شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ - ۱۶:۵۹
يك منبع براي شناخت «شهرنشيني»

ناصر عظيمي متولد 1333 و فارغ‌التحصيل جغرافياي انساني، بيست سال است كه در مركز مطالعات شهرهاي جديد، به عنوان پژوهشگر مشغول به كار است. او در دانشگاه آزاد، دو درس «برنامه‌ريزي منطقه‌اي» و «جغرافياي فرهنگي-‌ اقتصادي» را تدريس كرده است./

خبرگزاري كتاب ايران‌(ايبنا) ـ رضا شيدا: دكتر عظيمي پنج كتاب ارزشمند دارد؛ «پويش شهرنشيني و مباني نظام شهري»، «برنامه‌ريزي شهري و سرمايه»، «تاريخ تحولات اجتماعي و اقتصادي گيلان»، «شبكه سكونتگاه‌ها در كاربرد طرح ملي» و «جغرافياي انساني و اقتصادي گيلان». كتاب «پويش شهري و...» يكي از كتاب هاي منبع دانشگاه‌ها در رشته جغرافياي انساني است كه در اين گفت و گو به اين كتاب و انگيزه نوشتن آن پرداخته‌ايم.

*شما در مقدمه كتاب نوشته‌ايد: «طي بررسي‌هاي اوليه دريافتم كه در زمينه موضوع مورد مطالعه، هنوز مجموعه‌اي معتبر و دقيق از الگوهاي نظري به فارسي در دست نيست». در واقع منظورتان اين است كه نوشتن اين كتاب يك «ضرورت» و «نياز» بوده؟

*‌*‌ احساس مي‌كردم بايد به مباني نظري دست اول و مهم درباره مباني نظري نظام شهري پرداخت و من بايد آن‌ها را استفاده و معرفي كنم. 

من اين مباحث نظري را در قالب همين كتاب كوچك آورده‌ام و آن‌ها را توضيح داده‌ام؛ به همين دليل اين كتاب به كمبود هائي كه براي دانشجويان رشته‌هاي انساني به ويژه دانشجويان جغرافيا و برنامه‌ريزي بوده ، پاسخ مي‌دهد. پايان‌نامه دكتراي من «نظام شهري» بود، جداي اين دو -‌سه سال در يك پروژه پژوهشي بودم كه در آن پروژه هم نتايج و تجربه‌هاي خوبي به دست آوردم؛ شايد اين دو عامل در كنار هم من را به نوشتن اين كتاب علاقه‌مند كرد؛ خوشحالم كه اين كتاب به عنوان يكي از منابع مقطع فوق ليسانس معرفي مي شود و مورد استفاده است. 

*استفاده از يك «منبع»، شكل‌ها و شيوه‌هاي متفاوتي دارد. وقتي كتاب شما به عنوان يك منبع دانشگاهي معرفي شده؛ دقيقا نحوه استفاده از آن به چه صورتي است؟ 

*‌*در «مفهوم شهرنشيني» نكته اين است كه شهرها در چه مقطعي به وجود آمده‌اند؟ شهر زماني كه بشر به «مازاد توليد» زسيد، معنا پيدا كرد و ايجاد شد؛ يعني با اضافه آمدن بخشي از توليد بود كه نطفه مراكز جمعيت (شهرها) به وجود آمد. زماني كه اين مازاد توليد به وجود آمد، سازمان‌ها و نهادهايي بايد به وجود مي‌آمدند كه آن‌ها را (مازاد توليد را) متمركز كند و اين نهادها سياسي، نظامي و مذهبي بودند، اين نهادها به تمركز اين مازاد توليد كمك كردند؛ شهرها از همينجا پيدا شدند؛ در شهرها به اشكال مختلف سرمايه‌گذاري انجام مي‌شد و اين سرمايه‌گذاري گاه منقول بود و گاه غير منقول و با اين سرمايه‌گذاري‌ها و تمركز سرمايه بود كه كار و اشتغال به وجود آمد. حالا هرقدر كه اشتغال و كار گسترش پيدا كند ،مازاد و سود بيشتري به دست مي‌آيد و شهرها گسترش مي‌يابند؛ در پرتو اين گستردگي است كه دانش و نيرو و ابزار كار هم گسترش پيدا مي كند. به همين دليل است كه در دو دهه اخير در دنيا و ايران شاهد نو شدن ابزار توليد هستيم و اين ابزار توليد به نيروهاي متخصص نياز پيدا مي‌كند. من در كتاب درباره همه اين موارد توضيح داده‌ام و دانشجويان از همين نكات استفاده مي‌كنند. 

*‌ يعني قبل از شما كسي به اين موارد اشاره نكرده بود؟! 

*‌*‌ هر كس از منظر خودش و با توجه به تجربه و دانشي كه دارد كتاب مي‌نويسد يا از يك كتاب استفاده مي‌كند. هدف من اين بود كه مخاطب كتاب «پويش شهرنشيني و...» به پاسخ‌هايي براي اين پرسش‌هاي كلان برسد: اساسا شهرها چطور پيدا شده‌اند؟ پويش شهرنشيني چه مراحلي را پشت سرگذاشته؟ اين مراحل در كشورهاي جهان سوم و در كشورهاي صنعتي چطور بوده؟ و اين كه در حال حاضر با چه فرايندي از تمركز جمعيت روبه‌رو هستيم؟ ما در دنيايي هستيم كه بشر از روستاها خسته شده و علاقه‌مند است در جايي متمركز باشد. شايد براي شما جالب باشد اگر بدانيد الان در كشورهاي صنعتي و پيشرفته با فرايندي روبه‌رو هستيم به نام «شهر گريزي!» و آدم‌هايي در اين كشورها هستند كه به دلايل سن و سالي و شغلي، پايبندي و اجبار خاصي براي ماندن در شهرها ندارند و به روستاها بر مي‌گردند! خب پس شما به عنوان محقق بايد هر دو را توضيح بدهيد، هم «خستگي از روستا و ميل به تمركز» و هم «شهر گريزي» را. 

*پاسخ شما تا حدودي قانع كننده است؛ اما هنوز هم برايم سوال است كه نحوه استفاده از كتاب شما در دانشگاه‌ها، دقيقا چطور است؟ و اين كه آيا شما در اين كتاب به نكاتي اشاره كرده‌ايد كه مثلا در دانشگاه‌ها مورد غفلت بوده؟ 

*‌*نظريات و تئوري‌هايي كه در اين كتاب هست، قبلا هم بوده، اما به شكلي پراكنده. من همه نظريات و تئوري‌هاي شهرنشيني و اقتصادي شهري را با منطق مشخصي كنار هم قرار داده‌ام؛ كنار هم نشيني اين نظريات، درك و فهم درستي از فرايند شهرنشيني و شكل گرفتن شهرها به ما مي دهد. در بخش اول شهرنشيني و الگوهاي آن را مطرح و در بخش دوم، شبكه و نظام شهري را بررسي كرده‌ام. جمع‌بندي حرفم اين است كه من نظريات پراكنده در مبحث شهرنشيني را كنار هم آورده و به آن انسجام داده‌ام؛ به همين دليل مخاطبان و دانشجويان نكات تازه و عميق‌تري را درباره «نظام شهرنشيني» كشف و درك مي‌كنند. 

*‌ شما در اين كتاب، مبحث «وابستگي» را مطرح مي‌كنيد؛ آيا اين نظريه هنوز جواب مي‌دهد؟ 

*‌*مدل «نظام جهاني» يا همان «bordsistem» كه «اشتاين» مطرح كرد، در سال هاي دهه 50 تا 70 به عنوان يك معجزه و كشف جديد! مطرح شد؛ «نظام جهاني» نظريه توسعه بود و «فرانك» و «كاتوز» و «سميرامين» به آن برد بيشتري دادند. پرسش اصلي اين نظريه، توسعه يافتن يا توسعه نيافتن بود؛ شارحان اين نظريه مي‌گفتند كشورهاي سرمايه‌داري براساس يك رابطه استثماري با كشورهاي جهان سوم، رفتار مي‌كنند. در واقع آن‌ها بستري را فراهم مي كنند كه امكان انباشت سرمايه در كشور جهان سومي نباشد، با توضيحاتي كه دادم اين نظريه بر اين استوار بود كه در شرايط «وابستگي» كشورهاي جهان سومي به كشورهاي صنعتي، سرمايه در اين كشورهاي رده سومي رسوب نمي‌كند و در نتيجه عقب مانده مي‌شوند؛ اما در دهه 80 و 90 اين نظريه تبديل به ضد خودش شد! يعني كشورهايي مثل كره، سنگاپور، تايوان و هنگ‌كنگ، كه وابسته به كشورهاي سرمايه‌داري بودند، توسعه يافته شدند. در واقع آن‌ها با جذب سرمايه خارجي و صدور كالا در يك بازار جهاني (نه منطقه‌اي) بستري فراهم كردند كه تكنولوژي روز را به كشورشان وارد كنند؛ چون بازار جهاني كه خريدار كالاي آن‌ها ست به كيفيت كالا احتياج داشت، بنابراين سرمايه‌گذار مجبور شد كه تكنولوژي روز را در اختيار آن‌ها (سنگاپور و تايوان و...) قرار بدهد. بنابراين نظريه نظام جهاني و مبحث «وابسته نبودن» ديگر كارايي و كاربرد ندارد؛ چون الان نمونه‌هايي مثل تايوان و هنگ‌كنگ اين فرضيه را شكسته اند. 

*كتاب جديدي در دست چاپ داريد؟ 

*‌*كتاب «جغرافياي انساني و اقتصادي گيلان» را در دست چاپ دارم كه در مجموعه صد جلدي «دانشنامه گيلان» چاپ مي‌شود. 

چاپ اول كتاب «پويش شهر نشيني و مباني نظام شهري» به تازگي توسط نشر نيكا منتشر شده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها