شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۴۲
ویژگی‌های سبک فردی مولانا گسترده‌تر از سبک عراقی است

می‌گوید: در کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» سبک ادبی مولانا یا حافظ را داریم و اشاره به سبک دوره‌ای عراقی یک بخش از کار سبک شناسی ماست. مثلا در تحلیل سبک مولانا بر این عقیده‌ایم که ایشان در چارچوب مکتب یا سبک دوره‌ای عراقی قرار می‌گیرد، ولی ویژگی‌های سبک فردی او بسیار گسترده‌تر است.

ضیاء قاسمی، استاد دانشگاه تهران، موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی و نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» درباره تفاوت این کتاب با کتاب‌های مشابه آن در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، گفت: کتاب‌هایی که از زمان مرحوم ملک‌الشعرای بهار تا همین چند سال قبل درباره سبک ادبی نوشته شده، یک ویژگی دارد که به جای اینکه از دیدگاه علمی به مفهوم سبک ادبی بپردازند، فقط بر سبک دوره‌ای -بهتر است به جای آن کلمه مکتب را به کار ببریم مثلا در شعر فارسی سبک دوره‌ای خراسانی یا عراقی را داریم که به جای آن می‌توانیم مکتب خراسانی یا مکتب عراقی بگوییم- متمرکز شده‌اند.

 سبک دوره‌ای بحث کوچکی از مبحث گسترده سبک‌شناسی است
او ادامه داد: بیشتر کتاب‌ها و مقالاتی هم که نوشته شده، همین جهت‌گیری را دارد، یعنی فکر کرده‌اند که مفهوم سبک به سبک دوره‌ای محدود می‌شود، در حالی که این‌طور نیست و مکتب یا سبک دوره‌ای یک مبحث کوچک از مبحث گسترده سبک‌شناسی است. سبک‌شناسی به عنوان یک شاخه علمی، امروزه خیلی گسترده است، زیرشاخه‌های زیادی دارد و محدوده بزرگی را تحت پوشش قرار می‌دهد، که یکی از آن محدوده‌ها، سبک‌های دوره‌ای زمانی یا مکاتب ادبی است.
 
قاسمی اضافه کرد: از ویژگی‌های این کتاب و شاید تفاوت آن با سایر کتاب‌هایی که قبلا در این حوزه نوشته شده، این است که در این کتاب سعی کرده‌ایم که همین دیدگاه را در نظر بگیریم و اساس کار ما بررسی کل اصول سبک‌شناسی باشد نه فقط سبک ادبی یا مکتب. ویژگی دیگر این کتاب این است که سعی کرده‌ایم دیدگاه ادبی صرف نداشته باشیم. یعنی سعی کردیم براساس دست‌آوردهایی که علم زبان‌شناسی به ما داده و مطالعاتی که در این شاخه بین رشته‌ای شده یا به عبارت دیگر بر اساس دست‌آوردهای مطالعات ادبی و مطالعات زبانشناختی، یک تحلیل علمی از سبک ادبی که در مطالعه آثار شاعران و نویسندگان مورد نظر ماست، به دست دهیم.
 
نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» درباره شیوه انتخاب افراد و شاعری که در این کتاب به آن‌ها پرداخته، اظهار کرد: در این کتاب دو نوع از افراد داریم. افرادی که در مبحث نظری به آن‌ها اشاره شده است و افرادی که آثار آن‌ها تحلیل شده است. در کتاب برای اینکه بدانیم چگونه باید تحلیل سبکی را انجام دهیم، یک مبنای نظری در نظر گرفته‌ایم و در آن بخش نظری به پیشینه آن علم اشاره کرده‌ایم که در اینجا برای کارهایی که در ایران و در حوزه زبان فارسی انجام شده، یک بخش در نظر گرفته‌ایم و در بخش دیگر کارهایی که در جهان در حوزه علم سبک شناسی انجام شده را بررسی کرده‌ایم. در این میان طبیعتا به کسانی که چهره‌های شناخته شده‌تری داشتند یا صاحب نظریه بودند، بیشتر پرداخته‌ایم و در مورد آن‌ها مطالب بیشتری آورده‌ایم، ولی در انتخاب شاعران و نویسندگانی که آثار آن‌ها بررسی شده، هیچ اولویتی و تفاوتی وجود نداشته. برای ما خود مثال مهم بود و از لحاظ آن مبحثی که بررسی می‌کردیم، نکته‌ای که مناسب بوده را به عنوان مثال از یک شاعر یا نویسنده انتخاب کرده‌ایم و الزاما به این معنا نیست که آن شاعر یا نویسنده نماینده بارز آن سبک است.
 
وی درباره تعریف خود از سبک ادبی و نگاهی که در این کتاب به سبک ادبی دارد، بیان کرد: نکته حائز اهمیت این است که سبک ادبی که در این کتاب از آن نام می‌بریم، در معنای علمی جدیدش از آن محدوده سبک ادبی دوره‌ای خارج می‌شود. یعنی ما اینجا سبک ادبی هر فرد را بررسی می‌کنیم. برای مثال در این کتاب سبک ادبی مولانا یا حافظ را داریم و اشاره به سبک دوره‌ای عراقی یک بخش از کار سبک شناسی است. مثلا در تحلیل سبک مولانا بر این عقیده‌ایم که ایشان در چارچوب مکتب یا سبک دوره‌ای عراقی قرار می‌گیرد، ولی ویژگی‌های سبک فردی او بسیار گسترده‌تر است و فقط نمی‌توانیم به این مطلب اکتفا کنیم که مولانا در حوزه سبک ادبی عراقی قلم می‌زده است. در چارچوب و مبنای نظری و عناصر سبک شناختی که در این کتاب مشخص شده، می‌توان کار مولانا را به عنوان یک شاعر ایرانی تحلیل کرد.

 مبنای تحلیل سبکی ما در این کتاب سبک شخصی است
او ادامه داد: مبنای تحلیل سبکی ما در این کتاب سبک شخصی است. یعنی در تحلیل سبک ادبی، سبک ادبی هر شاعر یا نویسنده را بررسی می‌کنیم که در این تحلیل ممکن است به ویژگی‌های کلی هم اشاره‌ای شود. مثلا در مکتب عراقی یک سری ویژگی‌های کلی داریم که می‌گوییم مولانا به عنوان شاعری که در حوزه مکتب عراقی است، این ویژگی‌ها را دارد. ولی زمانی که سبک ادبی مولانا را تحلیل می‌کنیم، خیلی موارد بیشتری از این را ذکر و تحلیل می‌کنیم. البته آن تقسیم‌بندی مکتب‌های ادبی رایج نظیر سبک عراقی و خراسانی و... را هم به عنوان یک بخش کوچی از کار داریم و مبنای ما تحلیل سبک ادبی مولاناست.
 


استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران درباره مخاطبان کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» گفت: سعی کرده‌ایم کتاب را به صورت تخصصی برای کسانی که در حوزه سبک شناسی مشغول اند، کار کنیم . حوزه سبک شناسی برای پژوهشگرانی که هم در حوزه ادبیات هستند و هم در حوزه علم زبان‌شناسی مورد علاقه است و یک حوزه میان‌رشته‌ای محسوب می‌شود. در بخش تعریف مبنای نظری هم سعی کرده‌ایم از دست‌آوردهای تخصصی در این علوم ذکر شده استفاده کنیم، منتها برای دانشجویان رشته ادبیات و زبان‌شناسی هم قابل استفاده است. حتی سعی کرده‌ایم که متن کتاب را مقداری ساده‌تر بنویسم که برای علاقه‌مندان هم قابل استفاده باشد. یعنی این کتاب یک کتاب کاملا تخصصی و خیلی خاص محسوب نمی‌شود و سعی کرده‌ام که شیوه نگارش و بیان طوری باشد که علاقه‌مندان به این حوزه هم بتوانند استفاده کنند.
 
قاسمی درباره ساختار و فصل‌بندی کتاب هم بیان کرد: در فصل اول به پیشینه مطالعات پرداخته‌ام و در آن سعی کرده‌ام همه کارهایی که در این حوزه انجام شده را به طور کامل بررسی کنم که خود این شامل دو بخش است. کارهایی که در در زمینه سبک‌شناسی در ایران و از زمان ملک‌الشعرای بهار تا همین چند سال اخیر انجام شده است که خوشبختانه می‌توان گفت در پنج یا ده سال اخیر حالت تخصصی‌تری به خود گرفته است، چون قبل از این همان مطالبی که ملک‌الشعرای بهار در کتابش ذکر کرده بود در مقالات و کتاب‌ها تکرار می‌شد. مدت زیادی طول کشید تا این رویه عوض شود و خوشبختانه در چند سال اخیر کتاب‌ها در زمینه سبک‌شناسی علمی‌تر و تخصصی شده است. بخش دیگر فصل اول به مطالعاتی که در غرب در این حوزه انجام شده، اختصاص دارد.
 
وی افزود: در فصل دوم ضرورتی وجود داشت که سبک زبانی را از سبک ادبی متمایز کنیم، چون دو مفهوم جدا از هم است بنابراین در این فصل سبک‌ها و گونه‌های زبانی را توضیح دادم. چون عموم کتاب‌های قبلی در حوزه سبک شناسی نوشته شده به سبک‌های دوره‌ای پرداخته‌اند، در فصل سوم سعی کردم به صورت گذرا ویژگی‌های عمومی هر مکتب را ذکر کنم. در فصل چهارم به طور مختصر به بسترهایی نظیر وزن در شعر یا آرایه‌ها و صنایع ادبی که عناصر سبکی در آن ظهور می‌کنند، پرداخته‌ام. در این فصل خیلی به جزئیات اشاره نکرده‌ام و فقط کلیاتی درباره صنایع ادبی که در تحلیل سبک‌شناسی مورد استفاده است را ذکر کرده‌ام. در فصل پنجم وارد مطالعات سبک‌شناسی می‌شویم. یعنی مبنایی مشخص شده تا هر کسی که بخواهد در مورد سبک ادبی پژوهشی انجام دهد یا سبک ادبی شاعر یا نویسنده‌ای را تحلیل کند، می‌تواند بر اساس این رویه عمل کند. به عبارت دیگر در فصل پنجم شیوه کار تحلیل سبک ادبی مشخص شده است. سبک ادبی مجموعه‌ای از عناصری است که در سه دسته کلی گزینش، ابداع و هنجارگریزی در کار یک شاعر یا نویسنده تکرار می‌شوند. در هر کدام از این حوزه‌ها تعدادی عناصر سبکی داریم. اگر بتوانیم مجموعه‌ای از این عناصر سبکی که در کار شاعر یا نویسنده بیشتر تکرار شده و بارزتر است را تشخیص دهیم، می‌توان سبک ادبی او را تحلیل کرد. بر همین اساس در فصل پنجم هر کدام از این عناصر را توضیح داده و شیوه شناخت آن عنصر را ذکر کرده‌ایم.
 
نویسنده کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان‌شناسی» در پایان آثار در دست چاپ و انتشار خود هم خبر داد و گفت: دو کتاب در زمینه آموزش فارسی به غیر فارسی‌زبانان دارم. یکی «سیری در شعر معاصر فارسی» که یک کتاب آموزشی برای فارسی‌آموزان و به طور خاص برای غیر ایرانی‌هایی که زبان فارسی یاد می‌گیرند. کتاب دیگر «سیری در غزلیات شمس تبریزی» است که این کتاب هم قرار است به صورت یک کتاب آموزشی برای غیر فارسی زبانان کار شود.

کتاب «سبک ادبی از دیدگاه زبان شناسی»، نوشته ضیاء قاسمی در 277 صفحه و با بهای 21000 تومان از طرف انتشارات امیرکبیر چاپ و روانه بازار کتاب شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها