دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۰
اسطوره‌ نبرد ايزد باران با ايزد خشكسالي در اساطير كهن ايران

يك پژوهشگر فرهنگ و تاريخ ايران گفت: در منابع كهن ايران باستان روز سيزدهم هر ماه «تيشتر» نام دارد. در اوستا، تيشتر ايزدي قوي و بزرگ است و آن را ايزد باران در نظر مي‌گرفتند. سياره‌اي كه به ايزد تيشتر نسبت مي‌دهند، همان تير يا عطارد است. براي همه اقوام، باران ارزش بسيار داشته و اين يك پديده مردم‌شناسي است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، بهرام روشن‌ضمير، پژوهشگر فرهنگ و تاريخ ايران در نشست تخصصي «بررسي روزها در گاه‌شماري باستاني» گفت: در گاهشماري كهن ايران، ماه سي روز بود و هر روز به نامي خوانده مي‌شد. روز نخست به نام خداوند بود و «اورمزد» نام داشت. شش روز ديگر به نام امشاسپندان (:جاودانگان مقدس) ناميده مي‌شد و عبارت بودند از وهومن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمذ، خورداد و امرداد. 

روزهاي بعد به نام ايزدان نامگذاري مي‌شد. روز هشتم «دي بآذر»، روز نهم «آذر»، روز دهم «آبان» و روز يازدهم «خور» نام دارد. خور يا «هور» هر دو به معني خورشيد است. «شيد» به معناي تشعشع و نور است. پس خورشيد مترادف با شيد است. گروهي به نادرست خورشيد را با «مهر» يكي مي‌گيرند، در حالي كه اين دو يكي نيستند. 

روشن ضمير يادآور شد: مهمترين دليل آن هم اين است كه در اوستا دو «يشت» جداگانه داريم يكي «مهر يشت» و ديگري «خورشيد يشت». همين دليلي بر دوگانگي خورشيد و مهر است. حتي در «خرده اوستا» نيز اين دو جداي از هم دانسته شده و دو نيايش «خورشيد نيايش» و «مهر نيايش» آورده شده است. 

وي افزود: خورشيد از روزگاران باستان در نزد آدميان پرستش مي‌شد. آدمي خورشيد را محرم راز خود مي‌دانست و آن را برتر از هر چيز ديگر فرض مي‌كرد. به همين دليل است كه در نزد تمام اقوام متمدن، دوره‌اي از خورشيدپرستي را مي‌توان پيدا كرد. آشوري‌ها به خورشيد «شمش» مي‌گفتند و يونانيان آن را «هليوس» مي‌ناميدند و رومي‌ها «آپولون» يا «ژوپيتر» مي‌خواندند. در ايران نيز خورشيدپرستي وجود داشته است اما چون ايرانيان بسيار زود توسط اشو زرتشت با يكتاپرستي آشنا شدند، دوره خورشيدپرستي آنها كوتاه بود. 

روز دوازدهم «ماه» نام گرفته است. ماه نيز پس از خورشيد بسيار محبوب بود. هر چند سود و ارزش آن قابل مقايسه با خورشيد نيست. كساني كه در روز به خورشيد نماز مي‌بردند، شب‌ها نيز ستايشگر نور ماه بودند. در كتاب «بندهش» داستان زيبايي از اسطوره‌اي وجود دارد كه ارتباط ميان ماه و جانداران را نشان مي‌دهد. 

«تشتر» اسطوره‌اي ايزد باران در اساطير ايران
وي افزود: روز سيزدهم «تيشتر» نام دارد. در اوستا، تيشتر ايزدي قوي و بزرگ است. آن را ايزد باران در نظر مي‌گرفتند. سياره‌اي كه به ايزد تيشتر نسبت مي‌دهند، همان تير يا عطارد است. براي همه اقوام، باران ارزش بسيار داشته است. اين يك پديده مردم‌شناسي است. در اسطوره‌ها داستان زيبايي آمده است كه در آن تيشتر، ايزد باران، با ايزد خشكسالي، «اپوش»، مبارزه مي‌كند و با كمك ايزد آذر و ايزد بهرام او را شكست مي‌دهد. ابرهاي سياه و سفيدي هم كه در آسمان پديدار مي‌شد، نشانه‌اي از نبرد اين دو ايزد مي‌دانستند. آذرخش و صاعقه را هم سلاح ايزد تيشتر فرض مي‌كردند. صدايي كه از برخورد ابرها پديد مي‌آمد، نعره ايزد اپوش و نتيجه شكست او بود. 

روز چهاردهم «گئوش» خوانده مي‌شد. اين واژه از «گئوش اورون» اوستا گرفته شده است. گئوش اورون به معناي «روان آفرينش» يا «روان هستي» است. واژه‌هاي گيتي، گيهان و گاو از همين ريشه مي‌آيند. گاو به معناي همه موجودات سودمند است. روز پانزدهم «دي بمهر» ناميده شده و اين روز را تعطيل مي‌كردند. البته در ايران باستان چيزي به نام هفته وجود نداشت و طبعا تعطيلي آخر هفته نيز در تقويم آنها نبود. 

اگر منطقي به گاهشماري‌ها نگاه كنيم مي‌بينيم كه هفته برهم زننده سامان سال است و در هيچ نظم و ترتيبي نمي‌گنجد. حتي در دنياي امروز هم مي‌دانند كه هفته ناكارآمد است. در ايران باستان جشن‌هاي متعدد ساليانه داشته‌ايم و ديگر لزومي نداشت كه تعطيلي ديگري شبيه به تعطيلي آخر هفته را هم به آن اضافه كنند. 

«مهر» در كهن‌ترين نوشته‌هاي ايراني و هندي

وي افزود: روز شانزدهم «مهر» است يا همان «ميترا». در كهن‌ترين نوشته هندي‌ها، «ريگ ودا»، ميترا به معناي دوستي آمده است اما در اوستا به معناي پيمان است و نگاهبان خانمان كشور آريايي و پشتيبان جنگ‌جويان. برعكس آنچه مي‌نويسند، ميترا «نر» نيست و جنسيت ندارد. در هيچ كجاي «مهر يشت» به نرينگي ميترا اشاره نشده است. در هزاره يكم ميلادي بود كه مردسالاري اوج گرفت و ميترا را هم نرينه دانستند. در ادبيات پس از اسلام، مهر هم به معناي دوستي آمده است و هم به معني پيمان. 

«سروش» نام روز هفدهم است. در مورد سروش اختلاف نظر وجود دارد. گروهي آن را امشاسپند هفتم مي‌دانند. داوري آنها چندان بي راه نيست. سروش از كليد واژه‌هاي بسيار مهمي است كه در گات‌هاي زرتشت آمده است. اما در سنت زرتشتي، سروش، ايزد است. در ضمن، سروش نماد فرمانبرداري و شنوايي انسان از نيروهاي دروني است. سروش از معدود واژه‌هايي است كه در ايران پس از اسلام هم به كار رفته است و در ادبيات فارسي فراوان آورده شده است. 

روز هجدهم «رشن» است و با دادگستري ارتباط دارد. رشن همكار ايزدان مهر و سروش و اشتاد است. روز نوزدهم «فروردين» است. اگر ماه را به چهار بخش تقسيم كنيم، چارك نخست با فلسفه و حكمت گات‌ها ارتباط دارد، چارك دوم اشاره به دگرديسي و تغييرات ذهني ميان انديشه‌هاي آريايي و انديشه زرتشت است، چارك سوم آميختگي باورهاست و چارك چهارم تكميل دين است. در اوستا براي فروردين، يشت جداگانه‌اي آورده شده است. 

«نيولي» اوستاشناس ايتاليايي محاسبه كرده است كه «فروردين يشت» 200 سال پس از گات‌ها سروده شده است و زمان آن به 900 ميلادي بازمي‌گردد. ما در «فروردين يشت» با فلسفه «فروهرها» مواجه مي‌شويم. فروهر را نبايد با روح يكي گرفت چون روح ممكن است كه پليد بشود اما فروهر هميشه پاك مي‌ماند. 

بيستمين روز «بهرام» يا همان «ورثرغنه» اوستا نام دارد. معناي آن تقريبا پيروزي و «زدن» است و ايزد جنگ به‌شمار مي‌رود. به همين دليل بود كه پيشينيان، جنگ را در روز بهرام آغاز مي‌كردند. آتش مقدس را از آن جهت بهرام مي‌گفتند كه او به كمك تيشتر مي‌آمد و صاعقه را پديد مي‌آورد. اما استاد پور داوود اعتقاد دارد كه آتش بهرام يعني آتش پيروزي. 

روز بيست و يكم «رام» نام داشت. در «رام يشت» از باد سخن گفته مي‌شود اما رام با باد يكي نيست. روز بيست و دوم «باد» و روز بيست سوم «دي بدين» است. «دي» از واژه «دئو» گرفته شده است. روز بيست و چهارم «دين» خوانده مي‌شود. از واژه «دئنا» به معني وجدان آمده است. روز بيست و پنجم «ارد» است كه از «اشا» و «اشي» به معني راستي گرفته شده است. روز بيست و ششم نيز «اشتاد» ناميده شده. خويشكاري اين ايزد بيشتر به پس از مرگ بازمي‌گردد. 

روز بيست و هفتم «آسمان» و روز بيست و هشتم «زامياد» ناميده شده است. زامياد به معني زمين است و نشان از اهميتي دارد كه ايرانيان براي زمين قائل بودند. روز بيست و نهم هم «مانتره اسپند» است. بهتر است آن را «مانسپند» بدانيم تا هم معني «كلام مقدس» را بدهد و هم معني «خانه مقدس» را. سرانجام روز آخر «انيران» ناميده مي‌شد. درباره معناي آن خيلي نمي‌توان بحث كرد. در هر حال انيران به معني غير ايرانيان است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها