سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸ - ۱۲:۲۱
كتاب‌شناسي، كليد و عصاي دست پژوهشگران و محققان است

دكتر «سيد حسن شهرستاني» در نشست نقد و بررسي «كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلامي‌شناسي» گفت:‌ كتاب‌شناسي‌ها در همه رشته‌هاي تحصيلي و دانشگاهي،كليد و عصاي دست محققان و اساتيد دانشگاه‌هاست و آنها مي‌توانند از اين منابع مهم بهره مند شوند.\

به گزارش خبرنگار خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، معاون پژوهشي بنياد ايران‌شناسي در نشست نقد و بررسي «كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي» گفت: «اگر بتوانيم در تمام زمينه‌هاي علمي و فرهنگي كتاب‌شناسي داشته باشيم مي‌تواند بسيار موثر واقع شود.»

«سيد حسن شهرستاني» كه عصر روز گذشته در سراي اهل قلم موسسه خانه كتاب سخن مي‌گفت با اشاره به فاخر بودن كتاب «كتاب شناسي، ايران‌شناسي و اسلامي‌شناسي» افزود: «اين كتاب منبع بسيار ارزشمندي است كه با همكاري كتابخانه ملي ايران و بنياد ايران‌شناسي منتشر شده است.»

اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: «براي گردآوري كتاب‌شناسي دو نوع حمايت لازم است نخست حمايت مادي و سپس حمايت معنوي، اگر حمايت مادي نباشد كار پيشرفت نمي‌كند ولي مهم‌ترين مسأله حمايت معنوي و تشويق پژوهشگران به ادامه كار است. اجراي كار كتاب‌شناسي مرحله به مرحله توسط بنياد ايران‌شناسي صورت گرفت.»

شهرستاني در ادامه صحبت‌هايش گفت: «در اين كتاب‌شناسي مرج و منبع، كتاب‌هاي فارسي و عربي وجود ندارد و كتاب‌هاي ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي به چهار زبان انگليسي، فرانسه، آلماني و روسي فهرست‌نويسي شده است.»

وي همچنين افزود: «كتابخانه تخصصي بنياد ايران‌شناسي دربردارنده 100 هزار عنوان كتاب در زمينه ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي است تا علاقه‌مندان و ايران‌شناسان ايراني و خارجي بتوانند از منابع آن بهره گيرند. همچنين نزديك به نيم ميليون ركورد دارد كه اين منابع هم مي‌تواند دست‌مايه كتاب‌شناسي‌ها و يا پيوست‌هاي اين اثر فاخر قرار گيرد.» 

تأسيس كتابخانه ملي نقطه عطف ايران بود
سپس دكتر «نورالله مرادي» مشاور رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي و دبير جلسه گفت: «در سال 1313 كه هزاره فردوسي در ايران برگزار شد نقطه عطفي براي ما بود و انگيزه‌هاي ايجاد و تأسيس كتابخانه ملي در اين سال صورت گرفت و در سال 1316 كتابخانه ملي تأسيس شد.»

وي افزود: «يكي از بزرگترين وظايف كتابخانه‌هاي ملي در دنيا گردآوري منابع است ولي درباره كتابخانه ملي در آن سال‌ها اين وظيفه ناديده گرفته مي‌شد. در سال 1341 كه «ايرج افشار» رئيس كتابخانه ملي بود كتاب‌هايي درباره ايران به زبان‌هاي غيرفارسي در يك اتاق گردآوري شد.»

مرادي يادآور شد: «بخش ايران‌شناسي در سال 1341 آغاز به كار كرد و رفته رفته كتابخانه ملي به گردآوري منابع داخلي و خارجي اهتمام ورزيد، اين مسأله ركن اصلي كتابخانه‌هاي جهان است و مي‌بينيم كه كتابخانه ملي ايران كتاب‌هاي بسياري به زبان‌هاي مختلف در بخش ايران شناسي و اسلام‌شناسي گردآوري كرده است.»

مشاور رئيس سازمان اسناد و كتابخانه ملي و دبير جلسه خاطرنشان كرد: «پوري سلطاني» و «كامران فاني» به عنوان سرويراستار و سكان‌بان كتاب «كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلامي‌شناسي» بودند و همكاري تنگاتنگي با ديگر اعضاي گروه داشتند.»

مرادي به دو زاويه براي استفاده كتاب‌شناسان از اين كتاب‌شناسي اشاره كرد و گفت: «از دو زاويه كتاب‌شناسان مي‌توانند از اين كتاب‌شناسي استفاده كنند يكي كتابدار و ساختار كتاب و ديگري ايران‌شناس است كه دو دسته از ايران‌شناسان پيش از اسلام و ايران‌شناسان پس از اسلام مي‌توانند از اين كتاب بهره گيرند، دين‌هاي ايران باستان و زبان‌هاي ايراني از محورهاي اصلي ايران‌شناسي پيش از اسلام است و دوره اسلامي نيز مسايل مربوط به خود را دارد.» 

فهرست‌نويسي كتاب‌هاي لاتين به زبان فارسي، نياز ما بود
سخنران بعدي نشست «پوري سلطاني» يكي از مولفان كتاب و سرويراستار آن بود وي با اشاره به فهرست‌نويسي گفت: ‌«يك ايران‌شناسي كه مي‌خواهد راجع به ايران تحقيق كند از طريق زبان انگليسي كتاب مورد نظر خود را مي‌يابد از اين روي تمام كتاب‌هاي ايران‌شناسي را كه به زبان لاتين نوشته شده به زبان فارسي فهرست‌نويسي كرده‌ايم.»

وي افزود: «مردم هر كشور به زبان خود آسان‌تر سخن مي‌گويند و فلسفه كار كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي اين بود كه تمامي كتاب‌هاي ايران‌شناسي به زبان فارسي فهرست‌نويسي شود.»

سلطاني يادآور شد: «گفتن اين حرف آسان است در گذشته امكانش نبود زيرا منابع و ابزاري كه بتوانيم اين كار را انجام دهيم وجود نداشت تا بتوانيم به آن دسترسي پيدا كنيم، سيستم كتابداري ايران آنقدر تازه و نوپا بود كه امكان چنين تصميمي براي فهرست‌نويسي فارسي وجود نداشت.»

وي به كتابخانه «ملاصدراري شيراز» (پهلوي) اشاره كرد و گفت: «در اين كتابخانه كتاب‌هاي فارسي و عربي به لاتين فهرست‌نويسي شده بودند و در سال1349 يا 1350 هنوز كتابداري كه بتواند تمام نياز مراجعان را برطرف كند وجود نداشت.»

سلطاني به كتابخانه ملاصدراي شيراز در سال 1356 اشاره كرد و گفت:‌ «در آن سال قرار شد كه فهرست‌نويسي كتاب‌هاي كتابخانه ملاصدرا را بنويسم و تصميم گرفتم كه كتاب‌هاي لاتين را به فارسي فهرست‌نويسي كنم زيرا اين مسأله يك روز بايد انجام مي‌شد.»

وي پيشنهادي در اين زمينه ارايه داد و گفت: «ما بايد براي كتابخانه‌هاي خود كار كنيم همان‌طور كه كتابخانه ملي كنگره آمريكا براي مردم خود فعاليت مي‌كند و كتاب‌هاي مورد نياز افراد جامعه را گردآوري مي‌كند ما نيز بايد كتاب‌هاي لاتين را به فارسي فهرست‌نويسي كنيم.»

وي افزود: «با انتشار كتاب «كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي» افراد از هر كشور و هر زباني كه باشند مي‌توانند به زبان خود كتاب‌هايشان را بازيابي كنند و ايراني‌ها از طريق فهرست فارسي مي‌توانند كتاب‌هاي خود را بازيابي كنند و كتاب‌هاي لاتين، فرانسه، روسي، آلماني و... را به فارسي فهرست‌نويسي كنند.»

وي به ايران‌شناسي تخت‌جمشيد اشاره كرد و گفت:‌ «ايران‌شناسي كه مي‌خواهد درباره تخت‌جمشيد تحقيق و پژوهش كند مي‌تواند در كتاب «كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي» نياز خود را برطرف كند و كتاب‌هاي تخت‌جمشيد را به زبان‌هاي انگليسي، آلماني، فرانسه و روسي بيابد.» 

مجلدهاي بعدي كتاب‌شناسي‌ها اصلي‌ترين ركن است
سپس دكتر «علي‌اشرف صادقي» استاد دانشگاه و زبان‌شناس گفت:‌ «مولفان در اين كتاب هر دو ديدگاه ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي را مورد بررسي قرار داده‌اند پژوهشگراني كه بخواهند ايران پيش از اسلام را مطالعه كنند به ايران‌شناسي مراجعه مي‌كنند و ايران پس از اسلام نيز براي محققان اسلام‌شناس مفيد خواهد بود.»

وي افزود: «ايران‌شناسي از ديدگاه غربي‌ها يكي از مسايلي است كه از گذشته‌هاي دور وجود داشته و مي‌دانيم كه متدولوژي تحقيقات جديد را غربي‌ها به ما آموختند، همچنين تحقيق درباره زبان‌هاي قديم و خواندن سنگ‌نوشته‌ها و كتيبه‌ها را از غربي‌ها آموختيم. روش تحقيق درست در تاريخ و ساير رشته‌ها را نيز از آن‌ها ياد گرفتيم و در اين راه دانشمندان ايراني ارزشمندي پيدا كرديم و توانستند اين روش و تحقيقات را پيش ببرند.»

وي افزود:‌ «در برخي از رشته‌ها ناچاريم از آن‌ها ياري بجوييم زيرا غربي‌ها در دانستن زبان اوستا و فارسي باستان ريشه چند هزار ساله دارند، زبان اوستا و فارسي باستان به زبان يوناني‌ها و سانسكريت نزديك است و از نظر ساختاري با زبان ژرمني‌هاي قديم و يوناني‌هاي كهن هم‌سوست و آن‌ها بهتر مي‌توانند در اين زمينه تحقيق كنند زيرا در اين زمينه متخصص نداريم.»

وي افزود: «براي كتاب‌شناسي‌ها بايد مرز گذاشت و در جلدهاي بعدي به آن افزود تا همواره پويا و به روز باشد. همچنين كتابخانه‌هاي غني مانند بنياد ايران‌شناسي، كتابخانه مجلس شوراي اسلامي و كتابخانه‌هايي كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند بايد با كتابخانه‌هاي اروپا و آمريكا در ارتباط باشند و بتوانند كتاب‌هاي روز دنيا را در زمينه ايران‌شناسي و ... بيابند.»

صادقي خاطرنشان كرد:‌ «در اين كتاب 8000 كتاب ايران‌شناسي به انگليسي، 3000 كتاب روسي، 2200 كتاب فرانسوي و تنها 700 كتاب به آلماني فهرست شده در صورتي‌كه بيشترين منابع ايران‌شناسي به زبان آلماني است. همچنين از برخي از كتاب‌هاي چندين جلدي تنها 3 يا 4 جلد آن در اين كتاب‌شناسي فهرست شده است.»

وي افزود:‌ «در اين كتاب‌شناسي برخي از مقالات نيز فهرست شده و به گمانم اين مقالات به كتابخانه ملي اهدا شده است و مي‌تواند مورد استفاده برخي از ايران‌شناسان و اسلام شناسان قرار گيرد.»

وي به آوانويسي اشاره كرد و گفت:‌ «اگر اين كتاب‌شناسي آوانويسي به انگليسي، روسي، آلماني و فرانسوي داشت بهتر بود و مي‌توانست قابل خواندن براي ايراني‌ها باشد زيرا خواننده ايراني نمي‌تواند به خوبي آوانويسي كند. غلط‌هاي چاپي آن هم بسيار كم بود و تنها در چند مورد خلاصه مي‌شد كه اميدوارم در چاپ‌هاي بعدي اصلاح شود.» 

تعريف ايران‌شناسي بايد در كتاب‌شناسي گسترش يابد 
سخنران پاياني نشست دكتر «ناهيد بين‌اقبال»، فهرست‌نويس بود وي با اشاره به محققاني كه در زمينه اديان تحقيق مي‌كنند گفت:‌ «پژوهشگري كه در زمينه اديان در ايران تحقيق مي‌كند بايد با بودا، بوديسم، ذن، تمدن بودايي، ماني، مزدك و... آشنا شود و تاريخ ايران پيش از اسلام نيز به كتاب‌هاي ايران باستان نياز دارد و اين مسأله بايد در كتاب‌هاي ايران‌شناسي لحاظ شود.»

وي افزود: «در اين كتاب ركورد 6 به افغانستان، 7 تركمنستان، 8 قفقاز، 9 كتابخانه‌هاي روسيه شوروي، 18 نسخه خطي ارمني، 19 تمدن هند، 21،28،29 آتاتورك و 38 نام آوازهاي معنوي گيريگوري به ارمني آمده است كه نشان مي‌دهد لازم است تعريفي كه در مقدمه كتاب از ايران‌شناسي شده است گسترش يابد و درآن تجديد نظر شود.»

وي افزود: «مسأله شناسه‌ها اصلي‌ترين ركن در كتاب‌شناسي‌ها به‌شمار مي‌رود، در كتاب‌شناسي، ايران‌شناسي و اسلام‌شناسي، كتاب و زبان آن روسي است ولي خلاصه به انگليسي دارد، اگر براي كتابي كه خلاصه انگليسي دارد عنوان آن هم به انگليسي مي‌آمد استفاده از كتاب امكان‌پذير بود.» 

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها