سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سومین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم احمد رحیمی ریسه، به زندگی و اقدامات فرهنگی آقابزرگ تهرانی، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
آقا بزرگ تهرانی، از همان سالهای جوانی، زندگی خود را با کتاب و جستوجوی دانش گره زد؛ مسیری که او را از مدرسههای تهران تا کتابخانههای نجف، قاهره و مدینه کشاند. سفرهای علمی او فقط جابهجایی جغرافیایی نبود، بلکه تلاشی پیگیر برای پیوند با شبکه گستردهای از عالمان جهان اسلام به شمار میرفت. در قاهره با شماری از علمای اهل سنت دیدار کرد و اجازه نقل روایت گرفت. در مدینه به کتابخانه «عارف حکمت» رفت و از مدیر آن اجازه روایت گرفت. این رفتوآمدها تصویری از عالمی خستگیناپذیر ترسیم میکند که دانش را مرزی نمیشناخت.
از تولد تا کتابشناسی
آیتالله محمد محسن تهرانی مشهور به شیخ آقا بزرگ تهرانی د: ۱۳۴۸ ش بزرگترین کتابشناس جهان تشیع در سده اخیر است که در عمر با برکت نود و هفت ساله خود توانست آثار متعددی در کتابشناسی، تراجم رجال فقه و اصول فقه و غیره به یادگار بگذارد. «الذریعة الی تصانیف الشیعة» معروفترین اثر او در کتابشناسی است.
«در شب پنجشنبه نوزدهم فروردینماه ۱۲۵۵ ش / یازدهم ربیعالاول ۱۲۹۳ ق / هفتم آوریل ۱۸۷۶ م در یکی از خانههای سه راه دانگی، نزدیک پامنار تهران در اتاق جنوبی خانه یکی از روحانیان این شهر و در جنب اتاقکی که نمازخانه نامیده می شد، پسری به دنیا آمد که پدر و مادرش برای احیای نام جد بزرگ پدری او حاجی محسن تهرانی، وی را محسن نامیدند؛ لیکن همیشه او را آقا بزرگ خطاب میکردند؛ زیرا طبق عادات قدیمی تهرانیها کودکی را که به نام جد کوچک نامیده شود، آقا کوچک یا خانم کوچک و کودکی که به نام جد بزرگ خود نامیده شود، آقا بزرگ یا خانم بزرگ خوانده میشود».
خود آقا بزرگ در باب شیوه نامیدنش چنین میگوید: «من در ابتدا به نام جد بزرگم حاج محمد محسن نامیده شدم. اما در دوران کودکی آقا بزرگ نامیده شدم تا پس از بزرگ شدن، نام جدم به من بازگردد اما چنین نشد و همان آقا بزرگ نام من شد. اما نام خانوادگی آقا بزرگ در شناسنامه «منزوی» ثبت شده است.
او در وجه تسمیه این نام چنین میگوید: «کلمه منزوی اسم سجلی حقیر است که در مجلس نوشتن سجل برای حقیر در سال ۱۳۵۰ ق، عمهزاده مرحوم والدم حاج محمد حسن اخوان بنکدار که در سرای قزوینیها بوده و تازه مرحوم شده، حاضرالمجلس بود بالبدیهه گفت: منزوی بنویسید. حقیر آن را به فال خوش برداشتم و شاکرم که تا به حال منزوی بجمیع المعانی میباشم…. پدر آقا بزرگ، حاجی علیاکبر فرزند حاجی محمدرضا فرزند حاجی محسن و او فرزند حاجی علیاکبرتهرانی، از روحانیان تهران بود.
درست در همین ایام و در اوایل سال ۱۳۰۳ ق است که پدر همزمان با ده سالگی آقا بزرگ مجلسی را برای عمامهگذاری او برگزار میکند و شماری از علما را نیز بدان مجلس دعوت میکند. برخی از این عالمان شرکتکننده در این مجلس، بنا به نقل خود آقا بزرگ عبارت بودند از آیتالله سیدجمالالدین افجهای، شیخ محمد صادق میرزا علی نواب و شیخ محسن تهرانی، اینان عمامه بر سر آقا بزرگ میگذارند، بر او لباس روحانیت میپوشانند. او را به تعلیم جامعالمقدمات امر میکنند و او را «شیخ آقا بزرگ» مینامند.
آغاز تحصیلات رسمی طلبگی آقا بزرگ به سال ۱۳۰۴ ق باز میگردد. در این سال در نزدیکی خانه مسکونی او در پامنار مدرسهای با نام مدرسه دانگی یا مدرسه شش دانگی ساخته میشود که بانی آن حاج سید حسین لاریجانی بوده است.
آقا بزرگ، روزها در حجره پسرخاله اش یعنی حاج میرزا سیدحسن، فرزند حاج سیدعزیزالله تهرانی معروف به دعانویس که به تازگی از نجف مراجعت کرده و در آن مدرسه حجرهای گرفته بود، رفته و در آنجا با آموختن کتابهای آغازین جامعالمقدمات یعنی کتابالامثله، شرح امثله، کتاب صرف میر و تصریف شروع به یادگیری زبان عربی میکند. این وضعیت حدود یکسالی ادامه پیدا میکند تا آنکه استادِ آقا بزرگ به نجف برمیگردد و آقا بزرگ درس را نزد برخی طلبههای دیگر مدرسه ازجمله آقا شیخ مهدی مازندرانی (د: ۱۳۳۲ ق) و آقا سیدحسن استرآبادی (د: ۱۳۲۵ ق) ادامه میدهد.
آقا بزرگ، ظاهراً همزمان با تحصیل در این مدرسه در مدرسۀ دیگری با نام مدرسه میرزا صالح و اتفاقاً آن هم در محله پامنار، به یادگیری کتابهایی همچون سیوطی، جامی شرح نظام و مغنی مشغول بوده است.
آقا بزرگ در سال ۱۳۱۰ ق پس از برطرف شدن بیماری وبای عمومی و به سبب نذری که پدر او کرده بود همراه خانواده و در قافلهای که شیخ فضلالله نوری نیز در آن بوده است، به مشهد رضوی مشرف میشود و ماه ذوالحجه آن سال و نیز ماههای پس از مراجعت از مشهد و در همان سال ۱۳۱۱ ق آقا بزرگ، موفق میشود که در مدرسه دانگی حجرهای مستقل بگیرد و با شهریهای ماهانه به میزان پنج قران نیازهای اولیه خود را برطرف کند این مدرسه کتابخانهای داشته است با حدود پانصد جلد کتاب در سفرهایی که کتابدار مدرسه به عتبات یا حج مشرف میشده است، آقا بزرگ به عنوان نایب کتابدار امور کتابخانه را به دست میگرفته و کتابها را به طلاب مدرسه امانت میداده است.
شاید بتوان گفت این نخستین تجربه آقا بزرگ در آشنایی نسبتاً تفصیلی با متون گذشتگان بوده است. او در این مدرسه به یادگیری دیگر متون درسی حوزوی آن دوره همچون شرح لمعه، شرح تجرید، شرح درایه و رواشح میرداماد میپردازد. آقابزرگ پس از مراجعت از مشهد برای ادامه تحصیل، همزمان به مدرسه مبارکه فخریه معروف به مدرسه مروی نیز میرفته است. او همهروزه صبح تا نزدیک ظهر را برای درس و بحث به آن مدرسه میرفته و دروسی را نزد جمعی از طلاب و اساتید آنجا بهصورت خصوصی یا عمومی میخوانده است.
او در اوایل نزد آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیم یاد بیات عربی و سپس مطول را نزد حاج شیخ حسین خراسانی و آقا شیخ باقر معزالدوله، معالم را نزد آقا شیخ محمدتقی فرزند حاج شیخ عباس نهاوندی، شرح مطالع را نزد آقا میرزا محمد قمی و مقداری از قوانین میرزای قمی را نزد آقا میرزا کوچک ساوجی و مقداری دیگر را نزد آقا سیدمحمدتقی تنکابنی (د: ۱۳۲۷ ق) و مقدار زیادی از قوانین را به همراه فصول و مکاسب نزد آقا سیدعبدالکریم لاهیجی (د: ۱۳۲۳ ق) درس گرفته است.
آقا بزرگ برای آموختن دروس به جز مراجعه به مدارس علمیه و استفاده از اساتید آنجا چنانکه همچنان در روزگار ما نیز مرسوم است به منزل اساتیدی که به هر دلیل برای تدریس به مدرسه نمیرفتهاند و یا ترجیح میدادهاند برخی از دروس را در منزل و برای شمار محدودتری از جویندگان دانش تدریس کنند، میرفته و از آنان کسب علم و معرفت میکرده است.
او برای نمونه برای آموختن بخشهایی از قوانین میرزای قمی و مکاسب به منزل آقا میرزا محمدتقی گرگانی (د: ۱۳۲۷ ق) در نزدیکی حمام نواب و برای آموختن کتاب «نجاة العباد» و نیز درس اخلاق به منزل حاج محمد علی فرزند آخوند ملا محمود عراقی در کوچه صدر اعظم میرفته است.
شیخ آقا بزرگ پس از ۳۵ سال اقامت در عراق در سال ۱۳۵۰ ق و به دعوت عموی خود حاج حبیبالله محسنی برای زیارت حضرت رضا (ع) به ایران بازمیگردد و به مشهد میرود. او در بین راه از هر فرصتی برای دیدار با علما و مذاکره علمی با ایشان و نیز فهرستبرداری از آثار کتابخانههای ایشان بهمنظور تکمیل ذریعه استفاده میکند او بهعنوان نمونه در کرمانشاه به منزل سردار کابلی میرود و فهرستی از کتابهای او تهیه میکند یا در قم از کتابهای آیتالله مرعشی نجفی و در تهران از کتابهای مرحوم میرجلالالدین محدث ارموی یادداشت برمیدارد.
آقابزرگ دوبار نیز به حج مشرف شده است نخستین سفر او در ۱۳۶۴ ق و از طریق شام، فلسطین و مصر بوده است و از شهرهای بیروت، حیفا، قدس، عکا، قاهره وجده دیدن میکند. او در شامسه روزی را در منزل سید محسن امین اقامت میکند.
در قاهره با شمار کثیری از علمای اهل سنت دیدار کرده و از ایشان اجازه نقل روایت میگیرد و خود نیز به ایشان اجازه نقل حدیث میدهد. در مدینه به کتابخانه «عارف حکمت» میرود و پس از ملاقات به شیخ ابراهیم بناحمد حمدی مدنی، مدیر آنجا، از او اجازه نقل روایت میگیرد. سفر دوم آقا بزرگ، در ۱۳۷۷ ق به همراه همسر خود و به درخواست امیر رامپور هند یعنی نواب عبدالکریم خان، از شیعیان هند، بوده است.
امیر تمام هزینه سفر آقا بزرگ را تیمناُ پرداخت میکند و خود به همراه خانوادهاش نیز به همراه آقا بزرگ به حج مشرف میشود. او این بار از طریق هوایی و مستقیماً از بغداد به جده و با پروازی دیگر از جده به مدینه میرود و پس از انجام مراسم به عراق باز میگردد. آقا بزرگ سالیان زیادی را از بیمارهای متعدد ازجمله آسم و تنگی نفس رنج میبُرد. او در سوم ربیعالآخر ۱۳۸۹ ق به بیماری آنفولانزای شدیدی دچار میشود و به ناچار همه فعالیتهای علمی خود را رها میکند. در ۱۲ شوال همان سال در بیمارستان الجمهوری نجف بستری و حدود یکماه بعد در ۱۴ ذوالقعده از بیمارستان مرخص میشود.
اما سرانجام در روز جمعه سیزدهم ذوالحجه ۱۳۸۹ ق برابر با اول اسفند ۱۳۴۵ ش، چهلوپنج دقیقه گذشته از ظهر، در نجف و در خانه خود به رحمت خدا میرود. پیکرش را در همان خانه غسل میدهند و برای زیارت، شبانه به همراه خیل کثیری از تشییعکنندگان به کربلا میبرند و دوباره به نجف بازمیگردانند. بامداد روز بعد مراسم تشییع باشکوهی انجام میشود و مرحوم آیتالله العظمی سیدابوالقاسم خویی برایشان نماز میگذارند. آقا بزرگ در آرامگاهی که از پیش برای خود آماده کرده بود به خاک سپرده میشود او این آرامگاه را در کتابخانه عمومیای که خود بنیاد نهاده بود، ایجاد کرده بود.
سیره و منش اخلاقی
«شیخ آقا بزرگ تهرانی را، زهد و پرهیز از اوایل جوانی به سحرخیزی و پیادهروی واداشته بود. او از سن ۴۰ تا ۷۰ سالگی، در بیست و چهارساعت فقط دو وعده صبح و ظهر غذا میخورد و شب را] با [معده خالی به رختخواب میرفت.
خواب او در شبهای بلند، از پنج ساعت تجاوز نمیکرد. یک ساعت پیش از فجر برمیخاست و پیاده به زیارت قبرستان شهر و حرم امام میرفت و پس از انجام نماز بامداد پیاده به خانه بازمیگشت و پس از صرف ناشتایی به کتابخانه (که محل کار او بود) میرفت و تا ظهر مشغول کار بود. از ظهر، پس از صرف ناهار و کمی استراحت، دوباره به کتابخانه برمیگشت و تا نزدیک مغرب مشغول کار بود، سپس به مسجد و حرم میرفت و پس از انجام نماز مغرب و عشا بازمیگشت و چند ساعت از شب را نیز در کتابخانه مشغول کار بود.
پیگیری او چنان بود که چون در حل مشکلی مربوط به تاریخ مرگ یا تولد دانشمندی یا شناسایی کتابی یا نسبت کتاب به مولفش گیر میکرد، گاه شبها را تا بامدادان در کتابخانه میماند، و گاه مدت این گرفتاریی به چند روز میکشید و چون گمشده خویش را با حل مشکل مییافت گویی دنیا را به او دادهاند، خرسند و خوشحال مینمود.
شیخ دقیقهای از کار بازنمیایستاد، حتی آنگاه که میهمان یا دانشجویی بر او وارد میشد پس از احوالپرسی و جواب پرسشهای علمی، دوباره با معذرتخواهی به کار خود بازمیگشت. او در پذیرایی میهمان حداکثر شکستهنفیسی را داشت. به هیچکس اجازه بوسیدن دستش را نمیداد و بیاختیار دستش را از جلو کسی که خم میشد به طرف خود میکشید. او میهمان را هرچند که اختلاف سن میداشت، تا در خانه بدرقه میکرد.»
حیات کتابشناسانه
شاید آغاز آشنایی آقا بزرگ با کتابشناسی و کتابداران را بتوان زمانی دانست که او در سالهای پس از ۱۳۱۱ ق و در حوالی هفدههجده سالگی، به هنگام تحصیل در مدرسه دانگی، آنگاه که کتابدار مدرسه به سفر میرفت، جانشین کتابدار مدرسه میشد و حدود پانصد کتاب آنجا را به طلاب مدرسه امانت میداد.
از طرف دیگر، بیشتر مدارسی که او در آنها به نحصیل دروس حوزی میپرداخت دارای مجموعهای قابل اعتنا از کتابهای چاپی و نسخههای خطی بوده است؛ همچون مدرسه مروی که با بیش از هزار نسخه خطی از این جهت یکی از مدارس مهم بوده است؛ از این رو آقا بزرگ از همان اوان تحصیل با منابع مکتوب فرهنگ اسلامی، چه بهصورت خطی و چه به صورت چاپی آشنا شده است.
اما به یقین نقطه عطف حیات کتابشناسانه آقا بزرگ و فعالیتهای او را در این زمینه باید سال ۱۳۲۹ ق دانست؛ سالی که او آغاز به تالیف اثردورانساز خود یعنی الذریعه الی تصانیف الشیعه کرد و تقریباً شصت سال ازعمر خود را برسر آن گذاشت و در آن در حدود پنجاه و پنج هزار اثر از نویسندگان شیعی از سده نخست تا سده چهاردهم هجری را معرفی کرد. در نگاه نخست به نظر میرسد شناسایی این تعداد از آثار شیعیان و تالیف چنین کتابشناسیای از عهده یک تن خارج باشد ولی آقا بزرگ توانست این کار را به پایان برساند. مرحوم میرزامحمدعلی مدرس خیابانی (د :۱۳۷۱ ق) در این باره چنین گفته است:
«پرواضح است که احاطه برمصنفات شیعه با این همه تشتّت و تفرّش آنها که در تمامی اقطار عالم در خانهها و کتابخانههای عمومی و خصوصی، ملی و دولتی، در هر شهر و قریه و قصبه منتشر میباشد. از محالات عادیه به شمار است، لکن این علامه وقت در اثر قوت دیانت و خدمت بر اسلامیت، با اهتمام تمام ئ عزم راسخ فتورناپذیر، در انجام این مرام مقدس دامن همت برکمر زده و تا آنجا که مقدور و میسر است مساعی جمیله مقتضیه، از مسافرتها و استعلام از کتابخانهها و مراجعه به فهرستهای آنها و مکاتبات و مراسلات متوالیه به بلاد بعیده و دیگر زحمات لازمه را در انجام این خدمت سراپا سعادت، که با مختصر اندیشه، کم و کیف آن در نظر جلوهگر میگردد، متحمل، وطبقات اهل علم را رهین منت آن همه زحمات فوقالتصور خود فرموده است.»
آقا بزرگ در ۲۵ ذوالقعده ۱۳۲۹ ق و زمانی که در سامرا اقامت داشت. تالیف نخستین تحریر ذریعه را آغاز کرد. این تحریر در یک جلد حدوداً پانصد صفحهای از «الف» تا «ی» در ۱۳۳۱ ق به اتمام رسید. این نسخه هیچگاه منتشر نشد. آقا بزرگ سپس تحریر دیگری را تدارک دیده و آن را در ۱۳۳۴ ق در شش جلد بزرگ به پایان رساند. او آن را به سیدحسن صدر نشان داد و مرحوم صدر برآن تقریظی نگاشت و نام الذریعه الی تصانیف الشیعه را برآن نهاد. آقا بزرگ این تحریر را مجدداً گسترش داد و نخستین مجلد تحریر نهایی ذریعه را در سال ۱۳۵۵ ق در نجف به چاپ رساند.
روند چاپ ذریعه: آقا بزرگ برای چاپ ذریعه نیز سختیهایی را متحمل شد. او که تصمیم گرفته بود کتاب را خودش به چاپ برساند، با کمک مالی عمویش حاج حبیبالله محسنی، چاپخانه کوچکی با نام «مطبعه السعاده» در نجف تاسیس میکند. اما پس از خرید وسایل چاپ، حکومت پادشاهی وقت عراق با کارشکنی وو بهانه اینکه آقا بزرگ ایرانی است، از انتشار ذریعه جلوگیری میکند. آقا بزرگ از تحمل مرارتهایی چاپخانه را تحت نظر فردی عراقی قرار داد.
اما این بار نیز دولت عراق به بهانههایی دیگر اجازه فعالیت را به چاپخانه نداد. آقا بزرگ به ناچار چاپخانه را فروخت و ذریعه را با سرمایه شخصی در چاپخانهای دیگر به چاپ رساند. اما باز وزارت فرهنگ عراق به بهانه اینکه نام مولف کتاب، فارسی است تا ششماه از انتشار آن جلوگیری کرد.
پس از انتشار مجلد پنجم در تهران، شماری از اندیشمندان ایرانی آن روزگار همچون عباساقبالی آشتیانی، سعید نفیسی وو جلال آل احمد معرفیهایی برذریعه نگاشتند.
عباس اقبال آشتیانی نیز پس از انتشار مجلد پنجم ذریعه، در معرفی آن چنین نگاشته است: «آقای آقا شیخ آقا بزرگ، که خود از بزرگترین مفاخر امروزی عالم شیعه و از فضلای جلیلالقدر صاحب همتاند. از حدود سال ۱۳۲۹ ق به اشاره استاد خود مرحوم سیدحسن صدر (متوفی سال ۱۳۲۴ ق) به این کار عظیم و مشقت دست زده و با جهد فراوان و پشتکاری ملالناپذیر در مدت بیست و پنج سال آن را به انجام رساندهاند و برای این کار، کمتر کتابخانه عمومی یا خصوصی یا فهرستهای چاپی و خطی است که مورد مطالعه دقیق ایشان قرار نگرفته باشد و مولف محترم در ذیل نام هر کتاب یا رساله اشارانی مفصل یا مجمل به ترجمه حال مولف مینمایند و تاریخ ولادت و فوت مولفین و محل وجود کتاب را اگر خطی باشد و تاریخ طبع آن را اگر به چاپ رسیده به دست میدهند، بهطوری که تالیف نفیس ایشان علاوه بر جنبه معرفة الکتبی، تا حدی تاریخ جامعی نیز از ادبیات و علوم شیعه است. و پس از آنکه انشاالله. طبع تمام اجزا، و مجلدات آن به انتها برسد، دراین زمینه حکم دایرةالمعارف بزرگ جامعی را پیدا خواهد و مطالعهکننده را از مراجعه به کتب متعدد دیگر بینیاز خواهد ساخت.»
شیوه تنظیم ذریعه: آقا بزرگ ذریعه را به شیوه الفبایی نام کتابها تنظیم کرده است، اما در مواردی که کتابها فاقد عنوان خاصی بودهاند یا گونهای خاص از تالیفات، همچون اجازات، اربعینیات، و … مدنظر بوده است، او از شیوه موضوعی بهره برده است. خود آقا بزرگ در اینباره به روشنی توضیح داده است که: «بسیاری از نویسندگان شیعه برای آثار خود نامی را برنگزیدهاند و بیشتر اینگونه آثار با عنوانی کلّی، که دارای مصادیق فراوانی است، شناخته میشوند.
ما مصادیق هر عنوان کلی را به گونهای مرتب کردهایم که بازیابی آن برای مراجعهکنندهای که کتاب موردنظر خود را در جای خاص آن نیافته آسان باشد. بهعبارت دیگر ما در این کتاب موارد زیر را رعایت کردهایم:
۱ نام کتابها در مواردی همچون: ترجمه، حاشیه، مختصر و غیره
۲ موضوعات در مواردی همچون: ارجوزه، رساله، مسئله و غیره
۳ ترتیب نامها در مواردی همچون: رد، مناظره، اجازه و غیره
۴ ترتیب حروف مضافالیه در مورادی همچون: اخیار آدم، اسراراآیات.
۵ نام نویسندگان در موارد دیگر، مانند اربعین و اصل».
پس از کتابشناسی
آقا بزرگ در کنار تالیف ذریعه و دیگر آثار پُرحجم و مهم و اشتغالات علمی و به غم رنج بردن از ناملایمات ناشی از اقامت در عراق و نیز بیماریهای طولانیمدت و جانکاه، بهطور مستمر به فعالیتهای دینی و اجتماعی نیز میپرداخت؛ ازجمله
توجه به طهارت نفس؛ «شیخ در اخلاق اسلامی و تقوای نفس و طهارت ضمیر نیز از نمونههای اندکیابی بود که احوالات آنان، اصحاب ائمه طاهرین و علمای بزرگ شیعه را به یاد میآرود. به تعبیر علامه امینی، او بقیة السّلَفِ الصّالِح بود.
شیخ با این همه اشتغال پُردامنه علمی و تتبعات فرصتگیری که داشت، از انجام عبادات اسلامی و ریاضات شرعی و تهذیب نفس غفلت نمیکرد. شب چهارشنبه هر هفته، پیاده از نجف به مسجد سهله (در ۱۰ کیلومتری نجف) میرفت و در آنجا به نماز و دعا و عبادت میپرداخت. این کار وی تا مدتی پس از رسیدن به سن ۸۰ سالگی همواره ادامه داشت.»
شاگردپروی؛ با آنکه آقا بزرگ ظاهراً مجلس درس رسمی نداشته است. اما با شناسایی افراد مستعد و راهنمایی آنها، شیوههای پژوهش در کتابشناسی و تراجم را بدانها میآموخته است. مرحوم آفا سیدعبدالعزیز طباطبایی یکی از کسانی بود که به همین شیوه در محضر شیخ آموزش دید. او خود در این زمینه چنین میگوید: «من … کتابهای خطی کتابخانه امیرالمومنین را فهرست میکردم… بعضی کتابها را نمیتوانستم تشخیص بدهم که اسم کتاب چیست و یا مولف آن کیست. به علامه امینی که موسس کتابخانه بود، گفتم: اجازه بدهید نسخهای را که نمیتوانم تشخیص بدهم ببرم پیش آقا.
آثار
آثار آقا بزرگ به جز ذریعه و چند فهرست دیگر که در بخش «حیات کتابشناسانه» به آنها پرداختیم شامل موضوعات دیگری که عمده آنها بیارتباط با کتابشناسی هم نیست میشود. اینها شامل موضوعاتی همچون شرح احوال و تراجم رجال تاریخ اسلام، فقه و اصول عقاید و علوم قرآنی میشود. در اینجا دو سه اثر مهمتر او را معرفی میشود.
۱ طبقات اعلام الشیعه. دایرةالمعارفی است. به ترتیب زمانی الفبایی از آن دسته از دانشمندان شیعی که از خود تألیفی به یادگار گذاشتهاند. آقا بزرگ کتاب را نخست به ترتیب زمانی تنظیم کرده و برای هر قرن از سده چهارم تا چهاردهم هجری بخشی را بهصورت مجزا در نظر گرفته و بدان نامی مستقل داده است. او سپس مؤلفان هر سده را به ترتیب الفبایی معرفی میکند.
آقا بزرگ درباره انگیزه و شیوه تألیف این اثر چنین میگوید: «آنگاه که در سال ۱۳۲۹ ق نگارش الذریعه را آغاز کردم، به هنگام جستجوی نام، آثار شیعی به نام بسیاری از دانشوران و آثار آنان برخوردم که در هیچ کتابی ذکری از آنان به میان نیامده بود و از همین روی از حذف نام آنها و نابودی آثارشان سخت متأثر شدم و به این باور رسیدم که زنده داشتن نام آنها و جبران کوتاهیها برعهده پسینیان است…
ما در ذکر عالمان به عمد کوشیدیم که از نسب، استادان، آثار علمی و ادبی و تاریخ ولادت و وفات هریک از طبقات عالمان شیعی، اعم از حکیمان، اصولیان، فقیهان، متکلمان، سخنوران، ادیبان، تاریخنگاران و مبلغان دینی یاد کنیم. تمامی مجلدات این اثر ارزشمند در ۱۷ جلد به چاپ رسیده است.
مصفیالمقال فی مصنفی علمالرجال. اثری است در شرح احوال و فهرست آثار رجالی ششصد تن از عالمان رجالی شیعه از نخستین روزگاران تا زمان آقا بزرگ، به ترتیب الفبای نام دانشمندان این اثر مهم به کوشش احمد منزوی در تهران در ۱۳۳۷ ش به چاپ رسیده است.
هدیة الرازی الی الامام الشیرازی تکنگاری نسبتاً مفصلی است در شرح احوال و آثار استاد خود میرزای شیرازی این اثر در ۱۳۸۸ ق در نجف منتشر شده است. شمار آثار آقا بزرگ اعم از چاپ شده و چاپ نشده در حدود چهل عنوان است. برای آگاهی کامل از آثار ایشان میتوان به منابع مفصلتری که در شرح احوال ایشان نوشته شده مراجعه کرد.
به گزارش ایبنا؛ سومین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم احمد رحیمی ریسه، به زندگی و اقدامات فرهنگی آقابزرگ تهرانی، اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
نظر شما