جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۸
کریم امامی، مترجمی عاشق سینما که عکس گرفت و نقد هنری نوشت

امامی در کنار تجربه سینمایی‌اش، در جوانی عکاسی می‌کرد و عکس‌های مورد توجه و تحسین زیادی قرار گرفته بود. او خودش را عکاس نمی‌دانست اما ذوق هنری و زاویه نگاهش در عکاسی تحسین‌برانگیز است.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا کریم امامی را همه با عنوان مترجمی زبردست می‌شناسیم. کسی که رمان «گتسبی بزرگ» فیتز جرالد را ترجمه کرده و سراغ آثار گراهام گرین و آرتور سی. کلارک هم رفته است. همچنین مخاطبان ایرانی با داستان‌های جذاب شرلوک هلمز از طریق ترجمه‌های امامی آشنا شدند.

اما زندگی اما غیر از روزنامه‌نگاری و ترجمه، یک سویه کمتر شناخته شده دارد و آن هم فعالیت‌های هنری و سینمایی اوست. در کتاب «شناخت نامه کریم امامی» که به تازگی از سوی انتشارات نیلوفر انجام شده، با فیلم‌سازی و جنبه‌های هنری کریم امامی آشنا می‌شویم.

همکار گلستان در استودیوی فیلمسازی

امامی پس از بازگشت از سفر امریکا سال ۱۳۳۸ به تهران آمد و در استودیو گلستان کارمند ابراهیم گلستان و همکار فروغ فرخزاد، مهدی اخوان‌ثالث، فریدون رهنما و نجف دریابندری شد.

آن زمان استودیوی فیلم گلستان موسسه تازه تاسیس بود که ابراهیم گلستان درست کرده بود تا برای شرکت‌های عامل نفت فیلم‌های مستند بسازد.

گلستان ماجرای پیوستن امامی به استودیو را چنین نقل می‌کرد: «در سال‌های آخر ۱۳۳۰ که کریم امامی به تهران رسید، آشنایی و همکاری‌اش را به من بخشید. این شد آغاز کار او در امر فیلم‌پردازی. کار زیاد دشوار ساختن فیلم موج و مرجان و خارا، چه در صحرا و کوهپایه‌های فارس و خوزستان و دریا و جزیره‌های جنوب، چه در اتاق‌های برش فیلم و صدا ساختن در تهران، با دستیاری صبور و شوق‌آلوده او همراه و روان‌تر بود.»

امامی نیز رفتن و پیوستن خود به استودیوی گلستان را اینگونه شرح داده بود: «من وقتی که رفتم آنجا، چون انگلیسی هم می‌دانستم، من را نامزد کردند تا با کارگردان انگلیسی‌ای که روی این مستند کار می‌کرد همکاری کنم و دستیار او باشم. نام این کارگردان آلن پندری بود... خلاصه آن که من در این دوره با کار فیلمسازی مستند آشنا شدم. همچنین کتاب‌هایی درباره سینما می‌خواندم و گاهی از من می‌خواستند که سناریویی بنویسم. علاوه بر این‌ها هم دستیار کارگردان بودم و هم دستیار تهیه‌کننده.»

آشنایی و دوستی امامی با چهره‌ای مثل فروغ فرخزاد یکی از اتفاقات خوب او در زمان حضور در استودیوی گلستان بود. او فروغ را چهره‌ای درجه یک می‌دانست که در فیلم‌سازی هم مهارت داشت: «خیلی از فیلم‌ها را تدوین می‌کرد و یا اینکه مثلا در نوشتن سناریو و این‌ها شرکت داشت، ولی من فکر می‌کنم در فیلم خانه سیاه است، که موضوعش زندگی جذامی‌هاست، دید شاعرانه او با موضوعی که می‌تواند بسیار سیاه و وحشتناک باشد تلفیق غریبی پیدا کرده و این فیلم را به نظر من، ‌ به همین خاطر، در یک سطح والای هنری قرار داده است.»

ثبت جدال سنت و مدرنیته با دوربین

امامی در کنار تجربه سینمایی‌اش، در جوانی عکاسی می‌کرد و عکس‌های مورد توجه و تحسین زیادی قرار گرفته بود. او خودش را عکاس نمی‌دانست اما ذوق هنری و زاویه نگاهش در عکاسی تحسین‌برانگیز است. عکس‌های مجله کتاب امروز، عکس‌های برخی از کتاب‌های انتشارات زمینه و چند کاتالوگ هنری از دریچه دوربین او ثبت شده است.

ژوبین اسکندری، عکاس و پژوهشگر، هنر عکاسی امامی را چنین توصیف می‌کند: «عمده عکس‌های کریم امامی در دهه ۱۳۵۰ گرفته شده است. سال‌های پرشتاب پیشرفت و ترقی ایران که گذشته را بی‌محابا به عقب می‌راند. او به واسطه حرفه و تخصصش در بطن این تغییرات و تحولات بود. او در عکس‌های بسیاری جدالِ دو رانه گذشته و آینده را تصویر می‌کند. امامی در عکس‌هایش قضاوت نمی‌کرد، اما به درستی می‌دید آن چیزی را که ما سال‌هاست به تحلیل چگونه شکل گرفتنش نشسته‌ایم؛ روند مدرنیته در ایران.»

نوشتن نقد هنری یکی دیگر از فعالیت‌های امامی در کنار ترجمه بود. علاقه او به حوزه‌های مختلف هنری و رفت‌وآمدش به نگارخانه‌ها، سینماها و سالن‌های تئاتر دلیلی شد تا او برای روزنامه‌ها نقد هنری بنویسد. آمد و شد امامی به محافل هنری تاثیر زیادی بر روی او داشت و این مترجم را با مکتب‌های هنری و نقاش‌ها آشنا کرد.

بسیاری از هنرمندانی که امای در مقاله‌هایش به معرفی آنها پرداخت و آثارشان را نقد کرد، در آن زمان، جوانانی مستعد و در آغاز راه بودند و برای اولین بار معرفی می‌شدند. شماری از آنان امروز از سرآمدان کار خود هستند و برخی شهرت بین‌المللی کسب کرده‌اند؛ هنرمندانی همچون مرتضی ممیز، سهراب سپهری، روبین پاکباز، مسعود عربشاهی، پرویز تناولی، صادق تبریزی و بهجت صدر نمونه‌ای از این هنرمندان هستند.

امامی در یکی از نقدهایش درباره آثار سهراب سپهری چنین می‌نویسد: «سپهری هنرمندی است که نه تنها در نقاشی بلکه از قرار معلوم در زندگی نیز خودش را یافته است؛ دریافت کلی‌ای که از آثار سپهری می‌کنیم «آرامش» است، آرامش و هر چه هست هماهنگی است. شاید برایتان جالب باشد که سپهری شیفته خاور دور و فیلسوفان آن است و این فیلسوفان بر نقاشی و شعرِ‌ درخشان او اثر گذاشته‌اند.»

بعدها گزیده‌ای از مقالات امامی در کتاب «گال... گال... گالری» توسط نشر نیلوفر منتشر شد. این کتاب مروری بر رویدادهای هنری تجسمی این دهه ۴۰ دارد.

امامی، مردی اخلاق‌گرا و عارف‌مسلک بود که تا پایان عمرش برای فرهنگ و هنر تلاش کرد. اگرچه امامی را بیشتر با ترجمه‌های روان و هوشمندانه‌اش از آثار ادبی جهان می‌شناسند اما کتاب «شناخت‌نامه کریم امامی» چهره‌ دیگری از او را به ما نشان می‌دهد. هنرمندی که در استودیوی گلستان درگیر فیلم مستند بود، با فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان رفاقت داشت و عکس‌هایش روایتی بصری از جدال سنت و مدرنیته در ایرانِ دهه پنجاه است و نقدهای هنری‌اش، بسیاری از هنرمندان تازه‌کار آن روزگار را به جهان معرفی کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها