یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
جامعه‌شناسان در حاشیه

جامعه‌شناسی ایرانی در گفت‌وگو با مهناز علیزاده؛

جامعه‌شناسان در حاشیه

جامعه‌شناسی ایران بیرون از دانشگاه هنوز جایگاه رسمی و مستحکمی ندارد

مهناز علیزاده بیان کرد: با وجود ظرفیت بالای پژوهش‌های جامعه‌شناختی برای فهم و حل مسائل اجتماعی، محدودیت‌های نهادی و نبود تعامل سازمان‌یافته با سیاست‌گذاران باعث شده این صدا اغلب در حاشیه بماند.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یکی از دردهای مزمن جامعه‌شناسی ایران، قطع ارتباط با جامعه جهانی است. محققان ایرانی کمتر در مجامع بین‌المللی حضور دارند، مقالات‌شان کمتر در نشریات معتبر جهانی چاپ می‌شوند و در گفت‌وگوهای نظری جهانی، صدایشان شنیده نمی‌شود. این انزوا، ناشی از عوامل متعددی است: از تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی گرفته تا ضعف در زبان انگلیسی و عدم آشنایی با استانداردهای نشر بین‌المللی. نتیجه این است که جامعه‌شناسی ایران، در حاشیه جامعه‌شناسی جهانی باقی می‌ماند. چگونه می‌توان این انزوا را شکست و جامعه‌شناسی ایران را به گفت‌وگوی جهانی بازگرداند؟ از این رو با مهناز علیزاده درباره جامعه‌شناسی ایرانی گفت‌وگو کردیم که در ادامه متن کامل این گفت‌وگو را می‌خوانید.

مهناز علیزاده

به‌راستی، سخن گفتن از «جامعه‌شناسی ایرانی» چه معنایی دارد؟ آیا می‌توان از نوعی جامعه‌شناسی بومی سخن گفت که مبتنی بر تجربه تاریخی، فرهنگی و اجتماعی ایران باشد؟ یا جامعه‌شناسی در ایران صرفاً بازتابی از نظریه‌ها و الگوهای غربی است که در بستر متفاوتی به کار گرفته شده‌اند؟

اگرچه بخش قابل توجهی از جامعه‌شناسی در ایران تحت تأثیر نظریه‌ها و الگوهای غربی شکل گرفته و بسیاری از مفاهیم و روش‌ها مستقیماً از منابع خارجی اقتباس شده‌اند، اما بازتاب صرف این نظریه‌ها کافی نیست. جامعه‌شناسی ایرانی زمانی می‌تواند اصالت پیدا کند که نظریه‌ها و روش‌های علمی، با واقعیت‌ها و تجربه‌های تاریخی و اجتماعی ایران تطبیق داده شوند و مسائل بومی به‌عنوان نقطه شروع تحلیل قرار گیرند.به عبارت دیگر، جامعه‌شناسی در ایران نه یک کپی صرف از نظریه‌های غربی است و نه کاملاً مستقل از آن‌ها؛ بلکه عرصه‌ای است برای گفت‌وگوی خلاقانه میان دانش جهانی و تجربه بومی، به‌گونه‌ای که هم علمی باقی بماند و هم پاسخگوی مسائل خاص ایران باشد.


جامعه‌شناسان در ایران با چه مسائلی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؟ چه محدودیت‌ها و فرصت‌هایی پیش‌روی آن‌هاست؟ و نسبت این رشته با ساختار قدرت، نهادهای علمی و جامعه مدنی چگونه تعریف می‌شود؟

جامعه‌شناسان در ایران با مجموعه‌ای از مسائل و چالش‌های پیچیده روبه‌رو هستند. از یک سو، دسترسی به داده‌های دقیق و شفاف گاهی محدود است و پژوهشگران مجبورند با اطلاعات ناقص یا پراکنده کار کنند. از سوی دیگر، برخی موضوعات اجتماعی حساس، به‌دلیل شرایط سیاسی و فرهنگی، امکان تحقیق گسترده را محدود می‌کنند.این رشته می‌تواند به عنوان یک نیروی بازتاب‌دهنده و منتقد نقش داشته باشد، اما همزمان نیازمند تعامل هوشمندانه با نهادهای علمی، سیاست‌گذاری و سازمان‌های مدنی است تا پژوهش‌ها امکان انتشار و کاربرد پیدا کنند. به عبارتی، جامعه‌شناسی در ایران هم باید مستقل و انتقادی باقی بماند و هم به گونه‌ای عمل کند که بتواند از ظرفیت‌ها و فرصت‌های موجود بهره ببرد.

بیش از هشتاد سال از ورود علم جامعه‌شناسی به‌عنوان یک رشته و دیسیپلین دانشگاهی به عرصه دانشگاه‌ها می‌گذرد. اما آیا در این مدت توانسته‌ایم به یک سنت نظری و پژوهشی منسجم دست یابیم؟

می‌توان گفت که این رشته در مسیر توسعه قرار داشته، اما هنوز به یک سنت نظری و پژوهشی منسجم و بومی نرسیده است. بخشی از این موضوع به تأثیر گسترده نظریه‌ها و روش‌های غربی بر جامعه‌شناسی ایران بازمی‌گردد؛ بسیاری از پژوهش‌ها بر اساس الگوهای خارجی انجام شده‌اند و تلفیق کامل آن‌ها با تجربه‌های تاریخی و اجتماعی ایران هنوز محدود است. با این حال، نسل‌های جدید جامعه‌شناسان تلاش می‌کنند با مطالعه مسائل بومی، تحلیل‌های انتقادی و پژوهش‌های میدانی، به تدریج چارچوبی منسجم برای جامعه‌شناسی ایرانی شکل دهند.

جامعه‌شناسان در حاشیه

آیا اصلاً می‌توان از اصطلاح «جامعه‌شناسی ایرانی» استفاده کنیم؟ ویژگی‌ها و وجوه تمایز این جامعه‌شناسی با جامعه‌شناسی مثلاً آمریکایی یا آلمانی چیست؟

استفاده از اصطلاح «جامعه‌شناسی ایرانی» امکان‌پذیر است، مشروط بر اینکه به معنای توجه به زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی خاص ایران باشدجامعه‌شناسی ایرانی تلاش می‌کند تا نظریه‌ها و روش‌های علمی جهانی را با واقعیت‌های بومی تطبیق دهد و مسائلی مانند تحولات فرهنگی، نابرابری اجتماعی، خانواده، دین و هویت ملی را در بستر تاریخی خاص ایران تحلیل کند.

مباحثی چون بومی‌سازی علوم اجتماعی، نسبت دانش جهانی و دانش محلی، استقلال فکری جامعه‌شناس، رابطه جامعه‌شناسی و سیاست، و نقش دانشگاه در تولید دانش، همواره جزو چالش‌های اساسی جامعه‌شناسی در ایران بوده‌اند. در این میان، آرای متفکران و جامعه‌شناسان مختلف، گاه متضاد و گاه تکمیل‌کننده یکدیگر، تصویر پیچیده‌ای از وضعیت این رشته ترسیم کرده‌اند.تا چه حد جامعه‌شناسان ما توانسته‌اند با خواست‌ها و مسائل جامعه ایرانی ارتباط برقرار کنند؟ آیا پژوهش‌های جامعه‌شناختی توانسته‌اند به فهم بهتر مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران کمک کنند؟

جامعه‌شناسان توانسته‌اند تا حدی با خواست‌ها و مسائل جامعه ایرانی ارتباط برقرار کنند و پژوهش‌های میدانی و تحلیلی بسیاری انجام شده که به فهم بهتر مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران کمک کرده است. البته این ارتباط هنوز کامل نیست و ظرفیت‌های بیشتری برای تحلیل مسائل بومی، ارائه راهکارهای کاربردی و تاثیرگذاری در سیاست‌گذاری و زندگی روزمره مردم وجود دارد. به بیان دیگر، جامعه‌شناسی ایران در مسیر شکل‌گیری دانش کاربردی و بومی است، اما نیازمند تلاش مستمر و حمایت نهادهای علمی و مدنی برای رسیدن به اثربخشی واقعی است.


برخی معتقدند که جامعه‌شناسی در دانشگاه‌ها دچار نوعی محافظه‌کاری و فاصله گرفتن از واقعیت‌های ملموس جامعه شده است. آیا این نقد وارد است؟

در شرایط اکنون ایران بسیاری از پژوهشگران جامعه شناسی تلاش می‌کنند با پژوهش میدانی، تحلیل مسائل بومی و ارائه راهکارهای عملی، این فاصله را کاهش دهند. مسئله اصلی، ایجاد تعادل میان استقلال علمی و تعامل موثر با جامعه است.

جامعه‌شناسان در حاشیه

جامعه‌شناسی بیرون از دانشگاه چه جایگاهی دارد؟ و چه رابطه‌ای میان حوزه عمومی، رسانه‌ها و جامعه‌شناسان برقرار است؟

جامعه‌شناسی ایران بیرون از دانشگاه هنوز جایگاه رسمی و مستحکمی ندارد، اما رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در انتقال یافته‌های جامعه‌شناسان به عموم مردم ایفا می‌کنند. جامعه‌شناسان می‌توانند با حوزه عمومی و رسانه‌ها ارتباط برقرار کنند تا تحلیل‌های علمی را به زبان ساده و قابل فهم برای جامعه ارائه دهند و بر آگاهی اجتماعی تأثیر بگذارند. این ارتباط می‌تواند به کاهش فاصله بین دانشگاه و جامعه، ارتقای فهم مسائل اجتماعی و افزایش اثربخشی پژوهش‌ها کمک کند.


حرف جامعه‌شناسان تا چه اندازه در سیاست‌گذاری شنیده می‌شود؟ آیا صدای آن‌ها در تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی و اقتصادی نقشی دارد یا همچنان در حاشیه باقی مانده است؟ متأسفانه هنوز صدای جامعه‌شناسان در بسیاری از تصمیم‌گیری‌های کلان اجتماعی و اقتصادی چندان شنیده نمی‌شود و غالباً در حاشیه باقی مانده است. بخشی از این مسئله به ساختارهای نهادی، محدودیت‌های دسترسی به مراکز تصمیم‌گیری و فقدان تعامل سازمان‌یافته با سیاست‌گذاران بازمی‌گردد. با این حال، پژوهش‌های جامعه‌شناختی می‌توانند ابزار ارزشمندی برای درک بهتر مسائل اجتماعی و ارائه راهکارهای عملی باشند؛ اما این ظرفیت بدون حمایت و فضایی برای حضور علمی در فرآیندهای تصمیم‌گیری محدود می‌ماند.


برای آن‌که جامعه‌شناسی بتواند نقش مؤثرتری ایفا کند، چه پیش‌شرط‌هایی لازم است؟ آموزش، پژوهش، استقلال نهادی یا آزادی بیان؟

آموزش قوی و به‌روز پژوهشگران را برای تحلیل مسائل واقعی آماده می کند.پژوهش علمی و میدانی که مسائل بومی و کاربردی را هدف قرار می دهد.استقلال نهادی و آزادی بیان کمک میکند تا جامعه‌شناسان بتوانند بدون محدودیت‌های سیاسی و ساختاری، یافته‌های خود را ارائه کنند.همچنین، تعامل مستمر با جامعه، رسانه‌ها و نهادهای تصمیم‌گیری برای انتقال تحلیل‌ها و توصیه‌های علمی ضروری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها