نمایشگاه «تاثیر صحافی سنتی در نگارگری و خوشنویسی ایران» در مرکز مرمت نسخ خطی و کارشناسی آثار هنری نگارخانه عتیقی، ديروز جمعه ۱۶ مرداد افتتاح شد. این نمایشگاه به هنر کتابآرایی سنتی ایران میپردازد. محمدهادي عتيقي در اين افتتاحيه گفت: صحافان در هنر ايران جايگاه بسيار والايي دارند، هر چند كه هميشه گمنام بودهاند._
وي ادامه داد: خطوط كوفي تا قرن چهار بر روي پوست نوشته ميشده و از همان زمان نيز وراقان و صحافان شروع به جمعآوري قرآنها و نسخههاي خطي كردند.
مدير نگارخانه عتيقي گفت: صحاف كسي است كه به تاريخ كتابت، تذهيب و تاريخ جلد و شيرازهبندي كتاب مشرف است. صحافان كاغذها را ميساختند و آهار ميدادند و آهار مهره ميشده و فراخور حال نگارگر و خوشنويس تهيه ميشده است. بعد از قرن چهارم كتابت توسط خوشنويسان خط كوفياي كه به نسخ نيز نزديك بوده (مثل ابن بواب و عثمانبن حسين وراق كه نمونه كارش را در اين نمايشگاه داريم) بر روي كاغذهايي كه ضخامت خوبي داشتهاند بهنام كاغذ خانبالغ مربوط به مكتب خراسان انجام ميشده است.
اين صحاف درباره نمایشگاه «تاثیر صحافی سنتی در نگارگری و خوشنویسی ایران» گفت: هدف ما در اين نمايشگاه اين بوده كه جايگاه هنر صحافي بر روي نگارگري و خوشنويسي را نشان دهیم؛ كما اينكه صحافان هميشه گمنام بودهاند. روزی پدرم در مصاحبهاي گفته بود: «گر نام ما ندانند، بگذار تا ندانند». هدف ما اين است كه ببينيم صحاف كه زياد خودش را مطرح نميكند در چه جايگاهي قرار دارد. ما بايد اين را بدانيم كه مسووليت يك صحاف خيلي بالاتر از نگارگر و خوشنويس است.
وي ادامه داد: صحاف در هنر ايران جايگاه بس والايي دارد زيرا بايد كاغذسازي بداند، آهار زني بداند، افشانگري، تذهيب، مكاتب و هنر زمان سلجوقي، مغول، تيموري، صفوي، قاجار را بشناسد. چون وقتي يك صحاف با كتابآرايي بيگانه باشد نميتواند مرمت كتابهاي اين دورهها را انجام دهد.
به هر حال با پر حوصلگياي كه در خانواده صحافان وجود دارد كه حدود 160 سال سابقه صحافباشي را از آستان قدس رضوي گرفته است، ما اين راه را ادامه ميدهيم. مرحوم ملاحسين صحافباشي، ميرزا نصرالله صحافباشي، ميرزا فضلالله صحافباشي، ميرزا محمدعلي صحافباشي و مرحوم پدرم حسين عتيقي و بنده و برادران و خانوادهام همگي مشغول به اين هنر و مرمت آثار هستيم و اميدوارم كه بتوانيم در خدمت فرهنگ و هنر اين مرز و بوم قدم برداريم و اين هنر كه به دست فراموشي سپرده شده است، با درايت و پشتكار رو به روشنايي برود و چراغش خاموش نشود.
عتيقي همچنين گفت: ما اگر مينياتورهاي قديم و شاهنامه و نسخههای قرآن مجید را نگاه كنيم ميبينيم كه رنگها هارموني خاصي دارند و اگر در تذهيب و تشعير اين هارموني رعايت نشود انتظاري كه ما از يك هنرمند ايراني داريم برآورده نميشود. در حاليكه ميبينيم اين بزرگان كار را تمام كردهاند و ما فقط ميتوانيم جايگاه آنها را حفظ كنيم، آثارشان را مرمت كنيم و اگر بخواهيم به آن درجه برسيم بايد دنبالهروی آنها باشيم.
وي درباره تعامل صحافان با ديگر هنرمندان شاخه كتابآرايي تاكيد كرد: صحاف و خوشنويس و مينياتوريست هميشه در كنار هم بودهاند . براي مثال هدف كمالآلدين بهزاد كه 500 سال قبل ميزيسته و پرآوازهترين مينياتوريست هنرهاي اسلامي بوده است، همچنين عليرضا عباسي، شيخ محمد، معين مصور، آقا ميرك، محمد زمان و بسياري از ايندست هنرمندان اين بوده كه ظرافت و درايت در نگارگري، خوشنويسي و كتابآرايي رعايت شود. آنها عقيده داشتهاند كه يك كتاب بايد جلد خوبي داشته باشد كه فراخور حال متن باشد، كتاب بايد حاشيه يا تشعير ميشده؛ البته پادشاهان نقش بسيار موثري در اين امر داشتهاند چون كارگاههاي بزرگي را در اختيار هنرمندان قرار ميدادند و آنها را تشويق و حمايت ميكردند.
در اين نمايشگاه علاوه بر نسخ خطي و نمونههايي از كتابآرايي، ابزار خوشنويسي، مينياتور و صحافي نيز بهنمايش درآمده است. عتيقي درباره اين ابزار و ادوات اينگونه توضيح داد: اين ابزار كتابآرايي از دوران تيموري، صفوي، قاجار و زنديه از بزرگان و اجداد ما باقي ماندهاند. بعضي از آنها ادوات خوشنويسي هستند و برخي ديگر ابزار جلدسازي و صحافي.
از اين ادوات ميتوان به پرگاري كه براي اندازهگيري جلدهاي سوخت و ضربي استفاده ميشده اشاره كرد. همچنين ابزار و ادوات ضربي مثل هشتگوشها يا ترنجهاي برنجي، فولادي و مسي كه بر روي چرم سوخته ميشده و صحاف روي آنرا طلاكوبي ميكرده است.
مشته كه سمبل صحافي است، كتيبه بغل، قيچي و چاقو، توماري كه بر پوست آهو نوشته شده، مجموعه رنگهاي طبيعي، صمغ عربي از شيره درخت، سريشمي كه از ريشه درختي با قدمت 1400 سال گرفته ميشده، سريشم استخوان ماهي، رنگ شنجرف، رنگ زنگار لاجورد، سفيداب شيخ، پودر طلا، قهوهاي از پوست گردو از ديگر ادوات بهنمايش درآمده در اين نگارخانه هستند.
عتيقي در تكميل توضيحاتش درباره آثار بهنمايش درآمده در این نمایشگاه گفت: آثار به نمايش در آمده در نمايشگاه از اجداد ما به ارث رسيده و از قرن چهارم تا دوره قاجار و معاصر نيز آثاري در بين آنها مشاهده ميشود. از مهمترين اين آثار ميتوان دو ورقه خط كوفي را نام برد كه مربوط به قرن چهارم است و خط عثمانبن حسين وراق است كه يكي از مخترعين خط كوفي بوده و خود نيز صحاف بوده است.
وي درباره نحوه انتقال اين هنر به نسل جوان گفت: ما فقط در خانواده در اين رشته فعاليت ميكنيم و كارگاه آموزشي نداريم. هراز گاهي در دانشگاههاي هنر كلاسهايي تشكيل شده است؛ ولي استقبال لازم از آنها صورت نميگيرد.
وي سپس درمورد قلمهاي بسيار ريز مكتب هرات سخن گفت كه خود نگارگران اين قلمها را ميبستهاند و ظاهرا از نوعي عدسي نيز براي ريزهكاريهاي آن استفاده ميكردهاند. همچنين در مورد ارزش شاهنامه «شاه طهماسب» كه چند سال پيش به ايران بازگردانده شد گفت: به نظر من يك قطع 10 در10 جلد اين شاهنامه به تابلويي كه با آن معاوضه شد ميارزد و هيچ قوم و ملتي نميتواند در برابر هنر مينياتور ايرانيان قد علم كند. هنر و فرهنگ ما جايگاه بزرگي دارد و اگر تبليغات مناسبي براي جوانان صورت گيرد جايگاه آن از بين نميرود.
تعدادي از استادان صحاف و مذهب نيز در اين نگارخانه حضور داشتند كه از جمله آنها ميتوان به آیدین آغداشلو، مصطفي مهديزاده از خراسان و عليرضا آستانه هنرمند خط ناخني را نام برد.
آستانه نيز در گفتوگو با خبرنگار «ايبنا» در توضيح خط ناخني گفت: اين خط توسط دو ناخن كه كاغذ بين آنها قرار ميگيرد انجام ميشود و با فشرده شدن بافت كاغذ نقش مورد نظر ثابت ميشود.
وي ادامه داد: من پژوهشهاي زيادي در اين مورد انجام دادهام ولي متاسفانه هيچ منبع مكتوبي در اينباره وجود ندارد و در منابع كلي نيز فقط اشارهاي به آن شده است. در مورد خط و نقاشي ناخني دو روايت وجود دارد كه يكي آنرا مربوط به اواسط قرن دهم هجري قمري ميداند و به كساني چون مجنون هروي و نظامالدين بخارايي در كتاب گلستان هنر قاضي احمد قمي اشاراتي شده است.
اين خوشنويس گفت: روايت ديگر به قرن سيزده و چهارده اشاره دارد كه اين هنر در اوج خود بوده است و در همان دوران نيز افول ميكند و من تنها حدود چهل هنرمند را در اين زمينه شناسايي كردهام. اين نوع خوشنويسي ثبات بيشتري از خوشنويسي با مركب دارد و بافت فشرده شده كاغذ برگشتپذير نيست مگر اين كه تحت فشار زيادي قرار گيرد. يكي از دلايل افول اين هنر عدم وجود رنگ در آن است. اين آثار بسيار شبيه به نقش برجسته يا گچبري هستند.
آستانه در پاسخ به اين سوال كه چرا تاكنون پژوهشهاي وي در قالب كتاب ارايه نشده است گفت: به دليل مشكلاتي كه در پژوهش و چاپ كتاب وجود دارد نميتوانم چنين پژوهش خاصي را بدون حمايت ادامه داده و به كتاب تبديل كنم.
نمايشگاه «تاثیر صحافی سنتی در نگارگری و خوشنویسی ایران» در مرکز مرمت نسخ خطی و کارشناسی آثار هنری نگارخانه عتیقی ديروز جمعه ۱۶ مرداد افتتاح شد. علاقمندان میتوانند برای بازدید از نمایشگاه از تاریخ ۱۷ مرداد تا ۶ شهریور از ساعت ۱۷ تا ۲۰ به این نگارخانه مراجعه کنند.
نگارخانه عتیقی در خیابان دکتر شریعتی، خیابان دزاشیب، خیابان بوعلی، چهارراه اسدی، کوی محسن کریمی، کوی مهرناز، شماره ۵ واقع است.
محمد هادي عتيقي مقدم كارشناس و مجموعهدار نسخههاي خطي و آثار كاغذي متولد 1335 در تهران است. وي از سال 1345در كارگاه خانوادگي عتيقي (كه در سال 1228 به دست ملاحسين صحافباشي يكي از نامدارترين صحافان دوره قاجار و صحاف آستان قدس رضوي تأسيس شد) نزد پدرش حسين عتيقي مقدم (نوه ملاحسين) آغاز به كار كرد.
عتيقي در زمان اقامت در پاريس از سال 1360 تا 1367 به مرمت نسخ خطي و آثاركاغذي مراكز فرهنگي دولتي و خصوصي معتبر پاريس پرداخت و از سال 1368 تا 1370 در زمان اقامتش در لندن نيز مرمت نسخ خطي و آثاركاغذي مراكز فرهنگي دولتي و خصوصي در انگليس را عهدهدار بود.
ساخت و مرمت انواع جلدهاي كهن از دوره سلجوقي تا دوره معاصر (سوخت، ضربي، معرق و روغني)، تدريس به دانشجويان دانشگاه هنر و دانشگاه الزهرا و هنرجويان در كارگاه خانوادگي، تهيه چندين برنامه آموزشي صحافي سنتي و مرمت نسخ خطي براي سيماي جمهوري اسلامي، برگزاري كارگاه صحافي سنتي (خانواده عتيقي) در كارگاههاي تخصصي همايش گنجينه هنرهاي فراموش شده به دعوت فرهنگستان هنر در مجموعه فرهنگي هنري صبا آذر و دي 1386 و برگزاري نمايشگاه و كارگاه مرمت و صحافي سنتي در موزه ملل، مجموعه سعدآباد شهريور و مهر 87 از ديگر فعاليتهاي اين مرمتگر است.
وي برگزيده و تقدير شده به عنوان خادم قرآن ( جلدسازي و صحافي) به همراه برادرانش (خانواده عتيقي) در سال 1377 توسط رياست جمهور وقت، نفر برگزيده صحافي، بازسازي و مرمت جلدهاي چرمي در مراسم بزرگداشت حاميان نسخ خطي در سال 1382، تقدير شده به عنوان مجموعهدار در نمايشگاه استادان بزرگ نستعليق در موزه هنرهاي معاصر در تير و مرداد 87 است.
نظر شما