دوشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۲
باید جشنواره شعر فجر استانی هم داشته باشیم

دبیر علمی ادواری از جشنواره بین‌المللی شعر فجر گفت: برای اثرگذاری بیشتر باید جشنواره شعرفجر ابتدا در استان‌ها برگزار شود و برگزیدگان استان‌ها به جشنواره ملی برسند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا محمود اکرامی‌فر گفت: یکی از تعاریف نزدیک به معنای فرهنگ، کشاورزی است؛ کار فرهنگی دقیقاً مثل کار کشاورزی مراحل کاشت، داشت و برداشت دارد؛ کشاورز باید زمین را به خوبی شخم بزند، بذر با کیفیتی را انتخاب کند و بعد از روی اصول آن را روی زمین بپاشد و زمان مناسب آبیاری کند و به محافظت از کشت بپردازد؛ یعنی در زمان مناسب وجین کند و علف هرزها را بچیند و… در نهایت هم می‌تواند ادعا کند که این خرمن از آن من است. اگر نیک بنگریم در جشنواره‌های فرهنگی مانند جشنواره شعر هم روند کار به همین صورت است، یعنی باید مثل یک کشاورز خوب از ایده‌پردازی تا تولید و توزیع و سنجش را مدیریت کنیم.

وی افزود: ما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به توزیع‌کنندگان محتوا بیشتر از تولید کنندگان آن بها می‌دهیم و هزینه‌ای که نشر و توزیع می‌شود به مراتب بیشتر از هزینه‌های تولید کتاب است. کتاب را شاعر تولید می‌کند و بعضاً هم با سرمایه‌گذاری خودش آن را منتشر کند، اما حتی اگر درآمدی هم به او برسد، هشت تا ۱۰ درصد قیمت پشت جلد کتاب است؛ این در صورتی است که توزیع کننده و فروشنده کتاب هرکدام ۲۰ درصد از پشت جلد سود می‌کنند. وقتی تولید کننده محتوا سود اقتصادی، اجتماعی و عاطفی کمتری ببرد، دیگر کار خوبی تولید نمی‌کند، آن‌گاه اگر بهترین جشنواره را هم برگزار کنیم، به جایی نمی‌رسیم.

این پژوهشگر ادبیات و مدرس دانشگاه ادامه داد: در گذشته که گاهی من دبیر جشنواره شعر فجر بودم، یک بار جشنواره شعر فجر، شعر را داوری می‌کرد و جایزه کتاب سال، کتاب شعر را داوری می‌کرد و جوایز این دو رویداد هم متفاوت بود. ۳۰ رویداد استانی برگزار می‌شد که منتخبان آنها به جشنواره شعر فجر می‌آمدند، اما اکنون دیگر روند برگزاری متفاوت شده است.

صاحب مجموعه شعر «این کتاب اسم ندارد» بر ضرورت فرآیند بودن جشنواره بین‌المللی شعر فجر تاکید کرد و گفت: این جشنواره باید یک فرآیند باشد نه یک رخداد؛ به عبارتی وقتی اختتامیه یک دوره‌ای کلید خورد، از همان روز باید به جشنواره بعدی فکر کرد نه اینکه ۱۱ ماه سال را به کار خود مشغول باشیم و بعد یک نفر را فوری به عنوان دبیر علمی جشنواره انتخاب کنیم؛ دبیر جشنواره شعر فجر باید ۱۰ ماه قبل از شروع جشنواره انتخاب شده باشد نه ۱۰ روز قبل از جشنواره. جشنواره شعر فجر را چندان جدی نمی‌گیرند و پیشنهاد من این است که آیین اختتامیه جشنواره امسال باید در اصل افتتاحیه جشنواره سال آینده باشد. چه اشکالی دارد که در آیین اختتامیه امسال دبیر علمی و اعضای هیات علمی دوره آینده جشنواره معرفی شوند؟

وی اضافه کرد: هیئت علمی باید در فرایند جشنواره مدیریت و نظارت داشته باشد، نه اینکه صرفاً داوران را انتخاب کند و بعد به دنبال کار خود برود. کار هیئت علمی مدیریت و نظارت در فرآیند جشنواره است و تا روز اختتامیه بازوی دبیر به شمار می‌رود. جشنواره بین‌المللی شعر فجر قابلیت تبدیل شدن به بزرگترین جریان ادبی کشور در حوزه شعر را دارد، اما به شرطی به صورت فرآیندی به آن نگاه شود و طی آن شعر مورد داوری قرار گیرد.

اکرامی‌فر در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به این نکته که محافل و شب شعرهای مرتبط با جشنواره فجر اندک است، گفت: برای داشتن برنامه‌های جنبی باید پیش از جشنواره ملی، جشنواره استانی شعر فجر را داشته باشیم و طی آن ۳۰ استان کشور فعال شوند و هر ماهی دو یا سه استان برنامه داشته باشند و لازمه این کار هم انتخاب اعضای هیئت علمی و دبیر جشنواره ۱۰ ماه قبل از اختتامیه است؛ در این صورت است که می‌توان برنامه‌های جنبی مفید داشت؛ برنامه‌های جنبی هم در چه گفتن و چگونه گفتن می‌تواند اتفاق بیفتد. دهانی که حرفی برای گفتن نداشته باشد، اگر باز شود به خمیازه منتهی می‌شود؛ دهان زیباست! خمیازه زیباتری می‌کشد ولی حرف تازه‌تری که نمی‌زند.

وی افزود: متاسفانه در جریان‌های ادبی پس از انقلاب فقط چگونه گفتن آموزش داده شده و به «چه گفتن» توجه نشده است. ما باید نیازهای ملی و جهانی بشری را در حوزه فرهنگ و محتوا احصا کنیم و آنها را از تولیدکنندگان محتوا بخواهیم یا اینکه آموزش دهیم تا به آنها بپردازند. کار خوب باید ایده، تفکر، محتوا و فرم خوبی داشته باشد تا خوب ارائه شود؛ کارهای جنبی جشنواره شعر فجر صرفاً نباید به برگزاری شب‌های شعر محدود شود، باید نشست‌های نقد و بررسی و معرفی کتاب‌های و حتی معرفی و توزیع محتواهای خوب را هم دربر بگیرد. نقد هم به معنای عیب‌جویی نیست، بلکه برجسته سازی نکات مثبت کتاب‌ها و درست‌نمایی و بیان درستی‌های حوزه شعر است. نقد جدا کردن سره از ناسره است و بیان خوبی‌های یک اثر نه بیان بدی‌ها؛ در واقع امر به معروف است و نهی از منکر نیست، در صورتی که ما پس از انقلاب در جریان نقد ادبی بیشتر نهی از منکر کردیم و نه امر به معروف؛ بیشتر گفتیم که اینها بد است، حال یا سختمان بود، یا بلد نبودیم و یا نخواستیم بگوییم که اینها خوب است بنابراین یکی از برنامه‌های جنبی خوب می‌تواند پرورش منتقدان و فعال کردن نقد علمی است.

صاحب مجموعه شعر «اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟» دیگر ایده‌های خود برای برگزاری برنامه‌های جنبی مطلوب در ذیل جشنواره بین‌المللی شعر فجر را به این شرح بیان کرد: گاهی اوقات نشستن دور هم، درددل کردن، حرف زدن و حال همدیگر را پرسیدن می‌تواند خیلی خوب باشد. گاهی اوقات هم ندانستن حق آدم‌هاست و نباید آدم‌ها را بمباران اطلاعاتی کنیم. در جریان رسانه‌ای امروز با توجه به وجود رسانه‌های تعاملی و با توجه به سواد رسانه‌ای شاعران، پدیده شاعر رسانه بودن را می‌شود به طور علمی برنامه‌ریزی و کلام را بالدار و سوار امواج کرد و به مخاطبان رساند. گاهی اوقات به قول گابریل تارد همگان جمعی پراکنده یا معنوی‌اند تا فیزیکی و بر همین اصل می‌شود با توجه به رسانه‌های کنونی و رسانه‌های مدرن و نو در سپهر رسانه‌ای امروز حتی اگر جشنواره‌های استانی را به معنای فیزیکی هم اجرا نکنیم، در عوض با کارهای رسانه‌ای خوب و دادن آموزش‌های درست، فرصت به دیگرانی از همه جای ایران برای ارائه کارهایشان داده شود.

اکرامی‌فر ادامه داد: ما رسانه ملی را چندان جدی نگرفته‌ایم، در صورتی که می‌تواند ظرفیت خوبی برای برگزاری برنامه‌های جنبی جشنواره شعر فجر داشته باشد. باید ببینیم اینکه این رسانه ۱۰ روز را تمام قد به جشنواره فیلم فجر می‌پردازد، آیا حاضر است ۱۰ دقیقه به جشنواره شعر فجر تمام قد و در همه شبکه‌ها بپردازد؟ بنابراین در دو یا سه حوزه می‌توان مسئله آموزش را به جریان انداخت که یکی از آنها در حوزه «چه گفتن» است. باید بحث مهندسی پیام را جدی بگیریم که در حوزه‌های تعیین، تولید، دروازه‌بانی و توزیع پیام است و در نهایت سنجش و بازخورد آن. همان طور که گفتم ما فقط آموزش را در حوزه تولید پیام و آن هم فقط از نظر فرم کار کرده‌ایم و «چه گفتن» و «تعیین پیام» را فراموش کرده‌ایم و نتوانستیم به اولویت‌های جهان امروز و ایران از نظر پیام بپردازیم.

این شاعر و منتقد ادبی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه مهندسی پیام در جشنواره بین‌المللی شعر فجر به حوزه‌های «چه گفتن» و تعیین پیام ارتباط دارد، گفت: در حوزه تولید پیام با توجه به شرایط انسان رسانه و شاعر رسانه بودن می‌توان به تولید چند رسانه‌ای و تولید بسته‌های رسانه‌ای خوب و ارسال آنها به جای جای کشور فکر کرد و می‌توان از طریق سازمان صدا و سیما بحث آموزش را به صورت غیرمستقیم انجام داد. یکی از نکاتی که امروزه دانستنش برای هر شاعری لازم است، بحث دروازه‌بانی محتوا، تولید و توزیع است؛ شاعر خود هم تعیین محتوا می‌کند و هم تولید و توزیع آن را هم برعهده دارد و هم بازخورد را می‌سنجد بنابراین شاعر باید سواد رسانه‌ای لازم را داشته باشد و بداند که چه محتوایی را چگونه و با رعایت چه خط قرمزهایی تولید کند.

وی همچنین با اشاره به اینکه باید رسانه را هم به شاعران آموزش داد، ادامه داد: همان طور که در موسیقی امروزه عصر تک اثرهاست، در شعر هم عصر تک شعرهایی است که در فضای مجازی حرکت می‌کنند. شاعر گاهی کتاب چاپ می‌کند که دروازه‌بانی می‌شود، کتابی که ۳۰۰ نسخه چاپ می‌شود و ممکن است ۲۰۰ نسخه آن به دست مخاطب برسد که آن هم معلوم نیست خوانده می‌شود یا خیر، اما پست کردن یک شعر در فضای مجازی حتی هزاران نفر مخاطب و خواننده دارد پس یکی از برنامه‌ها در حوزه آموزش باید یاد دادن سواد رسانه‌ای باشد. شاعر در عصر امروز خود یک رسانه است که آتش به اختیاری دارد؛ شعر می‌گوید و آن را منتشر می‌سازد و منتظر ناشر و مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نمی‌ماند. بنابراین باید آموزش داد تا شاعر امروز فریب فالوئرهای بیشتر را نخورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها