سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ چهلوچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر در حالی کار خود را آغاز میکند که امسال خبری حتی از یک فیلم اقتباسی در جشنواره نیست. حضور فیلمهای اقتباسی در جشنوارهای با سابقه چهلوچهار ساله، به عنوان شاخصی برای بلوغ آن رویداد شمرده میشود و نشان میدهد داستان و روایتگری تا چه اندازه اهمیت دارد.
منوچهر شاهسواری، دبیر دو دوره اخیر جشنواره فیلم فجر در نشست خبری و در پاسخ به سوال خبرنگار ایبنا درباره حضور فیلمهای اقتباسی و لزوم توجه به آن گفت: «من جزو کسانی هستم که سالهای سال درباره نبودن اقتباس و تعریف مواجهه خلاقانه با متن به عنوان یک حلقه گمشده سینمای ایران هر کجا که فرصت بود صحبت کردهام؛ ما چارهای نداریم به آن منظر برگردیم. نه اینکه از آن دوره دور بوده باشیم، اما نیازمند بازنگری جدی درباره مواجهه خودمان با این پدیدهایم. ما هنوز تصور میکنیم خلاقیت فقط در نوشتن است. گاهی متوجه نیستیم سینما امری ترکیبی است و گاهی خلاقیت در برداشت متفاوت و هنرمندانه از یک متن است. جهان نیز تقریباً متکی بر همین روش در سینما و سریالسازی کار میکند؛ عموماً که اینگونه است. ما در فراخوان به احترام این موضوع بخشی را قرار دادیم. آن زمان پیشبینیای از آثار نداشتیم. جایزه اقتباس نیز در یکی از بخشها جداگانه اهدا خواهد شد.»
شاهسواری همچنین سال گذشته نیز درباره بازگرداندن سیمرغ بخش فیلمهای اقتباسی گفته بود: «درباره بازگرداندن جایزه فیلمنامه اقتباسی، سیاست ما این است که اگر تعداد آثار اقتباسی به حد نصاب برسد، حتی اگر در مقررات ذکر نشده باشد، میتوان با استفاده از اختیارات دبیر جشنواره، این جایزه را به جشنواره بازگرداند.»
با این حال توجه به اقتباس و تشویق فیلمسازان برای رفتن به سوی داستانها و رمانها موضوعی است که هر سال از یک دبیر جشنواره به دبیر و دوره دیگر جشنواره موکول میشود و در نهایت سال بعد نیز شاهد آنیم که اقبالی در این حوزه صورت نمیگیرد.
در واقع سوال اینجاست که چرا در عمل هیچگونه برنامهریزی از سمت خود جشنواره و نهادهای دیگری همچون بنیاد سینمایی فارابی و باشگاه فیلم سوره و… برای ساخت و ارائه آثار اقتباسی به جشنواره صورت نمیگیرد.
حتی در این راستا خانه سینما نیز میتواند با همکاری نهادهای مرتبط با کتاب مانند خانه کتاب و نهاد کتابخانههای عمومی کشور نقش مهمی در این حوزه داشته باشد که به تولید آثار سینمایی اقتباسی منجر شود. البته که همه این همکاریها نیاز به اولویتسنجی در سیاستگذاریهای جشنواره فیلم فجر و تعاملات با نهادهای مرتبط در این حوزه دارد.
مسیری که جشنواره فیلم کوتاه تهران در حوزه اهمیت به ادبیات و اقتباس در این سالها طی کرده است منجر به بخشی مختص آثار اقتباسی شده است و گواه آن ۳۵ فیلم اقتباسی در چهل و دومین دوره از جشنواره فیلم کوتاه تهران بود که آبان ماه امسال برگزار شد. حتی در این حوزه نیز میتوان تمهیداتی فراهم کرد که کارگردانان فیلمهای کوتاه، آثار اقتباسیشان را به فیلم بلند تبدیل کنند.
در سالهای اخیر که سینمای ایران بیش از هر زمان دیگری با فقر داستان و ایده مواجه شده، وضعیتی پیش آمده که به کمبود روایتهای منسجم و گسترش کمدیهای سخیف منجر شده است. در چنین شرایطی، ضرورت رجوع به فیلمنامههای اقتباسی بیش از پیش احساس میشود. شاید در سینمایی مانند هالیوود، که از پشتوانهای غنی در حوزه ادبیات داستانی و نمایشی برخوردار است، اقتباس یک ضرورت فوری تلقی نشود، اما در سینمای ایران، این رویکرد میتواند راهی مؤثر برای جبران ضعفهای ساختاری در حوزه داستانپردازی باشد.
اهمیت اقتباس زمانی آشکارتر میشود که به تاریخ سینمای ایران رجوع میکنیم. زمانی که بخش قابل توجهی از فیلمهای ماندگار این سینما، بهویژه آثاری که در دهههای ۶۰ و ۷۰ ساخته شدند، ریشه در ادبیات ما داشتند.
در آن دوره، فضای فرهنگی و هنری بهگونهای بود که کارگردانانی چون ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی توانستند آثار اقتباسی ارزشمندی خلق کنند. همچنین فیلمسازانی مانند کیانوش عیاری و کیومرث پوراحمد با تکیه بر ادبیات داستانی، جریان مؤثری در سینما به وجود آوردند؛ بهگونهای که آثار کیومرث پوراحمد توجه مخاطبان را بیش از پیش به داستانهای هوشنگ مرادیکرمانی جلب کرد.
با این حال، هرچه در سالهای بعد پیش رفتیم، سینمای ایران در حوزه اقتباس ضعیفتر شد و این رویکرد بهتدریج به حاشیه رانده شد. امروز اقتباس در سینما تا حد زیادی رها شده و جایگاه شایسته خود را از دست داده است.
در ارتباط با جشنواره فیلم فجر، چه بحث اقتباس بهطور رسمی در فراخوانها مطرح شود و چه نشود، آنچه اهمیت دارد خروجی نهایی فیلمهاست؛ چرا که این آثار نشان میدهند فیلمسازان تا چه اندازه به اقتباس توجه داشتهاند. در تاریخ سینمای ایران نمونههای موفقی از این دست وجود دارد؛ از جمله اقتباس بهروز افخمی از رمان «گاوخونی» نوشته جعفر مدرسصادقی، فیلم «خمره» به کارگردانی ابراهیم فروزش بر اساس داستانی از هوشنگ مرادیکرمانی و «مربای شیرین» ساخته مرضیه برومند که آن نیز برگرفته از آثار همین نویسنده است. افزون بر سینما، در حوزه سریالسازی نیز اقتباس میتواند نقش مؤثری ایفا کند؛ چرا که این شیوه، طیف مشخصی از مخاطبان را به ادبیات و داستانخوانی نزدیکتر میکند.
واقعیت این است که در کشوری با بنیههای نهچندان قوی در حوزه ادبیات عمومی، اقتباس، چه بخواهیم و چه نخواهیم به یک ضرورت فرهنگی تبدیل میشود. با این حال، در دورههای اخیر جشنواره فیلم فجر، آثار اقتباسی بسیار اندک و انگشتشمار بودهاند. نمونههایی مانند فیلم سینمایی «زیبا صدایم کن» اقتباسی از داستان فرهاد حسنزاده، یا «باغ کیانوش» به قلم علیاصغر عزتیپاک، از معدود نمونههای قابل اشارهاند؛ آثاری که نشان میدهند نمونههای قابل اعتنا در این حوزه، بهطرز محسوسی کاهش یافتهاند.
اقتباس در جهان
حضور فیلمهای اقتباسی و لزوم توجه جدیتر جشنوارهها به این آثار، امری ضروری و قابل تأمل به نظر میرسد. نگاهی به تاریخ سینما نشان میدهد که ادبیات، از همان سالهای نخست شکلگیری این هنر، نقش اساسی در رشد و تثبیت سینمای داستانمحور ایفا کرده است. از آغاز اختراع سینما، آثار ادبی و بهویژه داستانها و نمایشنامههای ویلیام شکسپیر، بهعنوان یکی از مهمترین منابع الهام فیلمهای اقتباسی مورد استفاده قرار گرفتند و همین امر سبب شد سینمای غرب، بهویژه در حوزه روایت و داستانپردازی، به بلوغی قابل توجه دست یابد.
در واقع اقتباس را میتوان یکی از پایههای اساسی شکلگیری سینمای کلاسیک غرب دانست. جهانشمول بودن مضامین این آثار از جمله قدرت، حسادت، عشق، خیانت و جاهطلبی باعث شد روایتهای اقتباسی بتوانند با مخاطبان فرهنگها و جوامع مختلف ارتباط برقرار کنند و همچنان پس از گذشت دههها، تازگی و تأثیرگذاری خود را حفظ کنند. شاید اغراقآمیز نباشد اگر گفته شود بخش قابلتوجهی از برترین و ماندگارترین فیلمهای تاریخ سینما، از جمله آثار موفق در جوایز معتبری چون اسکار، ریشه در اقتباسهای ادبی دارند.
از این منظر، اقتباس نهتنها یک شیوه تولید فیلم، بلکه زبانی مشترک در سینمای جهان است؛ زبانی که پیوندی عمیق میان ادبیات و سینما برقرار کرده و زمینهساز خلق آثاری ماندگار و تأثیرگذار شده است. توجه بیشتر جشنوارهها به فیلمهای اقتباسی میتواند به تقویت روایت، غنای محتوایی و ارتقای سطح کیفی سینما منجر شود.
نظر شما