شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۸
«دموکراسی کربنی» داستانی پیچیده از نفت و سیاست در خاورمیانه/ از بحرانی که هرگز روی نداد تا جایزه سرزمین پریان

کتاب «دموکراسی کربنی» (نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز) تالیف تیموتی میچل با ترجمه شهریار خواجیان به بررسی رابطه نفت و دموکراسی پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «دموکراسی کربنی» نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز تالیف تیموتی میچل و با برگردان شهریار خواجیان، تاريخ انرژی را مورد بازانديشی قرار می‌دهد و دركی از سياست‌های زيست محيطی، مبارزه برای دموكراسی و جايگاه خاورميانه در جهان پست مدرن را به دست می‌دهد.

کتاب از هشت فصل تشکیل شده که سرفصل‌های آن عبارتند از «ماشین دموکراسی»، «جایزه سرزمین پریان»، «رضایت حکومت شوندگان»، «سازوکارهای حسن‌نیت»، «اقتصاد سوخت»، «خرابکاری»، «بحرانی که هرگز روی نداد» و «مک جهاد».

ابتکار بزرگی به نام «فشارسنج جهانی»

پشت جلد کتاب آمده است: «آیا ثروت نفت به فقر سیاسی می‌انجامد؟ اغلب چنین به نظر می‌رسد، اما دموکراسی کربنی از داستان پیچیده‌تری می‌گوید. در این خوانش استادانه، تیموتی میچل تاریخ انرژی را مورد بازاندیشی قرار می‌دهد و درکی از سیاست‌های زیست محیطی، مبارزه برای دموکراسی و جایگاه خاورمیانه در جهان پست مدرن به دست می‌دهد.»
 
نویسنده در «پیشگفتار» کتاب با اشاره به فشارسنج جهانی آورده است: «یک نمونه اخیر پژوهش‌های مرتبط با دموکراسی‌سازی در خاورمیانه، یعنی پروژه «فشارسنج عربی» را در نظر بگیریم، این پروژه در مورد وجود نگرش‌ها و گرایش‌های فردی سودمند به حال دموکراسی در پنج کشور عربی به نظرسنجی پرداخت. این گرایش‌ها شامل «بردباری سیاسی، احترام به تنوع دیدگاه‌ها، فعالیت‌های مدنی و اعتماد به افراد» بود. برنامه ابتدا با کمک مالی طرح «ابتکار مشارکت خاورمیانه» وزارت خارجه آمریکا آغاز شد و اداره آن را هیاتی از پژوهشگران کشورهایی به عهده داشتند که پروژه مذکور در پی سنجش و ثبت فرهنگ سیاسی‌شان بود. فشارسنج عربی بخشی از یک ابتکار بزرگ‌تر به نام «فشارسنج جهانی» است که پژوهش‌های مشابهی در آفریقا، آمریکای لاتین و دیگر مناطق انجام می‌دهد.» (ص 14)
 
«ماشین دموکراسی» در فصل نخست گنجانده شده که به زغال سنگ و سیاست توده‌گرا و در اروپا و امریکا در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم آغاز می‌شود که در سطوری از آن می‌خوانیم: «دو جنگ جهانی در قرن بیستم به محدود کردن عرضه و جابه‌جایی نفت کمک کرد، اما بین دو جنگ شرکت‌های داخلی ایالات متحده که بیشتر نفت جهان را در آن زمان تولید می‌کردند، و چند شرکت نفتی‌ که در پی کنترل تجارت بین‌المللی بودند، به سازوکارهای جدیدی برای محدود کردن تولید و توزیع انرژی نیاز داشتند. راهکارهایی که آن‌ها ایجاد کردند شامل سهمیه‌های دولتی و کنترل قیمت‌ها در ایالات متحده، ترتیبات کارتلی حاکم بر توزیع و بازاریابی جهانی نفت، توافقات کنسرسیومی برای کاهش روند اکتشافات جدید نفتی در خاورمیانه و عاملیت‌های سیاسی می‌شدند تا تهدید کسانی را مدیریت کنند که در خاورمیانه و نقاط دیگر مخالف نظام خرابکاری شرکت‌های نفتی بودند.» (ص 61)
 
ایده‌ای آمریکایی در اصل تعیین سرنوشت

فصل دوم «جایزه سرزمین پریان» نام دارد و با بررسی خاستگاه‌های صنعت نفت در خاورمیانه آمده است: «شرکت نفت ایران و انگلیس ضمن مقابله با حمله جناحی از بین‌النهرین، با مشکل دومی روبه‌رو شده بود: کسی نفت آن را نمی‌خرید. معلوم شد که نفت خام ایران میزان گوگرد بالایی دارد که بوی آن همراه با رسوباتی که پس از سوختن روی شیشه به جا می‌گذارد، آن را برای استفاده به عنوان نفت سفید ویژه روشنایی نامناسب می‌سازد. بازاری برای این محصولات شرکت وجود نداشت، و سرمایه‌گذاران باتوجه به فقدان چشم‌انداز امیدوارکننده در خصوص سود سهام، تمایلی به تأمین پول برای تکمیل تاسیسات تولید نداشتند. تنها امید برای نفت ایران فروش آن نه برای سوخت روشنایی، که برای سوخت موتورهای بخاری و دیزلی بود. با این همه، چون کمتر موتور نفت‌سوزی در حوالی جنوب ایران وجود داشت، شرکت با ورشکستگی روبه‌رو شد.» (ص 97)

«رضایت حکومت شوندگان» در فصل سوم به بحث درباره امپراتوری عراق و مواد خام آن می‌پردازد. در این مجال با اشاره به «دیپلماسی عمومی» ویلسون می‌خوانیم: «بیشتر تاریخ‌نگاران اصل تعیین سرنوشت را ایده‌ای آمریکایی می‌شمارند. بسیاری نیز به پیوند آن با انقلاب روسیه اذعان می‌کنند. دانیل یرگین می‌نویسد، «در آغاز سال 1918، وودرو ویلسون برای مقابله با جاذبه نیرومند بلشویسم با طرح چهارده ماده‌ای ایدئالیستی خود و فراخوان پرطنین حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و مردم پس از جنگ ظاهر شد.» این‌گونه توصیف حق تعیین سرنوشت بازتابی از حقیقت آمریکایی بودن آن است. نخست، ماشین تبلیغاتی موسوم به «دیپلماسی عمومی» سخنرانی‌های رئیس جمهور ویلسون را در سراسر جهان پخش کرد ـ سخنرانی‌هایی که به «دیپلماسی پنهان» (قراردادهای محرمانه میان قدرت‌های اروپایی برای الحاق سرزمین‌ها) می‌تاخت، اما ابتدا صحبتی از حق تعیین سرنوشت نمی‌کرد. پس از آن‌که ویلسون این اصطلاح را باب کرد، جنبش‌های سیاسی در اروپا، آسیا و آفریقا با توسل به نام رئیس‌جمهور آمریکا و اقتدار ایالات متحده مطالبات خود را برای پایان اشغال جنگی یا استقلال از کنترل امپراتوری ـ که خود ویلسون کمتر از آنها حمایت می‌کرد ـ مطرح کردند.» (ص114)
 
عنوان فصل چهارم «سازوکارهای حسن‌نیت» است که نویسنده درباره واکنش نیروهای سیاسی عراق بر ذخایر نفتی آن می‌نویسد: «پارلمان [انگلیس] دریاداری و وزارت جنگ را واداشته بود تا روش‌های جدید گزارش هزینه‌های نظامی را به کار بندند. در ژوئن 1920،‌ فراکسیون حزب کارگر در پارلمان چرچیل را واداشت تا فاش سازد که اشغال بین‌النهرین سالانه 50 میلیون پوند هزینه دارد. برآمدن جنبش کارگری و تدابیر اجتماعی اتخاذ شده در واکنش به قدرت آن موجب طرح درخواست افشای هزینه‌های امپراتوری شده بود. این به فراخوان حذف اسراف‌کاری و رعایت «صرفه‌جویی» انجامید، که در مطبوعات اعلام شد یک «ضرورت عاجل ملی»‌ است. مجادله بر سر عراق در روزنامه تایمز چنین خلاصه شده بود: «اقتصاد ... محک سیاست.» (ص 148)

رابطه دموکراسی قرن بیستم با عصر هیدروکربنی

«اقتصاد سوخت» در فصل پنجم مورد توجه قرار گرفته و در سطوری از آن ورود اقتصاد به عنوان موضوع جدیدی در سیاست مطرح شده است، در این بخش می‌خوانیم: «جان مینارد کینز، اقتصاددانی که با پیوند زدن ارزش پول به نقل و انتقال نفت نقش برجسته‌ای در طراحی این ابزار پس از جنگ داشت، به فرمول‌‌بندی و توصیف یک نوآوری دیگر میانه قرن بیشتم نیز کمک کرد: ابزار مدرن محاسبه و اداره‌ای که «اقتصاد» نامیده شد. پیوندهای بیشتر بین نفت و سیاست‌های دموکراتیک میانه قرن بیستم مربوط به نقش تخصص اقتصادی است. تخصص اقتصادی قرن بیستم به مانند دموکراسی قرن بیستم در رابطه‌ای ویژه با عصر هیدروکربنی شکل گرفت.» (ص 191)
 
فصل ششم «خرابکاری» نام دارد و با تمرکز بر مساله نفت در خاورمیانه بزرگ و عراق آمده است: «یک سال پس از گزارش برنبام، در نوامبر 1968، تلاش ده‌ساله آمریکا برای حفظ ارزش دلار فرو ریخت. آمریکا تلاش کرد که نظام برتن وودز را به سازوکاری تبدیل کند که اجازه می‌داد تا [نرخ] طلا شناور شود، و در تلاش برای مبارزه با تورم از طریق کاهش قیمت داخلی نفت شروع به برداشتن کنترل واردات نفت در سال 1970 کرد، اما این موجب شد که دلار بیشتری راهی خارج شود. تا سال بعد، امریکا بیشتر ذخایر غیرطلای خود را مصرف کرده بود و فقط 22 درصد ذخایر ارزی آن پشتوانه طلا داشت. زمانی که بانک‌ها اروپایی درخواست کردند که پرداخت‌های دلاری‌شان به طلا باشد، آمریکا از این تعهد سر باز زد. کنار گذاشتن استاندارد طلا در اوت 1971 به منزله اعلام ورشکستگی دولت آمریکا بود.» (ص 256)
 
«بحرانی که هرگز روی نداد» در فصل هفتم بررسی شده است، در رابطه با سیاست‌های نفتی آمریکا می‌خوانیم: «کشورهای عربی تولید‌کننده نفت سعی می‌کردند که پیوندی ایجاد کنند تا معادله‌ای بین دسترسی به نفت و سیاست آمریکا در قبال مساله فلسطین برقرار سازند. تاریخ‌نگاران این رویداد، آن پیوند را گسستند. مردم به طور کلی در همین موضع و چنان در صف بنزین سرگرم بودند که فقط به قوانین بازار فکر می‌کردند. در عین حال، مخالفان مذاکرات صلح در کنگره آمریکا به رهبری هنری جکسون، نماینده دموکرات ایالت واشینگتن معروف به «سناتور بوئینگ» (بزرگترین پیمانکار نظامی مستقر در سیاتل واشینگتن) که قهرمان نظامی‌گری فزاینده سیاست خارجی آمریکا، در حال سازماندهی برنامه جیره‌بندی و دیگر تدابیری بودند که امکان عملی کردن قوانین بازار را فراهم می‌ساخت.» (ص 282)
 
نقش طعمه‌ساز رسانه‌های اجتماعی در تصرف میدان تحریر

نویسنده در فصل هشتم «مک جهاد» نگاه متفاوتی به رابطه بین نفت، به اصطلاح جهانی سازی و نیروهای اسلام سیاسی دارد و با استفاده از مفهوم «مک جهاد» آورده است: «گزارش‌های مربوط به اعتراضات منتهی به سقوط دولت مبارک بر نقش رسانه‌های اجتماعی اینترنت محور تأکید دارند، که به سازمان‌دهندگان و طرفداران در برنامه‌ریزی اعتراضات کمک کرد. با این حال، رویداد مهمی که به سرنگونی رژیم انجامید ابتکار تصرف میدان تحریر در 25 ژانویه بود تحولی که رسانه‌های اجتماعی در آن بعضا نقش طعمه‌ساز را ایفا کردند. سازمان دهندگان با آگاهی از این که نیروهای امنیتی برای درهم شکستن هر تلاشی در جهت اشغال این میدان به خشونت روی می‌آورند، از رسانه‌های اجتماعی برای برنامه‌ریزی اعتراضات در بیست منطقه کارگرنشین شهر استفاده کردند، به این امید که نیروهای امنیتی را با پراکندن آن‌ها در مناطق مختلف خسته سازند، و در همان حال جمعیت کثیری را جلب کنند که مجال شکستن حصارهای امنیتی و برقراری پیوند میان آن‌ها در میدان تحریر را افزایش می‌داد.» (ص 341)
 
در «جمع‌بندی» کتاب نیز آمده است: «سیاست قرن بیستم پیرامون موضوع تازه‌ای به نام اقتصاد شکل گرفت. سیاست‌های اقتصاد، سیاست‌های بری از طبیعت بود. عملکردهای محاسباتی طبیعت را از سیاست حذف کردند. این کار از دو راه صورت گرفت: نخست در میانه قرن، با ساختن اقتصاد به مثابه فضایی بینابینی که از دل گردش پول فاقد موجودیت مادی و بعضا از طریق به حساب نیاوردن هزینه استفاده یا اتمام انرژی شکل گرفت؛ دوم از دهه 1990، با استفاده از روش‌های مبتنی بر وفور عرضه برای بازنمایی میزان ذخایر انرژی جهان. این روش‌ها بر پایه ترتیبات غریبی قرار دارند که به واسطه آنها دو نهاد محاسباتی کاملا مجزا کار ارزش‌گذاری نفت را با استفاده از روش‌های محاسباتی متفاوت انجام می‌دهند.» (ص 380)
 
کتاب «دموکراسی کربنی» (نفت و قدرت سیاسی در جهان امروز) در 447 صفحه، شمارگان یک هزار و 100 نسخه به بهای 29 هزار تومان از سوی انتشارات ققنوس منتشر شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها