سيدقاسم ياحسيني ـ نويسنده و مورخ: آن روزها پدرم دو ریال به من پول توجیبی میداد. این سکه کوچک را روزانه به خودم میداد و من آن را زیر گوشه فرش اتاقمان میگذاشتم...
مادرم یک ریال روی این پول میگذاشت، بشود 15 ریال. آن وقت با این سرمایه کلان هفتگی به سراغ تنها کتابفروشی شهرمان برازجان میرفتم.
کتابفروش مرد مهربانی بود که فقط کتابهای مذهبی میفروخت. نامش آقای مطهری بود. قدش متوسط بود و هیچگاه عینک او را که روی دماغش بود، یادم نمیرود. همیشه هم منتظر بودم عینکش از روی دماغش سُر بخورد و بیفتد. ولی این اتفاق تاریخی به وقوع نپیوست!
آخر هفته 15 ریال معروف را روی پیشخوان کتابفروشی میگذاشتم و با ولع یک جلد از سری "کتابهای طلایی" را که آن روزها امیرکبیر منتشر میکرد، میخریدم.
اولین کتابی که خریدم، نامش "آرتورشاه و دلاوران میزگرد" بود. این کتاب را مثل قرص یا کپسول که باید هر دوازده ساعت خورد، میخواندم، صبح یکبار، عصر هم یکبار. تا آخر هفته به میزان همان 14 ریال، چهارده بار آن را میخواندم و از حفظ میشدم.
خواندن همین کتابها باعث شد، دست به ابتکار "انشا فروشی" بزنم. همکلاسیهای مایهداری داشتم که برای نوشتن حاضر بودند 5 ریال بدهند و درآمد سه انشا یک کتاب طلایی میشد. به همین دلیل بعضی هفتهها میتوانستم حتی دو کتاب طلایی بخرم.
تابستان سال 1357 بود که شنیدم آقای مطهری در رودخانه دالکی برازجان غرق شده است. با خودم گفتم ای کاش عینکش به من میرسید!
حالا پس از سالها وقتی به برازجان میروم و چشمم به کتابفروشی مرحوم مطهری میافتد، بغض گلویم را میگیرد و حسرت کتابهای نخوانده کتابفروشی را میکشم. خدا رحمتش کند که مرا کتابخوان کرد.
------------------------------------------------------------------------------
سيدقاسم ياحسيني، سال ١٣٤٤ در شيراز متولد شده و از سال ١٣٥٧ تا امروز ساكن بندر بوشهر است.
ياحسيني از سال ١٣٧٠ تاكنون نزديك به هفتاد جلد كتاب در زمينههاي بوشهر شناسي، تنگستانشناسي، خاطرهنويسي و تاريخ شفاهي جنگ تحميلي منتشر كرده است.
از مهمترين آثار وي ميتوان به مهمان فشنگهاي جنگي، آخرين شليك، ماركس و انگلس و هجوم ارتش بريتانيا به بوشهر و جنوب ايران، پاى پياده روى آب، يك دريا ستاره، پنهان زير باران، رو در روي شيطان و خرمشهر پايتخت جنگ اشاره كرد.
نظر شما