پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۵۰
هنر، واژه‌اي ايراني در متون اوستايي و پهلوي است

هنر به معناي مطلق آن در گستره متون اوستايي و پهلوي آمده و اين واژه، هويت ايراني دارد از اين روي شاهنامه نيز مدخل ورود ما به هنر است اما مقصد به‌شمار نمي‌رود._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، دكتر حسن بلخاري در نشست «معرفت‌شناسي هنر در شاهنامه» گفت: ما بايد ببينيم كه شاهنامه هنر را در كدامين فرهنگ مطرح مي‌كند، آن فرهنگ را بيابيم و هنر را در آن فرهنگ بررسي كنيم.

وي كه در چهاردهمين مجموعه از درس گفتارهاي فردوسي در شهركتاب مركزي سخن مي‌گفت با اشاره به شاهنامه فردوسي افزود: شاهنامه فردوسي ماهيت توليدي ندارد؛ بلكه ماهيت بازتابي دارد متني كه معناي رايجي داشته و در جاي‌جاي آن ردپاي حضرت فردوسي ديده مي‌شود.

بلخاري يادآور شد: مقصد آفرينش در بندهش و در كيانيان، پيشداديان، ايزدان و اسطوره‌ها بيان شده بعد از آن پادشاهي هخامنشي حذف شده و به ساسانيان مي‌رسد، واژه‌شناسان بايد دريابند كه چرا بخش هخامنشيان در اين متن كهن حذف شده است.

رئيس پژوهشكده هنر فرهنگستان هنر خاطرنشان كرد: شاهنامه بازتاب بندهش است نه مولد آن و هر واژه‌اي را زبان‌شناسان در متن بندهش، دينكرد، اوستا و شاهنامه مي‌توانند بيابند.

اين استاد دانشگاه يادآور شد: گسترش معنايي در شاهنامه به روشني آشكار است و ما مي‌خواهيم از هنر به معناي مطلق آن برسيم و آن گستره متون اوستايي و پهلوي است.

مولف كتاب «حكمت، هنر، زيبايي» خاطرنشان كرد: نكته بعدي اين است كه به تطور، قبض و بسط توجه داشته باشيم؛ زيرا بعضي از واژه‌ها در گردانه زمان دچار تحول نمي‌شوند و هنر جزو اين مفاهيم نيست. گستره معنايي هنر متحول شده و درمي‌يابيم كه اين واژه ايراني است.

مولف كتاب «در انتظار نور» خاطرنشان كرد: براي واژه هنر در فرهنگ‌هاي مختلف كلمات بسياري بيان شده است، صناعت يا صنعت و فن از جمله اين واژه‌ها به‌شمار مي‌روند. تاجيك‌ها به جاي هنر از صنعت استاده مي‌كنند و عرب‌ها فن را به‌كار مي‌گيرند.

اين دكتراي فلسفه هنر يادآور شد: ابن‌سينا صنعت را به‌كار مي‌برد و حافظ از فن و هنر ياد مي‌كند كه معادل معنايي است. هنر هويت ايراني، اوستايي و پهلوي دارد از اين رو هنر دچار تطور شده و نسبت مستقيم با هنري دارد كه امروزه از آن استفاده مي‌كنيم.

عضو گروه تخيل هنري فرهنگستان هنر گفت: در متون اوستايي و پهلوي واژه‌هايي يافت مي‌شوند كه به هنر برمي‌گردد. موسيقي در دوره‌هاي كهن و در شاهنامه به مصداق‌هاي خاصي از هنر اطلاق مي‌شود اما امروزه هنر معادل فضيلت نيست و دايره معنايي آن تنگ‌تر شده است. همچنين توجه به تطور الفاظ در بستر زمان به‌دست مي‌آيد.

مولف «در دايره معنا، شرح آيات معنوي در ابيات مثنوي» افزود: ما بايد واژه هنر را در زبان و فرهنگ ايران باستان مورد تعمق و تحقيق قرار دهيم. براي تبيين واژه و شناخت ماهيت واژه هنر يك دسته متون اوستايي و يك دسته متون پهلوي داريم.

عضو گروه نقد فرهنگستان هنر يادآور شد: اوستا به زبان فارسي باستان طبق يك روايات بر ده‌هزار پوست گاو نوشته شده و زمان دقيق آن در دسترس نيست اما جامع‌ترين زماني كه مي‌توانيم ارائه دهيم بين 1200 تا 1900 سال پيش از ميلاد مسيح (ع) است.

مولف «تهاجم يا تفاوت فرهنگي» يادآور شد: با تدوين اوستا چهار وداي مقدس هنديان را نيز داريم و اگر زبان سانسكريت كه زبان مقدس هنديان است را مورد تعمق قرار دهيم مي‌بينيم كه به شدت به زبان اوستايي باستان شبيه است. اوستاي باستان به زبان سانسكريت نوشته شده اما به تعبير زرتشتيان گجسته شخصي به نام اسكندر ملعون در جريان حمله به ايران و نابود كردن سلسله هخامنشي اوستا را سوزاند و از اوستاي باستان تنها گاثاهاي مقدس باقي ماند.

وي در ادامه افزود: بعد از مدتي زبان رايج پهلوي مطرح شد و در نهايت 24 حرف داشت از اين روي زبان اوستا را بازنويسي كردند و دريافتند كه زبان گنجايش حمل معنا را ندارد و زبان اوستايي متأخر را اختراع كردند كه دين‌دبيره (خط ديني زرتشتيان) نام داشت و مقابل هام‌دبيره (خط عام) قرار گرفت.

اين استاد دانشگاه يادآور شد: اوستا به دين‌دبيره نوشته شد ولي ارداويرافنامه، دينكرد، بندهش و پازند به دين‌دبيره نوشته نشده است. اوستا پنج بخش دارد كه گات‌ها، ونديداد، خرده‌اوستا، ويسپرد و يشت‌ها ناميده مي‌شود و از خرده‌اوستا تنها يك بخش باقي مانده و سه بخش ديگر از بين رفته است.

وي افزود: يسنا 72 هات دارد و مي‌بينيم كه زنار زرتشتيان نيز 72 گره دارد كه از 72 هات يسنا گرفته شده است. از اين 72 هات، 17 هات آن گات‌هاست كه با بهاگاوادگيتاي سانسكريت هم‌سو است. در تمام متون زرتشتي تنها گاتاهاست كه از ديدگاه زرتشتيان معتبر مطلق و معيار است و ايمان دارند كه سروده خود اشوزرتشت است و بسيار پاك، لطيف، نيكو و متن توحيدي به‌شمار مي‌آيد كه در آن شرك و انحراف مشاهده نمي‌شود.

وي افزود: تفاسيري كه براي اوستا آمده زند يا تفسير نام دارد كه به هام‌دبيره نوشته شده است و در هر دو متن واژه هنر بررسي شده است. كلمه هنر در متن گات‌ها با اين نوشتار (هو+ نر) به تحرير درآمده و در دو جاي اين 17 هات از هنر استفاده شده است. كلمه هنر مركب است و ساده به‌شمار نمي‌آيد.

بلخاري يادآور شد: هونر به معني خوب‌مرد، نيك‌مرد، جوانمرد و فاضل‌مرد است و عميق‌تر از اين است كه در عرف وجود دارد. در تعريف هو در اوستا خوب، نيك، به، رسا، زيبا، بسيار، بسنده، پسنديده و نيرومند آمده است. همچنين نر به معناي مرد است ولي الزاما به معناي مرد نيست و دلاور و شجاع نيز ناميده مي‌شود.

وي افزود: در اوستا هو يكي از پركارترين، رايج‌ترين و لطيف‌ترين واژه‌هاست كه هنر از ريشه هونر به وجود آمده است. «هوكرت» در اوستا به معني خوش‌ساخت و خوش‌پيكر آمده است، «هوخرت»به معناي نيكوخرد و خردمند و «هوخشتر» به معناي پادشاه نيك است كه فره‌ايزدي دارد. حكمت در شاهنامه انديشه‌اي است كه پيوند وسيع با كردار دارد.

اين فلسفه‌پژوه يادآور شد: همچنين اشه زرتشتي به معناي راستي، درستي، دادگري و حقيقت است كه در اشه از لحاظ لغوي حضور داشته اين واژه اهورايي معادل دارماي سانسكريت است ريسا و دارما در جهان يك قانون ازلي دارد و نظم و زيبايي را به همراه مي‌آورد. اشه در زبان اوستايي فاضل تمام كلمات نيك است و اشه هنر نيز به معني آناهيتا، جاماسب و بزرگاني كه در عين خردمندي مرد حكمت و دانايي هستند بروز مي‌كند.

وي افزود: هنر داشتن با پرهيزگاري، منش پاكي، پارسايي و اوستايي فضايل مي‌خواهد و آن را در شاهنامه بازگو مي‌كند. هوكرت، هوئيتي، تشن واژه‌هايي هستند كه سبب مي‌شوند با 2000 سال پيش ارتباط برقرار كنيم اين سه واژه حلقه واسط من امروزي است كه بتوانم با هنر ارتباط داشته باشم.

اين شاهنامه‌پژوه افزود: تشن در اوستا هنرمند است و به معني مخترع، سازنده، ساختن، شكل دادن، نظم دادن و گونه دادن و كاربردي آمده است كه براي ساختمان‌سازي به‌كار مي‌رود تيشه نيز از تشن گرفته شده ابزاري كه براي ساختن به كار برده مي‌شود و هنر به معناي جامعه فضيلت است و هنر براي ما مقدس به‌شمار مي‌رود.

وي افزود: هونر در اوستا و در بخش مهم آن گات‌ها در بند 5، هات 43 و ديگري در بند 8، هات 50 آمده است و استاد پورداوود در كتاب گات‌ها كه كهن‌ترين بخش اوستاست ترجمه دقيقي از آن ارائه داده كه واژه هنر در آن مشاهده مي‌شود: و تو را پاك شناختم اي مزدا اهورا، آنگاه كه تو را تحت در آفرينش زندگي نگريستم كه چگونه كردارها و گفتارها و انديشه‌ها را مزد خواهي داد، پادافره بد به بد و پاداش خوب به خوب از هنرت در پايان گردش آفرينش. از اين روي هنر مبنايي اهورايي و ايزدي دارد.

بلخاري يادآور شد: ايرانيان باستان معتقد به فره‌وشي (روان جاودان) در انسان بودند و اعتقاد داشتند كه جسم ميرا و روان ناميرا و پاياست و جسم انسان را در آتش نمي‌سوزاندند زيرا آتش مقدس است در آب نمي‌انداختند زيرا آب مقدس است و باد و خاك نيز جزو چهار عنصر مقدس آفرينش هستي به‌شمار مي‌آيد. آن‌ها تن ميرا را در دخمه قرار مي‌دادند تا دوباره در گيتي تجزيه شود اما روان زمان‌مند و گران‌مند است.

وي افزود: كتاب ارداويرافنامه جهان پس از مرگ زرتشتيان را به تصوير مي‌كشد كه ابوالعلاء مغري از روي آن نوشته و به شدت از آن متآثر است و روي برزخ، دوزخ و بهشت كمدي الهي دانته نيز اثر بسياري گذاشته است و نشان مي‌دهد كه چگونه اهورامزدا بدكار را به جهنم مي‌فرستند و خوب‌كار را به بهشت كه در اين متن ارزشمند از اين كار اهورامزدا به هنر ياد مي‌كند.

وي به واژه هنر در ترجمه گات‌هاي جليل دوستخواه پرداخت و گفت: اي مزدا اهورا تو را پاك شناختم آنگاه كه در سرآغاز آفرينش زندگي ديدمت و دريافتم كه چگونه تا پايان گردش آفرينش كردارها و گفتارها را با هنر خويش مزد برنهي و سزاي بد براي ناپاكان و پاداش خوب براي نيكوكاران.
اين استاد دانشگاه به امشاسپندان اشاره كرد و گفت: امشاسپندان بازشناساننده‌های وجود اهورامزدا هستند. این واژه به معنی جاودانان پاک یا مقدسان بی‌مرگ یا نامیرایان فزونی‌بخش به‌شمار مي‌آيند که از دو جز امشه به معنی جاودانی و بی‌مرگ و سپنته به معنی پاک، مقدس و فزونی بخش تشکیل شده ‌است. امشاسپندان شش فروزه اهورامزدا هستند که هر کدام دارای مفهومی است که بخشی از عظمت خداوند یکتا را به آدمی می‌شناسانند و با شناخت و پیروی از این مفاهیم و ایزدان می‌توان اهورا مزدا را درک کرد.

بلخاري در ادامه افزود: وهمن یا وهومن به معنی نیک اندیشی و پندارنیک است،
اشه وهیشته (اردیبهشت) به معنی بهترین راستی، خشتره وییریه(شهریور) به معني نيروي شهرياري و شهامت رواني، سپنته آرمیتی(سپندارمذ) به معنی فروتنی و بردباری مقدس، هیوروتات(خرداد) به معنی رسایی و کمال و امرتات(امرداد) به معنی بی‌مرگی و جاودانگی بيان شده است.

وي به بخشي از گات‌ها و فروزه‌هاي ايزدان و امشاسپندان ترجمه جليل دوستخواه اشاره كرد و گفت: ای داناترین با دست های برافراشته و سرودهای ستایش خود که پر از راز و نیاز به درگاه تو است خواستارم مرا چون دوستی باوفا و فروتن بپذیری تا بتوانم در پرتو راستی (اردیبهشت) و منش‌نیک (بهمن) به تو نزدیک شوم.

چهاردهمين مجموعه درس‌گفتارهايي درباره‌ فردوسي به «معرفت‌شناسي هنر در شاهنامه» اختصاص داشت و دكتر حسن بلخاري عصر روز چهارشنبه هشتم آبان‌ماه در اين‌باره در شهر كتاب مركزي سخن گفت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها