یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۹
گفت‌وگو با خالق «من ابن بطوطه هستم»/ سفر؛ پیرنگی مهم در ادبیات جهان

البرز - خسرو عباسی، نویسنده «من ابن بطوطه هستم»؛ اثری که توجه داوران دو رویداد مهم ادبی کشور، جایزه جلال آل‌احمد و جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را به خود جلب کرده، در مورد یکی از پیرنگ‌های پرکاربرد در ادبیات جهان سخن می‌گوید و نشان می‌دهد چگونه حرکت و تغییر موقعیت شخصیت‌ها، داستان‌ها را جذاب و دراماتیک می‌کند.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): مجموعه داستان من ابن‌بطوطه هستم از خسرو عباسی خودلان توانسته است توجه داوران دو رویداد مهم ادبی کشور، جایزه جلال آل‌احمد و جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران را به خود جلب کند؛ موفقیتی که نام این نویسنده البرزی را بیش از پیش در فضای ادبیات داستانی مطرح کرده است.

عباسی در این مجموعه، از اکنون تا گذشته‌های دور سفر می‌کند؛ از زیست معاصر تا محاصره اصفهان در پایان صفویه و در دل این رفت‌وآمدهای تاریخی، انسانِ در حال کوچ را روایت می‌کند؛ انسانی که در جست‌وجوی خویشتن و دیگری، ناگزیر از عبور است. به همین بهانه با او درباره شکل‌گیری این اثر، نسبت آن با سنت سفرنامه‌نویسی، تجربه زیسته مهاجرت و وضعیت ادبیات داستانی در استان البرز گفت‌وگو کرده‌ایم.

آقای عباسی، اجازه بدهید از خود کتاب شروع کنیم. ایده شکل‌گیری مجموعه من ابن‌بطوطه هستم از کجا آمد و چه شد که سفر و مهاجرت به محور اصلی داستان‌ها تبدیل شد؟

این مجموعه داستان به‌مرور و در طول تقریباً هشت سالی که داستان‌هایش نوشته شد، آرام‌آرام شکل گرفت و ایده‌ها و روایت‌هایش کامل‌تر شد.

سفر و مهاجرت، به‌خصوص، یکی از پدیده‌های مهم روزگار ماست؛ البته از گذشته هم وجود داشته و انسان همیشه با آن درگیر بوده است. مهاجرت از ابعاد مهم زندگی انسان‌هاست و بسیاری از تمدن‌ها نیز به واسطه همین سفرها و مهاجرت‌ها شکل گرفته‌اند؛ گروهی از مردمان از منطقه‌ای به منطقه دیگر رفته‌اند، ساکن شده‌اند و شهری یا کشوری را بنا کرده‌اند.

امروز هم مهاجرت و سفر مسئله‌ای جدی و حتی پدیده غالب زمانه ماست؛ آوارگی‌های مختلف یا مهاجرت‌های خواسته و ناخواسته، مثل جنگ و حوادث طبیعی، یا حتی تلاش برای زندگی بهتر و تجربه‌های تازه‌تر، باعث شده انسان تن به سفر و مهاجرت بدهد و وارد نوعی ناپایداری در زندگی شود. گاهی خانه و زندگی و شهر یا حتی کشورش را ترک می‌کند.

این موقعیت ظرفیت داستانی بالایی دارد، چون آدم‌ها را از جایگاه و موقعیتی که داشته‌اند جدا می‌کند و همین جابه‌جایی به زمینه‌ای برای تنش و محک خوردن تبدیل می‌شود. شخصیت‌ها در موقعیت‌های دراماتیک قرار می‌گیرند و رفتارهایی از خود نشان می‌دهند که می‌تواند نگاه، نگرش و ذهنیتشان را تغییر دهد.

عنوان کتاب، ارجاع مستقیمی به سفرنامه ابن‌بطوطه دارد. این ارتباط برای شما بیشتر یک الهام تاریخی بود یا تلاشی برای گفت‌وگو میان انسان امروز و جهان گذشته؟

در پیشینه ادبیات ما و همچنین در ادبیات جهان، سفرنامه‌های متعددی وجود دارد. سفرنامه‌نویسی در گذشته یکی از گونه‌های ادبی مهم بود؛ نویسنده بر اساس تجربه‌ای که در سفر به دست می‌آورد، دست به نوشتن می‌زد و مشاهدات و دریافت‌هایش را در اختیار دیگران قرار می‌داد.

ابن‌بطوطه یکی از بزرگ‌ترین و خاص‌ترین جهانگردان دنیاست. میل سیری‌ناپذیر او به سفرهای طولانی و دور و دراز ــ که بخش مهمی از زندگی‌اش را دربرمی‌گیرد ــ و همچنین گستره جغرافیایی وسیع سفرهایش، از چین تا اروپا، برای من بسیار جذاب بود. او از ایران هم عبور می‌کند و خاطراتش درباره ایران خواندنی است. اولین‌بار که سفرنامه‌اش را خواندم، نوع نگاه و گزارش‌هایش از زندگی مردمی که از شهر و دیارشان عبور می‌کرد، توجه مرا جلب کرد؛ همان‌طور که علاقه خاص و جدی او به سفر برایم جالب بود.

در سنت خودمان هم سفرنامه ناصرخسرو را داریم که اثری ویژه و قابل توجه است، و همین‌طور آثار ادبی دیگری که با محوریت سفر نوشته شده‌اند. اما ابن‌بطوطه به واسطه آن کاراکتر شخصیتی خاص و گستره جغرافیایی سفرهایش بیش از همه ذهن مرا درگیر کرد. به محض اینکه آن اثر را خواندم، ذهنم مشغول شد و بعدها در این مجموعه تلاش کردم نوعی رابطه بینامتنی میان داستان‌های خودم و سفرنامه ابن‌بطوطه برقرار کنم.

در داستان‌ها با شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم که از خانه دور افتاده‌اند و در وضعیت تعلیق به‌سر می‌برند. این حس بی‌قراری و ناپایداری چقدر برآمده از تجربه زیست امروز ماست؟

سفر در ذات خودش ناپایداری را دارد؛ آدم‌ها دیگر در وضعیت پایدار زندگی‌شان نیستند و هر لحظه ممکن است با اتفاقات پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شوند. همین اتفاقات است که هم در زندگی واقعی و هم در جریان داستان‌ها، زمینه‌ساز لحظات دراماتیک می‌شود.

دور شدن از خانه، مسافر را با چالش مواجه می‌کند و می‌شود گفت یکی از موقعیت‌های مهم در زندگی آدم‌هاست. این بی‌قراری، زمینه‌ساز وقوع ماجراهایی می‌شود که داستان را پیش می‌برد و آن را جذاب می‌کند. در داستان، همین چالش‌ها و تنش‌ها بستری فراهم می‌کند تا شخصیت تصمیم‌هایی بگیرد و رفتارهایی انجام دهد که او را دستخوش تغییر کند.

به همین دلیل، سفر به عنوان یکی از پیرنگ‌های پرکاربرد در ادبیات داستانی جهان مورد توجه نویسندگان بوده است؛ مانند «اودیسه»، و در ادبیات خودمان هم آثار متعددی با محوریت سفر شکل گرفته‌اند. به‌نوعی، سفری که قهرمان داستان وارد آن می‌شود، یکی از ساختارهای مؤثر روایت را شکل می‌دهد و در طول تاریخ ادبیات، سفر همواره از پیرنگ‌هایی بوده که روایت‌ها و داستان‌های بسیاری بر پایه آن نوشته شده است.

شما روایت‌ها را از زمان معاصر تا محاصره اصفهان در اواخر دوره صفویه پیش برده‌اید. چرا این رفت‌وآمد تاریخی برایتان اهمیت داشت؟

تلاش کرده‌ام چینش داستان‌های این مجموعه از یک توالی تاریخی تبعیت کند؛ از زمان حال شروع می‌کنیم و به‌تدریج به دوران صفویه و ماجرای محاصره و سقوط اصفهان و پایان آن سلسله می‌رسیم. هرکدام از این روایت‌ها در زمانه خاص خودشان اتفاق می‌افتند.

دلیل پرداختن به این رفت‌وآمدهای تاریخی این بود که بتوانم مقاطع مختلف زندگی ایرانی‌ها را نشان بدهم؛ چه به عنوان مهاجری که به اروپا سفر کرده ــ که نمونه‌هایش در داستان‌ها هست ــ و چه در دوره‌های تاریخی گذشته. در واقع تلاش کرده‌ام انسان خاورمیانه را رصد کنم؛ ببینم کجا زندگی می‌کند، چه می‌کند و موقعیت‌های برآمده از سفر چه چالش‌هایی برایش رقم می‌زند.

این رصد کردنِ انسان در دوره‌های مختلف برای من جدی و دغدغه‌مند بود؛ اینکه در هر زمانه‌ای، وقتی انسانی درگیر چنین موقعیتی می‌شود و با چالش‌های ناشی از آن روبه‌رو می‌شود، همان وضعیت به‌خودیِ خود زمینه‌ساز شکل‌گیری یک روایت و داستان می‌شود.

در بیشتر داستان‌ها نوعی جست‌وجو جریان دارد؛ انگار شخصیت‌ها در پی گمشده‌ای هستند. اگر بخواهید ساده بگویید، این «گمشده» چیست؟

می‌شود گفت؛ این گم‌شدگی در واقع نوعی جست‌وجو برای بازیابی، شناخت و کشف دوباره خود است. شخصیت داستانی که به هر شکل در موقعیت دراماتیکِ سفر قرار می‌گیرد، وارد مسیری می‌شود که حتماً به نقطه‌ای می‌رسد؛ این سفر پایانی دارد و وقتی مسافر به آن نقطه می‌رسد، چه بخواهد و چه نخواهد، تغییراتی را تجربه می‌کند؛ در نگاهش، در جهان‌بینی‌اش و در فهمش از زندگی.

عمدتاً آدم‌های مجموعه من ابن‌بطوطه هستم در جست‌وجوی خودشان هستند. تلاش کرده‌ام شخصیت‌ها در جریان این سفر، دوباره خودشان را بشناسند و در عین حال دیگری را هم ــ کسی که با او زندگی می‌کنند یا برایشان مهم است ــ از نو درک کنند. در واقع، کشف دوباره خود و دیگری مبنای اصلی داستان‌های این مجموعه بوده است.

با این تجربه، شخصیت به‌تدریج به درکی تازه و متفاوت از زندگی، زمانه و هستی می‌رسد؛ درکی که می‌تواند تلخ یا شیرین باشد. این مسئله برای من اهمیت داشت و سعی کردم با قرار دادن شخصیت‌ها در چنین موقعیت‌هایی، زمینه این کشف و تغییر را فراهم کنم.

امسال این کتاب هم در جایزه جلال آل‌احمد دیده شد و هم در جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران مورد تقدیر قرار گرفت. این همزمانی دو جایزه مهم چه معنایی برای شما دارد؟ آیا احساس می‌کنید مسئولیت تازه‌ای بر دوشتان گذاشته شده؟

همزمانی این دو جایزه برای من از این جهت اهمیت داشت که داستان‌های این مجموعه پیش‌تر هم به صورت تک‌داستان در جشنواره‌های دیگر مورد توجه قرار گرفته و جوایزی کسب کرده بودند، و حالا وقتی در قالب یک مجموعه کنار هم قرار گرفتند، چنین بازخوردی گرفتند.

در مورد جایزه جلال، برای من نکته مهم حضور داورانی بود که برایشان احترام زیادی قائلم، از نظر داستانی قبولشان دارم و از آثارشان بسیار آموخته‌ام. ارزش این جایزه برایم بیشتر از این جهت بود که آن را از دست چنین دوستانی دریافت کردم.

درباره اینکه آیا این اتفاق مسئولیت خاصی بر دوش من گذاشته یا نه باید بگویم آدمی حساس‌تر می‌شود، دیگر هر داستانی را منتشر نمی‌کند. من تلاش کرده‌ام این اتفاق بیفتد. فاصله این مجموعه با کتاب قبلی من «سنگ یحیی» که سال ۹۴ منتشر شد تقریباً ۱۰ سال است و ۱۰ سال فاصله زیادی است. تلاش کرده‌ام هر اثری را منتشر نکنم و کار تا پرداخت و سر و شکل نهایی نگرفته برای انتشارش اقدام نکنم. بعضی از این داستان‌ها حتی ۱۰ بار بازنویسی شدند تا به آن فرم مطلوب رسیدند و در این داوری‌ها مورد توجه داوران قرار گرفتند.

قطعاً این حساسیت سر جایش می‌ماند، شاید بیشتر هم بشود، تجربه ساختارهای جدید در داستان‌نویسی یکی دیگر از دغدغه‌هایم است. به فضاهای جدید برای داستان‌نویسی فکر می‌کنم.

حالا کمی بحث را به استان البرز بکشانیم. شما به‌عنوان نویسنده‌ای که از کرج برخاسته‌اید و در سطح ملی دیده شده‌اید، وضعیت جریان‌های ادبی در استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

بحث استان البرز و نویسندگانی که در آن حضور دارند بحث بسیار مهمی است. ما در این استان نویسندگان بسیار بزرگی داریم که در جشنواره‌های زیادی جایزه کسب کرده‌اند و کارشان دیده شده است و این نشان می‌دهد جریان ادبیات داستانی در استان البرز و شهر کرج بسیار قدرتمند و قوی است.

به گونه‌ای می‌شود گفت این جریان‌ها بی‌سر و صدا هستند و اهل شلوغ‌کاری نیستند و کارشان را پیش می‌برند. نویسنده‌ها در انجمن‌ها و جلسات و محافلی که دارند مشغول نوشتن هستند و در رویدادهای این‌چنینی حاصل زحمات و تلاش‌هایشان به گونه‌ای دیده می‌شود.

این محافل و انجمن‌ها به کسی که در جستجوی مسیری برای نوشتن یا حتی سرودن شعر است می‌توانند کمک کنند. به نظرم این جریان‌های ادبی در انجمن‌های ثبت‌شده یا محافل خودمانی‌تر، جریان داستان را در شهر کرج و استان البرز زنده نگه داشته‌اند. گروه‌های کتاب‌خوانی وجود دارد و نویسنده‌ها در این گروه‌ها رفت‌وآمد دارند و این باعث حفظ جریان ادبیات داستانی در استان البرز شده و این جریان داستانی به شدت قدرتمند است. امیدواریم این جریان ادبی قدرتمند به مسیر خودش ادامه دهد.

برخی معتقدند هنوز تمرکزگرایی در فضای ادبی کشور وجود دارد و نویسندگان استان‌ها سخت‌تر دیده می‌شوند. تجربه شخصی شما در این مسیر چه بوده است؟

تمرکزگرایی در روزگاری بله وجود داشت؛ روزگاری که جلسات خاصی در تهران بود و برای بسیاری میسر نبود که به تهران بروند.

اما در این روزگار، به واسطه تغییرات شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها، مرزبندی استانی تقریباً از بین رفته است. البته جریان ادبیات در تهران قوی و قدرتمند است، اما در استان‌ها هم شاهد رشد و توسعه خوبی هستیم.

کرج شهری مهاجرپذیر با هویت متنوع است. آیا این فضای چندلایه و ترکیب فرهنگ‌ها روی نگاه شما به موضوع سفر تأثیر گذاشته است؟

قطعا همین‌طور است. من به همراه خانواده‌ام اوایل دهه ۶۰ به کرج مهاجرت کردیم. بسیاری از کسانی که در کرج زندگی می‌کنند تقریباً چنین وضعیتی دارند. بخش عمده جمعیت کرج مهاجرانی هستند که در دهه‌های گذشته به این شهر آمده‌اند. این همزیستی در ذهن و نگاه من به زندگی تأثیر گذاشته و این تنوع قومیتی و فرهنگی باعث شد من ابن‌بطوطه هستم را بنویسم.

و در پایان، بعد از این موفقیت‌ها، مسیر بعدی شما چیست؟ همچنان سراغ مضمون سفر و هویت خواهید رفت یا دغدغه تازه‌ای در راه است؟

تلاش می‌کنم در آثار دیگر فضاهای دیگری را تجربه کنم. یک رمان در دست انتشار دارم که مربوط به کرونا است و حال‌وهوایی عاشقانه دارد. سعی می‌کنم سراغ موضوعات دیگر هم بروم، چون تکرار دوباره قصه خیلی جذابیتی ندارد. البته مهاجرت و سفر همیشه وجود دارد و گریزی از آن نیست. تلاش می‌کنم آثار جدید ساختار و رویکرد دیگری داشته باشند.

روزگار ما روزگار پرآشوب و عجیب و غریبی است. اتفاقات زیادی افتاده که هرکدام می‌تواند موضوع جذابی برای داستان باشد؛ این وقایع چه تلخ چه شیرین، در هر صورت می‌توانند زمینه‌ساز داستان باشند. می‌شود در این شرایط انسان را دید و روایت کرد.

در ادامه باید بگوییم؛ داستان‌ها هرچقدر پیچیده‌تر و سخت‌تر شوند جذاب‌تر می‌شوند. بر خلاف زندگی که ما در جستجوی آرامش هستیم، در داستان در جستجوی موقعیت‌های پیچیده‌تر هستیم تا ببینیم انسان چه می‌کند.

گفت‌وگو با خسرو عباسی خودلان نشان می‌دهد سفر در جهان داستانی او صرفاً جابه‌جایی مکانی نیست، بلکه تجربه‌ای برای بازشناسی خویشتن و دیگری است؛ تجربه‌ای که از زیست شخصی او در شهری مهاجرپذیر آغاز می‌شود و تا تاریخ و جغرافیا امتداد می‌یابد. موفقیت این مجموعه در دو جایزه مهم ادبی کشور، بیش از آنکه نقطه پایان باشد، به نظر می‌رسد آغاز مرحله‌ای تازه در مسیر نویسندگی اوست؛ مسیری که با حساسیت بیشتر، تجربه‌گرایی و نگاه به انسان معاصر ادامه خواهد یافت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها