به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از اوپن کالچر، در دهه ۲۰۲۰، خوانندهای که برای نخستینبار نام رمان «۱۹۸۴» را میشنود، شاید به سختی آن را در زمره علمیتخیلی قرار دهد. اما در سال ۱۹۴۹، زمان انتشار کتاب، این عنوان بهوضوح به آیندهای دور اشاره داشت. حتی با نزدیک شدن به دهه ۱۹۸۰ نیز، این اثر همچنان تصویری از یک آینده تمامیتخواه و تکنولوژیک را تداعی میکرد.
آسیموف در آغاز دهه ۱۹۸۰، در یکی از ستونهای مطبوعاتی خود، به این رمان بازگشت و آن را از منظر ژانر تخصصیاش- علمیتخیلی- مورد نقد قرار داد. او معتقد بود که اورول نه آینده را تصور کرده، بلکه انگلستان زمان خود را بهنوعی به «هزار مایل آنسوتر»، یعنی به مسکویی استالینی منتقل کرده است. به باور او، فضای داستان بیش از آنکه پیشنگرانه باشد، بازتابی از نظامهای سیاسی قرن بیستم است.
از نظر آسیموف، حتی جزئیات زندگی روزمره در رمان نیز نشانی از آینده ندارند. او با اشاره به مصرف مداوم جین و تنباکو توسط شخصیتها، مینویسد که اورول «حتی زحمت تصور رذیلتهای جدید را هم به خود نداده است». این عناصر، بهگفته او، بیشتر یادآور تجربههای شخصی اورول از دوران جنگ جهانی دوم و فعالیتش در نهادهایی مانند وزارت اطلاعات بریتانیاست.
یکی دیگر از محورهای نقد آسیموف، زبان «نوگفتار» (Newspeak) در رمان است؛ زبانی محدودشده که دولت برای کنترل اندیشه شهروندان طراحی کرده است. آسیموف این ایده را نیز نامحتمل میداند و استدلال میکند که در واقعیت، زبان سیاسی بهسمت پیچیدگی و ابهام بیشتر گرایش دارد، نه سادگی و فشردگی.
با این حال، او به درک ژئوپولیتیکی اورول امتیاز میدهد. تقسیم جهان در رمان به سه ابرقدرت—اقیانوسیه، اوراسیا و ایستآسیا—بهطور تقریبی با واقعیت سیاسی دهه ۱۹۸۰، یعنی ایالات متحده، اتحاد جماهیر شوروی و چین، همخوانی دارد. هرچند آسیموف نیز اذعان میکند که حتی ذهن آیندهنگر او هم نمیتوانست فروپاشی شوروی را در سالهای بعد پیشبینی کند.
در نهایت، این بازخوانی نشان میدهد که «۱۹۸۴» شاید بیش از آنکه پیشبینی آینده باشد، بازتابی از اضطرابهای سیاسی و تجربیات تاریخی زمانه نویسندهاش است—اثری که همچنان، با وجود همه نقدها، در مرکز بحثهای فرهنگی و سیاسی باقی مانده است.
نظر شما