دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۰
فرمانده پاسگاهی که از سقوط هواپیما در چند کیلومتری‌اش بی‌خبر بود!

کتاب «شتای عمر» خاطرات احمد عزیزی، دیپلمات تنها یک زندگی‌نامه شخصی نیست، بلکه تصویری از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه‌های مختلف ارائه می‌دهد.

سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «شتای عمر» خاطرات احمد عزیزی، دیپلمات از ورود به حوزه سیاست خارجی تا بازنشستگی است. این کتاب در ۴۴۸ صفحه در نشر نی منتشر شده است. خاطرات عزیزی از آن لحاظ اهمیت دارد که تنها یک زندگی‌نامه شخصی نیست، بلکه تصویری از تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دهه‌های مختلف ارائه می‌دهد. نویسنده با نگاهی تحلیلی و در عین حال روایی، رخدادها و تجربه‌های خود را در عرصه سیاست و روابط بین‌الملل بازگو می‌کند و تلاش دارد خواننده را با فضای تصمیم‌گیری‌ها، چالش‌ها و پیچیدگی‌های دوران خدمت خود آشنا سازد.

ارزش اصلی کتاب در تلفیق خاطره‌نگاری و تحلیل سیاسی است؛ به گونه‌ای که خواننده علاوه بر آشنایی با زندگی حرفه‌ای مولف، درک بهتری از بخشی از تاریخ معاصر ایران به دست می‌آورد. نثر کتاب روان و مستند است و برای علاقه‌مندان به تاریخ سیاسی، خاطرات رجال سیاسی و مطالعات روابط بین‌الملل می‌تواند اثری خواندنی و قابل تأمل باشد. «شتای عمر» همچنین نمونه‌ای از ثبت تجربه‌های شخصی در بستر تحولات کلان سیاسی به شمار می‌رود و از این منظر، منبعی ارزشمند برای پژوهشگران و مخاطبان تاریخ معاصر محسوب می‌شود.

صفحاتی از خاطرات عزیزی در زمان جنگ عراق و ایران در این گزارش منعکس شده است.

سقوط هواپیمای وزیرامورخارجه الجزایر

سال ۱۳۶۱ بود و جنگ میان کشورمان و عراق جریان داشت. بازار میانجی‌گری بین دو کشور هم داغ بود و کشورها و چهره‌های جهانی، هر یک به دلیلی مایل به آزمودن بخت‌شان از این لحاظ بودند. الجزایر هم یکی از این کشورها بود. این کشور در ماجرای گروگانگیری در ایران توانسته بود با میانجی‌گری میان ایران و آمریکا این فرایند را با صدور بیانیه‌های موسوم به بیانیه الجزایر به آخر رسانده و دست گروگان‌های آمریکایی را در ۳۰ دی ۱۳۵۹ در دست دولت این کشور بگذارد. الجزایر با چنین پشتوانه‌ای در جریان جنگ عراق و ایران نیز شرایط را برای دخالت و میانجی‌گری و در نتیجه ارتقای وجهه و اعتبار جهانی خود مناسب می‌دید.

فرمانده پاسگاهی که از سقوط هواپیما در چند کیلومتری‌اش بی‌خبر بود!

در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ (۳ مه ۱۹۸۲) محمدصدیق بن یحیی وزیر خارجه وقت الجزایر در چارچوب این ماموریت با هواپیمای اختصاصی عازم ایران شد. سیزده نفر اعم از همراهان وزیر و خدمه در این هواپیما بودند. اما هواپیما در حدود مثلث مرزی ایران، ترکیه و عراق در خاک ایران سقوط کرد و شواهد ماجرا نیز گویای اصابت یک موشک ساخت شوروی متعلق به رژیم عراق به آن بود.

واقعه بسیار مهم بود. دولت هم برای کشف زوایای این فاجعه هم برای نشان دادن حساسیت خود بلافاصله وارد عمل شد. نخستین اقدام سیاسی کشور ما اعزام هیئتی بلندپایه به سرپرستی غلامرضا آقازاده، وزیرمشاور در امور اجرایی در کابینه مهندس میرحسین موسوی به نمایندگی از دولت به منطقه سقوط هواپیما بود. من نیز در مقام قائم مقام علی اکبر ولایتی وزیر امورخارجه در معیت این هیئت بودم. نام سایر اعضای هیئت را به یاد ندارم. به محض ورود به تبریز بالگرد عازم منطقه مرزی شدیم. بالگرد دیگری نیز بالگرد حاما هیئت عالی رتبه دولت را اسکورت می‌کرد.

جمله‌ای کلیشه‌ای که طنز تلخی داشت

بالگرد ما در محوطه یک پاسگاه ژاندارمری در منطقه‌ای کوهستانی در جوار مرز با فاصله بسیار نزدیک به محل سقوط هواپیما فرود آمد. پاسگاه بسیار کوچک بود و پرسنل آن انگشت شمار. درجه‌دار فرمانده پاسگاه در اجرای تشریفات معمول نظامی در این گونه موارد، در کنار پرچم پاسگاه تحت فرماندهی خود در راس صف چند نفری نیروهای تحت امر از هیئت استقبال رسمی کرد. قدمی از صف به طرف هیئت جلو گذاشت، پاها را محکم به هم کوبید، به حالت سلام نظامی دست بالا گذاشت و جمله‌ای کلیشه‌ای را با صدای بلند تکرار کرد: «به عرض می‌رساند، ظرف ۲۴ ساعته گذشته در حوزه استحفاظی این پاسگاه اتفاق مهمی نیفتاده است.»

فرمانده پاسگاهی که از سقوط هواپیما در چند کیلومتری‌اش بی‌خبر بود!

اما ظاهرا اتفاقی افتاده بود! بیش از ساعاتی از سقوط هواپیمای وزیر خارجه الجزایر و همراهان نمی‌گذاشت. در همان لحظات قطعات هواپیما و اجساد متلاشی و در واقع پودر شده سیزده نفر سرنشیان ان بر بدنه کوهی به فاصله بسیار نزدیک با پاسگاه پراکنده بودند! بلافاصله عازم محل حادثه شدیم. قبل از ما نیز یک هیئت بررسی فنی در محل مشغول کندوکاو برای بررسی علت سقوط هواپیما و تیم دیگری سرگرم تدارکات انتقال بازمانده اجساد به تهران بودند. قرار بود اجساد وزیر و همراهان و در واقع آنچه از آنان باقی مانده بودف طی مراسمی در برابر مجلس شورای اسلامی، با حضور نمایندگان اعزامی دولت الجزایر، تشییع و به کشورشان منتقل شود. اتفاقی افتاده بود که در همان لحظات در صدر خبرهای رسانه‌های بین‌المللی به منزله مهم‌ترین رخداد جهانی قرار داشت.

فرمانده پاسگاهی که از سقوط هواپیما در چند کیلومتری‌اش بی‌خبر بود!

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها