به این معناست که امروز این کتاب چاپ شده و در دسترس است. این نشان میدهد که مؤلف از روزنامه خاطرات بهره برده و شاید برای اولین بار است که این نسخه خطی در اثری معرفی میشود.»
وی در مورد نثر کتاب «شرح حال رجال ایران» توضیح داد: «این کتاب نثر بسیار فوقالعادهای دارد. نثر آن سلیس، روان و در عین حال پخته و فاخر است. برخلاف برخی آثار که نویسندگانشان در نوشتار خود از اصطلاحات و استعارههای خاص استفاده میکنند، در این کتاب چنین نشانی دیده نمیشود. نثر این کتاب نه کاملاً روزنامهنگاری است و نه به سبک نثر مسجع قدیم؛ بلکه نثری است که امروز میتوان گفت اکثر اهل قلم سعی دارند از آن پیروی کنند یا ناخواسته از آن پیروی میکنند. این نثر در عین سادگی و روانی، عمق و کیفیتی دارد که آن را از آثار دیگر متمایز میسازد.»
وی در مورد محتوای کتاب «شرح حال رجال ایران» گفت: «وقتی این چهار جلد منتشر میشود، در واقع یک دایرهالمعارف از شرح رجال دورههای مختلف به ما میدهد. این کتاب، رجالی را از سه سده مختلف معرفی میکند. طبیعی است که اطلاعات دوره ناصری بیشتر است؛ زیرا اسناد و منابع آن دوره فراوانتر است، اما از ناصری به بعد، اطلاعات کتاب بسیار جامع و دقیق است. رجالی که در دوره مشروطه، دوران احمدشاهی و دوران رضاشاهی حضور داشتند، به خوبی و به طور کامل معرفی شدهاند. کسانی انتقاد میکنند که مؤلف به رجال دوره زندیه و افشاریه نپرداخته است، در حالی که بامداد شخصیتهای برجسته این دورهها را نیز به تفصیل معرفی کرده است. وقتی به نادرشاه یا کریمخان زند نگاه کنید، میبینید که همان مقدار به آنها اهمیت داده شده که به ناصرالدین شاه یا فتحعلی شاه قاجار داده شده است. بنابراین، اطلاعات بسیار ارزنده و جدیدی برای اولین بار در این کتاب معرفی میشود؛ اطلاعاتی که در دههای که هنوز دایرهالمعارف مصاحب کامل نشده، بسیار مهم و قابل توجه است.»
کیانفر در جمعبندی سخنان خود گفت: «یک مسئله اساسی در مورد این کتاب وجود دارد و آن اعلام کتاب است. اگر این کتاب بر اساس همین ساختار فعلی بازنگری شده و یک اعلام و اصطلاحات از آن استخراج شود، شاید بسیاری از مشکلاتی که برای مراجعه به کتاب وجود دارد، منتفی شود.»
در بخش دیگر این برنامه، مجید تفرشی، به عنوان سخنران دوم، با اشاره به سابقه طولانی زندگینامهنویسی در ایران و اسلام گفت: «زندگینامهنویسی در تاریخ اسلام و ایران قالب جدیدی نیست. در متون ایرانی و اسلامی آثار جدی درباره شرح زندگی رجال تألیف یافته است. با این حال، علیرغم این سابقه طولانی، قالب زندگینامهنویسی در بین مردم عادی و فرهیختگان ما خیلی مورد توجه قرار نگرفت. علت این امر شاید به خاطر نبود یک متدولوژی و روشمندی قوی در نگارش این آثار بوده است.»
وی در ادامه از اهمیت زندگینامهنویسی در منابع غیر فارسی صحبت کرده و افزود: «در منابع بینالمللی اسناد زیادی مربوط به بیوگرافی رجال ایرانی موجود است. در آرشیوهای فرانسوی، روسی، هلندی و آمریکایی بسیاری گزارشهای مبسوطی از شخصیتهای مشهور و شاخص در ولایات مختلف تهیه و به طور سالانه ارسال میشد. کارکرد این زندگینامهها برای آشنایی بیشتر با شخصیتهای برجسته ایرانی بوده است. برای مثال، وقتی در سال ۱۹۰۱ قرارداد دارسی با ناصرالدین شاه امضا میشود، بعد از ۷ سال اولین چاه نفت در منطقه کشف میشود. در این زمان یک معضل به وجود میآید؛ هم در مسئله حوزههای اکتشافی نفت و هم در مسئله انتقال نفت، باید مالکان زمینهای مورد نظر پیدا میشد تا با آنها قرارداد ببندند. اما مشکلی که پیش آمد این بود که هر کسی از هر گوشهای از طوایف بختیاری پیدا میشد و خواستار سهم مالکیت میشد. برای همین کنسول بریتانیا دستور تألیف کتابی درباره رجال و سران بختیاری را صادر میکند.»
تفرشی درباره تحلیل منابع کتاب «شرح حال رجال ایران» عنوان کرد: «منابعی که بامداد از آنها استفاده کرده است بیشتر خاطرات و شنیدههاست، هرچند از دیگر منابع مانند کتب چاپی و اسناد هم استفاده شده است. ولی یکی از منابعی که بامداد از آنها استفاده کرده، منابع منتشر نشده است. این منابع که دسترسی به آنها بسیار دشوار است، کار تحلیل منابع را بسیار سخت میکند.»
این پژوهشگر تاریخ در ادامه به مدعای برخی ناقدان درباره غرضورزانه بودن روایت بامداد از برخی شخصیتها اشاره کرد و گفت: «یکی از اشکالاتی که به آقای بامداد گرفته میشود، غرضورزی است. گفته میشود که آقای بامداد نسبت به برخی شخصیتها غرضورزی داشته و نسبت به برخی دیگر ارادت و نگاه مثبت نشان داده است. برای کسی که خود زمانی در دوران کوتاهی معاون نخستوزیر بوده، طبیعی است که کشمکشهایی با برخی از رجال داشته باشد. ولی واقعیت این است که نسبت به بسیاری از دیگر آثار همان دوران، میزان غرضورزی در این کتاب بسیار کمتر است.»
وی در ادامه سخنان خود به یکی از نقاط مثبت شیوه تاریخنگاری بامداد پرداخت و بیان داشت: «یکی از نکات مثبت در کتاب بامداد این است که زندگی بسیاری از رجال آن عصر را در ظرف زمان و مکان خودشان بررسی کرده است و براساس زمان خود نویسنده مورد قضاوت قرار نداده است. به همین جهت میتوان گفت بامداد جانب انصاف را در این مورد رعایت کرده است. کتاب «شرح حال رجال ایران» اثر مهدی بامداد در نگاه اول توقعی در مخاطب ایجاد میکند که قرار است شخصیتهای دوران زندیه و افشاریه مفصل پرداخته شوند، این در حالی است که ۹۰ درصد کتاب مربوط به رجال عصر قاجار است. بنابراین کتاب «شرح حال رجال ایران» را باید به نحوی شرح حال رجال عصر قاجار دانست.»
وی افزود: «از ویژگیهای برجسته کتاب میتوان به عدم توجه نویسنده به یک صنف خاص اشاره کرد. در واقع آقای بامداد در اثر خود به اقشار و اصناف مختلف توجه داشته است. شما در این اثر روحانیان، تجار، روشنفکران و فعالان فرهنگی را مشاهده میکنید که در این اثر به آنها پرداخته شده است.»
تفرشی در پایان درباره نسل جدید مورخان و زندگینامهنویسان و استفاده آنها از تکنولوژیهای جدید هشدار داد: «بدون شک استفاده از هوش مصنوعی و فضای مجازی یکی از ابزار مهم برای پژوهشگران دنیای امروز محسوب میشود. اما باید دانست که تکیه تنها به این منابع میتواند بسیاری از محققان، به خصوص مورخان را گمراه کرده و نتایج متفاوتی در اختیار آنها قرار دهد. به همین جهت مورخان باید مراقب باشند تا به این دام نیفتند.»
در ادامه نشست، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان، پس از نقل خاطرهای از مؤلف کتاب، در مورد انتشارات زوار اظهار داشت: «انتشارات زوار تنها در کتابخانه ملی بیش از ۸۰۰ عنوان کتاب دارد. یکی از آثار شاخص این عناوین، اولین چاپ از دیوان حافظ به تصحیح قزوینی و غنی است. همچنین کتاب «بحث در آثار و افکار و احوال حافظ» اثر قاسم غنی و مجموعهای ارزشمند از دیوان اشعار شاعران کلاسیک ایران و بسیاری از آثار فاخر دیگر نیز در این انتشارات منتشر شده است که با توجه به کیفیت بالای چاپ این آثار در زمان خود، زوار را در زمره انتشارات پیشگام ایران قرار میدهد. با توجه به وضعیت نامناسب کنونی صنعت چاپ و نشر کشور، استمرار حضور یک انتشارات قدیمی که بخشی از حافظه تاریخی ایران و بهخصوص تهران محسوب میشود، شایسته قدردانی است.»
در پایان این نشست، با حضور رئیس سازمان، لوح تقدیری از سمت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به پاس تقدیر به نماینده انتشارات زوار اهدا شد.
نظر شما