سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - احمد محمدتبریزی؛ هشتم اردیبهشت ماه، زادروز سیمین دانشور، نویسنده نامدار معاصر است که با «سووشون» دری تازه در رماننویسی ایران گشود. به همین مناسبت فرصتی شد تا از زاویهای دیگر به آثار این بانوی نویسنده نگاه کنیم و ظرفیت اقتباس سینمایی از رمانهای او را مورد بررسی قرار دهیم. در همین رابطه با جابر قاسمعلی، فیلمنامهنویس و پژوهشگر سینما، همکلام شدیم تا ویژگیهای ادبی رمانهای دانشور را بررسی کنیم و ببینیم چرا آثار او با وجود عمق دراماتیک و شخصیتپردازیهای ماندگار، کمتر بر پرده نقرهای جان گرفتهاند.
توانا در حوزه درام و طنز
قاسمعلی در ابتدای این گفتوگو در پاسخ به این پرسش که چه ویژگیای باعث میشود آثار سیمین دانشور قابلیت اقتباس سینمایی داشته باشند، گفت: مهمترین ویژگی آثار سیمین دانشور داستانگویی و ماجرامحور بودن آنهاست. مبنای داستانهای خانم دانشور عموما اتفاق، رویداد، کنش و حرکت داستانی است و سینما هم دقیقا به همین عناصر نیاز دارد. به همین دلیل، آثار خانم دانشور برای سینما بسیار مناسب هستند. اما اینکه اقتباس از داستانهای ایشان چقدر وفادار به متن باشد و در نهایت به چه نتیجهای بینجامد، طبعا بحث جداگانهای است.
این فیلمنامهنویس با اشاره به اهمیت شخصیتپردازی در آثار دانشور گفت: خانم دانشور نهتنها در حوزه درام بلکه در حوزه طنز هم کارهای درخشانی دارد. به نظر عجیب میآید چرا سینمای ایران به سراغ داستانهای طنز ایشان نمیرود. [شخصا دو داستان طنز از خانم دانشور را جهت اقتباس در نظر دارم.] در آثار دانشور، گذشته از داستان، پیرنگ و ساختارهای روایی متفاوت، میتوان شخصیتهایی چند وجهی (فارغ از ویژگی مثبت یا منفی، ایستا یا پویا بودناش) و پیچیده نیز یافت. شخصیتهایی نو به نو و متنوع که مُهر زمانه خود را بر چهره دارند. در این میانه، زنان آثار دانشور ـ به نسبت مردان ـ، به مراتب شخصیتهایی زنده و جذاب و به یادماندنی از خود بروز میدهند.
دغدغهمند در حوزه زنان
قاسمعلی ادامه داد: حضور زنان در آثار دانشور فرصتی غنیمت فراهم آورده که دانشور بتواند دغدغه خویش درباره زنان را به تماشا بگذارد. این دغدغه الزاما همدلی او با زنان و یا تایید آنان نیست، بلکه دانشور جدیترین نقد خود نسبت به جامعه زنان را در داستانهای خود آورده. به اعتقاد من، سیمین دانشور نخستین فمینیست به معنای دقیق کلمه در جامعه روشنفکری ایران است. او به مثابه یک خانم داستاننویس، نخست طیفهای مختلف زنان ایران را بازشناسی کرد و با آوردن آنها در داستانهای خود، به آسیبشناسی مسئله زنان در حوزه فرهنگی و اجتماعی پرداخت.
این نویسنده در پاسخ به این پرسش که آیا آثار دانشور برای مخاطب امروز نیز جذابیت دارند، گفت: جذابترین زنان دانشور را ـ گذشته از داستانهای کوتاهاش ـ میتوان در رمان جزیره سرگردانی و ساربان سرگردان ردیابی کرد. عمیقا اعتقاد دارم که از این دو رمان (که قرار بود با نوشتن بخش سوم آن در سالهای جنگ، به یک تریلوژی تبدیل شود اما متاسفانه عمر ایشان کفاف نداد) سریالهای جذاب و پرمخاطبی در میآید. تصویر یکه خانم دانشور از گونهگونی زنان در سالهای دهه پنجاه (به ویژه طبقه بورژوای تازه به دوران رسیده) در رمان جزیره سرگردانی برای مخاطب امروز واجد کشف، لذت و تماشاست.
زبان داستانی ساده اما جسور
وی افزود: بهنظر من، دانشور یک داستانگوست؛ با زبانی ساده و در لحظاتی جسور. اگر در بازگردان سینمایی آثار او ـ احتمالا ـ مشکلی وجود دارد، باید رد آن را در نحوه اقتباس و روایت سینمایی جستجو کرد. تردیدی ندارم که مخاطب سریالهای امروز با آثار او ارتباط خوبی خواهد داشت. چون او به ویژگیهای آشنا و منحصر به فرد زنان در دورههای مختلف تاریخی پرداخته است.
قاسمعلی با اشاره به مفهوم فمینیسم در آثار دانشور اظهار کرد: وقتی از فمینیسم صحبت میکنیم، منظور صرفاً نمایش زن کنشگر و فعال نیست. مهمتر از آن، نمایش واقعی موقعیت زنان است. حتی شخصیتهایی که منفعل به نظر میرسند، اگر بهدرستی ترسیم شوند، میتوانند حامل یک نگاه فمینیستی باشند. غیر از خانم دانشور، زویا پیرزاد نیز در داستانگویی درجه یک است و به خوبی توانسته فضای و روحیات زنانه را در آثارش به نمایش بگذارد.
وی افزود: جالب است که در سینمای ایران برخی از بهترین تصویرسازیهای فمینیستی توسط کارگردانان مرد مثل داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی انجام شده است. مهرجویی در فیلمهایی مانند «سارا» یا «لیلا» توانسته موقعیت زن را بهخوبی ترسیم کند. در مقابل، به نظرم بسیاری از زنان فیلمساز در این حوزه چندان موفق نبودهاند.
این فیلمنامهنویس ادامه داد: فمینیسم در وهله اول به معنای نمایش دقیق و واقعی محدودیت و توانمندی زنانه و نسبت آن با جامعه مردان و البته حاکمیت است. باید ابتدا موقعیت زن را در مناسبات محل زیستش شناخت و سپس واکنش او نسبت به تعدیل، ترمیم یا تغییر شرایط را سنجید. در جنبشهای اجتماعی اخیر زنان با شناخت درست شرایط محیط و البته توانمندی خود، نقشی پیشرو ایفا کردهاند. اگرچه این تصویر هنوز بهدرستی در سینما بازنمایی نشده است.
دیوار بلند بیاعتمادی بین نویسنده و فیلمساز
قاسمعلی در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره ضعف اقتباس در سینما و تلویزیون ایران گفت: اینکه همه مشکلات را به گردن سینما و فیلمنامهنویسان بیندازیم، منصفانه نیست. واقعیت این است که میان داستاننویسان و سینماگران نوعی بیاعتمادی تاریخی وجود دارد.
وی افزود: در سینمای ایران، معمولاً تهیهکننده حاضر نیست برای خرید حقوق یک اثر ادبی هزینه کند و ترجیح میدهد از فیلمنامهنویس بخواهد هم داستان پیدا کند و هم فیلمنامه بنویسد. در حالی که این دو کار کاملاً متفاوتاند و در سینمای حرفهای جهان برای هرکدام دستمزد جداگانه در نظر گرفته میشود.
او ادامه داد: در سینمای آمریکا، درصد بالایی از تولیدات بر اساس اقتباس است، زیرا این فرآیند (جداسازی داستان از فیلمنامه) به یک فرهنگ تبدیل شده. اما در ایران این تفکیک بهدرستی شکل نگرفته است. علاوه بر آن نبود پاتوق فرهنگی و فضای تعامل میان نویسندگان و سینماگران به این مشکلات دامن زده است. شاید نیاز باشد که نویسندگان و فیلمسازان به دهه چهل و پنجاه برگردند و در کافه نادری با هم چای و قهوه بخورند، شاید از دل این گعدهها چند فیلم اقتباسی ساخته شود!
وی در پایان تأکید کرد: اگر این بیاعتمادی از میان برداشته شود و ساختار حرفهایتری برای اقتباس شکل بگیرد، میتوان انتظار داشت که فیلمسازی در ایران (آثار سینمایی و سریال) بیش از گذشته به سمت آثار اقتباسی تمایل نشان دهد.
نظر شما