سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حجت الاسلام والمسلمین علیرضا قائمینیا، استاد پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی: استعارههای مفهومی نقش حیاتی و غالباً ظریفی در جنگ شناختی ایفا میکنند. آنها ابزارهای قدرتمندی هستند که میتوانند نحوهٔ درک ما از واقعیت، ارزیابی موقعیتها و در نهایت، تصمیمگیریهایمان را شکل دهند. در جنگ شناختی، هدف اصلی تأثیرگذاری بر ذهنیت مخاطب است و استعارههایمفهومی یکی از مؤثرترین راهها برای دستیابی به این هدف محسوب میشوند.
نقش این استعارهها را در جنگ شناختی با جزئیات بیشتری بررسی کنیم: ۱. شکلدهی به چارچوبهای ادراکی استعارههای مفهومی، مانند جنگ، سفر، یا شیء، چارچوبهایی را برای درک ما از مفاهیم انتزاعی مانند «جامعه»، «پیشرفت»، «دشمن» یا «آزادی» فراهم میکنند. در جنگ شناختی، طرفین سعی میکنند استعارههای غالب را به نفع خود تغییر دهند یا استعارههای جدیدی را تحمیل کنند. مثال: اگر یک موقعیت سیاسی به جای «مذاکره» (سفر، همکاری) با استعارهٔ «جنگ» چارچوببندی شود، نگرش جامعه به آن موقعیت بهطور کامل تغییر میکند. «دشمن» به جای «طرف مقابل در مذاکره» معنایی خصمانهتر پیدا میکند و رویکردها به سمت تقابل و نه تفاهم سوق داده میشوند.
۲. دستکاری احساسات و ارزشها استعارهها اغلب با احساسات و ارزشهای عمیق ما گره خوردهاند. با دستکاری استعارهها، میتوان احساسات مخاطب را برانگیخت و ارزشهای او را تحت تأثیر قرار داد. مثال: استعارهٔ «خانه» برای کشور، احساس تعلق، امنیت و محافظت را برمیانگیزد. اگر یک گروه سیاسی بخواهد رویکردی تدافعی را توجیه کند، ممکن است از استعارهٔ «حفاظت از خانه» استفاده کند. در مقابل، اگر بخواهد بر لزوم اقدام تهاجمی تأکید کند، ممکن است از استعارهٔ «ریشهکن کردن تهدید» یا «مبارزه برای بقا» استفاده کند.
۳. سادهسازی مفاهیم پیچیده و القای معانی خاص مفاهیم در جنگشناختی اغلب بسیار پیچیده هستند. استعارهها با سادهسازی این مفاهیم، آنها را قابل فهمتر میکنند، اما این سادگی معمولاً با القای معانی خاصی همراه است که به نفع طراح استعاره است. مثال: استعارهٔ «ویروس» برای توصیف یک ایده یا جنبش اجتماعی، بار معنایی منفی و خطرناکی را به آن ایده تحمیل میکند. «ویروس» چیزی است که باید از آن جلوگیری کرد، از بین برد و ریشهکن کرد؛ نه چیزی که باید آن را درک کرد، با آن بحث کرد یا به آن فرصت رشد داد.
۴. ایجاد «استدلالهای پنهان» هر استعارهمفهومی، مجموعهای از «استدلالهای پنهان» را با خود به همراه دارد. وقتی ما یک مفهوم را در چارچوب یک استعاره درک میکنیم، ناخودآگاه آن استدلالها را نیز میپذیریم. مثال: استعارهٔ «جامعه به مثابه ماشین» (Society is a machine) دارای استدلالهای پنهانی است: ماشینها قابل تعمیر و تنظیم هستند، قطعات قابل تعویض دارند، و هدفشان کارایی است. این استعاره میتواند توجیهی برای رویکردهای تکنوکراتیک یا دستکاریهای اجتماعی باشد که افراد را به مثابه «قطعات» ماشین میبیند.
۵. تأثیر بر «زبان» و «گفتمان» استعارهها زبان ما را شکل میدهند و به نوبهٔ خود، گفتمان غالب در جامعه را تعیین میکنند. کلماتی که انتخاب میکنیم و نحوهٔ ترکیب آنها، اغلب ریشه در استعارههایمفهومی ما دارند. مثال: استفادهٔ مداوم از استعارهٔ «مقاومت» (به جای «اعتراض» یا «مخالفت») در یک زمینهٔ خاص، بر درک مخاطب از شدت و ماهیت کنش تأکید میگذارد و آن را به سمت یک مبارزهٔ جدیتر و شاید خشونتآمیزتر سوق میدهد.

استعاره مفهومی «علاج در وطن است» استعاره ایرانی «مردم علاج در وطن است» که در سرود محسن چاوشی آمده مفهومی عمیق و چندلایه است که در آن «وطن» به عنوان منبع اصلی درمان، راه حل و قدرت در برابر چالشها، به ویژه در بستر جنگشناختی، معرفی میشود. این استعاره با تأکید بر ظرفیتهای درونی و جمعی ملت ایران، رویکردی مبتنی بر خوداتکایی و مقاومت را ترویج میکند. تحلیل این استعاره در دو سطح قابل بررسی است: اول، «وطن» به مثابه «منبععلاج»: در این نگاه، وطن صرفاً یک سرزمین جغرافیایی نیست، بلکه مجموعهای از ارزشها، تاریخ، فرهنگ، هویت ملی و سرمایههای انسانی است که در کنار هم، قادر به حل مشکلات و غلبه بر بحرانها هستند. این استعاره، علاج را نه در خارج از مرزها و نه در وابستگی به قدرتهای بیگانه، بلکه در دل همین ملت و در بستر همین سرزمین جستجو میکند. این رویکرد، استقلال فکری و عملی را ترویج داده و هرگونه راه حل وارداتی یا دستوری را نفی میکند. دوم، «مردم» به مثابه «علاجگر»: در این بخش، تأکید بر نقش فعال و تعیینکنندهٔ خود مردم در فرآیند «درمان» و «حل مسئله» است. این استعاره، قدرت و توانایی ملت را به عنوان عامل کلیدی و اصلی در عبور از سختیها برجسته میسازد. این به معنای بسیج عمومی، همبستگی ملی، و استفاده از ظرفیتهای بالقوه و بالفعل جامعه در برابر تهدیدات است.
نقش این استعاره در جنگ شناختی علیه آمریکا و اسرائیل بسیار مهم است. این استعاره در مقابله با جنگ شناختی دشمنان، کارکردهای مهمی دارد: ۱. تقویت مقاومت و خوداتکایی: در برابر تلاشهای دشمن برای تضعیف روحیه، ایجاد ناامیدی و القای وابستگی، این استعاره با تأکید بر توانایی داخلی، حس مقاومت و خودباوری را تقویت میکند. دشمن تلاش میکند تا علاج را در «تغییر نظام» یا «برقراری ارتباط با قدرتهای خارجی» معرفی کند، اما این استعاره علاج را در «خودِ ملت و وطن» میداند.
۲. خنثیسازی القائات وابستگی: آمریکا و اسرائیل اغلب در جنگ شناختی خود، بر القای ناکارآمدی نظام داخلی و ضرورت اتکا به قدرتهای خارجی یا پذیرش شرایط آنها تمرکز میکنند. استعارهٔ «علاج در وطن» با نفی این رویکرد، هرگونه پیشنهاد یا فشاری برای وابستگی را بیاثر میسازد و پیامی مبنی بر کفایت و توانمندی ملی ارسال میدارد.
۳. افزایش انسجام ملی: جنگ شناختی دشمن اغلب با هدف ایجاد تفرقه و شکاف در جامعه صورت میگیرد. این استعاره با برجسته کردن «مردم» به عنوان یک واحد منسجم و «وطن» به عنوان یک موجودیت یکپارچه، بر همبستگی ملی تأکید کرده و این انسجام را به عنوان یک سپر دفاعی در برابر تفرقهافکنی دشمن معرفی میکند.
۴. مقاومت در برابر روایتهای کاذب: دشمن سعی میکند روایتهای دروغین و تحریفشدهای از واقعیتها ارائه دهد تا ذهنیت جامعه را تحت تأثیر قرار دهد. استعارهٔ «علاج در وطن» با تکیه بر دانش بومی، تاریخ، فرهنگ و هویت ملی، به عنوان یک چارچوبتفسیری قدرتمند عمل میکند که به جامعه کمک میکند تا روایتهای کاذب دشمن را تشخیص داده و با اتکا به برداشتهای خودی، آنها را رد کند.
۵. تبدیل تهدید به فرصت: این استعاره میتواند تهدیدهای خارجی را به فرصتی برای انسجام و خودشکوفایی ملی تبدیل کند. فشارهای دشمن، به جای تضعیف، میتواند بهانهای برای بازگشت به ظرفیتهای درونی، تقویت تولید ملی، و ارتقای دانش و فناوری داخلی باشد.
در مجموع، این استعاره یک رویکرد دفاعی و تهاجمی شناختی است که با تأکید بر قدرت، هویت و اصالت ملی، ملت ایران را در برابر ابزارهای جنگ روانی و اطلاعاتی دشمن مقاوم میسازد و رویکردی مبتنی بر استقلال و خودکفایی را ترویج میدهد.
نظر شما