دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۰۰
تجو کول راوی زورگویی، استبداد، فقر و فساد در نیجریه است

غزل نامجو، مترجم کتاب «هر روز به کام دزد است» اثر تجو کول، گفت: خواننده از همان ابتدای این رمان متوجه می‌شود که نویسنده نگاهی عمیقاً انتقادی دارد و این داستانی نیست که صرفاً برای سرگرم‌کردن مخاطب نوشته شده باشد. نویسنده‌ای نیجریه‌ای که سال‌ها در نیویورک زندگی‌کرده، به لاگوس برمی‌گردد؛ او قلباً وطنش و آدم‌هایش را دوست دارد، اما آنچه می‌بیند کشوری است که به شدت گرفتار زورگویی، فساد، رشوه و بی‌نظمی است. این کتاب تصویر رک‌وراستی از جامعه‌ای استبدادزده و گرفتار ناکارآمدی، فقر و فساد است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا اخیراً به همت نشر عینک برای اولین بار رمانی از تجو کول، نویسنده و مورخ نیجریه‌ای- آمریکایی، به فارسی ترجمه و عرضه شده که «هر روز به کام دزد است» نام دارد. این اثر روایت یک مرد نیجریه‌ای است که بعد از سال‌ها زندگی در آمریکا برای مدتی کوتاه به لاگوس برمی‌گردد و در این بازگشت، شهر را نه از زاویه دید یک گردشگر، بلکه از نگاه کسی می‌بیند که زمانی آنجا بزرگ شده و حالا فاصله‌ای میان خودش و محیط احساس می‌کند. راوی در طول حضورش در شهر، با موقعیت‌های مختلف روبه‌رو می‌شود؛ از اداره‌ها و مسیرهای شلوغ شهری تا برخورد با رفتارهای اداری و اجتماعی که برای بسیاری از ساکنان معمولی است و صحنه‌هایی را شرح می‌دهد، نشانگر اینکه رشوه‌خواری، بی‌نظمی و فشارهای روزمره جزیی از زندگی عادی شده‌اند.

به بهانه انتشار این کتاب با غزل نامجو، مترجم آن، گفت‌وگویی کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

آنچه بیش از هر چیز در رمان «هر روز به کام دزد است» شما را به ترجمه آن ترغیب کرد، چه بود؟ این رمان چه ویژگی‌هایی داشت که باعث شد آن را برای ترجمه انتخاب کنید؟

انتخاب اولیه کتاب از سمت نشر عینک و پیشنهاد دبیر ترجمه آن بود. پس از مطالعه کتاب، روان و ملموس بودن داستان و تأثیر احساسی‌ای که بر شخص من داشت، من را به ترجمه آن مجاب کرد. دلیل دیگر انتخاب این بود که باور دارم برخی از وجوه داستان برای خواننده ایرانی بسیار قابل درک و ملموس است و درنهایت برای معرفی این نویسنده آفریقایی‌تبار درخشان به فارسی‌زبانان بسیار مشتاق بودم. این اولین اثر اوست که به فارسی ترجمه می‌شود.

با توجه به اینکه قبلا از تجو کول کتابی به فارسی ترجمه نشده و مخاطب فارسی‌زبان با این نویسنده آشنا نیست، ممکن است ابتدا توضیحی درباره او و نثر و شیوه داستان‌نویسی‌اش بدهد؟

تجو کول نویسنده، عکاس و تاریخ‌نگار هنر آمریکایی- نیجریه‌ای است. او در نیجریه به دنیا آمده و تحصیل و زندگی‌اش را در آمریکا ادامه داده و همین زیست دوگانه، نگاهش را شکل داده است. نثر کول نثری روان و خواندنی است اما در قصه‌گویی دنبال روایت‌های ماجرامحور یا تاریخیِ صرف نیست.

لطفاً درباره متن اصلی داستان توضیح دهید. آیا با توجه به تبار نیجریه‌ای نویسنده، در متن انگلیسی او واژه‌ها و اصطلاحاتی آفریقایی بود که ترجمه متن را دشوار کند و آیا در برگرداندن واژه‌ها و اصطلاحات به زبان فارسی با چالش مواجه شدید؟

به‌طور کلی خیر. متن اصلی رمان به زبان انگلیسی سلیس و استانداردی نوشته شده و اصطلاحات آفریقایی موجود در متن توسط خود نویسنده به‌روشنی توضیح داده شده‌اند، که کار ترجمه را برای من بسیار راحت کرد. دشواری ترجمه نه در کلمات و اصطلاحات، بلکه در ترجمه لحن متن و انتقال احساسات و فضای داستان به زبان مقصد است.

لطفاً درباره نام این رمان توضیح دهید. در نام رمان یک کنایه انتقادی پنهان است که با حال و هوای آن هم می‌خواند. چرا نویسنده تاکید دارد که «هر روز به کام دزد است»؟

نام کتاب برگرفته از ضرب‌المثلی نیجریه‌ای است که در اولین صفحه کتاب هم قید شده است. هرروز به کام دزد است، یک روز به کام صاحب؛ این ضرب‌المثل معنایش این است که در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد و درنهایت راستی و درستی بر دغلکاری پیروز است. انتخاب بخشی از این ضرب‌المثل برای اسم کتاب، یک انتخاب آگاهانه و طعنه‌آمیز بوده، چون کل این رمان درباره روزهای دزد است! در سراسر این رمان، پلیس رشوه می‌گیرد، کارمند دولتی زدوبند می‌کند، مردم همدیگر را تیغ می‌زنند، سیاست‌مدارها ثروت عمومی را غارت می‌کنند و حتی تاریخ و حقیقت هم دزدیده شده و وارونه معنا می‌شوند.

این داستان بیشتر به شکل روایت‌های تکه‌تکه است. آیا این سبک داستان‌نویسی تجو کول است یا فقط در این داستان به کار گرفته شده است؟

این رمان یک روایت خطی دارد و هیچ پنهان‌کاری یا پیچیدگی زبانی‌ای هم ندارد، اما آنچه به‌درستی به شما حس تکه‌تکه‌بودن داده، سیر روایت داستان است که مثل مجموعه‌ای از یادداشت‌ها و مشاهدات است. باید بگویم این مهم‌ترین وجه فنی داستان‌نویسی تجو کول است؛ این نویسنده بسیار تجربه‌گراست و در رمان‌هایش، ازجمله همین اثر دنبال فرم‌های روایی جسورانه یا درهم‌آمیختن شکل‌های روایی است. مهم‌ترین جنبه فرمی رمان «هر روز به کام دزد است» این است که این اثر بین رمان، ناداستان و سفرنامه در حرکت است. از یک طرف ما با یک رمان مواجه هستیم که قصه سرراست و مشخصی دارد، شخصیت و دیالوگ دارد، حتی ماجرا و رخداد و غیره؛ اما از طرف دیگر، راوی این اثر درحقیقت کسی نیست جز خودِ نویسنده. ما با تجو کول، که سال‌هاست ساکن آمریکاست، در سفری به سرزمین مادری‌اش همراه می‌شویم. شخصیت‌های رمان هم ظاهراً از دنیای واقعی زندگی نویسنده آمده‌اند. یک تلاش آشکار هم در کتاب وجود دارد تا آن را از شکل دراماتیک و تخیلیِ صرف خارج کند و به خواننده این حس را بدهد که هرچه می‌خواند، عین واقعیت است. اینکه در رمان عکس‌هایی از مشاهدات تجو کول گذاشته شده، دقیقاً برای تثبیت همین حس مستندنگارانه اثر است.

تجو کول راوی زورگویی، استبداد، فقر و فساد در نیجریه است

به نظر شما با توجه به تحلیل‌هایی که نویسنده به مسائل فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی پیرامونش دارد آیا می‌شود «هر روز به کام دزد است» را در زمره ادبیات اعتراضی دانست؟

بله. خواننده از همان ابتدای رمان متوجه می‌شود که نویسنده نگاهی عمیقاً انتقادی دارد و این داستانی نیست که صرفاً برای سرگرم‌کردن مخاطب نوشته شده باشد. نویسنده‌ای نیجریه‌ای که سال‌ها در نیویورک زندگی‌کرده، به لاگوس برمی‌گردد؛ او قلباً وطنش و آدم‌هایش را دوست دارد، اما آنچه می‌بیند کشوری است که به شدت گرفتار زورگویی، فساد، رشوه و بی‌نظمی است. این کتاب تصویر رک‌وراستی از جامعه‌ای استبدادزده و گرفتار ناکارآمدی، فقر و فساد است؛ از قطع مکرر برق، رشوه‌گیری‌های فراوانی که در همه‌جا دیده می‌شود، تا اختلاس‌های بزرگ، باجگیری‌های پلیس و دزدی‌های مردمی. یک چرخه بزرگ که در آن، هر فرد هم قربانی است و هم بخشی از همان فساد و آنچه درباره شکل اعتراضی این کتاب اهمیت دارد، این است که نویسنده نگاه تک‌بعدی‌ای ندارد. او فقط یک عامل را مقصر همه گرفتاری‌ها نمی‌داند. ما دستگاه حاکمیتی‌ای را در نیجریه می‌بینیم که با گروه‌های خلافکار همدست است و هیچ کنترلی هم روی ساختار اقتصادی و نظم اجتماعی ندارد، اما در نگاه نویسنده، خود مردم و نهادهای غیرحاکمیتی مثل بعضی گروه‌های افراط‌گرای دینی که ترویج‌دهنده افکار هنجارشکن و بی‌قاعده هستند، بی‌تقصیر نیستند. بخش مهمی از جنبه اعتراضی رمان به جایی برمی‌گردد که نویسنده موقعیت‌ها و تصاویری را به مخاطب نشان می‌دهد تا به‌طور غیرمستقیم بر نقش خرافه‌باوری، تنبلی، بی‌نظمی و قانون‌گریزی مردم اشاره کند. وقتی به انتهای رمان می‌رسیم، ما هم مثل راوی رمان در بطن این پرسش قرار می‌گیریم که واقعاً باید با چنین وضعیتی چه کرد؟ راوی داستان به صدای قلبش و تمایلی که به آن‌همه نوستالژی از کودکی دارد گوش بدهد و در کشور نابسامانش بماند؟ یا سفرش را تمام کند و دوباره به آمریکا برگردد و همچنان یک مهاجر باشد؟

یکی از اصطلاحات جالب توجه در این داستان «واقعیت شلخته» است. منظور از «واقعیت شلخته» در جمله «هیچ‌یک از پا نمی‌افتند و از جدال بین هنر و واقعیت شلخته هیچ نتیجه منطقی‌ای بیرون نخواهد آمد» چیست؟

در جایی از رمان، راوی هدفون‌هایش را در گوش گذاشته و سعی می‌کند به قطعه موسیقی‌ای گوش دهد. اما همزمان صدای کُپ‌کُپ ژنراتورها می‌آید؛ چون قطع‌شدن مکرر برق، اهالی را مجاب کرده که ژنراتور در خانه داشته باشند. او صدای موسیقی را زیاد می‌کند و سعی می‌کند هنر بر واقعیت بیرونی که یک دنیای سراسر شلختگی و آلودگی است، غلبه کند. راوی مدام در تعارض میان آنچه هست و آنچه باید باشد قرار می‌گیرد و این پرسش که در ذهنش شکل می‌گیرد هم در تداوم جدال درونی نویسنده بر سر آن است که آیا باید پس از سال‌ها دوری و مهاجرت، به نیجریه برگردد یا نه؟ چیزی که او اینجا یافته، در جریان بودن زندگی پرشور و ارتباط عمیقی است که او با فرهنگ و طبیعت این کشور دارد، حال اینکه کشوری که بعد از ۱۵ سال به آن بازگشته، جایی شلوغ، پرتنش و غرق در فساد و مشکلات اقتصادی است. راوی نمی‌داند که در این جدال بین علاقه و وابستگی‌اش به این سرزمین و انزجار از وضعیت ویران‌کننده آن، کدام‌یک پیروز خواهد شد و تضاد بین موسیقی و قیل‌وقال، این درگیری درونی را به صورتش می‌کوبد.

به عنوان مخاطب وقتی داستان را خواندم به نظرم رسید که محور اصلی داستان تناقض و خشم سرکوب‌شده است. موافقید؟

البته در مواجهه با رمان‌های مدرن که نویسنده سوگیری ذهنی خودش نسبت به مسائل را به خواننده تحمیل نمی‌کند، این طبیعی است که هر مخاطبی از ظن خودش یار کتاب شود و جان کلام و حرف نهایی اثر برای هر مخاطبی با دیگری متفاوت باشد. ولی به باور من هم بله، خشم سرکوب‌شده یکی از محورهای اصلی این رمان است، اما با این توضیح مهم که خشونت در این رمان نه به‌صورت رخدادهای تکان‌دهنده، بلکه به شکل روزمره و عادی‌شده حضور دارد. تناقض اصلی از اینجا می‌آید که شهری که از بیرون پرجنب‌وجوش و زنده است، در لایه‌های زیرینش پر از فشار، بی‌نظمی و خشم است. همچنین به نظر من مضمون اصلی دیگر داستان، یافتن خود پیشینی است که راوی پس از مهاجرت در نیجریه جا گذاشته است. کنکاش در گذشته نیجریه (به‌طور مثال، اشاره به تاریخ برده‌داری آن و بازدید از موزه تاریخ باستان) از نظر من، اقدامی برای بازیافتن خود و زندگی پیشین راوی در این کشور است و همچنین تلاشی برای بازشناختن این کشور و فرهنگش که حالا تغییرات بسیاری به خود دیده است. فساد و خرافه‌گرایی هم مضامین پررنگی در این داستان هستند که به گمان من، با هدف تأکید بر تضاد بین مدرن‌شدن سریع نیجریه و در عین حال برجاماندن فرهنگ و اعتقادات سنتی در آن است. راوی در دیدار از این کشور، به دو شخص تبدیل می‌شود یکی خود نوجوانش در نیجریه‌ای که می‌شناخته همراه با خاطرات تلخ و شیرینش از زندگی در آنجا و دومی خود بزرگسالش که در آمریکا زندگی جدیدی ساخته و در مواجهه با نیجریه کنونی در بهت است و ضعف و کاستی‌های آن در نظرش نابخشودنی‌اند.

نویسنده می‌گوید که اهالی نیجریه مدام از ضرورت داشتن یک فکر کلی حرف می‌زنند. منظور از این فکر کلی چیست؟ چون به نظر می‌رسد تجو کول با یک لحن کنایی به این اعتقاد مردم نیجریه اشاره می‌کند.

اشاره شما احتمالاً به بخشی از رمان است که راوی می‌گوید این جمله را در نیجریه مدام از مردم می‌شنود: «ایده لئا نید» و معنی‌اش این است که تنها چیزی که لازم داریم یک فکر کلی است. بعد هم مثال‌هایی می‌زند مثل اینکه یک تعمیرکار برای درست‌کردن تلویزیون می‌آید اما کارش را نادرست انجام می‌دهد و تصویر تلویزیون هنوز برفکی است، اما مردم می‌گویند اشکالی ندارد، یک‌جوری با آن کنار می‌آییم. بنابراین، آنچه تجو کول می‌گوید اتفاقاً این است که نباید به آن فکر کلی بسنده کرد. این بخش هم درواقع جزوی از سویه نقد اجتماعی تجو کول است، یعنی جایی که به خود مردم انتقاد می‌کند؛ اینکه سطح رضایت‌شان را پایین می‌آورند، جزئیات را بی‌اهمیت می‌بینند و به نابسامانی‌ها تن می‌دهند. به باور من نیز، فراتر از رمانی که در نیجریه رخ می‌دهد، همه ما از هر فرهنگی، اگر برای اعمال تغییری به دنبال «یک فکر کلی» باشیم، راه را بر تفکر و تحلیل و مطالبه‌گری بسته‌ایم، و بی‌شک نمی‌توانیم نتیجه‌ای مثبت و سازنده از آن به دست بیاوریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها