سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، هشتمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم عبدالحسین طالعی، به زندگی و اقدامات فرهنگی سیدجلالالدین محدث ارموی اختصاص دارد. این مجموعه از سوی خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر شده است.
سیدجلالالدین محدث ارموی از اثرگذارترین مصححان و نسخهشناسان معاصر بود؛ پژوهشگری که بیش از نیم قرن با دقتی مثالزدنی در سایه سکوت و دوری از هیاهوی رسانهای، دهها متن ارزشمند اسلامی و ادبی را از دل نسخههای مغشوش بیرون کشید. حضور محدث در کتابخانه ملی، ارتباط مداومش با دانشوران بزرگ، و اهتمام او به گردآوری کتابخانهای غنی، پایههای یک عمر کار علمی ثمربخش را شکل داد. امروز هر برگ از میراث او، بخشی از حافظه علمی ایران معاصر است؛ حافظهای که بدون کوشش او شاید دستنیافتنی باقی میماند.
از تولد تا کتابشناسی
سیدجلالالدین محدث ارموی (۱۲۸۳ شمسی/ ۱۳۲۳ قمری، ارومیه – ۱۳۵۸ شمسی / ۱۳۹۹ قمری، تهران) دانشی مردی فرزانه بود. کتابدوست، کتابشناس، کتابگزین، کتابورز، کتابگستر، کتابدار، و کتابآفرین بود. سخن در باب او در این مختصر نگنجد. اما به قطرهای از دریا بسنده میشود.
سخن در باب استاد را با سخنانی از خود آن دانای فرزانه آغاز میکنم:
«چون تاریخ طومار حوادث زمان و مخزن اخبار گذشتگان است، از این روی آیینۀ پند و عبرت برای آیندگان و گنجینه علم و حکمت برای باقیماندگان میباشد. از این نظر است که وقایعنگاران و حوادثشماران – که از ایشان به مورّخان تعبیر میتوان کرد – هر یک در آغاز کتاب خود، بابی برای فایدۀ علم تاریخ منعقد کرده و به حسب اقتضای کتاب خود، کلام مختصر یا مبسوطی نسبت به آن ایراد کرده است»
سیدجلالالدین به سال ۱۲۸۳ شمسی مطابق با ۱۳۲۳ قمری در ارومیه، در خانۀ خرده مالکی به نام سیدقاسم دیده به جهان گشود. پسر بزرگ و فرزند اول خانواده بود. در سنین کودکی با چند رویداد دشوار – جنگ و قحطی و مانند آن – روبهرو شد. پس از گذراندن مقدمات فارسی و عربی، علوم دینی را نزد اساتیدی همچون شیخ علی ولدیانی خاکمردانی خویی (۱۲۹۲ – ۱۳۵۰ قمری)، سیدحسین عربباغی ارومی (۱۲۹۴ – ۱۳۶۹ قمری) فرا گرفت. با وجود بیماری و نهی پزشکان از اشتغال زیاد به تحصیل، در این راه تلاش فراوان کرد تا آنجا که از سوی استادش عرب باغی به لقب (محدث) ملقب شد.
در بیست سالگی برای ادامه تحصیل عازم مشهد شد. در بین راه به شبستر رسید و با وجود اصرار علمای آن دیار برای اقامت در آنجا، به شوق کسب علم به مشهد رفت. چهار سال بعد در پی سیاستهای رضاخانی به تبریز رفت، به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و در دبیرستان نظام تبریز به تدریس پرداخت. به سال ۱۳۲۰ با ورود روسها به آذربایجان، به تهران رفت و با سمت رئیس قسمت مخطوطات در کتابخانه ملی – که در آن زمان چهار سال از تأسیس آن میگذشت – مشغول به کار شد.
آشنایی با مجلس روزهای جمعۀ سیدنصرالله تقوی اخوی از همان جا آغاز شد که ارتباط با دانشمندانی مانند محمد قزوینی و عباس اقبال، پیآمد آن مجلس بود. محدث، دوستی با این سه دانشمند را تا آخر عمر، به نیکی یاد میکرد. شرکت مستمر در روضۀ هفتگی آقا احمد کرمانشاهی مدیر کتابخانه مدرسه سپهسالار (شهید مطهری فعلی) نیز فرصتی برای دیدار پژوهشگران بود. در سال ۱۳۲۲ با خانم زهرا سادات آلاحمد، فرزند سیداحمد آلاحمد طالقانی – از علمای سرشناس تهران - ازدواج کرد. همسرش خواهر جلال و شمس آلاحمد بود. جلال بدین روی، در مقدمه سفرنامه مکه، از استاد محدث یاد میکند، چنانکه شمس قصور خود در بهرهگیری از محدث را با عنوان نوشتارش نشان میدهد: «در کنار فرات»، که یادآور مصراع مشهور سعدی است: «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی».

محدث، نخستین کتاب خود را به سال ۱۳۲۴ منتشر کرد. در سال ۱۳۳۵ به دعوت مکرر دانشکدۀ معقول و منقول، به آن دانشکده رفت تا سال ۱۳۴۷ که از آن مرکز بازنشسته شد. در این مدت به پایمال شدن مکرر حقوق مادی خود نیندیشید و دلسوزانه به تربیت دانشوران اشتغال داشت. گزارش یکی از دانشوران از دروس سالهای ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۶ او و نیز گزارش پژوهشگری دیگر از دروس محدث در دوره آموزشی باستانشناسی به سال ۱۳۵۲ پُربار بودن کلاسهای او را نشان میدهد.
دریغا که تاکنون تقریرات دروس او ارائه نشده است. اما محدث برای اینکه راه را بربهانهجویی حسودان ببندد، با تحقیق و تصحیح فهرست منتجبالدین به سال ۱۳۴۲ دکترای خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد.
از سال ۱۳۲۴ تا آخر عمر بهطور مستقل، بدون وابستگی به مراکز پر زرق و برق، به تصحیح و تحقیق متون کهن اشتغال داشت، بدون اینکه به مشکلات این کار بیندیشد.
نتیجۀ این تلاش خستگی ناپذیر، بیش از هفتاد عنوان کتاب و رساله بود، از رساله چند ده صفحه ای تا کتاب ده جلدی، از فارسی تا عربی. و در مجموع، چند هزار صفحه کتاب تحقیقی. به همین جهت کم سفر بود. یک بار به سفر حج و هر دو سه سال یک بار به مشهد می رفت. اهل مقاله نویسی و شرکت در همایش ها نبود. ظاهراً فقط به همایش بزرگداشت شیخ طوسی در دانشگاه مشهد اهمیت داد و حتی یکی از اساتید خود، آیت الله میرزا محمدعلی معزی دزفولی –را که <جهانی بود بنشسته در گوشه ای > - از گوشه دزفول،بدان فراخواند.
در یک کلام، محدث در تفسیر گازر – که خود برای نخستینبار، شناساند و نشر داد – ذیل آیۀ ۲۰۷ بقره در وصف مولایش امام امیرالمؤمنین علیهالسلام چنین خواند:
«اگر عبادت کرد، لله. و اگر جهاد کرد، فیالله. و اگر نان داد، لوجهالله. و اگر جان داد، ابتغاء مرضاة الله.» و کوشید که این حکمت را در سیرۀ خود نشان دهد.
بر این مبنا، مروری بر آن درخت پُربار میافکنیم، که خود شاخهای از درخت تنومند تاریخ معاصر ما شده است؛ با نظری بر خدمات ایرانیان به فرهنگ اسلامی و گسترش آن، که باز هم از سخن استاد مدد میگیریم. او خود در مقالهای کم برگ و پُربار با عنوان «خدمات ایرانیان به زبان عرب و ادب و فرهنگ آن» سخن را به فرهنگ اسلامی کشانده و مینویسد:
«چون ایرانیان مردان میدان و حریف آن گوی و چوگان بودند، به میدان در آمده و به چوگان همت، گوی سبقت را در این خدمت نیز از دیگران ربودند. و بدین وسیله، لیاقت و استعداد خود را نشان داده و از نتیجۀ تربیت آباء و اجدادی خود بهره مند شده و نام پر افتخار خود را در صفحۀ روزگار، ابدالدهر ثبت نموده و باقی گذاشتند»
و محدث ارموی یکی از ثمرات این شجرۀ طیبه بود.
کلام شادروان شمس آلاحمد – که آشنایی خود با محدث را از طریق نسبت سببی نزدیک با او به دست آورده بود – بسی گویا است:
«محدث فرزند مشروطیت بود. اما فرزندی که به جذبه های کاذب علوم مغربی گرفتار نیامد. و این امر امکان نداشت مگر اینکه در ذات او، عشق به آموختن و تحقیق، و خالی از هر گونه غرض تجاری یا سیاسی، همواره چون یک جواهر فاسد نشدنی باقی بود و باقی ماند».
محدث ارموی از فضای رسانهای به معنای مطلق آن گریزان بود و حتی با نشریات علمی میانهای نداشت. او کتابهایی را که تصحیح و تحقیق میکرد و نشر میداد، رسانۀ خود میدانست و دانش و بینش خود یعنی دیدگاهها و یافتههای خود را در مقدمه و تعلیقات آنها باز میگفت. به همین دلیل، نگارنده، ضمن بایستههای پژوهشی که به سال ۱۳۸۶ برشمرد، به ضرورت نمایهسازی موضوعی تعلیقات و مقدمات استاد اشاره کرد.
نیز «ضرورت معرفی این آثار به نسلهای جدید از طریق نگارش و نشر مقالات پیرامون آنها، تدوین منتخبات و گزیدههای دقیق و روان، تهیه درس نامهها و تدریس بر محور آنها و روشهای دیگر» را گوشزد کردم.
درباره محدث و آثارش، از همان آغاز انتشار نخستین اثرش به سال ۱۳۲۴ بحث و گفتوگو میان اهل علم درگرفته است. اما بروز رسانهای آن در زمان حیاتش ظاهراً به سال ۱۳۳۱ برمیگردد که دکتر عبدالحسین زرینکوب مقالهای در مورد کتاب نقض در مجله سخن نوشت. پس از آن مقاله دکتر مهدی محقق در مورد دو کتاب «نسائم الاسحار» و آثار «الوزراء» که در مجله راهنمای کتاب درج شد. در همین سالها، خانبابا مشار به زبان فارسی و شیخ آقا بزرگ تهرانی به عربی، مختصری از شرح حال او را باز گفتند. محدث – که خود به مقالهنویسی علاقه نداشت – فقط یکبار مقالهای به همایش بزرگداشت سیبویه به دانشگاه شیراز (سال ۱۳۵۴) تقدیم کرد. به سال ۱۳۵۶ نوشتار استاد علیاصغر فقیهی در مورد کتاب الغارات منتشر شد. و این آخرین بروز رسانهای محدث ارموی بود.

میرجلالالدین محدث ارموی در کنار جلال آلاحمد و حجتالاسلام سیدعلی آلاحمد ،برادرزاده جلال در مجلس عروسی مهدی آلاحمد خواهرزاده جلال آلاحمد
پس از رحلت استاد در ۵ آبان ۱۳۵۸، ایرج افشار مقالهای در مجله آینده نوشت و خدمات علمی او را برشمرد. علی محدث، فرزند استاد، سال بعد، تکملهای بر آن افزود. و خود، ضمن مقدمهای مبسوط بر دوره سه جلدی کتاب نقض چاپ انجمن آثار ملی، در باره پدر سخن گفت. ماهنامه کیهان فرهنگی به سال ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ مقالاتی نشر داد و پس از آن مقالات زیادی در مجلات و دانشنامهها نشر یافت.
در بیست سال اخیر، چندین همایش برای بزرگداشت محدث ارموی یا با محوریت آثار او برگزار شد که در هر کدام، گوشههایی از آثار مکتوب و خدمات و شخصیت چندجانبه و اخلاق نیکوی او نشان داده شد.
محدث به کتابخانۀ شخصی خود دلبسته بود زیرا که در آن زمان، کتابخانه های عمومی هنوز مانند امروز خدمات گسترده نداشتند. بهعلاوه طبع محدث میل به انزوا داشت. لذا منابع مورد نیاز خود – چه نیاز امروز و چه نیاز فردا – را با زحمت فراوان تهیه میکرد.
حاصل این تلاش و گزینش عالمانه، کتابخانهای با حدود یازده هزار جلد چاپ سنگی و حدود سههزار نسخه خطی است. این کتابخانه را سالها پس از رحلت استاد، دفتر آیتالله سیستانی در قم خریداری کرد: کتابهای چاپ سنگی را در کتابخانهای مستقل به نام استاد در قم جای داد و در معرض بهرهوری عموم نهاد که فهرست آنها در دو مجلد توسط حسین متقی و فتحالله ذوقی منتشر شد.
کتابهای خطی آن نیز به مرکز احیای میراث اسلامی منتقل شد که فهرست آن توسط استاد سیداحمد حسینی اشکوری نوشته شده و بهعنوان جلد ششم تا یازدهم فهرست نسخههای خطی آن مرکز نشر یافت. این دو دوره فهرست، تداوم حیات علمی محدث ارموی را نشان میدهد.
حیات کتابشناسانه
نصیحتنامه یکی از آثار ارزنده محدث ارموی است. شیوۀ نیکوی اندرزنامهنویسی، از دیرزمان در میان بزرگان به ویژه دانشوران سابقه دارد. هرکسی از دیدگاه خود، گزیدهترین تجربههای سالیان عمر را در یک نوشتار، خلاصه کرده و به فرزندانش سپرده است.
محدث ارموی قصد نگارش نصیحت نامهای خطاب به فرزندانش داشته که نهتنها فرزندانِ تنی، بلکه همۀ فرزندان معنوی او را – یعنی تمام کسانی را که از آثارش بهره میگیرند – به کار آید. بدین روی، نخستین بند این پندنامه را نوشت، ولی فرصت برای نگارش بندهای دیگر را نیافت. همین پندنامۀ کوتاه و ناتمام، اقیانوسی از حقایق را در کلمات محدود جای داده و بهحق باید گفت: <در خانه اگر کس است، یک حرف بس است>.
نگارنده درباره این نصیحتنامه، بارها از فرزندانش سخنها شنیده بود. بهعلاوه، فرزندش میرهاشم محدث در سخنرانی سال ۱۳۷۸ در ارومیه چنین گفت:
«فراموش نمیکنم که در آن سالهای مذهبزدایی، ایشان کتابهای «الایضاح و الغارات» را – با تمام محظوراتی که برایشان داشت ـــ به امام زمان حضرت حجةبن الحسنالعسکری عجلالله تعالی فرجه تقدیم کرد. نهتنها در این دو کتاب، بلکه در تمام نوشتههایش، ارادتش به خاندان پاک پیامبر هویدا است.
در نصیحتنامهای نیز به فرزندانش یادآوری میکند که در سختترین شرایط زندگی و هنگامی که تمام درها را به روی خود بسته ببینند، به آخرین حجت خدا حضرت ولی عصر ارواحنا فداه پناه ببرند.»
محدث به همان میزان که کم سفر بود، به مکاتبه با بزرگان اهمیت میداد. و از آنجا که تمام زندگی او در کتاب خلاصه میشد، عمدۀ مطالب در این نامهها به کتابهای جدید، حلّ مشکلات پیش روی او در تصحیح و تحقیق و تعلیقات متون، یافتن نسخه های جدید از کتابهای کهن و مانند آنها ارتباط داشت.
فصلی مشبع از زندگی کتابشناسانۀ محدث را مکاتبات او تشکیل میدهد: نامه هایی که او نوشته یا برای او نوشته اند. نگارنده از نامه های محدث خطاب به دیگران خبر ندارد، و گیرندگان باید در این مورد سخن بگویند. ولی انبوهی از نامههایی را که به محدث نوشته اند، نزد فرزندش علی محدث دیده که تا کنون نشر نیافته است. بخشی از این نامهها (چهلنامه) که نسخههای آنها لابهلای کتابهای کتابخانۀ محدث بوده، توسط سیدجعفر حسینی اشکوری منتشر شد.
همچنین چهار نامه از استاد عباس اقبال توسط میرهاشم محدث منتشر شد. نگارنده نیز یک نامه از دکتر حسین علی محفوظ بغدادی را به تاریخ ۱۹۷۴ میلادی نشر داده است. این نامهها، گوشههایی روایت ناشده از زندگی کتابشناسانۀ محدث را نشان میدهد. و نگارش زندگینامۀ کامل و دقیق محدث بدون بررسی و تحلیل آنها ممکن نیست.
این نامه ها، به لحاظ کمّی بسیار فراوان، از جهت جغرافیایی گسترده، و به لحاظ کیفی بسیار متنوع و ارزشمند است. نام افراد مرتبط با محدث، خود یعنی فهرستی از شخصیتهای بزرگ حوزوی و دانشگاهی سدۀ اخیر که عمرشان با کتاب گره خورده بود.
اشارهای به برخی از این نامها مناسب مینماید: فضلالله زنجانی (زنجان)، جعفر سلطانالقرایی (تبریز)، حسین مقدس (مشهد)، سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی (تبریز)، سیدحسین عرب باغی (ارومیه)، آقاتهرانی (نجف)، عبدالحسین امینی (نجف)، محمدحسین آیتی (بیرجند)، محمد قزوینی (پاریس)، حسن سعید (تهران)، عباس اقبال (تهران)، حسین علی محفوظ (بغداد)، جلالالدین همایی (اصفهان)، سیدکریم امیری فیروزکوهی (تهران)، صلاحالدین منجّد (سوریه).
پس از کتابشناسی
بهترین آینهای که عظمت مرحوم استاد محدث و ارزش آثارش را نشان میدهد، نظر صاحبنظران در مورد این آثار است.
مقام معظم رهبری آیتالله سیدعلی خامنهای:
«مرحوم میرجلالالدین محدث ارموی خیلی زحمت برای این کتاب (نقض) کشید و هیچ هم از او قدردانی نشد. ... محدث مرد بسیار فاضلی بود، چیزی شبیه محمد قزوینی. من ایشان را از نزدیک دیده بودم و کاملاً میشناختم. ... آدمی بود که میتوانست در محافل ادبی و هنری آن روز شناخته شده باشد، اما کسی به ایشان توجّه نمیکرد، از بس آدم خوددار و دارای عزت نفس و عفت نفس بود. از او واقعاً باید تجلیل شود. او این مجاهدت را کرد و این کتاب را تصحیح و چاپ کرد و در اختیار علاقمندان گذاشت، و الّا کسی اصلاً این کتاب را نمیشناخت.»
استاد احمد سمیعی گیلانی:
مرحوم محدث، از روی همین نسخه عکسی (دیوان قوامی رازی) که (شادروان مجتبی) مینوی تاریخ کتابت آن را ۷۳۲ اعلام کرده، به آماده ساختن دیوان قوامی برای چاپ اهتمام ورزیده است. .... این دیوان در سال ۱۳۷۴ قمری (۱۳۳۳ شمسی) منتشر شده .... حاوی ۳۳۴۸ بیت از قوامی ... است.
محدث ارموی در مقدمه و تعلیقات دیوان، قوامی رازی و ممدوحان او را به شرح معرفی .... کرده است. .... در مواردی شرح چنان مبسوط است که خود رساله ای بهشمار میآید. مثلاً حاشیه شماره ۱۰ در نسب خاندان نقبای ری و قم ( ص ۱۹۳ تا ۲۴۹) خود رسالهای است محققانه و برای تهیه مطالب آن به متجاوز از شصت منبع فارسی و عربی و حتی نسخۀ خطی منحصر به فرد یا کمیاب مراجعه شده است. .... نکتۀ جالب آنکه مصحح، هر جا فهم معنای بیتی برایش میسّر نشده، صادقانه به آن اعتراف کرده است.
آثار
آثار مکتوب محدث بهترین آینهای است که شخصیت او را از جنبه های مختلف نشان میدهد. او بیش از سی سال دانش اندوخت (۱۲۸۳ تا ۱۳۲۴) بدون اینکه نشانی از آثار مکتوب او داشته باشیم. اما از دهه پنجم عمر، نگارش را آغاز کرد. نزدیک به ۳۵ سال تعلم و تعلیم را با نگارش و تحقیق متون کهن در آمیخت و این وجهه بر تمام عمر او سایه افکند. حاصل این دورۀ زمانی برکت خیز و شور انگیز، بیش از هفتاد عنوان کتاب و رساله بود که در این مجال، معرفی مختصر آنها را پیش روی داریم. تنوع موضوعی آثار نشان میدهد که او خود دانشنامهای سیار بود و جهانی فضل که در یک تن گرد آمده بود. این آثار به تقسیم موضوعی در چند موضوع جای میگیرد:
قرآن، حدیث، تاریخ، رجال و تراجم، فهرست و راهنما، عقاید، اخلاق، فقه و اصول، ادبیات فارسی، ادبیات عرب.
اول – قرآن
*تفسیر شریف لاهیجی، نوشته شریف لاهیجی (سده ۱۱). تهران: علمی، ۱۳۴۰. (چهار جلد، با همکاری: مرحوم دکتر محمد ابراهیم آیتی).
*تفسیر جلاء الاذهان و جلاء الاحزان (تفسیر گازر)، نوشته ابوالمحاسن حسین بن حسن جرجانی (زنده در ۷۲۲ قمری). تهران: ۱۳۳۷ شمسی. ده جلد متن + یک جلد مفتاح تفسیر گازر نوشته عزیز الله عطاردی.
دوم – حدیث
*حکمت اسلام، نوشته محمد صالح بن محمد باقر قزوینی روغنی (سده ۱۱). تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۵۴.
*الرسالة العلیة فی الاحادیث النبویة؛ نوشته کمال الدین حسین کاشفی بیهقی (د. ۹۱۰ ق.) تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۴.
*شرح احادیث طینت، نوشته آقا جمال خوانساری(د. ۱۱۲۵ ق.).
*شرح شهاب الاخبار، نوشته قاضی قضاعی (سده ۵ ق.) تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۲.
*شرح غرر الحکم و درر الکلم، نوشته آقا جمال خوانساری (د. ۱۱۲۵ ق.) تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۹. هفت جلد.
*شرح فارسی مصباح الشریعه، نوشته عبدالرزاق گیلانی (تألبف: ۱۰۸۷ ق.). تهران: صدوق، ۱۳۶۰ (چاپ دوم) دو جلد.
*شرح الماءة کلمة، نوشته ابن میثم بحرانی (سده ۷ ق.).
*شرح صد کلمه جاحظ، نوشته عبدالوهاب.
*شرح صد کلمه جاحظ، نوشته رشید وطواط (د.۵۷۳ یا ۵۷۸ ق.).
این سه کتاب در یک مجلد چاپ شده اند.
*المحاسن، احمد بن خالد برقی (سده ۳ ق.). تهران، ۱۳۳۳. (دو جلد).
سوم – تاریخ
*آثارالوزراء، نوشته سیف الدین حاجی بن نظام عقیلی (سده ۹)، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۷.
*الدلائل البرهانیة، نوشته علامه حلّی (د. ۷۲۶ قمری). ضمن تعلیقات کتاب الغارات. تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۴.
*الغارات، نوشته ابراهیم بن محمد ثقفی (د. ۲۸۳ ق.). تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۴. (دو جلد).
*فردوس در تاریخ شوشتر و برخی از مشاهیر آن، نوشته علاء الملک حسینی شوشتری (سده ۱۱ ق.). تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۲.
*نسائم الاسحار من لطائم الاخبار، نوشته ناصر الدین منشی کرمانی ( تألیف: ۷۲۵ ق.)تهران، ۱۳۳۸.
چهارم – رجال و تراجم و انساب.
*الرجال، نوشته تقی الدین حسن بن علی بن داوود حلی مشهور به ابن داوود (سده ۸ ق.)
*رجال، نوشته ابوجعفر احمد بن محمد بن خالد برقی (د. ۲۷۴ یا ۲۸۰ ق.)
دو کتاب اخیر را با همکاری مرحوم سید کاظم موسوی سامان داده است.
*توضیح الاشتباه و الاشکال، نوشته محمدعلی ساروی .
*رسالة فی معرفة الصحابة، نوشته شیخ حر عاملی (د. ۱۱۰۴ ق.)
*رجال قاین، نوشته آیت الله محمدباقر بیرجندی (د. ۱۳۵۲ ق.)
این سه کتاب نیز توأم تحت عنوان (سه رساله در علم رجال) با همکاری سید کاظم موسوی منتشر شده است. (تهران، ۱۳۴۵).
*الفصول الفخریة فی اصول البریة، نوشته جمال الدین احمد بن عنبه (سده ۸ و ۹). با کمک سید کاظم موسوی و مقدمه جلال الدین همایی. تهران، ۱۳۴۶.
*الفهرست، نوشته منتجب الدین رازی (سده ۶ ق.). قم: کتابخانه مرعشی، ۱۳۶۶.
*نقاوة الاصابة فی من اجمعت علیه الصحابة، نوشته میرزا ابوالفضل تهرانی (د. ۱۳۱۶ ق.) تهران، ۱۳۳۸.
پنجم – فهرست و راهنما
*فهرست موضوعی احادیث غرر الحکم. به عنوان جلد هفتم شرح غرر چاپ شده است.
*فهرست التدوین فی ذکر اخبار قزوین، نوشته عبدالکریم رافعی (د. ۶۲۳ ق.). تهران، ۱۳۳۳.
ششم – عقاید
*الایضاح، نوشته فضل بن شاذان نیشابوری (درگذشته ۲۶۰ قمری). تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۵۱.
*التفضیل، نوشته ابوالفتح کراجکی (د. ۴۴۹ قمری). تهران: دار الکتب الاسلامیة، ۱۳۲۹.
*جبر و اختیار، نوشته آقا جمال خوانساری (سده ۱۱).
*تحفه عباسی، نوشته محمد طاهر قمی (د. ۱۰۹۸ ق.) ضمن شش رساله فارسی. تهران، ۱۳۳۹.
*الصوارم المهرقة، نوشته قاضی نورالله شوشتری (د. ۱۰۱۹ ق.). تهران، ۱۳۲۶.
*میزان الملل، نوشته علی بخش میرزا قاجار (سده ۱۳ ق.). تهران، ۱۳۲۴.
*نقض ( = بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض) نوشته عبدالجلیل قزوینی رازی (سده ۶ ق.). تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۸. (سه جلد با مقدمه و تعلیقات و فهارس).
هفتم – اخلاق
*ترجمه التنبیهات العلیة علی وظائف الصلوة القلبیة، نوشته شهید ثانی (د. ۹۶۵ قمری)، ترجمه فارسی: محمد صالح واعظ (سده ۱۱). تهران: چاپ تابان، ۱۳۶۸ قمری.
*التعریف بوجوب حق الوالدین، نوشته کراجکی (د. ۴۴۹ قمری). همراه با التفضیل چاپ شد. تهران: دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۲۹.
*زاد السالک، نوشته فیض کاشانی (د. ۱۰۰۷ ق.). تهران، ۱۳۳۱.
*نیت و اخلاص، نوشته آقا جمال خوانساری (د. ۱۱۲۵ ق.). به ضمیمه شرح مصباح الشریعه چاپ شده است.
*معالجة النفس، نوشته محمد طاهر قمی (د. ۱۰۹۸ ق.) ضمن شش رساله فارسی. تهران، ۱۳۳۹.
*مباحثة النفس، از: همو، در همان مجموعه.
*ترجمه تنبیه الراقدین، از: همو، در همان مجموعه.
*نجاتیه، نوشته ابومحمد بایزید بسطامی ثانی (سده ۱۳ ق.). تهران، ۱۳۳۴ ش.
هشتم – فقه و اصول
*الاصول الاصیلة، نوشته فیض کاشانی (سده ۱۱). تهران: محدث، ۱۳۴۹.
*الحق المبین فی کیفیة التفقه فی الدین، نوشته فیض کاشانی (تألیف: ۱۰۶۸ قمری).
*رساله در صلاة، نوشته محمد طاهر قمی (د. ۱۰۹۸ ق.) در ضمن مجموعه: شش رساله فارسی. تهران، ۱۳۳۹.
*رساله در زکات، از: همو، در همان مجموعه.
*مفتاح التحقیق، نوشته میرزا محمد علی معزی دزفولی (د. ۱۳۸۹ ق.) تهران، ۱۳۳۸.
*رساله نیت (نیت در عبادات)، نوشته آقا جمال خوانساری. به ضمیمه شرح مصباح الشریعه چاپ شده است.
نهم – ادبیات فارسی
*دیوان قوامی رازی (سده ۶ قمری). تهران، ۱۳۳۴.
دهم – ادبیات عرب
*دیوان سید ابوالرضا فضل الله راوندی (سده ۶ قمری). تهران، ۱۳۴۴.
*دیوان حاج میرزا ابوالفضل تهرانی (د. ۱۳۱۶ قمری). تهران، ۱۳۱۶.
فهرست آثار محدث ارموی به ترتیب زمان نگارش اصل آنها را نیز می توان نشان داد.
برای نمایاندن اهمیت آثاری که محدث به تحقیق آنها همت گماشت، میتوان فهرستی به ترتیب زمان ارائه کرد. چنین فهرستی نشان میدهد که او در پی یافتن متون سهل الوصول نبود که به محض استنساخ قابل ارائه به چاپخانه باشد. بلکه مرد میدان های خطر بود و سراغ متونی میرفت که کمتر کسی از آنها سراغ میگیرد. گاهی نسخه آنها منحصر و مغلوط و دشوار خوان بود. ولی با این همه، محدث تن به تصحیح آنها میداد و بدان گردن مینهاد.
از آنجا که ویژگیهای تفصیلی کتابها در بخش پیش یاد شد، از تکرار مطالب چشم میپوشم و به نام کتاب بسنده میشود.
سده سوم:
الایضاح ، رجال برقی، الغارات، المحاسن
سده پنجم:
التعریف بوجوب حق الوالدین، التفضیل، شرح شهاب الاخبار
سده ششم:
دیوان سید ابوالرضا راوندی، دیوان قوامی رازی، شرح المائة کلمة / ابن میثم، شرح المائة کلمة/ عبدالوهاب، شرح صد کلمه / رشید وطواط، فهرست منتجب الدین، نقض ،
سده هشتم:
تفسیر جلاء الاذهان (گازر)، الدلائل البرهانیة ، رجال ابن داوود ، الفصول الفخریة، نسائم الاسحار
سده نهم:
آثار الوزراء
سده دهم:
الرسالة العلیة فی الاحادیث النبویة
سده یازدهم:
الاصول الاصیلة، تفسیر شریف لاهیجی، الحق المبین، زاد السالک ، شرح مصباح الشریعه ، معالجة النفس ،مباحثة النفس، ترجمه تنبیه الراقدین، رساله در صلاة، رساله در زکاة، تحفۀ عباسی ، الصوارم المهرقة، فردوس
سده دوازدهم:
ترجمه التنبیهات العلیه، حکمت اسلام، توضیح الاشتباه و الاشکال ، رسالة فی معرفة الصحابة، شرح احادیث طینت
نیت و اخلاص ، جبر و اختیار، شرح غرر الحکم، رساله نیت
سده سیزدهم:
میزان الملل،نجاتیه ،
سده چهاردهم:
دیوان میرزا ابوالفضل تهرانی ، رجال قاین ، مفتاح التحقیق، نقاوة الاصابة.
نظر شما