سه‌شنبه ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۳۵
نمادی از مقاومت ضداستعماری و نقش اجتماعی زنان در ساختار عشایری

در نشست نقد و بررسی کتاب «سردار بی‌بی مریم بختیاری؛ به روایت آثار منتشرنشده»، اسناد جدیدی از دادخواهی این زن مبارز پس از غارت اموالش و نامه‌های او به مجلس و علمای زمان ارائه شد. سخنرانان در این نشست بر جایگاه بی‌بی مریم به عنوان نمادی از مقاومت ضداستعماری و نقش اجتماعی زنان در ساختار عشایری تاکید کردند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب و ادبیات ایران، در ادامه سلسله نشست‌های «رواق تورق»، نشست نقد و بررسی کتاب «سردار بی‌بی مریم بختیاری سردار آزادگی؛ به روایت آثار منتشر نشده» نوشته پریچهر سلطانی‌زراسوند، دوشنبه بیستم بهمن (۱۴۰۴) با حضور سهیلا شهشهانی، مرسل صدیق و نویسنده کتاب، در سرای اهل قلم خانه کتاب و ادبیات ایران برگزار شد.

سهیلا شهشهانی؛ انسان‌شناس، دانشیار دانشگاه شهید بهشتی و مدیرمسئول نشریه «انسان‌شناسی خاورمیانه» در این نشست با تجلیل از روش پژوهشی کتاب، آن را «اثری مقنع» خواند که از اسناد دست‌نخورده تاریخی بهره برده است. وی با اشاره به محورهای کلیدی کتاب مانند موقعیت زنان در مقایسه با مردان، زندگی روزمره، مالکیت و تقسیم ارث، به موضوع «پرورش کودک در خانواده ایرانی» پرداخت و گفت: ما همیشه از نظام آموزشی گله می‌کنیم، اما بسیاری از همین کودکان بعدها در دانشگاه‌های معتبر جهان موفق می‌شوند. بخشی از این موفقیت ریشه در آموزش درون خانواده و اهمیتی دارد که خانواده ایرانی به تربیت کودک می‌دهد با این جمله تکرارشونده که «من چه کسی را تحویل جامعه می‌دهم؟». این نشان می‌دهد خانواده برای جامعه احترام قائل است.

وی همچنین با اشاره به ساختار اجتماعی عشایری گفت: در کتاب می‌بینیم که حدود سی نفر با هم زندگی می‌کردند. این رقم جالبی است. کودک در یک محوطه خانوادگی بزرگ، تنها توسط پدر و مادر پرورش نمی‌یافت، بلکه از همه اقوام محبت می‌دید و می‌آموخت چگونه رابطه برقرار کند با چه کسی هم‌دست شود و چرا برخی خویشاوندان را بیشتر دوست دارد. این تجربه زیسته، فرد را با انبوهی از افکار و امکان انتخاب مواجه می‌کند و او را از یک دریافت‌کننده صرف، به فردی اندیشمند تبدیل می‌کند.

شهشهانی ادامه داد: در جامعه عشایری، حیطه خصوصی و عمومی تفکیک نشده بود. دختری که در چادر کنار والدین زندگی می‌کرد، صدای تمام گفت‌وگوها را می‌شنید و اگر باهوش بود، می‌توانست به فردی توانمند تبدیل شود. زنانی مانند طبقان‌خاتون و تاتارخاتون در تاریخ عشایر ایران دارای عناوینی مانند خاتون، بیگی و امیربانو بودند و در امور کشاورزی، جنگ و حتی قضاوت نقش داشتند.

شهشهانی با بازگویی خاطره‌ای از تحقیق میدانی خود در میان عشایر ممسنی، به مشاهده توانمندی زنان پرداخت و گفت: در اولین شب اقامتم، دیدم که یکی از زنان (بی‌بی) یک جعبه کمک‌های اولیه را باز کرد و شروع به تجویز دارو برای سردرد کرد. با خود گفتم این زنان با این ظاهر، چقدر مطلع و حاذق هستند. آنجا مشاهده کردم که زنان در حل و فصل مسائل نقش بسیار مهم و توانمندی دارند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع «خلعت» به عنوان نماد مهمی در کتاب اشاره کرد و ادامه داد: خلعت در واقع پرچم و نشانه حاکمیت بود. شاه هر سال برای حاکمان مناطق مختلف خلعت می‌فرستاد و دریافت آن مراسم خاصی داشت. در کتاب می‌بینیم بی‌بی مریم مجبور به فرستادن چنین خلعت‌ها یا لباس‌های ارزشمندی می‌شده است. این کتاب حاضر پر از اسناد، اشعار و گزارش‌های تاریخی ناب درباره یک زن قدرتمند ایرانی است.

پریچهر سلطانی‌زراسوند، که سوابق اجرایی مانند دبیری کارگروه زنان روستایی، عشایر و مناطق محروم در معاونت زنان و خانواده ریاست جمهوری و مشاور معاون وزیر و مدیرعاملی سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی ایران را نیز در کارنامه دارد، در این مراسم ضمن تبریک روز چهارمحال و بختیاری، به شرح یافته‌ها و اسناد جدید کتاب پرداخت. وی از کشف سند مهم و چهار صفحه‌ای در تحقیقات اخیر خود خبر داد که مربوط به سال ۱۳۰۱ و نوشته بی‌بی مریم خطاب به مجلس شورای ملی است که نشان از دادخواهی این چهره مبارز پس از غارت اموالش دارد.

سلطانی‌زراسوند بخش‌هایی از این نامه را به این شرح برای حضار قرائت کرد: «علت سکوت و بی‌اعتنایی اولیای امور چیست؟ … آیا اگر من یک جمعی انسان بی‌پناه را راه نمی‌دادم و آن‌ها را تسلیم دشمن می‌نمودم شماها با چه چشم به من نگاه می‌کردید؟ آن وقت سزای خدمت این است که دارایی و محاصل عمر مرا متصرف شوند و عمارت و آشیانم را خراب کنند و حکومت راضی به سکوت شود؟»

وی با تأکید بر اهمیت این سند گفت: این نامه نشان می‌دهد که بی‌بی مریم پس از دفاع از پناهندگان و مقاومت در جنگ جهانی اول، با غارت اموال و ویرانی خانه شخصی‌اش مواجه شد و در عین حال، با متانت و استدلال قوی نزد مراجع قانونی دادخواهی کرد.

این پژوهشگر همچنین به مطالبه‌گری بی‌بی مریم در دورانی که زنان از بسیاری حقوق محروم بودند، اشاره کرد و ادامه داد: بی‌بی مریم در زمانه‌ای که زنان قادر نبودند برای خود حق و حقوقی قائل شوند، نامه‌ای به علما و فقهای زمان خود نوشت و پرسید «مگر در قرآن نیامده که همه فرزندان از مایملک پدر سهمی دارند؟ پس چرا من ارث نمی‌برم و برادرانم سهم مرا نمی‌دهند؟ شما دستور بفرمایید که قانون و شرع مقدس اسلام چه می‌گوید.» این نامه بسیار ارزشمندی در عصر خود است که در کتاب نیز آن را آورده‌ام.

سلطانی‌زراسوند در ادامه به نقش بی‌بی مریم در جنگ جهانی اول اشاره کرد و گفت: با آغاز جنگ، بی‌بی مریم به همراه جوانان بختیاری و خانواده‌اش در مقابل روس و انگلیس که تا اصفهان آمده بودند، مقاومت کرد و حتی جنگید. سند مربوط به حضور وی در دفاع از اصفهان و نیز مدالی که امپراتور عثمانی به او اعطا کرد در کتاب آورده شده است. او با علم به تهدید روس‌ها مبنی بر تبعید و حراج اموال مخالفان، به دفاع از ایران پرداخت و در نتیجه مورد هجوم قرار گرفت و اموالش غارت شد و خودش را نیز تبعید کردند.

این نویسنده در بخش دیگری از سخنان خود به بازتاب جهانی شخصیت بی‌بی مریم اشاره کرد و ادامه داد: پس از مقاومت‌های او در جنگ جهانی اول، امپراتوران آلمان، عثمانی و اتریش برای وی مدال فرستادند. ما این مدال‌ها را پیدا کرده‌ایم. این‌ها در حد شعار نیست؛ سند است. ما امروز رسالت داریم که بی‌بی مریم را به عنوان زنی مبارز، ضدبیگانه، استبدادستیز و مدال‌آور از سه امپراتوری، به دنیا معرفی کنیم.

سلطانی‌زراسوند همچنین به نقش او در انقلاب مشروطه پرداخت و تلگرافی از بی‌بی مریم به همسرش را خواند: شنیدم تو رفته‌ای مخالفین مشروطه را شکست داده‌ای… از من گوش کن: تا زمانی که همه بیگانگان را از کشور خارج نکردی و آزادی برای مردم نیاوری، حق تو حکومت نیست.

وی خطابه معروف بی‌بی مریم به برادرش سردار اسعد را نیز نقل کرد که در آن گفته بود: اگر تمام مردان رشید بختیاری شهید شدند، تمام زن‌های بختیاری را جمع می‌کنم، کفن به گردن، تفنگ به دست، برای شکست دشمن حرکت می‌کنیم.

سلطانی‌زراسوند در بخش دیگری از صحبت‌هایش به زندگی‌نامه بی‌بی مریم پرداخت و گفت: بی‌بی مریم در سال ۱۲۵۲ در قلعه تُل خوزستان به دنیا آمد و در ۱۳۱۶ در اصفهان درگذشت. وی در دو برهه مهم؛ یعنی انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول نقش آفرینی کرد.

وی همچنین از اقداماتی مانند نصب سردیس، نام‌گذاری خیابان و رونمایی از تمبر یادبود بی‌بی مریم خبر داد.

سلطانی‌زراسوند سخنان خود را با خوانش خاطره‌ای از بی‌بی مریم درباره وطن‌پرستی و دغدغه کارآفرینی به پایان برد: بی‌بی مریم در خاطراتش نوشته «امروز در لاله‌زار تهران رفتم به دکان چادر فروشی… دیدم طلا جواهر زنان ایرانی را گرو گذاشته‌اند تا از خارجه چادر بیاورند… مغزم تیر کشید… آنچه بود پادشاهان قاجار به هدر دادند… اگر نخ سوزن هم از خارجه نیاید باید لباس‌هایمان را به هم بچسبانیم.» او آرزوی راه‌آهن، جاده و اشتغال مؤثر زنان داشت. امیدوارم با مطالعه کتاب و اسناد آن، بیش‌تر بدانیم چه بانوان بزرگی در کشور داشته‌ایم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها